چهارشنبه, ۱۳ رجب ۱۴۴۰هـ| ۲۰۱۹/۰۳/۲۰م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

تلویزیون الواقیه: تحلیل سیاسی "کنفرانس استعماری لندن برای پشتیبانی از اردن و معاملۀ قرن!"

  • نشر شده در ویدیوها

تحلیل سیاسی هفته وار مفکر سیاسی احمد الخطوانی (ابو حمزه) از مسجد مبارک الاقصیبیت المقدس - سرزمین مبارک (فلسطین)چهارشنبه، 06 رجب المحرم 1440هـ.ق / 13 مارچ 2019م

ادامه مطلب...

ولایه سودان: درس مسجد "یادبود سقوط خلافت!"

حزب التحریر – ولایه سودان ضمن فعالیت‌های‌که برای زنده داری یادبود سقوط دولت اسلامی (خلافت) در این ماه "رجب المحرم" راه اندازی نمود، این درس مسجد را در شهر بورتسودان تحت عنوان "یاد بود سقوط خلافت" توسط استاد شیخ عبد الله عبد الرحمن عضو حزب التحریر – ولایه سودان ارایه نمود.جمعه، 01 رجب المحرم 1440هـ.ق / 08 مارچ 2019م

ادامه مطلب...

ولایه سوریه: پیامی از مسجد " هشت سال از انقلاب مان گذشت و تا دست یافتن به نصرت ادامه می دهیم!"

  • نشر شده در ویدیوها

ارایه پیامی از مسجد توسط استاد زکریا الضلع (ابو احمد) عضو حزب التحریر در مسجد ابو بکر صدیق واقع در قریۀ اطمه – حومۀ ادلب تحت عنوان " هشت سال از انقلاب مان گذشت و تا دست یافتن به نصرت ادامه می دهیم!".چهارشنبه، 06 رجب المحرم 1440هـ.ق / 13 مارچ 2019م

ادامه مطلب...

رهبران غربی؛ سازمان‌دهندگان اصلی قتل عام نیوزیلند!

(ترجمه)

در قتل عام وحشت‌ناکی‌که "برینتون تارانت" جنایت‌پیشۀ آسترالیائی رزو جمعه مؤرخ 15 مارچ 2019م در شهر "کرایست‌چرچ"  نیوزیلند، در مسجد نور به آن دست یازید؛ 41 تن نمازگذار شهید و ده‌ها تن دیگر مجروح گردیدند؛ سپس مجرم به جنایت خویش ادامه داده و به مسجد لینوود، که در فاصلۀ سه کیلومتری از مسجدنور قراردارد، رفته و مرتکب جنایت دومی شد. ماحصل این دو جنایت 50 شهید و 47 زخمی بود. با وجود فاصلۀ زمانیِ 45 دقیقه‌ای بین این دو کشتار، حتی نیروهای امنیتی مانع انجام حملۀ دومیِ او نشدند!

مجرم در بیانیه‌ای 74 صفحه‌ای که منتشر کرد، از دیگران نیز دعوت نمود تا با پیروی از وی، بدون شفقت و ترحم بر اطفال، زنان، محاسن سفیدان... به ترور و کشتن مسلمانان در غرب ادامه دهند تا آن‌ها مجبور شوند غرب را ترک کنند. در بیانیۀ منتشره روشن شد که جرم وی صحنۀ دیگری از صحنه‌های جنگ‌ صلیبیِ است که علیه اسلام و مسلمانان پیوسته ادامه دارد. او اعتراف کرد که این حمله را به تحریک سازمان "Templar Knights(گروه ماسونی که پس از اولین جنگ صلیبی تأسیس شد)" انجام داده است.

اما سوال اینجاست: آیا این جرایم با اعمال جنایت‌کارانۀ این قصاب خاتمه خواهند یافت؟ همان‌طوری‌که جنایات مشابه قبل از این نیز صورت گرفته است؛ چنانچه داکتر باروخ گولدیشتاین در نیمۀ رمضان سال 1994م هنگام ادای نماز صبح در حرم ابراهیمی(قدس) 29 تن از نمازگذاران را به قتل رسانید و 125 تن دیگر را زخمی کرد؟ درست همان‌طوری‌که صرب‌ها مرتکب قتل عام مشهور "سربرنیتسا(شهر مسلمان نشین در بوسنیا)" شدند، که در آن جان بیش از 8هزار مسلمان را گرفتند و این عمل در پیش چشم نیروهای سازمان ملل، که حفاظت از مسلمانان را تضمین کرده بود، صورت گرفت؟ همان‌گونه که قتل عام مسلمانان در کشمیر، افریقای مرکزی و میانمار ادامه دارد؟ و آیا این جرایم با جنایات رهبران ائتلاف بین‌المللی، که به بهانۀ هجوم و حمله بر داعش، در عراق و سوریه 32هزار حمله را با وجود آگاهی کامل از مرگ و تلفات افراد ملکی انجام داد؛ پایان خواهند یافت؟ این همه بدون یادآوری از جنایات روسیه است که آخرین آن چهار حمله به غیرنظامیان در شهر ادلب بود و در همین حال، یهودیان دیروز 100 حمله را به نوار غزه راه‌اندازی کردند!

آری، دیگر توطئه‌های بین‌المللی علیه مسلمانان در اطراف و اکناف جهان، با وجود همۀ توجیهات و شعارهایی‌که سر می‌دهند، برای هیچ صاحب بصیرتی پوشیده نیست. رهبران غربی از مدت‌ها بدین‌سو، تصمیم به راه‌اندازی مبارزاتِ گسترده را به هدف ازبین‌بردن مسلمانان، همانند سرخ‌پوستان امریکایی در قارۀ امریکا اتخاذ کرده‌اند؛ در صورتی‌که نتوانند قتل عام را مرتکب شوند، به‌سان مقامات چینی در ترکستان شرقی و مقامات روسی در روسیه، مسلمان‌ها را به ارعاب، تزلزل و اعمال فشار بر ترک دین‌شان تحت فشار و شکنجه قرار می‌دهند.

جنایت‌کار واقعی این شخص و یا آن شخص نیست؛ بلکه سیاستی‌ست که رهبران کشورهای غربی از اذیت و آزار اسلام و مسلمانان برای تحریک نفرت در قلب مردم خود به وجود آورده‌اند. این نفرت و انزجار گاهی در قالب اعمال جنایت‌کارانه به صورت رسمی و توسط دولت‌ها و گاهی هم غیررسمی و توسط افراد این‌جا و آن‌جا تجسم می‌یابند. این در حالی‌ست که حقایق نفرت این جنایت‌کاران را الله متعال به ما چنین بیان نموده است:

﴿وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا

[بقره: 217]

ترجمه: و کافران، پیوسته با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دین تان برگردانند!

 و هم‌چنان در این قول او سبحانه وتعالی:

﴿قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاءُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ

[آل‌عمران: ۱۱۸]

ترجمه: (نشانه‌های) دشمنی از دهان(و کلام)شان آشکار شده و آنچه در دل‌های‌شان پنهان می‌دارند، از آن بزرگ‌تر است!

الله متعال راه حفظ شرافت و عزت و جلوګیری از ریختن خون و حفظ آبروی مسلمانان را به ما واضح و مشخص ساخته است و آن، فقط و فقط موجودیت خلیفه است که در قلب دشمنان اسلام هیبت و هیمنت اسلام را کشت و برای جلوگیری از حرص هر حریص و طمع هر آزمندی‌که بخواهد بر اسلام و مسلمانان تعرض کند، دفاع می‌کند:

﴿وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ

[انفال: 60]

ترجمه: هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آن‌ها(=دشمنان‌)، آماده سازید! و(هم‌چنین) اسپ‌های ورزیده(برای میدان نبرد) تا به وسیلۀ آن، دشمن الله و دشمن خویش را بترسانید! و(هم‌چنین) گروه دیگری غیر از این‌ها را، که شما نمی‌شناسید و الله آن‌ها را می‌شناسد!

این دشمنان فقط زبان زور را درک می‌کنند و رسول الله صلى الله عليه وسلم چه سخن صدق گفته است:

«إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

ترجمه: امام(خلیفه) سپری است که از ورای آن جنگیده می‌شود و به وی پناه برده می‌شود.

پس ای مسلمانان! مسیر عزت، فلاح و رضایت پروردگارتان واضح و روشن است؛ خون‌های شما در امن نخواهد بود و کرامت‌تان حفظ نخواهد شد؛ مگر با داشتن دولت خلافت، که قوت شما را حفظ خواهد کرد و نیروی شما را متحد خواهد ساخت تا دشمنان‌تان را ترسانیده و شما را از حالت ناله و فریاد به حالت بهترین امتی‌که برای مردم برگزیده شده‌اید، بدر خواهد آورد.

پروردگارا! بر شهیدان ما در نیوزیلند و در همه اقصی نقاط جهان رحم کن! آن‌ها را در علیین قبول فرما و ما را بر تأسیس دولت خلافت به صورت عاجل و بدون تأخیر کمک کن! بی‌شک که تو ولی و قادر بر همگان هستی.

دکتور عثمان بخاش

رئیس دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

در زندگی چه تأثیر و نفوذی از خود بجا می‌گذاریم؟

  • نشر شده در سیاسی

یکی از دغدغه‌های فکری و روانی بزرگان ما در صدر اسلام این بود که اعمال و افکارشان چه تأثیر و نفوذی بالای مردم به جا می‌گذارد، و میراث زندگی‌شان چه است؟ تشویش آنان این بود که مبادا تأثیر منفی بالای فرد و گروه از خود بجا بگذارند، و یا این‌که طریقه و فکر اشتباهی از آنان به آینده‌گان به میراث گذاشته شود که صواب نباشد. اما فضای حاکم فعلی که طرز دیدگاه آن نسبت به زندگی رسیدن به سعادت و پیشرفت است، این دقت و تشویش در اعمال و افکار را از ما ربوده و مردم از تأثیر افکار و اعمال خود بالای محیط و زندگی دیگران بی‌خیال و بی‌باک شده‌اند. در حالی‌که نصوصِ بسیار تکان‌دهنده در مورد کیفیت نفوذ یک انسان بالای دیگران و محیط زندگی‌اش وجود دارد که به صورت مؤجز بالای یکی از این آیت‌ها در سوره «یس» به بحث می‌پردازیم:

إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ [یس:12]

ترجمه: ما خودمان مردگان را زنده می‌گردانیم، و چیزهائی را که(در دنیا) پیشاپیش فرستاده اند و(کارهائی را که کرده‌اند، و همچنین) چیزهائی را که(در آن) برجای نهاده‌اند(و کارهائی را که نکرده‌اند، ثبت و ضبط می‌کنیم و) می‌نویسیم. و ما همه چیز را در کتاب آشکار(لوح محفوظ) سرشماری می‌نمائیم و می‌نگاریم.

«إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَىٰ» در این بخش آیت از دو ضمیر تأکید «إِنَّا» و « نَحْنُ» استفاده صورت گرفته، و به واقعیتی اشاره دارد که به تحقیق بعد از مرگ دوباره انسان زنده می‌شود؛ استخوان‌هاى پوسيده‌اش از نو جان مي‌گيرد، و لباس حيات در تن مى‌پوشد. در این آیت، الله سبحانه وتعالی واضح می‌سازد که نه تنها مرده‌گان را زنده مي‌كنيم بلكه تمام آنچه را از پيش فرستاده‌اند ـ اعمال و اثارـ نیز حاضر می‌سازیم. جالب است که الله سبحانه وتعالی «نُحْيِي الْمَوْتَى» [زنده می‌گردانیم] را قبل از «نَكْتُبُ» [می‌نویسیم] ذکر کرده‌است. یعنی ثبت اعمال در دنیا و قبل از رستاخیر قیامت صورت می‌گیرد! همچنین در «وَنَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ» الله سبحانه وتعالی بجای این‌که بگوید ما می‌دانیم، فرموده‌است (وَنَكْتُبُ) یعنی ما می‌نویسم. این‌جا تأکید است که هر کار ـ‌چه کوچک و یا بزرگ‌ـ  که صورت می‌گیرد ما آن را می‌نویسیم، و سرانجام نتایج اعمال برای تان اعطاء می‌شود.

در زندگی روزمره ما نیز چنین است هنگامی که ما موضوعی را می‌دانیم و آن مسئله بسیار مهم می‌باشد، پس آن را یادداشت می‌کنیم و می‌نویسیم. بدین دلیل است که در این آیت گفته شده ما ضبط می‌کنیم که اهمیت موضوع را نشان می‌دهد. همچنان این حقیقت نیز واضح می‌گردد که تمام اعمالی که انسان انجام می‌دهد ثبت گردیده و به پیش فرستاده می‌شود. این‌جا یک احساس جالب در انسان ایجاد می‌شود، احساس بسیار ترسناک و در عین حال امیدوارکننده. ترسناک به این معناست که تمام گناهانی که انسان انجام می‌دهد قبلاً فرستاده شده‌است؛ همانند دوسیه یک جنایتکار که برای محکومیت به قاضی فرستاده می‌شود. در عین حال حس خوش‌بینی را نیز به ما می‌دهد که الله الرحم‌الراحمین است، و بابت اعمال نیک، ما را بهترین پاداش می‌دهد.

 «وَآثَارَهُمْ» این بخش آیه بسیار تکان‌دهنده است. زیرا نه تنها اعمال ما ثبت و ضبط می‌گردد بلکه تأثیرات و عواقب آن نیز درج می‌گردد، و بابت آن جواب‌گو خواهیم بود. این بدان معناست که برخی از اعمال خواه نیک باشد یا بد، وقتی انجام می‌شود، از خود آثاری دارد که هم در زمان انجام عمل ظاهر می‌گردد و هم این آثار در زمان آینده بروز می‌کند و به سبب ماندگاری‌اش مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

البته آثار یا اثر در لغت عربی قدیم به معناهای مختلف آمده است. در «فرهنگ راغب» گفته شده که اثر نشانه‌های چیزی است که ما را به وجود آن چیز رهنمایی می‌کند. چنانچه عرب‌ها می‌گفتند «اثرت البعیر»، به معنی نشانه‌ای که برکف پای شتر قرار دادم تا جا و مکان آن‌ها را در روی زمین نشان دهد، و مشخص شود که شتر مذکور کجا رفته است. همچنین «اثره» نیز به چیزی روایت شده و یا نوشته شده‌ای گویند که بعدها اثرش باقی می‌ماند. «ابن فارس» می‌گوید اساساً اثر به معنی تعقیب و یا دنبال کردن ردّ پای کسی است.

پس مراد از «آثَارَهُمْ» اشاره به اعمالى است كه از انسان باقى مى‌ماند و آثارش در محيط منعكس مي‌شود یا به تعبیر دیگر، باقياتی است كه انسان بعد از مردن خود به جای می‌گذارد، و يا سنت خيرى است كه مردم بعد از او به آن سنت عمل كنند؛ مانند: علمى كه از خود به جاى گذاشته، مردم بعد از او از آن علم بهره‌مند شوند، فکری که در جامعه منتشر کرده و به سبب آن مردم هدایت یافته‌اند. و يا سنت شرّى است كه اساس گذاشته و مردم بعد از او هم به آن سنت عمل كنند؛ مانند: اين‌كه وسیله برای گمراهی مردم ساخته یا محلى براى فسق و نافرمانى بنا نهاده، همه اين‌ها آثاری است كه مورد محاسبه قرار می‌گیرد و در آخرت به پیش‌روی انسان حاضر ساخته می‌شود.

در تفسير آيت این احتمال نیز وجود دارد كه «مَا قَدَّمُوا» اشاره به اعمالى است كه جنبه شخصى دارد و انسان به آینده تقدیم می‌کند. «و آثَارَهُمْ» اشاره به كارهائى است كه سنت مي‌شود و بعد از انسان نيز موجب خير و بركت و يا شرّ و زيان و گناه مى‌گردد. البته مفهوم آيه گسترده است و ممكن هر دو تفسير در مفهوم جمع باشد.

همچنان مفهوم حدیث است که نامه اعمال انسان جز در مورد صدقه جاریه؛ مانند: علم و دانشِ پخش شده ميان مردم كه از آن بهره‌مند می‌شوند و داشتن فرزند صالح ادامه میآبد،‌ غیر از این با مرگ انسان،‌ نامه اعمال‌اش بسته مى‌شود. افزون بر اين در رواياتى پرشمار دیگر آمده است که انسان اگر قرآن تلاوت کرده باشد، چاه آبى را که جار کرده باشد، مسجد و مکانی كه برای مسافرین ساخته باشد، نهالى كه کاشته باشد، روش نيكويى كه پايه گذارى نموده‌باشد؛ مانند: سنة حسنه،‌ به عنوان كارهايى ياد شده‌است كه بهره‌اش پس از مرگ به انسان مى‌رسد.

اما نظر اکثر مفسران این است که مفهوم سنت‌ها، اثرات و باقیاتی است که انسان بعد از مرگ خود بر جا می‌گذارد محدود به مسائل ذکر شده نیست، بلکه دایره و تعبیر آن بسیار وسیع و گسترده است که  هر فکر و گفتار و کردار صالح و شایسته/ شرّ و ناپسندیده که باقی می‌ماند و اثرات و برکاتش در اختیار افراد و جوامع قرار می‌گیرد را شامل می‌شود. و یا این‌که برای دیگران منحیث سرمشق خوبی یا بدی قرار می‌گیرند.

به طور کلی مصداق «آثَارَهُمْ» شامل همه اقدامات و اعمال نیک و بد است که آثار و نتایج آن تا سال‌ها و حتی قرن‌ها پس از مرگ انسان باقی و جاری می‌ماند و ثواب و بهره معنوی آن یا گناه آن نصیب کسی می‌شود که برای نخستین بار آن را ایجاد نموده است.

وقتی که سخن از تأثیر و نفوذ می‌شود این نکته را از یاد مبریم که انسان یک موجود اجتماعی است و جزیره جدا از جامعه نیست. چنانچه دارای روابط در جامعه بوده و اعمال و افکارش بالای سایر افراد و اجتماع تأثیرگذار است. بناً انسان، تنها ضامن اعمال خود نیست، بلکه مسوول پیامدها و اثرات آن نیز هست. از این‌رو اعمال و اقدامات ما چه بصورت مثبت یا منفی بالای دیگران تأثیر می‌گذارد نیز شامل اعمال نیک و بد است. این بدان معناست که ما باید قبل از انجام اعمال فکر کنیم. فکر کردن نه تنها در باره خود و یا نفسِ عمل بلکه در مورد عواقب و آثار آن نیز فکر گردد.

به عنوان مثال، رفتار و اعمال ما به عنوان پدر و مادر بالای فرزندان ما اثر می‌گذارد. اقدامات و اعمال ما به عنوان فرد عادی بالای جامعه تأثیرگذار است. شیوه نگرش و عکس‌العمل ما در قبال نظام‌های حاکم بالای سایر مردم تأثیرگذار می‌باشد. طرز برخورد ما با پالیسی‌های کفار، بیگانگان و استعمارگران بالای پالیسی‌های بعدی آنان تأثیرگذار است.

اگر کمی بحث را بازتر کنیم، یک استاد چه اثر بالای متعلم/محصل خود دارد؟ آیا آن‌ها را براساس ارزش‌های اسلام تربیه می‌کند یا فکر سعادت و پیشرفت و رقابت را در اندیشه آنان بذر می‌نماید؟ یک دعوت‌گر چه اثری بالای جامعه از خود بجا می‌گذارد؟ چه سنت‌های نیکی را رهبر و بزرگ یک قوم از خود بجا می‌گذارد؟ یک نویسنده چه اثری بالای مخاطبین خود بجا می‌گذارد و کدام مفکوره‌ها را با آنان به بحث می‌گیرد؟ حتی  یک برادر چه تأثیراتی بالای خواهر و برادر دیگر خود بجا می‌گذارد، و یا یک شوهر چه اثری بالای خانم و خانواده خود می‌داشته‌باشد؟ همچین یک مامور در یک اداره چه اثراتی بالای رفتار، اعمال و افکار همکاران خود بجا می‌گذارد؟ تمام این‌ها سوالاتی اند که در هیاهو و مصروفیت‌های روزمره زندگی انسان نیاز است که گاهی توقف کنیم و بالای این مسائل دقت نمایم،‌چون در قبال آن جواب‌گو هستیم.

آن‌چه مهم است این‌که بعضی از اعمال و رفتارهای ما اثرات آن واضح و روشن می‌باشد، اما تأثیرات تعدادی دیگری از آنان غیرمستقیم بوده و حتی ما آن را بصورت غیرشعوری انجام می‌دهیم، ولیکن تأثیرات بسیار زیاد از خود بجا می‌گذارد. مثلاً مسوول بودن یا بی‌تفاوتی ما در قبال عدم حاکمیت اسلام تأثیرات نامرئی از خود بجا می‌گذارد که در آینده تأثیرگذار است.

نکته مهم و حیاتی دیگر این است که به هر اندازه‌ای که قدرت و صلاحیت داشته باشیم به همان اندازه تأثیر و نفوذ مان بالای جامعه زیاد می‌باشد، و نسبت به عواقب و پیامد رفتار و اعمال خود جواب‌گو خواهیم بود. پس یک حاکم بیشترین تأثیرگذاری را از طریق رفتارها، اعمال و اتخاذ سیاست‌ها بالا مردم و جامعه دارد، و اثرات آن بسیار عظیم و گسترده است. زمانی‌که سیاستی را اتخاذ می‌کند تأثیرات آن همه‌ای مردم را دربر می‌گیرد، ‌و یا حتی سایر ملل نیز از آن متاثر می‌گردد. این نیز امکان پذیر است که تأثیر یک سیاست نه تنها در همان برهه‌ای زمانی بلکه در چند نسل بعد نیز احساس گردد.

به همین ترتیب، زمانی‌که دولت و یا حاکم، شریعت را بصورت کلی تطبیق می‌کند و بالای کسانی که آن را نقض می‌کنند، بعضی از محدودیت‌ها را وضع می‌کند؛ این کار بصورت طبیعی باعث پیروی مردم از شریعت می‌گردد. مثلاً زمانی که دولت یا حاکم قوانینی را وضع می‌نماید که شراب، زنا و رشوت را ممنوع می‌کند و اعمال غیر اخلاقی مختلف کاهش می‌یابد و حتی از زندگی عمومی مردم تا مدتی ناپدید می‌گردد. این کار باعث کم شدن زمینه‌های فساد نه تنها در نسل فعلی شده بلکه ممکن نسل‌های آینده را نیز دربر بگیرد. بناً اگر حُکام پاداش بزرگ دریافت می‌کنند جای تعجب نیست، چون دامنه‌ی رفتارها و اثراتی ناشی از اعمال آن‌ها وسیع می‌باشد.

همچنان موقف یک رهبر سیاسی و قومی در قبال یک موضوع باعث تأثیرپذیری صدها و هزارها نفر می‌گردد. اگر این رهبر موقف شدید در قبال استعمارگران بگیرد، تأثیر شگرفی بالای مردم از خود به‌ جا می‌گذارد. همچنان اگر دست همکاری با استعمارگران بدهد، مردم را متاثر ساخته و روحیه همکاری با استعمارگران را در آنان به میان می‌آورد.

چنانچه در روایات مختلف نیز در مورد سنت‌های نیک پرداخته شده که رسول الله صلى اللّه عليه و سلم فرموده: «هركس سنت نيكى را باب كند، مادامى كه در دنيا مردمى به آن سنت عمل مى‌كنند، ثواب آن اعمال را به حساب اين شخص هم مى‌گذارند، بدون اين‌كه از اجر عامل آن كم شود. و هركس سنت زشتى در بين مردم باب كند، مادامى كه در دنيا مردمى به اين سنت عمل مى‌كنند وزن آن عمل‌ها را به حساب او نيز زیاد می‌کند، بدون اين‌كه از وزن عامل آن كم شود».

این نکته را نیز از یاد مبریم وقتی که صحبت از سنت‌ها و اثرات نیک بالای جامعه می‌شود، نقش فرد در آن کم‌رنگ است، ولی برعکس نقش یک کتله، حزب و یا سازمان در آن پررنگ می‌باشد. بناً گاهی نیاز است این سوال را مطرح کنیم که یک حزب/سازمان چه تأثیری بالای جامعه از خود به جا می‌گذارد؟ موقف ما در قبال اوضاع سیاسی جهان اسلام چگونه است؟ طرز کار و فعالیت یک سازمان، امت را به سوی نهضت و بیداری سوق می‌دهد و یا در کام ذلت و انحطاط فرو می‌برد؟

با درنظر داشت مسائل ذکر شده، انسان نه تنها مسوول اعمال خود بلکه بیشتر از آن مسوول اثرات و تأثیرات عمل خود نیز می‌باشد. به همین جهت است که برخی از اعمال نیک انسان به سبب بقا و ماندگاری‌اش حتی پس از مرگ در روند رو به رشد آدمی حتی در عالم برزخ(قبر) نیز دارای اهمیت است، و انسان حتی در زمانی که با مرگش توان عمل را از دست می‌دهد بقا و اثرات همین اعمال نیک در دنیا موجب می‌شود تا آثار عمل او پس از مرگ نیز ادامه داشته‌باشد، و برای وی ثواب برسد. پس الله سبحانه وتعالی نه تنها خود عمل را ثبت می‌کند، بلکه آثاری که حتی پس از مرگ باقی می‌ماند را نیز ثبت و ضبط می‌نماید تا در روز قیامت بازخواست کند و یا پاداش دهد.

سرانجام سوال اساسی این‌جاست، در رول‌ها و نقش‌هایی که در زندگی داریم چه تاثیر و نفوذی از خود به جا می‌گذاریم؟ آیا منجر به تاثیر نیک و خیر می‌شود و یا برعکس؟

مصدق سهاک

ادامه مطلب...

حملۀ صلیبی در نیوزیلند، نشان‌دهندۀ نیاز مبرم امت به سپر خویش(خلافت) است

(ترجمه)

مسلمانان با احساس پاکستان در خصوص قتل‌عام وحشت‌ناک ده‌ها تن از مسلمانانی‌که به خاطر ادای نماز جمعه در دو مسجد نیوزیلند حضور یافته بودند، نهایت خشم‌گین و برآشفته گردیده‌اند؛ طوری‌که این مسئله در اندک‌ترین فرصت به موضوع داغ در رسانه‌های اجتماعی، محلات عمومی، مساجد وغیره مکان‌ها مبدل گردید. در نهایت آتش خصم صلیبی‌ نسبت به مسلمانان، که طی قرن‌های متمادی پنهان بود، در تمام مناطق غربی شعله‌ور گردید. در واقع، قاتل نیوزیلندی سلاح دست‌داشته‌اش را با شعارهای جنگ‌های صلیبی، که برای قرن‌ها در برابر دولت خلافت به طول انجامید، تزئین کرده بود.

این همان نفرت صلیبی‌ست که باعث شد امریکا جنگ صلیبی‌اش را علیه عراق، افغانستان و مقاوت در برابر اشغال اقصی و کشمیر اشغالی اعلام نماید. این همان نفرت صلیبی‌ست که باعث حملات مکرر به اسلام و مسلمانان در سراسر غرب شد. این همان نفرت صلیبی‌ست که غرب بر حکام پاکستان فشار وارد می‌کند تا از یک‌سو من‌حیث اجیران کرایی به عنوان تسهیل کنندگان گفتگوهای صلح عمل نموده و در تداوم اشغال افغانستان همکاری نمایند و از سوی دیگر، از هرگونه حمایت‌شان در خصوص مقاومت کشمیر اشغالی دست‌بردار شوند. خلاصه، این همان نفرت صلیبی‌ست که در محکومیت‌های رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر و وزیر خارجۀ پاکستان کاملاً نادیده گرفته شده و به شکل بسیار بی‌وزن، بی‌ربط و بی‌‎اهیمت بیان گردید.

ای مسلمانان پاکستان! بدانید که الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْۗ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَىۗ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِۙ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ

[بقره: ١٢٠]

ترجمه: هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد(تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آن‌ها شوی و) از آیین(تحریف یافتۀ) آنان، پیروی کنی. بگو: هدایت، تنها هدایت الهی است! و اگر از هوی و هوس‌های آنان پیروی کنی، بعد از آن‌که آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی ا‌لله(سبحانه‌وتعالی) برای تو نخواهد بود.

بنابر این، در پاسخ به این حملۀ وحشیانۀ صلیبی؛ تنها چیزی‌که ما بدان نیازی مبرم داریم، جز خلافت بر منهج نبوت، سپر امت، چیزی دیگری نیست. در حقیقت بدون سپر خویش هم‌چو یتیمانی در سراسر جهان هستیم که به آسانی صید دشمنان سوگند خوردۀ اسلام، دولت هندو، دولت یهود و صلیبی‌های غربی می‌شویم که پیوسته در صدد نابودی اسلام اند. مسلمانان بدون سپر خویش، تحت رهبری استبدادی حکام بی‌کفایتی قرار گرفته اند که علی‌الرغم همکاری‌ آن‌ها در تلاش‌های صلیبی غرب، جز جسد شمردن، اشک تمساح ریختن و محکوم نمودن‌های بی‌مورد و احمقانه چیزی دیگری بلد نیستند.

حاکمیت اسلام بود که صلاح‌الدین ایوبی را وادار نمود تا اقدام به آزادسازی مسلمانان شام از شر اشغال صلیبی کند. حاکمیت اسلام بود که محمد بن قاسم را وادار به آزادسازی مسلمانان در شبه قارۀ هند از زیر یوغ استبدادی راجا نمود.  حاکمیت اسلام بود که سلطان اورنگ‌زیب عالم‌گیر را وادار نمود تا در پاسخ به فریاد‌های مسلمانان مظلوم، امپراتوری شکست‌ناپذیر نیاکان بودائی‌های مشرک و چپاولگران راخینی را به زانود در آورد. رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«إِنَّمَا الْإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

(رواه مسلم)

ترجمه: بی‌گمان امام(خلیفه) سپری‌ست که از عقب آن جنگیده می‌شود و به او پناه برده می‌شود.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

 

ادامه مطلب...

دولت‌های حامی نظام سوریه با افزودن به درد مردم این سرزمین، می‌خواهند آن‌ها را مطیع ساخته و من‌حیث ابزاری برای تطبیق تصامیم کنفرانس‌های بین‌المللی استفاده کنند

  • نشر شده در سوریه

(ترجمه)

حاکم ظالم سوریه و حامی روسیِ آن بمباردمان‌های خود را در شهرها و مناطق آزادشده‌ی شمال سوریه تشدید کرده اند؛ آن‌ها از موشک‌انداز و توپ‌خانه و هم‌چنان از هواپیماهای جنگی، که ماه‌ها از آسمان مناطق آزادشده غایب بودند، استفاده می‌کنند.  یکی از نتایج تشدید این حملات، قتل عام اطفال، زن‌ها، سال‌خورده‌گان و هم‌چنان بی‌جاشدن مردم در مناطق هدف گرفته می‌باشد که باعث سرگشته‌گی و خشم آن‌ها شده است. حامیِ روسی می‌کُشد و بی‌جا می‌کند و ضامن ترکی از عبور گروه‌ها از خطوط قرمز جلوگیری می‌کند و آن‌ها را در خاموشی نگه‌می‌دارد.

ای مردم شام و پیروان اسلام! قتل عام‌های وحشیانه‌ای‌که در میان‌تان انجام می‌شود، تنها یک راه است که می‌خواهند توسط آن نتایج کنفرانس سوچی را بر شما بقبولانند. مهم‌ترین آن ایجاد یک منطقه‌ی امن است که در پشت آن حاکم ظالم شام و یاران او محافظت خواهند شد. این منطقه را تبدیل به یک زندان بزرگ خواهد کرد و شما را از ترک آن بازخواهد داشت تا رسیدن به هدف انقلاب‌تان، که همانا براندازی رژیم است، مشکل شود. این برعلاوۀ گشایش راه‌های بین‌المللی است که توسط آن حاکم ظالم سوریه قادر خواهد شد تا به مناطق آزادشده دست‌یافته و باعث قدرت مطلق او بر مناطق آزادشده خواهد شد.

این برهمه واضح است که نقش رژیم ترکیه و نقش نقاط بازرسیِ آن، تنها برای نظارت بوده و برای حفاظت‌تان نیست. بناءً خود را با خواب‌هایی‌که فقط در تصورات می‌گنجند و در واقعیت جایی ندارند، وابسته نکنید. این آشکار شده است که رژیم‌های حاکم در سرزمین‌های اسلامی برای حفاظت مردم خود کار نکرده و برای کشتن آن‌ها کمر بسته اند و اگر مردم فقط فکر انقلاب علیه آ‌ن‌ها را درسر داشته باشند، آن‌ها را از دم تیغ خواهند گذراند. بنابر این، آن‌ها چگونه از مردم خود مخافظت خواهند کرد؛ قسمی‌که این برای تان واضح شده است؟!‌ این رژیم‌ها فقط به فکر منافع خود و باداران‌شان هستند؛‌ حتی اگر به قیمت جان و خون مسلمانان باشد.

ای مسلمانان سرزمین پربرکت شام! تسلیم‌شدن تان به تصامیم کنفرانس‌های بین‌المللی، شما را از جنایات مستبد شام و بادارنش حفاظت نخواهد کرد. خاموشیِ تان در گفتن کلمه‌ی حق، انسان‌های ضعیف‌النفسی را مجال داده تا با خون قربانیان‌تان تجارت کنند. شما انتخابی ندارید؛ مگر این‌که مقاوم و صبور باشید و این‌که تمام این تصامیم را رد کنید. هم‌چنان، باید در مقابل کسانی‌که می‌خواهند سرنوشت انقلاب‌تان‌را ازبین ببرند، صدای خود را بلند کنید؛‌ انقلابی‌که تلاش‌های ارزش‌مند و مخلصانه‌ای را برای آزادی از ظلم و بی‌عدالتی و برای تأسیس حکومت اسلامی، با خود دارد. بدانید که تنها تضمین‌کننده‌ی تان الله سبحانه‌و‌تعالی است. او تعالی در کتاب مبارک‌اش چنین می‌فرماید:

﴿وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ * وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ

 [قصص: 5-6]

ترجمه: ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم، آنان را پیشوایان سازیم، وارثان گردانیم، آن‌ها را در سرزمین مکانت بخشیم و به فرعون و هامان و لشکریانش چیزی را که از آن می‌ترسیدند، نشان دهیم.

و او ذات یکتا می‌فرماید:

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ

[محمد: 7]

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، اگر الله(سبحانه‌وتعالی) را یاری کنید، شما را یاری خواهد کرد و پایداری خواهد بخشید.

بناءً به حمایت الله سبحانه‌وتعالی تمسک جسته و باهم با حزب‌التحریر کار کنید؛ رهبری‌که به مردم خود دروغ نمی‌گوید و با فعالیت در راستای تأسیس خلافت راشده بر منهج و طریقۀ نبوت، که قانون الله سبحانه‌وتعالی را در زمین پیاده می‌کند؛ از مسلمانان حفاظت کرده و مواظب امورشان است و هم‌چنان، این پیام اسلام-مهربانی به بشریت- را حمل می‌کند. الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید: ‌

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُون

 [نور: 55]

ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد؛ همان گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت و ترس‌شان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند؛ آن‌چنان که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت و کسانی‌که پس از آن کافر شوند، آن‌ها فاسقان اند.

احمد عبدالوهاب
رئیس دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه سوریه

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه