سه شنبه, ۱۲ صَفر ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۰/۰۹/۲۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

هجرت و مهاجرت؛ میان فرصت‌ها و چالش‌ها

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

شکی نیست که سیرت نبوی با داشتن درس‌های عملی از زندگی رسول بزرگوار ما صلی الله علیه وسلم، چراغ هدایت هر مسلمان و راه نجات هر جویندۀ رستگاری را فراهم می‌کند و از تغییر سیاسی حاصل از عقیدۀ اسلامی نشأت می‌گیرد. و شکی نیست که برجسته‌ترین مورد این سیرت، همانا هجرت با شرافت نبوی است. از آن‌جاکه این واقعه در قلب مسلمانان از اهمیت بسیاری برخوردار است و به دلیل سردرگمی‌ای که ممکن است در تشبیه هجرت او صلی الله علیه وسلم و هجرت همراهانش رحمت الله علیهم اجمعین به مهاجرت مسلمانان در زمان ما به وجود آید، دریافته‌ایم که هر حادثه باید به طور عینی به متن خود منتقل و روشن شود.

همان‌طورکه می‌دانیم، در زندگی رسول الله صلی الله علیه وسلم دو هجرت وجود دارد و هر دو به نوعی اقدامات سیاسی و پیروی از وحی می‌باشد. اولین مهاجرت، هجرت یاران رسول الله صلی الله علیه وسلم به حبشه است، که در آن "پادشاهی عادل بود که هیچ‌کس نزد او مظلوم قرار نمی‌گرفت" و آن یک اقدام احتیاطی برای محافظت از کتله بود. این اقدام زمانی گرفته شد که قریش با سیاست قتل، بدرفتاری و شکنجه، به اذیت و آزاد افراد کتلۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم آغاز کرد. از جملۀ این افراد، یکی سمیه رضی الله تعالی عنهما است که کشته شد، خانواده یاسر که در مکه شکنجه شدند و بلال حبشی که بارها برهنه بر روی ماسه‌های سوزان صحرا انداخته و شکنجه می‌شد، چون مکرراً "احد احد" می‌گفت و با آن‌ها مبارزه می‌کرد. همۀ این‌ها بدین خاطر بود که مسلمانان را از دین‌شان بازدارند و آنان را از پیروی این منهج باثبات و این دعوت بزرگ دلسرد کنند.

هجرت دوم برای اقامۀ دولت، اعلان حاکمیت و تطبیق و تنفیذ مواضع اسلام در تمام عرصه‌های زندگی بود. این کار سیاسی بزرگ از دعوت بزرگان قبائل و طلب نصرت از اهل قدرت شروع شد تا آن‌که الله سبحانه وتعالی نصرت را در عقد بیعت عقبۀ ثانی با بیعت جنگ متحقق کرد. سپس انصار این دین را استوار ساختند و پادشاهان عرب و غیرعرب را به چالش كشیدند تا خدایی جز الله سبحانه وتعالی و پیامبری جز محمد رسول الله صلی الله علیه و سلم باقی نماند.

‏﴿إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ كَفَرُواْ ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِینَ كَفَرُواْ السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا وَاللّهُ عَزِیزٌ حَكِیمٌ﴾

(توبه: ۴۰)

ترجمه: ‏اگر او را یاری نکنید، الله (سبحانه وتعالی) او را یاری کرد(و در مشکل‌ترین ساعات، او را تنها نگذاشت) آن هنگام که کافران او را (از مکّه) بیرون کردند، در حالی‌که دومین نفر بود (و یک نفر بیش‌تر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند و او به همراه خود می‌گفت: «غم مخور، الله (سبحانه وتعالی) با ماست!» در این موقع، الله (سبحانه وتعالی) سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی‌که مشاهده نمی‌کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرار داد، (و آن‌ها را با شکست مواجه کرد؛) و سخن الله (سبحانه وتعالی) (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و الله (سبحانه وتعالی) عزیز و حکیم است!

بر این اساس، هجرت – چه اولی و چه دومی – نتیجۀ آماده‌سازی کتله‌ای آگاه و دراک از احکام و مفاهیم اسلام و آماده‌سازی فضای سیاسی برای پذیرش این نظام بزرگ، یعنی دولت اسلامی بود.

مهاجرت و اوضاع مهاجران امت‌مان، به ویژه در کشورهای غربی، محصول جنایت، خیانت، فساد و مزدوری حاکمان ماست. علاوه بر تمام این‌ها، بی‌توجهی دشمنان الله سبحانه وتعالی نیز نسبت به ما به دلیل نبود یک رهبر امین بی‌توجه اند. مهاجران فقط قربانیان این رژیم‌های پوسیده اند که مردم را گرسنه ساختند، آنان را ذلیل نمودند و بر مردم خود ننگی به جا گذاشتند تا کفار با تمام وحشی‌گری آنان را به نام‌های فریبنده؛ مانند همسان‌سازی، آزادی‌ها، مؤسسات خیریه و حقوق بشر مورد ضرب قرار دهند!

از این رو، بر ما مسلمانان لازم است تا در سرزمین‌هایی‌که هجرت نمودیم به اسلام، افکار و احکام آن پایبند باشیم، از اصول آن به اندازۀ نوک انگشتی کوتاه نیاییم. اسلام را در اعمال و گفته‌های خود مجسم کنیم و هویت اسلامی خود را فراموش نکنیم. از احکام، قوانین و افکار ظالم پیروی نکنیم، زیرا به الله سبحانه وتعالی سوگند که آن‌ها ما را فریب ندادند و ما را تحقیر نکردند و ما را به چنگال کفر نینداختند؛ مگر برای این‌که همسران و فرزندان‌مان از دین جدا شوند. و این دقیقاً همان چیزی است که شیطان و دستیارانش با گذاشتن فرهنگ و تمدن‌مان و جایگزینی تمدن غرب و احکام کفر با آن، به نام همسان‌سازی می‌خواهند.

«اللَّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُكَ فی سَفَرِنَا هذا البِرَّ وَالتَّقْوَى، وَمِنَ العَمَلِ ما تَرْضَى، اللَّهُمَّ هَوِّنْ عَلَینَا سَفَرَنَا هذا، وَاطْوِ عَنَّا بُعْدَهُ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فی السَّفَرِ، وَالْخَلِیفَةُ فی الأهْلِ، اللَّهُمَّ إنِّی أَعُوذُ بكَ مِن وَعْثَاءِ السَّفَرِ، وَكَآبَةِ المَنْظَرِ، وَسُوءِ المُنْقَلَبِ فی المَالِ وَالأهْلِ»

ترجمه: ای بار الها! ما در این سفرمان از تو نیکوکاری و پرهیزگاری و عملی را که می پسندی طلب می کنیم. بار الها! این سفرمان را بر ما آسان کن و دوری آن را بر ما کوتاه ساز. بار الها! تو در سفر همراه و در خانواده سرپرست هستی. پروردگارا! ما از سختی سفر و منظرۀ غم‌انگیز و بازگشت بد در مال و خانواده و فرزند بتو پناه می‌جوییم.

پس از این‌که سختی سفر تحقیرآمیز بدون توشه‌ای از فرهنگ اسلامی‌مان، ما را خسته کرد، منظرۀ غم‌انگیز زندگی در جوامع بدون ویژگی‌های اسلام برای ما کافی است. بنابراین ما در این‌جا بین دو گزینه قرار داریم یا تسلیم می‌شویم و یا سراغ آن‌چه آن‌ها می‌خواهند می‌رویم، مانند رها کردن دین خود که در این صورت شرم و خسارتی آشکارا در دنیا قبل از آخرت برای ما خواهد بود!

ما همسران و فرزندان خود را نیز همراه‌مان نجات می‌دهیم، سپس با آنانی‌که  برای از سرگیری زندگی اسلامی فعالیت می‌کنند، کار می‌کنیم و به کاروان‌های با برکت آن می‌پپیوندیم. ابتدا شخصیت‌های اسلامی‌مان را شکل می‌دهیم، سپس تصورات غلط را در جامعه اصلاح می‌کنیم. با روشن‌گری و آگاهی با ظالمان مقابله می‌کنیم و هویت اسلامی خود را که الله سبحانه وتعالی با آن راضی است و ما را با آن خاص گردانیده‌است، برجسته می‌کنیم. بنابر این، در مقابل غرب کافر با آن‌چه از مکر و حیله‌گری که برای دین حنیف ما دارد ایستاده‌ایم. در همۀ حرکات و اعمال خود به حکم شرع استناد می‌کنیم تا بر اساس آن‌چه که نبی ما صلی الله علیه و سلم به ما آموخته و امر کرده‌اند، نظم و انضباط داشته باشیم. به وجود می‌آید آن‌چه که به وجود آمدنی باشد.

﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا یحْییكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَیهِ تُحْشَرُونَ﴾

(الأنفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه وتعالی) و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) را اجابت کنید؛ هنگامی‌که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید الله (سبحانه وتعالی) میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما (در قیامت) نزد او گردآوری می‌شوید!

نویسنده: استاد احمد شامی

برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

مسؤلان خواب؛ اما شهر کراچی غرق در باران و سیلاب!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)
باران‌های پی‌هم، زیرساخت‌های فرسودۀ شهر کراچی را ویران کرده و بسیاری از مناطق این شهر در مخلوطی از آب باران و فاضلاب، و با اختلال گسترده در تأمین برق، غوطه‌ور شده‌اند. به‌دنبال اعتراضات و خشم گستردۀ مردم، رژیم باجوا – عمران از خواب خرگوشی دوساله‌اش بیدار شد و اعلان کرد که در حال کار بر روی "طرح متحول‌سازی کراچی" است. با این وجود، چندین دهه مشکلات عمیق و گستردۀ کراچی را نمی‌توان با پینۀ عملی و ارتجاعی به دموکراسی ناقص و شکست خوردۀ فدرال حل نمود – خواه با لغو اصلاحیۀ هجدهم، یا حاکم کردن نظام ریاست جمهوری، یا ایجاد یک شهر جداگانۀ کراچی و یا سپردن کنترل این ایالت به ارتش.
ساختار دولت ایالتی طوری‌یست که احزاب را در جامعه نهادینه و رسمی می‌کند، بعد آن‌ها را به جوامع سیاسی کوچک‌تر در سطح ولایات/استان‌ها و شهرها تقسیم می‌کند. سپس به احزابی‌که در رقابت شدید سیاسی قرار دارند، دسترسی به یک دولت انتخاباتی را در ساختار حکومت سه لایه‌ای، که شامل؛ فدرال، ایالت و شهر می‌شود، میسر می‌سازد. به‌دلیل حاکمیت توسط احزاب مخالف در لایه‌های مختلف، فدرال دموکراسی باعث ایجاد جنگ‌های مخرب قدرت می‌شود و امور مردم به شدت نادیده گرفته می‌شود. علاوه بر این، نظام پارلمانی و ریاستی به بهانۀ پاسخ‌گویی قدرت را بین دولت، وزارت‌خانه‌ها، مؤسسات و طبقات حکومتی تقسیم می‌کنند که نتیجۀ آن حُکم مشترک است. چنین تقسیم قدرت هم باعث هرج و مرج و هم عدم پاسخ‌گویی دولت می‌شود؛ همان‌طور که در بحران اخیر، معضل شهر کراچی گواه آن است. با غرق شدن کراچی، مقامات دولتی در سطح فدرال، ایالتی و شهری مسئولیت خود را به یکی‌دیگر واگذار کردند و کسی مسئولیت وضع ناگواری را که امروز کراچی در آن قرار دارد به عهده نگرفت. دموکراسی علاوه بر مشکلات مردم، به نماینده‌گان در مجامع این اختیار را می‌دهد تا مطابق هوا و هوس خود قوانین وضع کنند و راه را برای دست‌کاری قوانین از بهر تأمین منافع‌شان باز کنند، در حالی‌که از ادای امور امت غافل می‌شوند.
بالعکس دموکراسی، نظام خلافت حکم قمومیت را به خلیفه داده‌است و او به‌طور مستقیم مسئول کارکرد والی‌ها در ولایه‌ها و کارگزاران در شهرها می‌باشد. خلیفه تام‌الاختیار است تا به شکایات مردم از والی‌ها و کارگزاران گوش فرا دهد، و افراد بی‌کفایت دولت را جایگزین افراد توانمند کند. نظام خلافت تمام جامعه را به‌عنوان یک کُل می‌شمارد و تقسیم ولایه‌ها و شهرها حکومت را کمک می‌کند تا همۀ مناطق خود را به‌عنوان یک جامعۀ واحد تحت یک ساختار متمرکز با رهبری خلیفه ببیند. هرچند مرجع قدرت به خلیفه تعلق دارد، اما این قدرت جهت اطمینان توجه سریع به بحران‌ها در ولایه‌ها و شهرها به ادارۀ اجرائی داده نشده‌است. خلیفه منابع دولت را بر اساس احکام شرعی و نیاز جامعه به شهرها و ولایات اختصاص می‌دهد، نه به اساس تعداد نماینده‌گان‌شان در دستگاه دولت. در نظام خلافت، خلیفه، والی‌ها و کارگزاران مقید به احکام قرآن و سنت اند؛ نه مجلس امت و نه مجالس ولایتی حق تقنین دارند، بل وظیفۀ آنان محاسبۀ حکام برمبنای اسلام است. در حقیقت، این تمدن والای اسلامی بود که شهرهای مترقی سمرقند، بخارا، گرنادا، بغداد، قاهره، دمشق و استانبول را بنا کرد، چنان‌که طی قرون متمادی نمادها و چراغ‌های درخشان یک زندگی شهری باشکوه و آرام در سراسر جهان بودند. و ان‌شاءالله، این خلافت به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم خواهد بود که باری‌دیگر شهرهایی مانند کراچی، لاهور، کابل، تهران، سریناگار، داکا، جاکارتا و تونس را احیا خواهد کرد تا باشد که آن‌ها چراغ‌های درخشان جهان امروز شوند.
دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان
مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

فقط خلیفه از توهین به رسول الله مبارک و حمله بر قرآن مجید جلوگیری خواهد کرد!

(ترجمه)

خبر

در ۲۲ آگوست در شهر برگن نارویژ در جریان اعتراض علیه اسلام و مسلمانان، رهبر گروه "اسلام‌گرایی نارویژ را متوقف کنید" مورد ضرب و شتم قرار گرفت. روزنامۀ VGNO گزارش داد: «رهبر گروه "اسلام‌گرایی نارویژ را متوقف کنید" در برگن مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سرش پس از حادثه خونریزی می‌کرد. سپس در بعد از ظهر شنبه لارس تورسن، رهبر این دسته، در مراسمی در برگن مورد حمله قرار گرفت و از آن طرف پلیس چند تن را دستگیر کرد.»

در ۲۸ آگوست در مالموی سوئد به دنبال سوزاندن علنی قرآن کریم توسط نمایندگان حزب راست‌گرای افراطی معاملات مستحکم دنمارک، شورش‌ها به‌پا شد. آژانس خبری سیدسوینسکن گزارش داد: «تظاهرات علیه سوزاندن قرآن کریم عصر جمعه در منطقه روزنگارد مالمو شدت گرفت. به سمت پولیس مواد محترقه پرتاب شد، آتش‌سوزی در خیابان آمیرالیسگاتان آغاز و چندین موتر/اتومبیل به آتش کشیده‌شد. پولیس این حادثه را به عنوان شورش‌های خشونت‌آمیز توصیف کرد و چندین نفر نیز دستگیر شدند.»

هم‌چنین، شورش‌ها در ۲۹ آگوست در اسلوی نارویژ نیز آغاز شد، پس از آن‌که اعضای گروه "اسلام‌گرایی نارویژ را متوقف سازید" قرآن را به صورت علنی پاره نمودند، بر روی آن ادرار کردند و آن را مانند یک توپ فوتبال لگد زدند. VG.NO گزارش داد که ۲۹ نفر پس از مخالفت با اعتراضات دستگیر شدند. هنگامی‌که سازمان ضد اسلامی SIAN تظاهرات ضد اسلام و ضد مسلمانان را در اسلو در نزدیکی پارلمان ترتیب داد، چند صد معترض در میدان جمع شدند.

به تاریخ ۳ سپتمبر خبرگزاری سیدسوینسکن گزارش داد: «پس از قتل عام‌ها در مالمو، اکنون قرآن در وادودان در استاکهلم نیز سوزانده می‌شود. این راسموس بالودان تحریک‌گر قصد دارد قرآن را در استاکهلم بسوزاند و در پنج مکان درخواست مجوز کرده‌است. بنابراین، پولیس دوباره مجبور خواهد شد برای محدود کردن آزادی اجتماعات و آزادی بیان اقدام کند.»

در اول سپتمبرمجله فرانسوی شارلی ابدو نیز انتشار کاریکاتورهای تمسخرآمیز رسول الله صلی الله علیه و سلم را، که باعث حملۀ تروریستی سال ۲۰۱۵ م شد، تکرار کرد.

تبصره

طی چند سال گذشته، حملات به اسلام و مسلمانان افزایش یافته‌است، طوری‌که کاریکاتورهای رسول الله صلی الله علیه وسلم منتشر شده و قرآن سوزانده شده و مورد تمسخر قرار گرفته‌است. کافران با تمام بی‌ادبی و مصونیت از مجازات، نفرت خود از اسلام و مسلمانان را با توهین به الگوی‌مان آشکار می‌کنند. این وضع از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد که هیچ دولتی از سرزمین‌های مسلمانان، این کفار را مورد بازپرس قرار نداده و هیچ حاکمی حتی یک سرباز برای مجازات آنان نفرستاده‌است. حتی پادشاهان عربستان سعودی نیز که خود را حافظان حرمین شریفین اعلان می‌کنند نیز جرئت ندارند کفار را به‌خاطر جرم‌شان در برابر رسول الله صلی الله علیه وسلم و قرآن کریم محاسبه کنند.

ما باور داریم که پاسخ مسلمانان دیر نخواهد بود. تمام مسلمان رسول الله صلی الله علیه و سلم را دوست دارند و تمام مسلمان قرآن الهی را در قلب‌شان جای می‌دهند. به‌همین دلیل، مسلمانان بیرون می‌شوند و اعتراض می‌کنند و این اعتراضات غالباً به شکل شورش در می‌آید. سپس کفار بلافاصله هجوم می‌آورند تا مسلمانان را بد نشان دهند؛ بنابر این مسلمانان شورش می‌کنند، و به یک روزنامه ویا... حمله می‌کنند. بلی، چنین اغتشاشاتی مشکلات مسلمانان را حل نمی‌کند و بلی این بد است؛ اما الله سبحانه وتعالی می فرماید:

﴿یسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ قُلْ قِتَالٌ فِیهِ كَبِیرٌ وَصَدٌّ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ اللّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ﴾

(بقره: ۲۱۷)

ترجمه: از تو درباره جنگ كردن در ماه حرام می‌پرسند. بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است، ولی جلوگیری از راه الله (سبحانه وتعالی) و بازداشتن مردم از مسجدالحرام و اخراج ساكنان‌اش از آن و كفر ورزیدن نسبت به او سبحانه و تعالی، در پیشگاه الله (سبحانه وتعالی) مهم‌تر از آن است، و برگرداندن مردم از دین ( با ایجاد شبهه‌ها در دل‌های مسلمانان و شكنجۀ ایشان وغیره) بدتر از كشتن است.

کفار اعتراف نمی‌کنند که آن‌ها مسلمانان را به سمت این شورش‌ها سوق داده‌اند و خود را نیز محکوم نمی‌کنند. این کفار در ناباوری خود غرق اند و نمی‌دانند که این کار اشتباه‌تر است. علاوه بر این، کافران می‌خواهند مسلمانانی را که به الله سبحانه وتعالی ایمان دارند با شدیدترین حالت گمراه کنند. برای هر مسلمان عاقلی روشن است که فقط دولت خلافت اسلامی به رهبری یک حاکم صالح می‌تواند این وضعیت را اصلاح می‌کند، و این واقعیت در تاریخ مسلمانان اتفاق افتاده است. هنگامی‌که کافران در انگلیس می‌خواستند رسول الله صلی الله علیه وسلم را مسخره کنند، خلیفۀ عثمانی آن‌ها را تهدید به مجازات کرد و کافران فوراً فکر چنین جنایاتی را از سر خود بیرون کردند.

 امروز، مسلمانان به دنبال تأسیس دولت اسلامی، یعنی خلافت راشده بر منهج نبوت استند، دولتی‌که پاسخ هر استهزا کنندۀ الگوی اسلام و مسلمانان را خواهد داد؛ باشد که  الله سبحانه وتعالی ما را یاری کند.

نویسنده: إلدر خمزین

عضو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب‌التحریر

مترجم: احمد صادق امین

ادامه مطلب...

کشمیر اشغالی نه با مهار ارتش، بلکه با بسیج ارتش آزاد می‌شود!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

علی‌رغم شیوع اپیدمی کرونا، رژیم طاغوتی و اشغال‌گر مودی فرمان اسکان ۴۳۰۰۰۰ خانواده را در کشمیر اشغالی صادر کرد تا با دنباله‌روی از طرح‌های شریرانۀ دولت یهود در فلسطین و رژیم کمونیست چین در اویغور (ترکستان شرقی)، توانسته باشد که جبراً جمعیت این منطقه مسلمان‌نشین را تغییر دهد. رژیم بجوا – عمران با اطاعت کورکورانه از باداران امریکایی خود اردوی مسلح پاکستان را مهار نموده‌است و این اطمینان را به دولت هندو داده‌است تا هیچ‌گونه مانعی سد راه‌شان وجود نداشته باشد. در ضمن با عذرخواهی از سازمان کشورهای اسلامی، سازمان ملل و با انتشار توئیت‌ها، ویدیوها و این قبیل توجیهات بی‌شرمانه می‌خواهد خود را تبرئه کند. این رژیم با منحل کردن گروه‌های جهادی کشمیر که می‌توانند پشتیبانی قوی در خط مرزی کنترول داشته باشند، امید مسلمانان کشمیری را از آن‌ها گرفته‌است و عوض‌اش از FATF به عنوان راه‌حل اجباری و پوشالی استفاده می‌کند. این درحالی‌ست که دولت هندو در تنش مرزی شدید با چین و از آن‌سو با مسلمانان شجاع کشمیر اشغالی قرار دارد؛ اما این رژیم، ارتش دلیر پاکستان را مهار می‌کند، حال‌آن‌که هندوها به دو ارتش جداگانه تقسیم شده‌اند و تاکتیک‌های ناقص و سلاح‌های فرسودۀشان نمی‌تواند برای‌شان کاری را از پیش ببرد.

برده‌گی رهبری سیاسی و نظامی پاکستان برای قدرت‌های بزرگ استعماری باعث شده‌است که بسیاری از فرصت‌ها را از بهر آزادسازی کشمیر از دست بدهد. در سال ۱۹۴۸ م باوجود آزادسازی اکثر قسمت‌های کشمیر، رهبری پاکستان فرصت به‌کارگیری از وسایل نظامی زرهی را برای برهم شکستن خط دفاعی میدان هوایی/فرودگاه سریناگر به نظامیان میسر نکرد. هم‌چنان در جریان جنگ هند و چین در سال ۱۹۶۲ م فرصت بسیج‌سازی نیروهای خود برای آزادی کشمیر قصداً از دست داد. در سال ۱۹۶۵م با دفاع سمبولیک از منطقه اخنور فرصت طلائی آزادسازی کشمیر را با یک مکث پُرهزینه عملیاتی از دست داد، که این وضعیت به مهار عقب‌نشینی سربازان هند منجر شد. هم‌چنین، در سال ۱۹۹۹م در جریان بحران کارگیل نیز در نتیجۀ فشارهای جهانی کناره‌گیری کرد. حتی امروزه رژیم بجوا – عمران کشمیر را برای کسب رضایت امریکا رها می‌کند. خائنانی‌که در رهبری سیاسی و نظامی پاکستان قرار دارند، به دلیل اعتماد کورکورانه به قدرت‌های استعمارگر و ساختارهای بین‌المللی‌شان، تاکنون مناطق گورداپور، حیدرآباد، دکن، بنگال، سیاچین و بیشتر مناطق کشمیر را از دست داده‌اند. حال چه کسی به این زنجیرۀ خیانت پایان خواهد داد؟

ای افسران مخلص نیروی‌های مسلح پاکستان!

هر خیانت شما به رنج و عذاب عظیم صدها هزار مادر، خواهر، دختر و پسر ما، از طریق شکنجه، قتل، قطع اعضاء و یا تجاوز جنسی، می‌انجامد. خون مسلمانان در دریاها جریان دارد، درحالی‌که رسول الله صل الله علیه و سلم فرمودند:

«لَزَوَالُ الدُّنْيَا أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنْ قَتْلِ مُؤْمِنٍ بِغَيْرِ حَقٍّ»

ترجمه: اگر تمام دنیا نابود شود اهمیت آن کم‌تر از ریختن خون یک مسلمان بی‌گناه است.

تنها خون یک مسلمان با ارزش‌تر از کعبه‌ای است که به‌سوی آن نماز برپا می‌کنیم. به‌علاوه، ابراز غم، اندوه و یا ناتوانی کافی نیست. امروزه رژیم بجوا – عمران دقیقاَ به دستور باداران امریکایی خود شما را مهار می‌کند. بناءً با نصرت دادن برای احیاء دوبارۀ خلافت اسلامی بر منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم، به تداوم این خیانت نقطه پایان بگذارید. بناءً به توفیق الله سبحانه وتعالی تاریخ را تغییر دهید و اجر عظیم آن را نصیب شوید. این فرصت با شکوه برای کسانی‌ست که بی‌صبرانه می‌خواهند راه سلف‌شان، حضرت سعد بن معاذ رضی الله تعالی عنه را دنبال کنند و با اعطایی نصرت به‌خاطر الله سبحانه و تعالی به ظلم و اشغال وحشیانه بالای برادران مسلمان کشمیری‌شان نقطۀ پایان بگذارند.

﴿وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً﴾

(الطلاق: ۳)

ترجمه: و هر کس بر الله (سبحانه وتعالی) توکل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ الله (سبحانه وتعالی) فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و الله (سبحانه وتعالی) برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده‌است!

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: امیر حسام

ادامه مطلب...

در این روز، امارات و بحرین با دولت یهود توافقنامه‌ی خیانت عظیم برحق فلسطین، مسرا و معراج رسول الله صلی الله علیه و سلم را بدون خشیه از الله سبحانه وتعالی، از رسولش و از مؤمنین به امضا خواهند رساند!

  • نشر شده در حزب

(ترجمه)

دیروز به تاریخ 14 سپتامبر 2020م، فرانس 24 خبری را منتشر نمود: «یک عصر نوین برای خاورمیانه به روز سه‌شنبه نمودار خواهد شد؛ هنگامی‌که امارات و بحرین توافقنامه‌ای مبنی به رسمیت شناختن اسرائیل(عادی‌سازی روابط) را در واشنگتن به امضاء برسانند... [طوری‌که تصمیم بر این شد که رییس جمهور امریکا دونالد ترامپ ازین روند در جریان مراسم امضاء در قصر سفید نظارت و مباشرت خواهد نمود]... در کنار آن‌ها وزرای خارجه دو دولت خلیج  حضور خواهند داشت که این توافقنامه را رهبری و جوهر خواهند بخشید...» به این معنی که امارات متحده عرب و بحرین امروز سه‌شنبه در این پایتخت شوم واشنگتن توافقنامه‌ای خیانت عظیم برحق سرزمین اسراء و معراج  رسول الله صلی الله علیه وسلم را بدون خشیه(ترس) از الله سبحانه و تعالی، از رسولش و از مؤمنین به امضاء خواهند رساند. این حکام دنیال‌رو راهی کسانی‌ اند که در گذشته بودند، مانند: رژیم مصری در کمپ دیوید، سازمان آزادی‌بخش فلسطین(PLO) در اسلو(Oslo) و در نهایت رژیم اردنی در  وادي عربة!

حکمرانان در سرزمین‌های اسلامی، قبل و بعد از این توشیح‌ها و امضاء‌‌های توافقنامه‌ها، با دولت یهود معامله داشتند، مگر در عقب و ستر پرده و با اندک رعایت حیای سیاسی، ولی بدون شرم و خجالت با یهود از عقب پرده معامله عادی‌سازی روابط را انجام می‌دادند. اما هنگامی‌که این ستر پرده‌ی‌ حیاء از چهره‌شان برداشته شد، اعلام عادی‌سازی برای‌ این حکام منبع فخر شمرده شد، که آنان بدون این‌که احساس حقارت و اندک شرم کنند (یکی پی‌هم) اعلام عادی‌سازی نمودند! این تحقر امت یک‌روزی بالای خود‌ این حکام مثل طوق لعنت خواهد افتید، خواه آن را بپذیرند و یا انکار کنند، ولی این‌ست سرنوشت هر آن کسی‌که بر ضد امت و دین‌اش جرمی را مرتکب شود.

﴿...سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا كَانُواْ يَمْكُرُونَ﴾ [أنعام: 124]

ترجمه: ...به زودی گنهکاران در نزد الله(سبحانه‌وتعالی) خوار می‌شوند و به سبب مکرشان عذاب سختی به آنان می‌رسد.

این امر یکی از عظیم‌ترین و بزرگ‌ترین گناهانی‌ست که اکنون انفاق می‌‌افتد، زیرا روند عادی‌سازی به‌سرعت با دید کامل امت و ارتش‌اش به پیش می‌رود! هم‌چنین این روند بدون حرکت و تحریک ارتش مسلمانان تا جهان را بالای‌شان‌ زیرو زبر کنند و آنان را اخراج‌ کنند، به پیش می‌رود! علاوه بر این، کسانی‌که تاهنوز توافقنامه‌های اعلام شده را امضا نکرده اند، کمتر از سطح امضا کننده‌گان نیستند، مثلاً عمان که به میزبانی دولت یهود دعوت می‌شود و قطر که یک میانجی بی‌طرف بین یهودیان و غزه است! ‏هم‌چنین رژیم سعودی در سرزمین دو مسجد مقدس(الحرمین) فضای هوایی خود برای طیاره‌/هواپیماهای جنگی دولت مسخ‌(هیولا) باز نموده که قدس مقدس مسلمانان را اشغال نموده است! از سوی دیگر، رژیم‌ ترکیه تاکنون دولت یهود اشغال‌کننده‌ی فلسطین را به‌رسمیت می‌شناسد! یقیناً این یکی از سنگین‌ترین گناهانی‌ست که اکنون صورت می‌گیرد، طوری‌که اگر این امر یک مسئله عادی میان برادران تلقی شود و اگر این امر هیچ خط و چروکی را در پیشانی برادران امت بخاطر ترسیم مرزهای فلسطین نیندازد یا هیچ اختلاف دیدگاه درین امر نداشته باشند، قطعاً که گناه سنگینی خواهد بود!

  ‏ای مسلمانان!

این فلسطین ارض مبارک است، سرزمین قدس، سرزمین اسراء و معراج رسول الله صلی الله علیه وسلم است. این سرزمین در قلب مسلمانان جا دارد، هرچند این ارض مبارک از دست حکام رويبضه(احمق و کودن) در رنج قرار دارد که اطاعت کفار استعمارگر را بالاتر از طاعت رب العالمین می‌کنند. ‏فلسطین و قدس‌اش در واقع فلسطین مسلمانان است و خواهد ماند و این ارض مبارک نه مربوط حکمرانان خائن می‌شود و نه این قدس مال آنان است. ‏عادی‌سازی روابط‌شان با دولت یهود و غضب خاک فلسطین، به این حکمرانان تاج و تخت مملو از خجل و تحقیر را مهیا خواهد کرد تا روز موعود آن‌ها و روز وعده‌ فرا رسد، زیرا فلسطین پس جنگ و قتال با یهودیان به‌اصطلاح اشغال‌گران سرزمین مبارک، در یک روز به‌یاد‌ماندنی که تمام ارض مبارک مملو از نعره تکبیر افواج مسلح مسلمانان خواهد بود؛ به اهلش دوباره بازگردانده می‌شود. یقیناً این یک وعده غیر مکذوب است که حدیث و قول "الصادق المصدوق صلی الله علیه وسلم" است.

«لَتُقَاتِلُنَّ الْيَهُودَ فَلَتَقْتُلُنَّهُمْ، حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: شما تا زمانی با یهودیها خواهید جنگید که حتی سنگها صدا میکنند: ای مسلمان بیا، درین‌جا یک یهود است(که در عقب من پنهان شده)، او را به قتل برسان!

ای مسلمانان!

افواج/ارتش در بلاد اسلامی در واقع فرزندان‌تان، برادران‌تان و از جمله‌ی خودتان است و در میان‌شان جوانانی مخلص قرار دارد، بناءً بصیرت آنان را با نور حق روشن کنید و آنان را تحریک به راهی کنید تا فلسطین را از نهاد یهودی مسخ(هیولا) نجات بدهد، که ارض مبارک را اشغال نموده و فساد را در داخلش گسترش می‌دهد و با حمایت حکام سرزمین‌های اسلامی در آن فساد می‌کنند؛ البته سرزمین‌های اسلامی به عوض قتال و جنگ با نهاد یهودی، امنیت‌ش را حفظ می‌کنند! ‏اگر خیانت حکام مسلمین نمی‌بود، حال این نهاد یهودی تا این دم بقا نمی‌داشت، زیرا آن‌گاه مجال این پیدا نمی‌شد تا یهودیان در نبرد‌های مهم با مسلمانان کمک و حمایت نظامی شوند.

﴿لَن يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأَدْبَارَ ثُمَّ لاَ يُنصَرُونَ﴾ [آل‌عمران:111]

ترجنه: آنان هرگز نمی‌توانند به شما زیانی (ژرف و پردامنه) برسانند؛ مگر آزار مختصری (که اثر چندانی بر جای نمی‌گذارد) و اگر با شما بجنگند پشت کرده و پای به فرار می‌نهند، سپس یاری نمی‌شوند.

فلهذا، این واقعیت آن‌هاست و این رابطه آن‌هاست، ولی به‌عوض جنگ و قتال با یهودیان هم‌چنین و به‌عوض اخراج نمودن آنان از خانه‌های مان، این حکمرانان خائن با نهاد یهودی صلح نمودند، چنان‌چه العزیز و الحکیم در قرآن کریم می‌فرماید: 

﴿وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ...﴾ [بقره: 191]

ترجمه: و (چون جنگ درگرفت) هرجا آنان را (که آغاز کننده‌گان جنگ بوده‌ اند) دریافتید ایشان را بکشید، و آنان را (از مکّه) که شما را از آنجا بیرون کرده‌ اند بیرون سازید، و (از جنگ در حرم مکّه نباید باک داشته باشید، زیرا ایشان با شکنجه و آزار و انواع فتنه و فساد می‌خواستند شما را از دین‌تان برگردانند که مایه‌ی خوشبختی دو جهان شما است و) فتنه از کشتن بدتر است...

اما در عوض، این ستمگران اتحاد‌شان را با آنان(یهودیان) مستحکم می‌سازند!

﴿قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾ [منافقون: 4]

ترجمه: ...الله(سبحانه و تعالی)، نابودشان کند که چگونه منحرف می شوند.

ای مسلمانان!

این مسئله فلسطین تنها به طریقه و روشی حل خواهد شد همان‌طوری‌که در اوایل حل شده بود، یعنی توسط حاکمیت آن‌چه الله سبحانه و تعالی نازل کرده و ارتشی‌که دشمنان الله سبحانه و تعالی را متزلزل بسازد و این امر اتفاق نمی‌افتد؛ مگر توسط بازگشت دوباره خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت. بنابرین، دولت خلافت، بنیاد نهاد یهودیان را ریشه‌کن خواهد نمود که فلسطینیان پاک‌دامن را بیشتر از هفتاد سال بی‌حرمت نمودند و سپس فلسطین کاملاً به دیار اسلام بازگردانده می‌شود؛ سرزمین عزیز در یک دولت عزیز و گرامی به اسم خلافت بر منهج نبوت... و این امر بإذن الله سبحانه و تعالی تحقق می‌یابد، زیرا این امر با دلایل قطعی توسط چهار امور و بنا تاکیده شده:

نخست: امت مسلمه از جمله بهترین امتی است که برای خیر و سود بشریت آفریده شده اند.

﴿كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ...﴾ [آل‌عمران: 110]

ترجمه: شما (ای پیروان محمد) بهترین امتی هستید که به سود انسان‌ها آفریده شده اید...

بناءً امت این دولت هرگز در برابر بی‌عدالتی صبر نخواهند کرد، آنان به همین‌ خاطر هرگز قدس‌شان را فراموش نمی‌کنند. بناءً برای‌شان هیچ فرق نمی‌کند که ستمگران چه اعمالی را انجام می‌دهند، بلکه امت در عوض آنان را با پای‌های‌شان لگدمال و پایمال می‌کنند...

دوم: وعده جانشنی در زمین از جانب الله سبحانه و تعالی:

﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ﴾ [نور: 55]

ترجمه: الله به آن دسته از شما که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، وعده(و نوید) می‌دهد که حتما در زمین به آنان خلافت(جانشینی و حکمرانی در زمین) می‌بخشد.

هم‌چنین بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم، دال بر بازگشت و احیای مجدد خلافت راشده ثانی بر منهج نبوت می‌باشد:

«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ...» (اخرج احمد)

ترجمه: ...و سپس خلافت بر منهج نبوت قائم خواهد شد...

سوم: حدیث و قول الصادق المصدوق صلی الله علیه وسلم، بخاطر قتال و جنگ با یهودیان:

«لَتُقَاتِلُنَّ الْيَهُودَ فَلَتَقْتُلُنَّهُمْ، حَتَّى يَقُولَ الْحَجَرُ يَا مُسْلِمُ هَذَا يَهُودِيٌّ فَتَعَالَ فَاقْتُلْهُ» (رواه مسلم)

ترجمه: شما تا زمانی با یهودیها خواهید جنگید که حتی سنگها صدا میکنند: ای مسلمان بیا، درین‌جا یک یهود است(که در عقب من پنهان شده)، او را به قتل برسان.

چهارم: یک حزب صادق و مخلص بإذن الله بخاطر تحقق وعده الله سبحانه وتعالی و بشارت رسولش صلی الله علیه و سلم، فعالیت و دعوت اسلام را حمل خواهد نمود. این حزب از جمله سابقون/پیشگامانی خواهد بود که هرگز برای مردمش دروغ نخواهد گفت، کسی‌که صاحب چشم و بصیرت است و این حزب امت را به خیری هدایت می‌کند که با موجودیتش عزت و پیروزی، نصرت در دو جهان(دارین) و بشارت برای مؤمنان را احیا می‌کند. 

فلهذا، امتی‌که دارای این چنین بناهای نصرت و پیروزی باشند، بإذن الله، این امت خلافت شان را نیز دوباره تأسیس خواهد نمودند و قدس‌شان را دوباره آزاد نموده و منبع ستمگران و باداران و کمک‌کننده این حکام خائن و کفار را نابود خواهند کردند:

﴿وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ﴾ [روم: 4-5]

ترجمه: در آن روز مؤمنان شادمان می‌شوند. ‏( آری! خوشحال می‌شوند) از ياری الله. الله(سبحانه‌و‌تعالی) هر كسی را كه بخواهد ياری می‌دهد و او بس چيره (بر دشمنان خود) و بسيار مهربان (در حق دوستان خويش) است.

حزب التحریر

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

تنها خلافت، ناجی کراچی از لگدمال شدن زیر قدم‌های فدرال دموکراسی است!

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

با گذشت چندین روز از باران‌های سنگین فصل باد و باران‌های موسومی، اکثر نقاط کراچی در آب باران و فاضلاب فرورفته و موجب خسارت رساندن به دارایی‌های مردم و قطع منابع برق شده‌است. بنابرین، بیش از بیست میلیون خانه طی چند روز، به‌خاطر دهه‌ها بی‌اعتنایی مسئولین نسبت به چرخ اقتصادی و بزرگ‌ترین شهر پاکستان، ویران شد.  

زمانی‌که رهبران خجالت‌زدۀ سیاسی و نظامی پاکستان، به‌علت عدم توانایی در حل مشکلات کراچی باوجود حضور دوسالۀشان در حکومت، با خشم گستردۀ مردم مواجه شدند، سریعاً به اعلام طرح متحول‌سازی کراچی پرداختند. هرچند یک روز پس از اعلام باشکوه این طرح در ۶ سپتامبر ۲۰۲۰ م جدال تلخی میان مقامات ولایتی و فدرالی حکومت بر سر بودجۀ این طرح صورت گرفت. در واقع، این طرح همین حالا نیز با شکست مواجه است، چون توان تشخیص عوامل اصلی مشکلات طولانی، ریشه‌ای و عمیق ناشی از دموکراسی را ندارد.

دموکراسی از طریق فدرالیزم، حاکمیت کراچی را طور عمودی به سه سطح تقسیم می‌کند – سطوح شهری، ولایتی و ایالتی – که برای هریک آنان انتخابات‌های جداگانه برگذار می‌شود. در حقیقت، تقسیم قدرت بین سطوح حکومت منجر به نادیده گرفتن امور مردم می‌شود، طوری‌که مقامات فدرالی، ولایتی و شهری با ایراد مسائل قضایی از مسئولیت‌های‌شان شانه خالی می‌کنند. حتی اکنون که کراچی می‌کوشد خود را بهبود دهد، نیز جنبش متحدۀ قوی در سطح شهر، حزب مردم پاکستان در سطح ولایت و تحریک انصاف پاکستان در سطح حکومت فدرال، مشغول انداختن تقصیر به گردن یکدیگر اند.

هم‌چنین دموکراسی از طریق تفکیک قوا، حاکمیت را به‌صورت افقی میان وزرا؛ مانند وزیر آب، برق و امنیت غذایی، و میان نهادهای دولتی؛ به شاخه‌های جداگانۀ اجرایی، تقنینی و قضایی تقسیم کرده‌است. این تقسیم قوا در عوض ایجاد یک حکومت حساب‌ده، سبب می‌شود که وزرا و نهادها امور مردم را نادیده بگیرند، مدام تقصیر را بر گردن یکدیگر بیندازند و از مسئولیت‌های‌شان فرار کنند.

دموکراسی از طریق تنوع نماینده‌گی سیاسی در قانون‌گذاری، تابعیت این شهر و از لحاظ تنوع نژادی، کراچی را میان چندین حزب سیاسی تقسیم کرده‌است، احزابی‌که هر یک ادعای نماینده‌گی از سندی‌ها، مهاجرها، پتن‌ها، پنجابی‌ها و بلوچ‌ها را دارند. بناءً در دموکراسی، سیاست و قانون‌گذاری در نتیجۀ رقابت‌های شدید بین احزاب سیاسی رقیب شکل می‌گیرد، و زمان انتخابات شبیه اعلام جنگ است که خشونت و خسارت جانی درپی دارد.

ای مسلمانان پاکستان!

طی هفت دهۀ اخیر، دموکراسی کراچی را ویران کرده‌است، زیرا این نظام ناقص و دست‌ساز هرگز نمی‌تواند در جامعه و دولت وحدت ایجاد کند. دموکراسی در همه قالب‌هایش، خواه پارلمانی غیرنظامی، ریاست جمهوری نظامی یا قالب دوگانۀ کنونی‌اش شکست خورده‌است. حتی پرچم‌دار و حامل دموکراسی در سراسر جهان، یعنی امریکا، نیز عمیقاً توسط دموکراسی تجزیه شده‌است؛ چنان‌که این وضع از درگیری‌های بین گروه‌های نژادی مختلف، سطوح حکومتی و نهادهای موازی - مخصوصاً در سال برگذاری انتخابات ریاست جمهوری – هویداست.

تنها خلافت می‌تواند با تطبیق اسلام به این تقسیمات مخرب پایان دهد. در اسلام، حکام قوانین را از متون الهی اتخاذ می‌کنند؛ برعکس دموکراسی که احزاب سیاسی مبنی بر تمایلات‌شان قوانین می‌سازند. در اسلام، حکام مکلف اند تا به اسلام به‌عنوان یک قانون چنگ بزنند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ﴾ (النساء: ۵۹)

ترجمه: و هرگاه در چیزی نزاع داشتید، آن را به الله (سبحانه وتعالی) و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) بازگردانید (و از آن‌ها داوری بطلبید) اگر به الله (سبحانه وتعالی) و روز رستاخیز ایمان دارید.

محکمۀ مظالم می‌تواند هر حاکم، شامل خلیفه، را به دلیل اصرار در تخطی صریح از اسلام برکنار کند. اگر حاکمی در برابر معزولی‌اش مقاومت کند، اهل قدرت وظیفه دارند تا او را به زور براندازند. برعلاوه، احزاب سیاسی در مجلس امت مرکزی و مجلس ولایه در سطح هر ولایت، مطابق به اسلام برای حکام مشوره می‌دهند. بناءً همۀ نیروهای مسلح، قضات، مجالس و حکام با یک هدف، که همانا بنده‌گی الله سبحانه وتعالی است، واحد و یک‌پارچه شده‌اند.

در اسلام، خلیفه شخصاً تمام حاکمیت را در دست دارد و اوست که از اعمال تمام حاکمان دولت، خواه والی یک ولایت یا کارگذار یک شهر، محاسبه می‌شود. درصورتی‌که مردم یک ولایت یا شهر از والی یا کارگذارشان شکایت داشته باشند، خلیفه شخصاً صلاحیت دارد که آن والی یا کارگذار بی‌کفایت را با افراد مناسب و توان‌مند جایگزین کند. این بدان خاطر است که هرچند الله سبحانه وتعالی حق قانون‌سازی را تنها به قوانین خودش منحصر کرده‌است، ولی او سبحانه وتعالی قدرت و صلاحیت حکم کردن مبنی بر اسلام را بر عهدۀ خود امت مسلمه گذاشته‌است. این قدرت توسط بیعت از امت، با رضایت و انتخاب خودشان، به خلیفه منتقل می‌شود و خلیفه در آخرت نزد الله سبحانه وتعالی و در دنیا نزد امت مسئول قرار می‌گیرد.

هم‌چنین در خصوص تابعیت، امت مسلمه خودش را در یک رابطۀ واحد و تقسیم‌ناپذیر برادرگونه می‌یابد که تنها مقید به عقیدۀ اسلامی است. نه نژاد و زبان و مرزهای منطقه‌یی ایشان را از یکدیگر جدا می‌کند و نه هیچ حزب سیاسی بر مبنای چنین تقسیمات جاهلی ایجاد خواهد شد. رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«مَنْ قُتِلَ تَحْتَ رَايَةٍ عُمِّيَّةٍ يَدْعُو عَصَبِيَّةً أَوْ يَنْصُرُ عَصَبِيَّةً فَقِتْلَةٌ جَاهِلِيَّةٌ» [مسلم]

ترجمه: کسی‌که تحت بیرق عمیت (غیرت قومی) کشته شود، درحالی‌که به سوی عصبیت (ارزش‌های قومی، نژادی، لسانی، و...) دعوت می‌کند یا به‌خاطر عصبیت نصرت و یاری می‌دهد، مرگ‌اش مرگ جاهلیت است (یعنی مانند کسانی می‌میرد که در دوران جاهلیت مردند).

اما در خصوص ادارۀ امور، خلیفه به‌منظور سرعت بخشیدن به اجرای احکام، این وظیفه را در سطح هر ولایت جداگانه متمرکز قرار می‌دهد. همین‌گونه ثروت و منابع را نه مبنی بر حجم نفوس هر ولایت یا شهر و یا میزان نماینده‌گی‌اش در مجالس، بلکه بر طبق نیازهای‌شان تخصیص می‌دهد. بناءً به هر حالت اضطراری به‌صورت سریع و مؤثر پاسخ داده خواهد شد، همان‌گونه که در زمان قحطی در مدینه تحت حاکمیت خلیفۀ راشده عمر فاروق رضی الله تعالی عنه مشاهده کردیم.

ای مسلمانان پاکستان!

آیا شهر زخمی و منقسم کراچی ما را به یاد شهر یثرب نمی‌اندازد، آن زمان که هنوز توسط اسلام به مدینۀ منوره تبدیل نشده‌بود؟ وضع امت اسلامی به هیچ وجه بهبود نخواهد یافت، مگر به چیزی برگردیم که وضع‌مان را در ابتدا درست کرده‌بود و آن حاکمیت اسلام است. خلافت شهرهای باشکوهی هم‌چون مدینه، بغداد، دمشق، قاهره و استانبول را ایجاد کرد که در طول سیزده قرن موجودیت‌اش نمونه‌های شگفت‌آور جهان بودند و ان‌شاءالله با بازگشت‌اش باری دیگر چنین خواهد کرد. پس بیایید تعهد و بنده‌گی‌مان را به الله سبحانه وتعالی مستحکم‌تر کنیم و برای تأسیس مجدد خلافت به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم بکوشیم، از کسی جز او سبحانه وتعالی نترسیم و برای پیروزی‌مان تنها به اوتعالی توکل کنیم. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ﴾ (غافر: ۵۱)

ترجمه: ما به یقین پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و (در آخرت) روزی که گواهان به پا می‌خیزند یاری می‌دهیم.

حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

احزاب و جنبش‌های تأسیس شده بر مبنای كفر؛ با سفارت‌خانه‌ها ارتباط برقرار كنید و به دنبال جلوگیری از تأسیس احزاب بر اساس اسلام باشید!

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

حزب کمونیستی و جنبش مردمی سودان شمال به رهبری عبدالعزیز الحلو در منطقه ادیس بابا به روز یک شنبه تاریخ 6 سپتامبر 2020م قطعنامه سیاسی ای را بر اساس تضمین شورای عالی قانون اساسی سودان امضا نمودند، توافقی‌که در آن آمده است: برای هیچ حزب سیاسی اجازه نیست تا بر اساس دین تشکیل گردد! خیلی عجیب است کسانی در خصوصِ سودان تصمیم می‌گیرند که بزرگ‌ترین دین الله یعنی اسلام را رد می‌کنند و افکارشان را علی‌رغم موجودیت الله و قوانین بلاکیف او بر تمام مخلوقات، از یک مخلوق کافر اخذ می‌کنند. سودان یکی از  قدیمی‌ترین سرزمین‌های‌ اسلامی است که اعتقاد امت را نقض می‌کند؛ اعتقادی‌که می‌گوییم نیست هیچ معبودی بر حق مگر الله (جل جلاله) و این‌که محمد صلی الله علیه وسلم پیامبر و فرستادۀ اوست. اوضاع شکل معکوس را بخود گرفته! به جای این‌که از کسانی‌ باید جلوگیری شود که در تلاشِ پاشیدن زهر و چرندیات در بین امت جوان هستند، از کسانی جلوگیری می‌شود که به اساسِ افکار و باورهای امت کار و فعالیت می‌کنند.

روی این ملحوظ، ما در حزبالتحریر-ولایه سودان به چند مورد در ذیل تأکید می‌ورزیم:

نخست: چیزی که این سرزمین را به این سطحِ عمیق در پرتگاه شکست و انحطاط قرار داد، نظام‌ها و قوانینی اند که پارلمان‌ها به عوض قواین الله سبحانه‌وتعالی وضع کردند؛ چون این احزاب و حتی آن‌هایی‌که ادعای اسلام دارند، دین را دولت جدا و دموکراسی باطل را عملی می‌کنند. پس اگر ممنوعیتی وجود دارد بگذارید که این احزاب و جنبش‌های مسلحانه‌ای که برمبنای ارزش‌های دموکراتیک ناکارا عمل می‌کنند، ممنوع قرار داده شوند.  

دوم: اگر زنده‌گی در سودان به اساس دولت‌داری، سیاست‌ها، اقتصاد‌های اسلام وغیره می‌بود، پس یک گروه مسلح یا حزبِ که اساسش غیر از اسلام باشد، قطعاً این جرئت را نمی‌کرد که با دشمن و سفارت‌خانه‌هایش تصمیم بگیرد که چی کسی به عنوان یک حزب سیاسی کار کند و چی کسی کار نکند.

سوم: اصولِ اساسی برای احزاب در سرزمین‌های اسلامی و سودان باید بر مبنای عقیده اسلامی بنا شود. تأسیس هر حزب بر مبنای آن‌چه با عقیدۀ اسلامی در تناقض قرار گیرد، با توجه به این فرمودل الله سبحانه‌وتعالی حرام است:

﴿وَلتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾ [آل‌عمران: 104]

ترجمه: باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آن‌ها همان رستگارانند.

این آیه تکلیف احزاب را روشن می‌سازد که امر به معروف و نهی از منکر نمایند؛ زیرا این امر برای کلِ مسلمانان واجب است. فلهذا برای برای آن‌ها جایز نیست که گروه‌ها و احزابی را روی کار کنند که مبتنی بر افکار و باورهای کپیتالیزم، کمونیزم وغیره بنا شده باشد.

چهارم: حکومت انتقالی، مرکز سیاسی و گروه‌های مسلح با غرب کافر هم‌دست و متصل است و در تلاش اند تا تطبیق احکام اسلامی را از زنده‌گی مردم دور سازند. آن‌ها در صدد فرونشاندنِ حزب‌التحریر هستند تا بتوانند به شکل از اشکال برنامه‌هایی‌ را عملی نمایند. اما آن‌ها قادر به انجام آن نخواهند شد؛ زیرا امت نسبت به هر زمانِ دیگر به احیای خویش بر مبنای اسلام نزدیک شده است.

خلافت راشده بر منهج نبوت به اذن  الله عنقریب باز خواهد گشت و به این همه مسخرگی‌ها خاتمه خواهد داد و کفار استعمارگر را همراه با پیروان و جاسوسانش از سرزمین ما ذلیلانه بیرون خواهد کرد و تمام زنده‌گی را بر مبنای عیقده اسلامی عیار خواهد ساخت که هیچ جایی برای بطالت کفار و افکار‌های منحرف کننده‌ آن‌ها وجود ندارد. الله متعال می‌فرماید: 

﴿إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ﴾ [آل‌عمران: 19]

ترجمه: دین در نزد الله، اسلام است و کسانی‌که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود و هر کس به آیات الله کفر ورزد، الله به حساب او می‌رسد؛ زیرا الله (سبحانه وتعالی) سریع الحساب است.

ابراهیم عثمان ( ابو خلیل )

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر ولایه سودان

مترجم: ارسلان مبارز

 

ادامه مطلب...

مذاکرات بین افغان‌ها بین طالبان و دولت افغانستان آغاز گردید

(ترجمه)

اولین مذاکرات رسمی صلح میان دولت افغانستان و طالبان در ۱۲ سپتامبر در دوحه قطر آغاز گردید. در این مذاکرات تمرکز آن‌ها در قدم نخست بالای تنظیمات استراتیژیکی بوده و خواهان گسترش یک هدف مشخص شدند. این اولین نشستی است که بین هیئت‌های افغانی و طالبان صورت گرفته است. این تا هنوز مذاکره‌ای است که فقط آغاز گردیده و رسیدن به یک نتیجه مشترک فوری خیلی دشوار است. این در حالی است که قبلًا مذاکرات مستقیم بین دولت افغانستان و طالبان در توافق نامه‌ای که میان امریکا و طالبان در ۲۸ فبروری سال ۲۰۲۰ به امضاء رسیده بود، بر مبنای خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از افغانستان توافق صورت گرفته بود.

سوالاتی که نزد همه باقی خواهد ماند، اینست که چرا طالبان باوجود شکست امریکا و پیروزی طالبان در میدان جنگ باز هم مذاکره کردند؟!

مترجم: عبدالله حماس

 

ادامه مطلب...

فراخوان برای اشتراک در اعتراض به رد جدایی دین از دولت Featured

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

دست‌گیره‌های اسلام یکی پی دیگری شکسته خواهد شد؛ همان گونه که پیامبر گرامی صلی الله علیه وسلم در یک حدیث  می‌فرماید:

«لَتُنْقَضَنَّ عُرَى الْإِسْلَامِ عُرْوَةً عُرْوَةً فَكُلَّمَا انْتَقَضَتْ عُرْوَةٌ تَشَبَّثَ النَّاسُ بِالَّتِي تَلِيهَا فَأَوَّلُهُنَّ نَقْضاً الْحُكْمُ، وَآخِرُهُنَّ الصَّلَاةُ»

ترجمه: دست‌گیره‌های اسلام یک به یک شکسته می‌شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود مردم به آ‌ن‌چه نزدیک آن است چنگ می‌زنند، اول آن‌ها شکستن حکومت است و آخر آن‌ها نمازاست (نماز را ترک می کنند).

حکومت انتقالی که در همه امور مربوط به زندگی و معیشت مردم شکست خورده است؛ پیوسته تلاش دارد تا هر جنبه ای از اسلام را در سودان پاک نماید و برای این‌که رضایت غرب کافر استعمارگر را حاصل کند؛ در صدد آن است تا هرگونه قانون مشروع را از بین ببرد. دولت مذکور برای این که تمام نظام‌های زندگی را از هرگونه حکم شرعی بیرون کند، حالا در این جا کارش را از آخر شروع نموده و بر جدایی دین از دولت توافق می‌کند.

در رابطه به رد این شر بزرگ و حمایت از صدای حق حزب‌التحریر-ولایه سودان از شما دعوت می‌کند تا در اعتراض مسالمت‌آمیز، منظم و مبتنی بر احکام شرعی در رد جدایی دین از دولت در برابر شورای وزیران به روز چهار شنبه مؤرخ 21 محرم 1442هـ.ق مطابق به 9 سپتامبر 2020م ساعت دو بجه بعد از ظهر اشتراک نمایید.

این دعوت به شکل عام بوده و تمام رسانه‌های چاپی، صوتی و تصویری می‌توانند که در آن اشتراک نموده و آن را تحت پوشش قرار دهند.

ابراهیم عثمان (ابو خلیل)

سخنگوی حزب‌‍التحریر ولایه سودان

مترجم: شمس الدین کابلی

 

ادامه مطلب...

سودان برای دومین‌بار وارد ماشین برش شده‌است

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

روز دوشنبه، ۳۱ آگست/اوت ۲۰۲۰م دولت انتقالی در جوبا، پایتخت سودان جنوبی، توافق‌نامه‌ای را امضاء کرد که به نام توافق‌نامۀ صلح با جبهه انقلابی سودان نامیده می‌شود. برجسته‌ترین نکتۀ این توافق‌نامه اعطای خودمختاری به مناطق بلو نیل (نیل آبی) و کردفان جنوبی و تقسیم قدرت و ثروت میان‌شان است –شبیه همان رویکرد رژیم سابق در مذاکره با جنبش‌های شورشی.

بدترین چیزی‌که ده‌ها سال است سودان را آزار می‌دهد، جنبش‌هایی اند که تحت نام منزوی‌سازی در مقابل دولت سلاح برمی‌دارند و به شکل طبیعی تمام مناطق سودان را تحت تأثیر قرار داده‌اند و حتی در پایتخت کشور نیز وجود دارند. علت‌اش این است که این رژیم‌ها از اسلام، یعنی نظام مراقبت و امنیت، دور شده‌اند و نظام سرمایه‌داری را با تمام بدی‌هایش پیاده می‌کنند. برخی از این جنبش‌ها در پای غرب کافر افتادند و دستورات مورد نظرشان را از آن‌ها دریافت کردند.

آن‌چه را که کفار اشغال‌گر می‌خواهند تجزیۀ سودان به کشورهای ضعیف و ناتوان است که هضم و بلع‌اش برای‌شان آسان باشد. این تقسیم‌بندی از سودان جنوبی آغاز شد، دقیقاً همانند سناریویی‌که هم اکنون در حال وقوع است. طوری‌که برخی از مردم جنوب شورش کردند و علیه دولت اسلحه به دست گرفتند، سپس تحت ریاست رئیس جمهور نیمیری به خودمختاری رسیدند، سپس توافق‌نامه‌ای منعقد شد که به آن‌ها حق تعیین سرنوشت‌شان را داد که منجر به جدایی سودان جنوبی شد.

ما، در حزب‌التحریر – ولایه سودان، همان‌طورکه حکومت انتقالی را نسبت به خطرات چنین مذاکرات خیانت‌کارانه هشدار داده بودیم، از پیامدهای اقدام‌شان برای قرار دادن مناطق سودان در ماشین بُرش به‌نام صلح نیز هشدار داده بودیم و هشدار می‌دهیم، زیرا با چنین توافقاتی نمی‌توان به آن دست یافت. مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی‌شود، اما ما بارها و بارها است که گزیده می‌شویم و اصلاً به پیامد چنین توافقات فاجعه‌بار توجه نمی‌کنیم!

ای مردم سودان! دستان‌تان را در دستان اعضای حزب‌التحریر بگذارید و ای قدرت‌مندان و پاسداران! با اعضای حزب‌التحریر یکجا شوید و آن‌ها را نصرت دهید تا دولت حقیقت و عدالت را برپا کنید! دولت خلافت راشده بر منهج نبوت که نه‌تنها این خونریزی را به‌منظور حفظ وحدت این سرزمین متوقف خواهد کرد، بلکه به دنبال وحدت همۀ سرزمین‌های اسلامی و برچیدن کفار می‌باشد.

﴿ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا یحْییكُمْ (الأنفال: ۲۴)

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! دعوت الله (سبحانه وتعالی) و رسول الله (صلی الله علیه وسلم) را اجابت کنید، هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد!

ابراهیم عثمان (ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر – ولایه سودان

مترجم: صالح مصلح

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه