چهارشنبه, ۱۲ شوال ۱۴۴۱هـ| ۲۰۲۰/۰۶/۰۳م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

اولادهای‌تان را از هفت سالگی به نماز امر کنيد!

از عمرو بن شعيب، از پدرش و از جدش رضی الله عنه روايت است که، رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود:

«مُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلَاةِ لِسَبْعٍ، وَاضْرِبُوهُمْ عَلَيْهَا لِعَشْرٍ، وَفَرِّقُوا بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ» (رواه ابوداود)

ترجمه :در هفت سالگی فرزندان‌تان را به خواندن نماز دستور دهيد و در سن ده سالگی (به خاطر نافرمانی در ترک نماز) آن‌ها را بزنيد و بستر خواب‌شان را از هم جدا کنيد.

شرح حدیث

مرحله‌ی طفوليت يک مرحله‌ی بسيار مهم در زندگی طفل محسوب می‏گردد که در آن اساس شخصيت طفل تکميل گرديده و متوجه مفاهيم و افکاری می‏شود که در آينده با آن روبه‌رو می‌شود، يا نيک‌بخت می‏شود يا هم بدبخت. بعضی اوقات افرادی را با سن بزرگ در کارهای ناروا می‌بينيم که از خود می‌پرسيم چگونه اين امر از او سر مي‌زند؟ ليکن اين جای تعجب نيست اين همه از بی‌توجهی و عدم ادای مسووليت در قبال اولادها می‌باشد. برای مربيون و پدرها لازم است تا در تربيه و برخورد با اولادهای‌شان هنگام مشاهده‌ی خطاء و اشتباه از اساليب، امکانات و روش‌های مطلوب استفاده نمايند. عجيب است بعضی از پدرها مشاهده می‌شود که به خاطر سعادت و کاميابی اولادهايش هميشه مصروف جمع‌آوری مال دنياست، از عادات بد و اخلاق نادرستی‌که اولادش به آن مبتلاء است، نماز نمی‌خواند، قرآن را نمی‌فهمد، پدر به اين امور اصلاً توجه ندارد.

ای مسلمانان!

پيرامون تربيه اولاد، در گام نخست بايد برای‌شان مسائل مهم عقيده فهمانده شود، تا اهميت عقيده در نفس‌های‌شان متبلور شود و بعد نماز برای‌شان تعليم داده شود و بعداً اخلاق اسلامی برای‌شان گفته شود؛ بنابراين، الله سبحانه‌وتعالی در ذمه‌ی هرشخص مسووليت‌هايی را گذاشته است؛ چنان‌چه رسول الله صلی الله عليه وسلم می‌فرمايد: (همه‌ی شما مثل چوپان مسوول زيردستان خود هستيد)، بادرنظرداشت اين حکم شرعی و حقيقتی‌که موجود است، پرسش‌گونه از مسوولين می‌پرسيم: پدر زمانی صبح می‌نمايد چگونه در مورد زيردستانش ادای مسؤليت می‌نمايد؟ پسران چگونه ادای مسؤليت می‌نمايند؛ درحالی‌که پدر در چنين حالتی قرار گرفته که مسؤليت خود را نمی‌داند؟ مثال مشهور است، کسی‌که چيزی ندارد چگونه به کسی چيزی بدهد، آن پدری‌که مسؤليت خود را نمی‌داند چگونه می‌تواند پسرش را به نماز امر کند و او را به خاطر ترک آن محاسبه نمايد؛ درحالی‌که خود او نياز به اين دارد که کسی او را رهنمايی کند و دستش را بگيرد. در شرايط کنونی انترنت، فيسبوک و... دامن‌گير جوانان گرديده که از آن رهايی ناممکن شده است؛ طوری‌که آن مسکين‌ها در آن وقت خود را سپری می‌کنند، نمی‌دانند که نماز نخوانده‌اند و کتاب الله "قرآن" را هم باز نکرده‌اند، که چنين حالتی برای مسلمان بسيار تعجب‌آور و جای تأسف است.

بلی! دور شدن احکام اسلام از واقعيت زندگی، امت را مثل چهارپايان گردانيده است که به جز اندکی ديگر همه بدون دانايی، فکر و مسؤليت‌پذيری زندگی می‌کنند. اين همه در نبود همان راعی (مسؤلی) است که فضای دانايی، فکر و ايمان را برای امت آماده می‌سازد؛ پس ايجاد چنين راعی (مسؤل) از مهم‌ترين و بزرگ‌ترين اعمال محسوب می‌گردد "که به ايجاد آن همواره تلاش بايدکرد."

يا الله! ما را با آمدن خلافت راشده بر منهاج نبوت که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفيد بگردان.

اللهم آمين!

ادامه مطلب...

مطالبۀ حق به اساس قوانین وضعی

  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام‌علیکم‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

قوانین مربوط به کارگر، کار فرما را مکلف ساخته تا حقوق کارگر را به صورت کامل بدهد؛ ولی در بحران کار امروز و حرص کارفرمایان، حقوق کارگر ضایع شده و کارگران نمی‌توانند که حق خود را حصول کرده؛ بلکه گاهی مجبوراند که از طریق قوانین حاکم حقوق‌شان را به دست آورند؛ قوانینی‌که حق‌شان را تصریح کرده است. حالا سوال این است که هرگاه کارگر ظلم و حق تلفی را از طرف کارفرما احساس کرد، جائز است که به قانون تصریح شدۀ وضعی مراجعه نماید؟ ربحی ابو معاذ

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌و‌رحمت‌الله‌وبرکاته!

شما از حکم مراجعۀ کارگر برای حصول حق‌اش از طریق قوانین وضعی سوال نمودید.

جواب این است که مراجعۀ کاگر به هدف حصول حق و دفع ظلم به قوانین وضعی مطابق به شریعت جائز است؛ یعنی به شرط این‌که حق کارگر و ظلم بالای آن از نظر شریعت ثابت باشد؛ پس حقی‌که از نظر شریعت حق نباشد، حصول آن جائز نیست. بناءً هرگاه چیزی‌که از لحاظ شرعی حق پنداشته نشود؛ اما مطابق قانون وضعی حق باشد، مطالبۀ چنین حقی برای کارگر جائز نبوده؛ اما درصورتی‌که از منظر قانون وضعی و در عین حال از نظر شریعت اسلام حق پنداشته شود، مطالبۀ چنین حقی برای کارگر جائز می‌باشد.

به گونۀ مثال: کسی‌که به خاطر بیان کلمۀ حق، مورد ظلم قرار گرفته و به زندان می‌افتد، اسلام از چنین شخصی دفاع کرده و از زندان آن را بیرون می‌کند؛ بناءً برای چنین شخصی جائز است که به کسی مراجعه کرده تا از آن دفاع نموده، ظلم را از سرش برطرف ساخته و از زندان آزادش سازد.

مثال دیگر: کسی‌که مال‌اش مورد سرقت قرار می‌گیرد، اسلام مال مسروقۀ آن را برایش بر می‌گرداند. پس برای چنین شخصی جائز است تا به کسی مراجعه کرده تا از حق‌اش دفاع نموده و مال مسروقه‌اش را به دست آورد.

و یا مثال دیگر: کسی‌که خانه‌اش را برای شخص دیگری به طور قسط به فروش رسانده و مشتری قسمتی از قیمت خانه را پرداخته؛ ولی از پرداختن قسمتی دیگر قیمت خانه خودداری و یا انکار می‌کند، این درحالی است که در خانۀ خریده شده می‌نشنید و یا آن را تحت تصرف خود در می‌آورد، اسلام در این صورت حق بائع را از مشتری می‌گیرد. بناءً برای چنین شخصی جائز است که با کسی‌که قیمت خانۀ آن را می‌گیرد، مراجعه کند.

به همین ترتیب کارگری‌که به اساس قرارداد مشخصی در بین او و کارفرما به معاش معینی کار می‌کند و کارفرما از معاش آن کم می‌کند، اسلام کارفرما را مکلف ساخته تا معاش کامل کارگر را پرداخت کند؛ در این صورت برای کارگر نیز جائز است که به شخصی‌که از حق آن دفاع کرده و حق آن را حصول کند، مراجعه نماید؛ یعنی هرگاه حق شرعاً ثابت باشد و چنین حقی از کارگر منع شود، برای کارگر جائز است که در پیشگاه قضاء حاضر شده و به خاطر حصول حق خود مراجعه کند. اما در صورتی‌که حق در قانون وضعی ثابت دانسته شده؛ اما مخالف شرع باشد در این صورت برای کارگر جائز نیست که در نزد قاضی مراجعه کرده و خواهان چنین حقی گردد. به گونۀ مثال: کسی‌که به اساس یک عقد باطل در یک شرکت سهامی سهم‌دار بوده و در وقت تقسیم سهام سودی متوجه می‌شود که یک مقدار از سهم‌اش که به اساس سود و ربا به دست آمده است کم می‌باشد، در چنین حالتی جائز نیست که به خاطر حصول چنین سهمی به قاضی مراجعه کند؛ هرچند که در قانون وضعی این سهم به عنوان حق ثابت باشد؛ زیرا این شرکت از اساس باطل بوده و مفاد که از چنین شرکتی حاصل می‌شود نیز شریعت آن را نمی‌پذیرد، برای مسلمان لازم است که از چنین شرکتی بیرون شود.

و یا به گونۀ مثال: کسی‌که مال خود را به هدف به دست آوردن سود در بانک گذاشته تا فائدۀ مشخصی را به دست آورد؛ اما زمانی‌که بانک کم‌تر از مفاد توافق شده برای آن پرداخت می‌کند، برای چنین شخصی جائز نیست که برای حصول این سود که در قانون وضعی به عنوان حق شناخته شده؛ ولی مخالف شرع است به قضاء مراجعه کند؛ زیرا این سود موافق قوانین سودی بانک به عنوان حق شناخته شده؛ ولی خلاف شرع می‌باشد و برای مسلمان لازم است که این معاملۀ سودی را با بانک لغو کند.

خلاصه این‌که هرگاه حقوق مطالبه شدۀ کارگر که به اساس قوانین وضعی حق بوده، به اساس شریعت نیز حق شناخته شود و یا از جمله عقودی باشد که مخالف شریعت نباشد، در چنین حالتی برای کارگر جائز است که این حق را مطالبه کند؛ اما هرگاه حق مطالبه شده تنها به اساس حقوق و قوانین وضعی حق پنداشته شده؛ ولی از نظر شریعت اسلام حق نباشد، برای کارگر جائز نیست که در چنین حالتی برای حصول این حق به قضاء مراجعه کرده و یا آن را بگیرد.

امیدوارم که در همین حد برای جواب سوال شما کافی باشد، الله سبحانه و تعالی عالم‌تر و در همه چیزها با حکمت‌تر است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

 

ادامه مطلب...

نظامیان تروریست هندو رهبران مجاهدین کشمیری را به شهادت می‌رسانند، اما رژیم بجوا-عمران ضمن این‌که به هندوها کمک نمود، با قساوت از تجهیز افواج مسلح پاکستان بخاطر حمایت از مسلمانان کشمیری نیز امتناع ورزید!

رییس فرمانده عملیاتی بزرگ‌ترین تنظیم جهادی کشمیر، به‌نام حزب المجاهدین، پس از یک درگیری طولانی‌مدت با نیروهای مسلح دولت تروریست هندو، در تاریخ 6 مه/می 2020م، به شهادت رسید. در یک و نیم ماه اخیر، ارتش تروریست هندو، 36 تن از مجاهدین کشمیری را به شهادت رسانیده اند. رژیم باجوا-عمران مستقیماً درین قساوت و بی‌رحمی دولت هندو مسوول است، زیرا علی‌رغم آن‌که این رژیم خائن به فریاد خواهران و برادران مسلمان مان در کشمیر اشغال‌شده نرسیدند؛ شیران افواج مسلح را با پادگان‌هایش نیز به زنجیر بست. ‏رژیم باجوا-عمران به‌عوض این‌که افواج مسلح ما را تجهیز کند تا مسلمانان کشمیر را آزاد نماید، لیکن این رژیم خائن به نریندرامودی کمک می‌نماید تا کشمیر اشغال‌شده تحت حاکمیت هندو‌ها دفن شود! بدتر این‌که رژیم می‌خواهد بخاطر هم‌چو خیانت‌اش بر شعله آتش عصبانیت مسلمانان خاکستر بیندازد. بنابر این، رژیم به مسلمانان ندا زد و خواست تا به مدت نیم ساعت بخاطر حمایت مسلمانان کشمیری در یک تظاهرات و گردهمائی اعتراضی بایستند و هم‌چنین از دست‌اندرکاران استعمارگر؛ مانند سازمان ملل در واقع طاغوت امروزی درخواست کمک کرد، هرچند رژیم پاکستان به خوبی می‌داند که سازمان ملل یک ابزاری‌ست تا هژمونی کفار را بالای مسلمانان استقرار نماید.

رژیم بجوا-عمران در این شرایط وخیم در پیامد کووید-19 هنوزهم آماده‌ست تا تریلیون‌ها روپیه پول را برای مالکان "تولیدکننده‌گان مستقل انرژی(IPPs) و وام‌های سودی را به بانکداران کپیتلست پرداخت نماید، اما هنگامی‌که از رژیم خواسته شود تا علیه ارتش تروریستی هندو نبرد را آغاز نماید و کشمیر را آزاد کند، این رژیم ضعف اقتصادی را من‌حیث یک بهانه پیشکش می‌نماید. این رژیم خائن در قالب برآورده نمودن مطالبات و خواست‌های نامشروع "گروه ویژه اقدام مالی(FATF)"، تیشه به زیربناهای جهادی کشمیری زده و خطوط تدارکاتی کلیدی برای حمایت مجاهدین کشمیری را قطع نمود و در نهایت مجاهدین کشمیری را در مقابل ارتش ظالم و تروریست ضعیف‌‌شده هندو تنها رها کرد. پرده‌ی ‏غداری این حکومت در مقابل اهل کشمیر، آن‌گاه که عمران خان به‌طور عام اعلان نمود: "هرکسی‌که برای کمک و یاری مردم کشمیر بشتابند، با آنان به‌طور دشمن برخورد خواهد شد"، به‌طور واضع برچیده شد.‌ ‏

بناءً از یک جانب این حکومت افواج مسلح شجاع ما را به حرکت نمی‌آورد، حال‌آن که از جانب دیگر به تمامی راه‌های مددرسانی و حمایوی مجاهدین کشمیری نیز ضربه وارد می‌کند. این رژیم با نعره‌های بلند، مودی را فاشیست خطاب می‌کند؛ لیکن عملاً به نقش قدم‌های خائنین تاریخ مانند میر جعفر و میر صادق کردار بازی می‌کند تا بتواند تحریک آزادی مجاهدین کشمیری را از بین ببرد. ‏رژیم خائن بخاطری این‌که از خیزش مردمی پاکستان بخاطر حمایت از مسلمانان کشمیری جلوگیری کرده بتواند، حتی خبر شهادت ریاض نائیکو را در رسانه‌های داخلی پنهان نمود و و بر قضیه‌اش پرده افگند.

ای افواج مسلح پاکستان!

تمام صورت‌حال و وضعیت در پیش چشمان‌تان قرار دارد. هنگامی‌که پرویز مشرف بالای افغانستان راه مصلحت را پیش گرفت، در همان زمان او دلیل آورد که توسط همین طرح ما می‌توانیم قضیه کشمیر را حل و اسلحه اتومی پاکستان را حفظ کنیم. ‏بدین ‌سان، به امریکا اجازه داده شد تا در سرحدات مغربی مان حضورش را با ایجاد پایگاه‌های نظامی‌اش حفظ کند. این امر توسط خاموشی شما تحقق یافت.

ای افواج! با خاموشی اختیار نمودن شما، حکومت‌های مشرف-جمالی، کیانی-زرداری و راحیل-نواز تشویق شدند تا قدم به قدم در مسیر مصلحت‌ نمودن بر قضیه کشمیر راه بروند. ای افواج! اکنون امروز به شما این مسئله مانند روشنی آفتاب واضیح شده باشد که رژیم بجوا-عمران کشمیر را به دولت هندو فروخته است. ‏نیروهای تروریستی هندو در حال نابود کردن زیربناهای جهادی باقی‌مانده در مقابل شما است، ولی  نخست وزیر بزدل پاکستان جهان را از خطر "عملیات جنگی بیرق کاذب هند" می‌هراساند تا مبادا جنگ در نگیرد که در نهایت هند بالای کشمیر حمله خواهد کرد، که فعلاً عمران خان ادعا دارد که در حال مانع شدن هم‌چو یک حادثه است. ای افواج! حجت تمام شده است؛ اگر شما این‌گونه محض تماشاچی خاموش بمانید، بعداً شما در آخرت در حضور الله سبحانه وتعالی مانند مددکاران دولت ظالم هندو و حکمرانان خائن پاکستان، از قبر بیرون خواهید شد. حرکت کنید! بخاطر رضای الله به سوی قضیه کشمیر تجهیز شوید و  تخت پادشاهی این حکمرانی‌که پاهای شما را در زنجیز بسته اند، نابود کنید و نصرت تان را برای حزب التحریر بخاطر تأسیس مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت عطاء نمایید تا در نهایت با یک خلیفه‌ای بیعت تان قایم شود که او بتوانید شما را در جهاد آزادسازی کشمیر رهبری نماید. ‏برای تأسیس خلافت به پیش حرکت کنید و نه از غرب بترسید و نه هم تشویش کنید، زیرا نزدیک است تا جنازه غرب در اوراسیا بلند شود، طوری‌که اقتصادش توسط ویروس کرونا تباه شده است. ‏هندو‌های بزدل در حدی نیستند که بخاطر کشمیر به جنگ هستوی دست بزنند.

ای افواج! شما کلمه‌ گوی " لااله الا الله محمد الرسول الله" هستید! شما باید برای حصول فتح یا شهادت، حرکت کنید. بدانید که غیر از اسلام هیچ چیزی در دنیا به ما عزت بخشیده نمی‌تواند و هیچ سپری برای مسلمانان نخواهد بود؛ مگر دولت خلافت اسلامی. ای افواج! حرکت کنید و تجهیز شوید! این امت مسلمه به‌خصوص مسلمانان کشمیر چشم به راهی شما هستند تا آنان را از چنگ تجاوزگران و ظالمان جنات دهید!

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ...﴾

[أنفال: 24]

ترجمه: ای مؤمنان! فرمان الله را بپذيريد و دستور پيامبر او را قبول كنيد؛ هنگامی‌كه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی (مادی و معنوی و دنيوی و اخروی) بخشد...

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

حزب‌التحریر تهدید رو به رشد نه؛ بلکه دعوتِ خیر و چشم امید امت است Featured

دیده‌بان اروپایی برای رادیکالیزم (European Eye on Radicalism) نوشته‌ی را تحت عنوان: «حزب‌التحریر: تهدید رو به رشد در افغانستان» به تاریخ 27 می 2020 به نشر رسانده است. نویسنده از روش منفعلانه‌ی دولت افغانستان در قبال دعوت حزب انتقاد نموده و پیشنهاد کرده که مقامات افغان باید تهدید حزب‌التحریر را جدی بگیرند؛ زیرا نفوذ حزب در مناطق شهری و دهاتی افغانستان در حال گسترش است و به یک تهدید کلان برای حکومت مبدل می‌شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان بعد از مطالعه دقیق نوشته، نکات آتی را پیرامون آن قابل ذکر می‌داند:

نوشته نه به یک تحقیق می‌ماند و نه هم به یک مقاله رسانه‌یی که دارای منابع، مأخذ و نقل قول باشد؛ بلکه نویسنده در یک نوشته پراگنده تلاش نموده تا با آوردن افواهات و معلومات ناقص و یک‌جانبه به زعم خودش از خطر حزب هُشدار دهد. طوری‌که نویسنده حتی در موضوعات بسیار ساده و ابتدایی در مورد حزب، دچار خطا شده است.

چنانچه نویسنده در نسخه اول این گزارش نوشته بود که «حزب التحریر در سال 1952 در افغانستان تأسیس شده» که بعداً آن را براساس منبعی تصحیح نموده ولی با آن هم سال تأسیس حزب را 1952 نوشته، که هم منبع و هم نوشته تصحیح شده اشتباه می‌باشد. در جایی دیگر ادعا نموده که اگر فعالیت‌های صلح‌آمیز حزب‌التحریر نتیجه ندهد، حزب برای براندازی حکومت‌ افغانستان به جهاد رُو می‌آورد. این دو معلومات ناقص در اول نوشته ثابت می‌سازد که به چه اندازه نویسنده دچار لغزش جدی شده است. حالانکه حزب‌التحریر در سال 1953 در فلسطین بنیان‌گذاری شده و طریقه‌ی آن برای تأسیس خلافت، فکری ـ سیاسی بوده و استفاده از اهرم‌های خشونت‌آمیز را به‌حیث طریقه‌ی تأسیس خلافت ردّ می‌کند.

همچنان نویسنده در مورد رابطه‌ی حزب با سایر گروه‌ها نیز دچار اشتباه ژرف شده و به نقل از منابع ناشناس نوشته است:« فعالان حزب‌التحریر برای انجام ترورهای سیاسی با داعش، القاعده، گروه‌های افراطی در پاکستان و طالبان همکاری می‌کنند.» ادعای ترورهای سیاسی تهمت بسیار بزرگ و بدور از شأن و مبارزه مقدس حزب‌التحریر می‌باشد. هر کسی که اندک معلوماتی در مورد حزب و تاریخ مبارزه‌اش داشته باشد، به‌سادگی به بطلان این ادعا پی می‌برد. حزب به سیاسیون و رهبران امت منحیث یک سرمایه عظیم نگاه می‌کند و تلاش دارد تا با دعوت فکری و سیاسی خویش حمایت آنان را جلب نماید. نویسنده بایست بابت این تهمت از پیشگاه الله سبحانه و تعالی طلب مغفرت نموده و از حزب پوزش بخواهد.

نویسنده در بخش دیگری از نوشته‌اش آورده است: «منتقدان این گروه می‌گویند که حزب‌التحریر به عنوان بازوی فرهنگی داعش و سایر گروه‌های جهادی فعالیت نموده و در افغانستان و سوریه برای داعش سربازگیری و جنگ می‌کند.» این ادعا نیز همانند ادعای قبلی از اساس باطل و خلاف واقعیت مبارزاتی حزب در سراسر جهان می‌باشد. حزب‌التحریر از سال 1953 میلادی بدینسو برای ایجاد تغییرات بنیادی در جهان اسلام مبارزه فکری و سیاسی را آغاز کرد که در آن زمان القاعده، طالب و داعش وجود نداشت. همکاری حزب با داعش و سایر گروه‌های جهادی نیز یک اتهام نادرست بوده که از عدم شناخت دقیق حزب منشأ می‌گیرد. 

تنها از مواردی که در این نوشته مورد تایید ما می‌باشد اینست که حزب‌التحریر در افغانستان رو به رشد بوده و هر آن چیزی را که غیر اسلامی باشد مانند: دموکراسی، نظام فعلی و قانون اساسی افغانستان مردود می‌پندارد. همچنان این‌که حزب ریشه نابسامانی‌های افغانستان را در "حضور" امریکا و رژیم‌های غربی در این سرزمین می‌بیند.

امروزه مردم مسلمان و مجاهد افغانستان به خوبی درک می‌کنند که چه کسی برای افغانستان تهدید جدی است: حزب‌التحریر یا اشغال‌گران امریکایی و متحدین اروپایی‌اش؟ دیگر چهره‌ای اصلی تروریزم غربی که در دو دهه‌ی گذشته افغانستان را به "تابوت‌ستان" مبدل ساخته‌ و ارزش‌ها، مقدسات، حریم خانه‌ها و دارایی‌های مردم را با خطر مواجه نموده‌اند، برای مردم فاش شده است.

چنانچه گراف رو به رشد نفرت مردم از اشغال‌گران غربی و دست نشانده‌های شان و گراف رو به رشد محبوبیت حزب‌التحریر در افغانستان نشان می‌دهد که مردم کدام یکی را  تهدید فکر می‌کنند؟ واقعیت‌ها نشان می‌دهد که امت، حزب را در آغوش گرفته و از آن حمایت می‌کند. چون حزب‌التحریر در پی ایجاد اغتشاش در جامعه و سقوط محض دولت‌ها نیست؛ بلکه حزب برای سلامتی دنیا و آخرت امت اسلامی، از طریق تأسیس دولت خلافت، تطبیق و حمل اسلام به جهان تلاش می‌کند و این امر برای امت ثابت شده است.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

سال‌هاست که می‌گوییم: ای عید به کدام حال برگشتی؟

اما امسال چه می‌توان گفت؟

(ترجمه)

خبر

بعد از گذشت روزها از رمضان، ماه خیر و برکت، ماه مغفرت و ماه نجات از آتش جهنم درحالی با آن وداع می‌کنیم و به استقبال عید سعید فطر می‌رویم که مسلمانان از اعتکاف، نمازهای جماعت؛ از جمله تراویح محروم‌اند و عنقریب که از نماز عید و سنت‌های از قبیل: دید و بازدیدها برای عید تبریکی و اداء صله رحم محروم شوند... اداره فتوای عمومی در اردن ادای نماز عید در خانه‌ را به خاطر شرایط استثنایی و جلوگیری از شیوع ویروس کرونا و حفاظت از صحت مردم مشروع اعلان نمود. (منبع: عمان- الدستور 18/05/2020)

تبصره

از زمانی‌که خورشید خلافت غروب کرد و امت اسلامی اُم فرایض و حامی دلسوز خود را که جان‌شان را از دشمنان محفوظ می‌داشت، از دست دادند، وِرد زبان حال‌شان در رویارویی با روزهای عید سعید فطر و یا عید قربان سخن المتنبی شاعر عرب است که "ای عید به چه وضعیتی برگشتی، به همان وضع سابق یا چیزی جدید به هم‌راه داری"!

سال‌های زیادی می‌گذرد که در آن، عید رنگ، طعم و بوی خوشی نداشته، زمین فاسد گشته، هتک حرمت صورت گرفته و کرامت مرده است. اسیران ما در زندان‌های ظالمانه بسر می‌برند. پناه‌جویان وآوارگان همیشه در سفر اند، هنوز از خستگی سفرشان کاسته نشده که آماده سفر دیگری می‌شوند که سخت‌تر و شدیدتر از سفر قبلی‌شان می‌باشد، که در نتیجه در قایق‌های مرگ، جان‌شان را از دست می‌دهند و عمق دریا مقبره‌شان می‌گردد و یا هم ماه‌ها در دریا سرگردان گشت می‌زنند تا ساحلی را دریابند که برای‌شان اجازه پناهندگی بدهد و اگر چنین شد باید که به زندگی تحقیرآمیز آماده شوند و باز بر حسب وزش باد سیاسی  منتظر لحظۀ بعدی باشند.

در هر عید سازمان‌های مزدور و کثیفی‌که سر شانه‌های ما هستند، برای ما عید سعادت‌مند و خوشی را آرزو می‌کنند. با در نظرداشت گران قیمتی‌های زیاد، کالاهای انحصاری کمیاب، فقر شدید و در عدم دسترسی به کالای خود که نزد دشمن است، چگونه می‌توان سعادت‌مند زندگی کرد؛ درحالی‌که آبرومندانه زندگی کردن تقریباً غیر ممکن گشته است! واقعیتی‌که تغییر نکرده است، و "امشب چقدر مشابه به دیشب است" با هر قدر هم که سیاهی آن زیاد شود، به عنوان مثال؛ فلسطین می‌نالد و خون می‌دهد، مسجد الاقصی اسیر است و رژیم یهود در گمراهی و تکبر خود تداوم می‌بخشد. سرزمین‌های مسلمانان از بدنۀ جهان اسلام جداساخته می‌شود، افغانستان و عراق را امریکا اشغال نموده است و به ظلم و ستم چین نسبت به مسلمانان ترکستان شرقی، ظلم هند نسبت به باشندگان کشمیر و خون‌های جاری در سوریه، یمن و لیبیا که تاهنوز متوقف نشده، نیز می‌توان اشاره کرد.

در حقیقت، امسال در هنگامۀ عید احکام شرعی تطبیق نشده، به استثناء عباداتی مثل: بازدید کردن از یک‌دیگر، اداء صله رحم و حتی ملاقات دوستان! مسلمانان برای استقبال عید امسال آماده‌گی می‌گیرند؛ درحالی‌که از آن احکام محروم‌اند و زبان حال‌شان می‌گوید که: "ای عید، به کدام حال برگشتی؛ به همان وضع سابق یا علاوه بر آن تحریف احکام، قرنطینه، شدت و سختی را به هم‌راه داری"!

 اردوغان رئیس جمهور ترکیه، از ممنوعیت رفت و آمد در تمام ایالات ترکیه خبر داد که از روز شنبه تا به مدت چهار روز در ایام عید سعید فطر اعتبار دارد و به همین ترتیب در سودان، اقلیم کردستان شمالی، عراق و سایر سرزمین‌ها این حکم جاری می‌باشد. اداره فتوای عمومی در اردن ادای نماز عید را نظر به شرایط استثنایی و جلوگیری از انتشار ویروس کرونا به خاطر حفاظت از جان مردم در خانه‌ها جایز شمرد.

رژیم اردن که ادعای مخالفت با حاکمیت یهود بالای مسجد الاقصی را می‌کند، از اداره اوقاف پیرو خود طبق توافق وادی عربا استفاده نمود تا نقشه بسازد که رشته‌های آن را به بهانه‌های صحی و انتشار ویروس کرونا ببافد که به فضل الله سبحانه وتعالی واقعیت این نقشه افشاء شد، فشار گروهای معابد بر محاکم یهود آغاز شد تا اجازه یورش به مسجدالاقصی برای‌شان در روز بیست‌ونهم رمضان داده شود و هم‌چنین تا استره محکمه/دادگاه عالی یهود برای حکومت اشغالگر مهلت دهد که اگر توافق‌نامه‌ای با اردن وجود دارد فاش شود و بعد توافق‌نامه‌ای که بین وزارت امور خارجه اردن و همتای آن که با یک نهاد یهودی برای کمک به حاکمیت فلسطین برای بسته کردن مسجدالاقصی صورت گرفته بود، برداشته و افشاء شد. مفتی حکومت فلسطین تأکید نمود که مسجدالاقصی همین قسم در ایام باقی مانده رمضان و در ایام عید بسته خواهد ماند. حسبنا الله ونعم الوكيل!

اگر عید یک مناسبت دنیوی می‌بود، مسلمانان به آن توجه نمی‌کردند، اما عید از جمله شعائر اسلامی به شمار رفته که نمی‌توان از برگذاری آن سر باز زد، احکام شرعی متعلق به آن را نادیده گرفت و در آن  جلوه‌های خوشی و شادی را ابراز نکرد و این اهداف هرگز متحقق نخواهد شد جز به دست خلیفۀ مسلمانان؛ همانی‌که برای غرب کافر اجازه نمی‌دهد که به سرزمین‌ها و احکام دین مسلمانان مداخله نماید.

بنابر این، باید این عید غم‌انگیز را نقطۀ شروع کار خود برای رسیدن به هدف معین (ازسرگیری زندگی اسلامی تحت سایه خلافت راشدۀ دوم بر منهج نبوت) قرار دهیم تا سرور و شادی اسلامی به عید برگردد و جهان جامع‌ترین حقیقت شرعی و درست را برای اعیاد مسلمانان مشاهد نماید.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾ [رومی: 4-5]

ترجمه:در آن روز مومنان خوشحال می‌شوند، از نصرت الله و او هر که را بخواهد یاری می‌رساند و او شکست ناپذیر مهربان است.  

نویسنده: راضیه عبد الله

مترجم: محمد "مزمل"

ادامه مطلب...

وقتی سکولارها عمامۀ الازهر را می‌پوشند؛ فریب‌کاری تبدیل به منهج می‌گردد!

(ترجمه)

خبر

سایت انترنتی مصراوی به تاریخ (2020 / 5 / 11م) سخنان «احمد کریمه»، استاد شرعیات اسلامی و فقۀ مقارن دانشگاه الازهر را از جریان دیدار او با «وائل الابراشی» در برنامۀ «التاسعه» نقل می‌کند که: جمهور علما بر این تأکید دارند که نماز عید سنت مؤکد پیامبر ما محمد (صلی الله علیه و سلم) است و بر اساس ضرورت می‌شود که به صورت انفرادی اداء گردد. کریمه وضاحت داد که وی در سختی‌های کرونا، نماز را بیست دقیقه بعد از طلوع آفتاب به صورت انفرادی اداء خواهد کرد؛ چون ما در حالت ضرورت قرار داریم، اقدامات وقایوی را به هدف حمایت از صحت هم‌وطنان پیروی می‌کنیم. وی افزود: «حفظ جان از مقاصد شریعت است» و در ادامه برای کسانی‌که به برپایی نماز عید به جماعت فرامی‌خوانند گفت: «این مخالفت از ولی الامری است که فرمان‌برداری از وی واجب شمرده می‌شود.» با اشاره به این‌که بحران سخنرانی‌های اسلامی عبارت از نادانی احکام دین بر اساس کتاب و سنت است.  وی افزود: «هرگاه اجماع وجود داشته باشد، مبنی بر این‌که علتی برای منع موجود بوده و حفاظت صحت مردم را هدف داشته باشد؛ پس چرا عده‌ای به مخالفت آن می‌پردازند، حالا ما قاعدۀ مصلحت عامه را تطبیق می‌کنیم.» در ادامه گفت: «پروردگار ما مصر را از فاشیست‌های دینی نجات دهد! تمام علمای مصری همراه دولت و ولی الامر بوده و برای آرامش شهرها جهت مصلحت وطن دعا می‌کنیم. همراهی ما با ولی الامر، برای کار اصلاحاتی است؛ نه برای کار مصلحتی.» کریمه با تمام شدت بیان داشت که دولت مصر اسلامی بوده و قوانین آن اسلامی می‌باشد، حاکم آن مسلمان بوده که قوانین اسلام را مراعات می‌کند و ما به حقوق اهل کتاب احترام می‌گذاریم، با تأکید بر این‌که: "این‌ها کسانی‌اند که می‌خواهند در مصر شگوفا و مهد تمدن‌ها تفرقه‌اندازی کنند."

تبصره

مصر سرزمین اسلامی بوده که اکثریت باشندگان آن مسلمان‌اند و این حقیقتی است که در آن شکی وجود ندارد؛ اما دولت آن  اسلامی نیست و کسی‌که غیر از این را می‌گوید او دولت اسلامی را نمی‌شناسد و بین دار اسلام و دار کفر، فرق نگذاشته و حتی نمی‌فهمد که اسلام چیست و احکام و قوانین آن چه می‌باشد.

دولت (مصر) به خاطر یک عذر (شیوع ویروس کرونا) اقامۀ نماز عید سعید فطر پیشِرو را به شکل جماعت، منع قرار داد. اراکین آن دولت فراخوان می‌دهند و کریمه از جمله اولین کسانی است که از حکم نماز عید صحبت نموده، دیدگاه شافعیه و حنابله را بر سنت بودن آن بیان می‌دارد و این همان چیزی است که مصراوی نقل کرده که دیدگاه جمهور می‌باشد؛ باوجودی‌که حنابله گفته‌اند نماز عید از فرض‌های کفایه است و حنفیه می‌گویند برای کسی‌که نماز جمعه واجب باشد، نماز عید نیز واجب است. درحالی‌که کریمه بیان نمود که نماز جمعه فرض عین است و دلایل بیان می‌دارد که مسلمان بدون عذر از آن تخلف نمی‌ورزد و ما در این‌جا کریمه و دیگر علمای الازهر را تذکر می‌دهیم که به هیچ حالتی از حالات برای دولت جواز ندارد که از آن منع کند؛ بلکه واجب است که برپا کرده شود و برای آن تدابیر وقایوی گرفته شود؛ چنان‌که در تجمعات دیگر گرفته می‌شود. به واقعیت ما می‌بینیم که این اجتماعات خطر بزرگی در بر دارد که در مساجد نمی‌باشد؛ آن‌چه که ما می‌بینیم در تفریح‌جاه‌ها، بازارها، محافل، اتوبوس‌های نقلیه عمومی، قطارها و متروهای زیرزمینی‌که بسیار ناخوشایندتر از آن چیزی است که امکان دارد در مساجد رخ دهد؛ اما این عمل دولت بیان‌گر جنگ در مقابل اسلام است و گویا کرونا با نماز انتقال پیدا می‌کند؛ نه با تجمعات دیگر!

بدون شک سخن در مورد منع نمازهای جمعه، جماعت و نماز عید به هدف حفظ جان، سخن باطل و بی‌اساسی است که جهت منع مردم از نماز، فاسد ساختن فضای روزه و افطارشان در رمضان و سپس خوشی‌شان به آمدن عید زینت داده می‌شود، این ایام نیز مانند روزهای دیگر می‌گذرد. وای به حال کسی‌که مردم را از نماز باز می‌دارد و ازدحام در وسائل نقلیه را مباح می‌داند. مساجد اماکن پاکی‌اند که جز انسان‌های پاک و با وضو به آن وارد نمی‌شوند، برای عالم الازهر و استاد شرعیات و فقه سزاوارتر این بود، از دولتی‌که به دروغ ادعا دارد که اسلامی است؛ بطلبد تا در عوض خاموشی و مشارکت در بستن مساجد و منع ذکر در آن و سعی در خرابی آن، تدابیر وقایوی لازم را برای حمایت کسانی‌که به مساجد می‌روند اتخاذ کند.

فاشیستی دینی حقیقی عبارت از آن چیزی است که علمای الازهر و اوقاف در مصر به آن پرداخته و خواستار آن‌اند. جهت محکم نمودن نظام حاکم و پاک جلوه دادن تخلف‌های آن کار و فعالیت نموده و به آن جنبۀ شرعی می‌دهند؛ چنین کاری اگرچه بسیار اندک باشد، باز هم بسیار خطرناک است. تمام نظام‌های آن مخالفت‌های واضح با اسلام دارد که از آن‌چه حمل نموده و از آن‌چه تطبیق می‌کنند، واضح می‌گردد. هرگز جواز ندارد رئیس نظامی‌که قوانین غرب کافر را تطبیق می‌کند، ولی الامر شرعی بوده و فرمان‌برداری‌اش واجب شمرده شود؛ بلکه واجب الخلع بوده و مانع تأسیس دولتی است که اسلام را به صورت حقیقی تطبیق می‌کند و آن هم دولت خلافت راشده بر منهج نبوت می‌باشد.

چنان‌که استاد شرعیات گفت: «بحران سخنرانی‌های اسلامی عبارت از نادانی دین است.»؛ پس از کدام ولی الامر صحبت می‌کند؟ چگونه ولی الامر گردیده است؟ چه زمانی امت با او بیعت کرده‌اند؟ به چه چیزی حکم می‌کند؟ (معذرت؛ چنان‌چه گفته که دولت مصر اسلامی و قانون آن اسلامی است) گویا که نمی‌داند اسلام چیست و احکام آن چه می‌باشد و نمی‌داند چگونه تطبیق می‌شود! جناب استاد شرعیات! پس کجاست آن اسلامی که در مصر تطبیق می‌شود؛ درحالی‌که مصر دولت مرزبندی شده‌ای است که آن را قوانین «سایکس پیکو»، مخالف با شریعت تعیین می‌کند و قوانین وضعی غرب در آن حاکم بوده و اسلام نیست، بانک‌های سودی به اجازه، رعایت و حمایت دولت در آن فعالیت می‌کند و قانون آن که خودت ادعا می‌کنی در اولین ماده اقرار می‌کند که مصر دولت مستقل دارای سیادت بوده و در آن نظام دموکراسی حاکم است؛ نه اسلام. با وجود این اصلاً مستقل نیست؛ بلکه پیرو و فرمان‌بردار از نفوذ امریکا است که مزدورانش را از عبدالناصر شروع تا حالا در آن حاکم می‌کند.

جناب استاد شرعیات و تمام علمای الازهر! اسلام تطبیق نمی‌شود؛ مگر در دولتی‌که شریعت آن را قبول کرده باشد، شکل و ساختار آن را تعیین کند و آن دولت خلافت است. دولت مرزبندی شده نبوده و به قوانین «سایکس – پیکو» پای‌بند نیست. هرکس آن را حاکم سازد ولی الامر شرعی بوده و فرمان‌برداری‌اش واجب می‌باشد. رهبری آن برای تمام مسلمانان می‌باشد. حاکمیت آن با بیعت شرعی صحیح صورت می‌گیرد و بالای امت فقط به اسلام حکم می‌کند؛ نه چیز دیگری غیر از اسلام. جناب استاد شرعیات! آیا این موارد به مصر و حاکم آن مطابقت دارد؟! یقیناً که نه! بنابراین، ای علمای مصر و الازهر! برای شما لازم است به خاطر الله سبحانه وتعالی از این نظام بیزاری بجوئید و از ابزار آن برای جنگ بر علیه دین خود و نابود کردن عقیدۀ سیاسی آن نباشید. در میان مردم مانند زندگی سلطان العلماء عز بن عبدالسلام و غیر از آن کسانی‌که در راه الله از ملامت هیچ ملامت‌گری نمی‌ترسیدند، زندگی کنید. با آن‌چه از کتاب و سنت آموختید و آموختاندید، در مسیر آن‌چه که حال‌شان را نیکو گرداند و مردم را به صورت نیکوئی به دین‌شان باز گرداند، رهبران بر حق مردم باشید. به آنان توجه کنید و آنان را به سوی وجوب تطبیق اسلام به صورت کامل و شامل در دولت خلافت راشده بر منهج نبوت متوجه سازید. دست‌های خود را به دست کسانی بگذارید که برای مردم برنامۀ کامل و آماده را برای تطبیق حمل می‌کنند. فرزندان کنانه، مردم و ارتش آن را به آغوش دعوت‌شان و حمل فکرۀشان فراخوانید، شاید الله سبحانه وتعالی نصرت و فتح را نصیب گرداند؛ سپس دولتی تأسیس گردد که خیر و عدل آن تمام مردم جهان را در بر گیرد، آن هم خلافت راشده بر منهج نبوت. ای بار الها، آن را نزدیک گردان نه دور!

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾ (انفال: 24)

ترجمه: ‏ای مؤمنان! فرمان خدا را بپذيريد و دستور پيغمبر او را قبول كنيد؛ هنگامی‌كه شما را به چيزی دعوت كند كه به شما زندگی (مادی، معنوی، دنيوی و اخروی) بخشد و بدانيد كه خداوند ميان انسان و دل او جدائی می‌اندازد (و می‌تواند انسان را از رسيدن به خواست‌ها و آرزوهای دل باز دارد و او را بميراند و نگذارد عمر طولانی داشته باشد كه مهم‌ترين آرزوی دل هر انسان است) و بدانيد كه همگان در پيشگاه الله (سبحانه وتعالی) گرد آورده می‌شويد (و به حساب و كتاب‌تان رسيدگی می‌گردد.)‏

نویسنده: سعید فضل عضو دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه مصر

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

شرط عادل‌ بودن در عقد خلافت

  • نشر شده در فقهی

پرسش

السلام‌عليكم‌ورحمت‌الله‌وبركاته!

یكی از شرایط خلیفه این است كه او باید عادل باشد و ما برای استخراج این حکم از قیاس استفاده می‌كنیم. آیا آیه ذیل نیز می‌تواند به عنوان دلیل برای این شرط استفاده شود؟

﴿وَإِذا حَكَمتُم بَينَ النّاسِ أَن تَحكُموا بِالعَدلِ﴾ (نساء 58)

ترجمه: وقتی‌که بین مردم قضاوت می‌کنید، با عدالت قضاوت کنید.

الله به شما اجر دهد.

پاسخ

وعلیکم‌السلام‌ورحمت‌الله‌وبرکاته!

پرسش شما مربوط به یکی از شرایط عقد خلیفه است که در کتاب‌های ما بیان شده است. در كتاب دستگاه خلافت این‌گونه آمده است، پنجم: "این‌كه خلیفه عادل باشد. درست نیست که خلیفه انسان فاسق باشد. عدالت شرط لازم برای عقد خلافت و ادامه آن است، الله سبحانه‌وتعالی در شاهد بودن تصریح نموده است كه عادل باشد." الله سبحانه‌وتعالی فرموده:

﴿وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ﴾

ترجمه: اهل عدالت را از میان خود به شهادت بگیرید.

پس آنچه‌که بزرگ‌تر از شاهد است، خلیفه می‌باشد، در قدم نخست باید که عادل باشد؛ زیرا اگر عدالت شرطی لازم برای شاهد باشد؛ پس شرط آن برای خلیفه از باب اولی است.

همان‌طور‌ی‌که می‌بینید، موضوع ارتباط به این می‌باشد که خلیفه باید عادل باشد؛ یعنی این‌که عدالت در خلیفه تحقق یابد. بنابراین، این یکی از ویژگی‌های خلیفه می‌باشد. نه تنها این؛ بلکه خلیفه باید به عدالت حکم کند و اختلاف را هم با عدالت جدا کند. چون کافر در میان دو مخالف با وجود کفر و فسق‌اش به عدل فیصله می‌کند؛ درحالی‌که عدل نیست. از همین خاطر استدلال درست و صحیح براین‌که ما ذکر نمودیم، شرط بودن عدالت در شاهد واجب است؛ پس در خلیفه از باب اولی واجب می‌باشد. 

خلاصه این‌که دستیابی به شرط بودن عدالت در خلیفه به معنای عدالت است و بر عدالت حکم می‌کند. دلیل در این‌جا‌ این‌که عدالت در شاهد شرط است، در خلیفه از باب اولی شرط می‌باشد؛ هرازگاهی‌که خلیفه عادل بود، به عدل حکم می‌نماید.

در مورد این‌که استدلال به آیه کریمه به معنای حکم کردن به عدل بوده، لزوماً این به معنای بودن کسی نیست که حکم به عدل می‌نماید و یا این‌که دعوا را به عدل جدا کند و این خودش به معنای عدل نیست. ممکن است که کافر؛ همان‌طوری‌‌که قبلاً ذکر نمودیم بین دو مخالف عدل نماید؛ درحالی‌که این عدل نمی‌باشد؛ بنابراین، قول راجح همانا استدلالی است که ما ذکر نمودیم. الله سبحانه‌وتعالی دانا‌تر وحاکم است.

شایان ذکر است که کلمۀ «حَكَمَ» که عرب آن را وضع نموده است، در لغت عرب و یا به اصطلاح حقیقی زبانی «قضی» به معنی (فیصله) می‌باشد. در لسان‌العرب ذکر شده است که: (والحُكْمُ: العِلْمُ وَالْفِقْهُ وَالْقَضَاءُ بِالْعَدْلِ، وَهُوَ مَصْدَرُ حَكَمَ يَحْكُمُ... قضى: القَضاء: الْحُكْمُ...)؛ یعنی حکم: علم و دانش، فیصله به عدل که مصدر حکم یحکم است. قضی: یعنی حکم و فیصله است. 

هم‌چنان در فرهنگ المحیط ذکرشده که: «حکم» به معنای فیصله بوده و در مختارالصحاح نیز فیصله معنا شده است. اما همین لفظ «حکم» در زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم، خلفاء راشدین و در نزد عرب و بعد از آن‌ها، به معنای ملک و سلطان بوده؛ یعنی این‌که اصطلاح در حقیقت عرفی استفاده شده است.

از همین جهت است که لفظ «حکم» در حقیقت لغوی به معنای قضاء؛ یعنی (فیصله) استفاده شده و در حقیقت عرفِ خاص؛ یعنی در اصطلاح ملک و سلطان استفاده شده است.

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

02 ذوالقعده 1439 هـ.ق.

15 جولای 2018 م.

مترجم: احمد‌جبیر نوری

ادامه مطلب...

انسان‌های کهن‌سال با قلب‌های جوان

از ابوهریره رضی الله عنه روایت است که گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمود:

«لَا يَزَالُ قَلْبُ الْكَبِيرِ شَابًّا فِي اثْنَتَيْنِ فِي حُبِّ الدُّنْيَا وَطُولِ الْأَمَلِ» (رواه‌البخاری)

ترجمه: قلب انسان‌های کهن‏سال در دو چيز هم‌چنان جوان می‏ماند: دوستی دنيا و آرزوی طولانی.

توضیح حدیث

الله سبحانه وتعالی فطرتاً انسان را دوست‌دار دنیا آفریده است و هم‌چنان برای انسان علاقه‌مندی و تلاش در زیادی مال و آرزوهای دنیا را قرار داده است. البته در داشتن آرزوی‌های زیاد ممانعتی نیست؛ در صورتی‌که آن آرزوهای طولانی انسان را از انجام اعمال نیک باز نداشته و در محرمات انسان را واقع نگرداند که آن محرمات عبارت از توجه به سوی دنیا و غفلت از آخرت می‌باشد؛ چنان‌چه ابن حجر در این مورد گفته است: «در آرزوها راز پنهانی وجود دارد؛ زیرا اگر آرزوها نمی‌بود هیچ‌کسی به عیش‌ها و لذت‏ها نمی‌رسید، نفس هیچ‌کسی آمادۀ کار دنیوی نمی‌گردید و آن‌چه مذموم و بد است، غرق شدن در آرزوها و عدم آمادگی به آخرت می‌باشد.»

ای مسلمانان!

ما در زمانه‌ای زندگی می‌نمائیم که بسیاری از مردم توجه به آخرت ندارند؛ چنان زمانی‌که مردم همه دیوانه‌وار در دوستی و تعلق به دنیا مصروف‌اند. این حالتی است که زیاد مردم در غفلت از آخرت به سر می‌برند و به سوی همین زندگی دنیا علاقه‌مند هستند؛ درحالی‌که ما فراموش کرده‌ایم که در مسیر سفر به سوی جنت قرار داشته و در این‌جایی‌که زندگی می‌نماییم در حال خارج شدن هستیم؛ پس این دنیا به منزله‌ی یک ایستگاه است که بعضی‌ها از این مسیر به سوی جنت رفته و عده‌ی دیگری به سوی دوزخ می‌روند. الله سبحانه و تعالی من و شما را از رفتن به سوی دوزخ نجات دهد. بنابر‌ واقعیتی‌که داریم پرسش این‌جاست‌که راه رسیدن به جنت و نجات از دوزخ چیست؛ درحالی‌که انسان به دوستی دنیا و آرزوهای دراز آن عادت کرده است؟ پاسخ این موضوع در قول الله سبحانه و تعالی بیان شده است:

﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا﴾ (قصص: 77)

ترجمه: ‏به وسيله‌ی آن‌چه خدا به توداده است، سرای آخرت را بجوی (و بهشت جاويدان را به دست آور) و بهره‌ی خود را از دنيا فراموش مكن.

هدف، دوری کامل از امکانات دنیوی نیست؛ بلکه دنیا باید وسیله و کشت‌زار برای آخرت قرارداده شود و سعی و تلاش برای آبادی آن شود تا این‌که برای امت مسلمه و همه بشریت نفع رسانیده شود و انسان خلیفه روی زمین گردیده تا فضای مناسب را برای تفکر در ملکوت و عبادت و پرستش الله سبحانه و تعالی مهیاء گرداند. این همان چیزی است که امروز امت و سایر بشریت آن را گم کرده است؛ زیرا مردم می‏خواهند الله سبحانه و تعالی را عبادت کنند؛ اما نمی‌توانند و راه درست آن را نمی‌دانند؛ پس برای امت واجب است که جهت تحقق این امر سعی و تلاش نمایند و این امر وقتی متحقق می‌گردد که مسلمانان دولت خلافت را ایجاد کنند تا توسط آن نظام اسلام تطبیق شود و پیام هدایت و نور اسلام را به خارج از قلمرو دولت اسلامی برسانند که در نتیجه دین الله در روی زمین فراگیر شود.

ادامه مطلب...

تبریک و تهنیت‌ دانشمند بزرگ، عطاء بن خلیل ابوالرشته امیر حزب‌التحریر

  • نشر شده در سیاسی

به مناسبت حلول عید سعید فطر سال 1441هـ موافق با 2020م

(ترجمه)

خدمت امت اسلامی به گونۀ عام، که الله سبحانه وتعالی آنان را علیه دشمنان‎شان نصرت و یاری فرماید و بر کلمۀ تقوا پایدارشان نگهدارد، زیرا آنان اهل این کلمه بوده و به آن مستحق‌تر اند!

خدمت حاملین دعوت به گونۀ خاص؛ آنانی‌که از الله می‌طلبیم تا دروازۀ نصرت را با دستان آنان باز نماید و با کمک و یاری خویش آنان را معاونت فرماید تا دولت اسلام، که همانا خلافت راشده بر منهج نبوت است را برپا دارند!

خدمت بازدید کننده‌گان بزرگوار صفحۀ انترنتی ما؛ همان‌هایی‌که پیوسته به خیر و برکت موجود در این صفحه روی آورده و آن را دنبال می‌نمایند؛ آنانی‌که با تمام توان به حمایت از حق ایستاده اند و اهل حق را یاری می‌نمایند!

به همه میگویم: السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

حلول عید سعید فطر را برای همۀ شما تبریک و تهنیت می‎گویم و از الله سبحانه وتعالی می‎طلبم تا این عید را آغاز خیر و برکت برای تمام مسلمانان قرار دهد تا باشد که امت‎شان بار دیگر تبدیل به همان امتی شود که برای کمک مردم و بشریت به جانب خیر بیرون شده و این کار را با برپائی دولت‌شان، که همانا دولت خلافت راشده بر منهج نبوت می‌باشد، انجام می‌دهند؛ دولتی‌که با برپا شدن آن الله سبحانه وتعالی به رنج و دردشان پایان داده و عزت و کرامت‌شان را برای‌شان برخواهد گردانید.

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنْصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ

[روم: 4-5]

ترجمه: و در آن روز مؤمنان شادمان خواهند شد؛ به نصرت الله و الله هرکه را بخواهد نصرت می دهد و او عزیز و مهربان است!

هم‌چنین از او سبحانه وتعالی می‎طلبم تا این بلا و وباء را از سر تمام مسلمانان دور نماید و آن را سرآغاز نصرت و فتح مبین قرار دهد و می‌دانیم که این کار بر الله سبحانه وتعالی دشوار نیست!

در اخیر خدمت‌‎تان عرض سلام داشته و برای شما دعای خیر می‎نمایم و از الله قوی و عزیز می‎‌خواهم تا این ماه مبارک را آخرین ماهی قرار دهد که مسلمانان جهان بدون دولت به سر می‎برند؛ دولتی‌که اسلام و اهل اسلام را عزت می‌بخشد و الله عزیز و حکیم است.

السلام علیکم و رحمة الله و برکاته!

برادرتان عطاء بن خلیل ابوالرشته

ادامه مطلب...

وضاحت در مورد تائید رؤیت هلال ماه شوال سال 1441هـ.ق از سوی عالم جلیل‌القدر، شیخ عطا بن خلیل ابوالرشته، امیر حزب‌التحریر

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

یکم: شب گذشته (شب شنبه) حوالی ساعت دهِ شب به وقت مدینه، بر اساس گزارشارت در بارۀ تثبیت هلال ماه که به ما رسیده بود، شما را آگاه نموده بودیم که هلال ماه درین شب (شب شنبه) دیده نشده است. معمولاً مسئله رؤیت ماه را الی ساعت 10 شب و یا ده و نیم شب به وقت مدینه به تأخیر نمی‌اندازیم؛ لذا بر اعلان این خبر به برادرانی‌که در شرق هستند، ناوقت نکرده ایم. به همین ملحوظ، اعلان این خبر در مناطق مانند اندونیزیا قبل از آذان فجر به آن‌ها می‌رسد.

دوم: سپس مطلع شدیم که هلال ماه توسط سه مسلمان در کشور تانزانیا بر علاوۀ شاهدین در افریقا دیده شده بود؛ بنا بر آن، نمایندۀ خویش را آن جا ارسال نمودیم تا دو نفر را نزد کسانی‌که ماه را دیده بودند، بفرستد تا این مسئله به طور یقین روشن و واضح گردد. بعد از تثبیت شهادت آن‌ها بر رؤیت هلال ماه، جوابی برای ما فرستاد که ازین قرار است: «سه نفر شاهد، قوس باریک هلال ماه را با دو نشانه‌ای که به طرف آفتاب مایل بودند را مشاهده نمودند. آن‌ها نزد سه شباب ما سوگند یاد کرده و درین مسئله (رؤیت هلال ماه) شهادت دادند.»

سوم: جواب نمایندۀ ما تقریباً ساعت یک بعد از ظهر به وقت مدینه به ما رسید. این به دین معنی‌ست که رؤیت هلال ماه درست بوده و کمان یا قوس هلال ماه به سوی غروب آفتاب بوده است. مایل بودن قوس هلال ماه به سوی غروب آفتاب دلالت بر دیده شدن هلال ماه شوال با شهادت سه مسلمان می‌کند.

چهارم: بر اساس حدیث پیامبر صلی الله علیه و‌سلم که امام احمد از ابی عمیر بن انس رضی‌الله عنه، که از جملۀ انصار بود چنین روایت می‌کند:

«غُمَّ عَلَيْنَا هِلَالُ شَوَّالٍ فَأَصْبَحْنَا صِيَامًا فَجَاءَ رَكْبٌ مِنْ آخِرِ النَّهَارِ فَشَهِدُوا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنَّهُمْ رَأَوْا الْهِلَالَ بِالْأَمْسِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَنْ يُفْطِرُوا مِنْ يَوْمِهِمْ وَأَنْ يَخْرُجُوا لِعِيدِهِمْ مِنْ الْغَدِ»

(احمد)

ترجمه: در ارتباط به رؤیت هلال ماه شوال همه‌جا را ابر فرا گرفته بود، لذا با گرفتن روزه، صبح را آغاز کردیم. سپس در اخیر روز مسافرینِ نزد پیامبر صلی الله علیه و‌سلم آمدند و شهادت دادند که دیروز هلال ماه را دیده بودند؛ بنا بر آن رسول الله صلی الله علیه و‌سلم دستور داد که در همان قسمت روز، روزه خود را افطار کرده و برای عید، روز بعد آماده شوند.

و هم‌چنان بیهقی در سنن‌کبری از ربعی بن حراش یکی از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و‌سلم چنین روایت کرده است:

«فَقَدِمَ أَعْرَابِيَّانِ فَشَهِدَا عِنْدَ النَّبِىِّ -صلى الله عليه وسلم- بِاللَّهِ لأَهَلاَّ الْهِلاَلَ أَمْسِ عَشِيَّةً فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ -صلى الله عليه وسلم- النَّاسَ أَنْ يُفْطِرُوا وَأَنْ يَغْدُوا إِلَى مُصَلاَّهُمْ»

(بیهقی)

ترجمه: مردم در بارۀ آخرین روز رمضان اختلاف داشتند که دو اعرابی نزد پیامبر صلی الله علیه و‌سلم به الله سوگند یاد کرده و شهادت دادند که شام دیروز هلال ماه را دیده بودند. لذا، رسول الله صلی الله علیه و‌سلم برای مردم دستور داد تا روزه‌های خود را افطار و نماز را ادأ نمایند.

مبنی بر این احادیث، با پیروی از سنت رسول الله صلی الله علیه و‌سلم، امروز (شنبه) 05/23/2020 م روز اول عید سعید فطر می‌باشد. بنابر این، مسلمین باید روزه خود را افطار نمایند و اما این‌که وقت زوال است، نماز عید را فردا ادأ نمایند. از الله سبحانه‌و‌تعالی می‌خواهیم تا صیام و قیام ما را به درگاهش قبول نماید و ماه مبارک رمضان را سبب حسنات و برکات برای تمام مسلمین بگرداند! هم‌چنان از الله سبحانه‌و‌تعالی می‌خواهیم تا تأسیس خلافت راشده را برای مسلمین اعطاء و آن‌ها را از هرنوع بیماری ساری در امان‌اش نگهدارد تا مسلمین در دنیا و هم‌چنان در آخرت آسوده گردند. بدون شک الله سبحانه‌و‌تعالی عظیم و صاحب لطف و بخشش است. یا الله! طاعات همۀ مسلمین را قبول فرما، همۀ حمد و ثنا سزاوار خالق کائنات و مخلوقات است.

السلام علیکم و رحمت‌الله و برکاته!

روز عید سعید فطر، 1 شوال 1441هـ.ق مصادف است با 23/05/20220م

برادرتان شیخ عطا بن خلیل ابوالرشته امیر حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه