دوشنبه, ۱۲ جمادی الثانی ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۱/۰۱/۲۵م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

من تو را به دنیا آوردم تا مسجدالاقصی را آزاد کنی!

  • نشر شده در تثقیفی

(ترجمه)

وقتی‌که صلاح الدین ایوبی رحمه الله طفل خورد سال بود و در سرک با پسران بازی می‌کرد، پدرش او را دید و از میان بچه‌ها گرفت و با دستانش او را بلند کرد -پدرش مردی بلند قامت بود - و به او گفت: من با مادرت ازدواج نکردم و تو را به دنیا نیاوردم تا با پسران بازی کنی! مگر با مادرت ازدواج کردم و تو را به دنیا آوردم تا مسجدالاقصی را آزاد کنی! و او را از دست خود رها کرد و کودک روی زمین افتاد. پس پدر به کودک نگاه کرد و ألم و دردی  را در صورت او دید، به او گفت: افتیدن به زمین المناک‌ات نمود؟ صلاح الدین گفت: تو مرا المناک نمودی! پدرش به او گفت: چرا گریه نکردی؟ او به پدرش گفت: برای آزاد کننده مسجدالاقصی لازم نیست گریه کند.

این‌گونه مردان، مردانی را تربیت نمودند و رهبرانی را به وجود آوردند كه شخصیت‌شان با عقلیه و نفسیه اسلامی ارتقا نمود. این شخصیت اسلامی که رسول الله صلی الله علیه وسلم در اصحاب خود به جود آورد، آن را در خانه ارقم بن ابی الارقم بنا نمود و توسط وحی الهی از ما فوق آسمان‌های هفت‌گانه صیقل و آلایش داد.

﴿لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ﴾ [فصلت: 42]

ترجمه: ‏هيچ گونه باطلي، از هيچ جهتي و نظري، متوجّه قرآن نمي‌گردد. قرآن فرو فرستاده يزدان است كه با حكمت و ستوده است.

مردانی را بیرون آورد که آنچه را که به الله سبحانه وتعالی متعهد شده اند، باور داشتند، تغییر نکردند و در کتله‌ای کار نمودند که از پیامبر و از اسلام به واسطه نفس و مال و اولاد به وجود آمد؛ کتله‌ای که به احکام اسلام عمل نموده و شریعت‌اش را تطبیق نمود؛ با درک این‌که هیچ راه نجات دیگری برای مسلمانان و بشر وجود ندارد.

بنابراین، در می‌یابیم که والدین علاقه زیادی به تربیت فرزندان خود در یک محیط سالم و شیردهی با عقیده اسلامی، محبتی به علوم اسلامی و به قرآن دارند. قرآن به محمد صلی الله علیه وسلم نازل نشده که تنها به آن عبادت شود، بلکه قرآن طریقه‌ای زندگی و قانون است که زندگی به آن آسان شده و عبارت از نظام عادل برای تمام مردم می‌باشد؛ نظامی‌که الله سبحانه وتعالی وحی نموده که عقل را قناعت داده و به روح انسانی اطمینان و رضایت می‌بخشد.

اما آنچه را که امروز می‌بینیم قلب را پاره کرده و اشک را از چشم‌ها جاری می‌نماید، اطفال و جوانان از عقیده اسلامی خود دور می‌شوند، پدران و مادران سخت دنبال لقمه نان برای خانواده خود اند؛ مگر کسی را که الله سبحانه وتعالی بر وی رحم نماید. بنابراین فرزندان خود را نادیده گرفتند و آن‌ها را به وحشیانی تحویل دادند که ذهن‌شان را بلعیده و آن‌ها را از هویت اسلامی‌شان دور نمودند. می‌بینید که فردی در میان آن‌ها چشم از تلفن هوشمند خود بلند نمی‌کند؛ در حالی‌که او از دره رذیله به وادی پستی سرگردان می‌شود که از عقیده ما جدا شده و فقط برای تخریب فرزندان مسلمانان و خشکاندن چشمه‌های فکری جوانان مسلمان و ارتباط او با ایمان خود استوار است. پس فرزندان امت به سرزمین پایبند شدند و فراموش کردند که از امت محمد صلی الله علیه وسلم هستند، فراموش کردند که از نوادگان فاتحان اند، فراموش کردند که با دین خود بر این سرزمین حکومت می‌کردند، فراموش کردند که آن‌ها صاحبان کلمه ای بودند که اعراب را به وسیله آن تسخیر می‌کردند و غیر عرب مدیون آن‌ها بودند. هیچ خدایی جز الله نیست، محمد رسول الله است.

﴿لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْئَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ﴾ [یوسف: 87]

ترجمه: از رحمت الله نااميد مشويد، چرا كه از رحمت الله جز كافران نااميد نمي‌گردند.

حمد و سپاس الله را که ما را برحزب التحریر منت گذاشت. از آنجای‌که توسط شیخ تقی الدین نبهانی رحمه الله علیه بنیان نهاده شد تا به امروز تحت رهبری عالم بزرگ عطاء بن خلیل ابوالرشته! جوانان و رهبری او بر خود شب و روز را یکی نموده و در میان امت کار می‌کنند و با آن بهترین ملت را باز می‌گردانند که مردم را تحت حکومت خلافت راشده ثانی برمنهاج نبوت، دولتی است که از اسلام محافظت کرده و برای مسلمانان در شرق و غرب زمین می‌جنگد. بنابراین هیچ کس جرئت نمی‌کند که به یک مسلمان بدی یا به او توهین کند، یا این‌که از آبروی  وی کاسته یا حرمت او را زیر پا بگذارد.

ما ان‌شاء الله بهترین جانشین برای بهترین پیشینیان خواهیم بود و به گوش‌های فرزندان مان تکرار خواهیم کرد که ما آن‌ها را برای بازی با گل یا تماشای تلویزیون به دنیا نه آوردیم؛ بلکه باید آن‌ها اقامه کننده دولت خلافت برمنهاج نبوت و آزاد کنندگان مسجدالاقصی از پلیدی یهود و فاتح روم به اجازه الله عزیز و توانا می‌باشند.

﴿قُلْ عَسى أَنْ يَكُونَ قَرِيباً﴾ [اسراء: 51]

ترجمه: برای شان گوشزد نما که نزدیک است.

مترجم: احمد جبیر «نوری»

ادامه مطلب...

ای داعیان سکولاریزم اسلام کجاست که برای نابودی آن سعی دارید؟!

  • نشر شده در سیاسی

(ترجمه)

منی آرکو مناوی رئیس حرکت ارتش تحریر سودان، پرده از کارهایش یکسو نموده و اظهار داشت که اساس برنامه­های حرکت وی بر مفکوره جدایی دین از دولت استوار بوده و این مفکوره با دین در تضاد نبوده و مفکوره‌ای نیست که آن را غلط خواند؛ به این دلیل که اگر کمی دقت نماییم درمی­یابیم که مساحت و دایره دین فراتر از دایره دولت بوده و در حقیقت دین برای تمام بشریت است آن­هم در محدوده برداشت انسان از دین. قبل از وی عبدالعزیز الحلو در گفتگویی با«سکای نیوز» هر نوع به کارگیری از دین را جهت اهداف سیاسی به شدیدترین الفاظ رد نمود. وی تاکید ورزید که راه‌حل فقط در گرو جدایی دین از دولت بوده و خاطر نشان ساخت که در خرطوم بعضی از نخبگان سیاسی در فعالیت­های سیاسی از دین سوء استفاده نموده اند و به گمان وی همین امر سبب درگرفتن جنگ­هاست. وی برای این گفته­اش به فتاوی که تشویق به خشونت می­نماید اشاره نموده و تاکید ورزید که مفکوره جدایی دین از دولت امر مطلوبی است تا که دولت در یک سطح واحد از سوی تمام ادیان و وابستگی­های قومی قرار داشته و موقف خود را حفظ کند.

بیاناتی هم‌چو بیانات قبیح فوق در حالی­ گفته می­شود که گویا اسلام امروز حاکم است؛ در حالی­که آن­ها به علم یقین می­دانند که از زمان فروپاشی دولت اسلامی خلافت تا به امروز هیچ حاکمیت اسلامی در سودان برپا نشده است و هم‌چنین آن­ها خوب می­دانند که اسلام امروز در صحنه دولت هیچ نقشی نداشته و بطور کلی از آن جداست و حکام سرزمین­های اسلامی در تطبیق جدایی دین از دولت برای راضی ساختن و اطاعت از باداران غربی خود نهایت سعی و تلاش می­ورزند، همان بادارانی‌که هم و غم شان نشر سکولاریزم در سرزمین­های اسلامی می­باشد؛ چون­ آن­ها خوب می­دانند که اگر اسلام بطور کامل و همه­جانبه در دولت تطبیق شود و به وسیله دعوت و جهاد در جهان حمل شود؛ بزودی زود با آن­ها در مرکز سرزمین شان به مبارزه خواهد پرداخت. اما متأسفانه که کفار در خریداری رهبران و حکامی که تا هنوز نظام­های غربی را تا دم مرگ برای بدست آوردن رضایت باداران شان تطبیق می­نمایند کامیاب گشته اند.

نظام کفری سکولاریزم بعد از سقوط خلافت توسط جنایت­کار عصر، مصطفی کمال اتاترک لعنت الله علیه تا بحال در سودان و تمام سرزمین­های اسلامی حاکم می­باشد. بعد از آن­که دولت خلافت سقوط داده شد و حکام مسلمانان سکولاریزم را برگزیده اند؛ امت مسلمه تا به امروز رفاهیت و آرامش را تجربه ننموده است. تمام دولت­هایی که متعاقباً در سودان قدرت را بدست گرفته اند نظام سکولاریزم را گردانندگی نموده و در تحت چتر آن انواع سختی­ها را به مردم چشاندند که مردم از هیچ یک از آنان راضی نیستند. بلی، نظامی را گردانندگی نموده اند که انسان­ها را به فقر کشانده است و ما تا به امروز در آتش آن می­سوزیم.

طبق یکی از منابع که تشکیل حکومات سودان را احصائیه‌گیری نموده است از زمان خروج کافر استعمارگر از سودان (تعداد حکوماتی که از زمان استقلال سودان تا سال 2013م روی کار آمده است به 53 حکومت می­رسد که یا جدیداً روی کار آمده اند و یا در حکومت تعدیلی صورت گرفته است) حتی یکی از آن­ها مطابق به اسلام حاکمیت ننموده است، که در نهایت تمام مردم علیه آن­ها شورش نموده که سر انجام یا بوسیله قیام مردمی و یا هم بوسیله کودتای نظامی سقوط داده شدند.

بشریت از این نهال سکولاریزم محصولی جز فاجعه­ها و بلاهای فراگیر اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی و.. برداشت ننموده است و آن­گاه که غرب دیموکراسی را بر اساس عقیده سکولاریزم و نظام اقتصادی سرمایه­داری آن برگزید، با پیشامد­های ناگوار و رسوا کننده آن در افتاد. در سطح انسانیت، جوامع غربی رنگ و صورت جنگل را به خود گرفتند که در آن قوی ضعیف را می­خورد، غنی فقیر را به بردگی می­گیرد و در اثر آن طبیعی­ست که در جوامع شاهد طبقات گوناگون آن هستی و می­بینی که انسان­ها در سطوح مختلف قرار دارند، مکاتب انواعی دارد و رستورانت­ها درجاتی متفاوت...الخ. در جوامع غربی فردی در اثر گرسنگی در روی سرک­ها و جاده­ها در حالی می­میرد که هیچ یک از افراد بدان توجهی ننموده و حتی از حالش پرسانی نمی­نمایند بر علاوه این؛ شخصی دیگری را می­یابی که بر حقوق دیگران تجاوز نموده و بر ابدان آنان می­تازد بدون این­که کسی را بیابی که وی را ملامت نموده و برایش حد و مرزی تعیین نماید.

اما از نظر اخلاقی، جوامع غربی تهی از اخلاقیات گردیده اند، که در آن­ها روسپی، تجارت فحشا و منکرات در رأس قرار دارند. مصلحت و منفعت مادی در تمام روابط جامعه حکمفرما بوده و اعمالی همچو دروغ، پیمان شکنی و فریب­کاری، منافقت و خیانت در راه بدست آوردن منفعت مادی اخلاق پسندیده و رایج بشمار می­رود و جوامع غربی در مقابل ارزش مادی طغیان­گر حاکم بر ارتباطات جامعه؛ تهی از ارزش­های انسانی، اخلاقی و معنوی می­باشد.

و اما از نظر اقتصادی، در نظام سرمایه­داری جامعه به دو طبقه تقسیم شده است؛ طبقه طفیلی حریص که بالای خون­های مردم زندگی می­کند و دیگر؛ طبقه فقیر که به خاطر بدست آوردن نان برای خود و فامیل خود با سخت­ترین مصیبت­ها دست و پنجه نرم می­نمایند، طوری­که 5 فیصد از جامعه مالک بیشتر از 90 فیصد ثروت آن هستند و در مقابل 95 فیصد از جامعه مالک 10 فیصد از ثروت آن نیستند. در اکثر جوامع ثروتمند و غنی می­بینی که کسانی در روی سرک­ها و جاده­ها زندگی نموده و تغذیه­ شان از مواد غذایی است که در زباله دان­ها می­یابند. لذا تظاهراتی را که در این اواخر در صدها شهر غربی بخاطر پایان بخشیدن به نظام سرمایه­داری راه اندازی شد و به اساسی­ترین اماکن آن مثل «وول استریت» ورود صورت گرفت چیزی نیست که ما  را شگفت انگیز نماید. و به خاطر منافع اقتصادی گروه حاکم، حرمت شکنی محرمات و ارتکاب ممنوعات حلال گردیده است. تجارت اسلحه، تجارت مواد مخدر، تجارت جنس، تجارت برده­داری، آلودگی محیط زیست، قماربازی با اموال مردم و محدویت دخل پولی که بنام بازار پول و بورص یاد می­گردد از چیزهای است که در رأس جوامع غربی قرار دارند.

اما از نظر سیاسی، سیاست جز دروغ چیزی بیش نیست؛ نزد غرب یک قاعده کلی به شمار رفته و همین قاعده دلیل بر آن است که سیاست به شکل واقعی و حقیقی آن در جوامع غربی وجود نداشته؛ دروغ گفتن به مردم و فریب دادن آنان، اشغال و استعمار سرزمین­های ضعیف، مکیدن خون­های مردم، سرقت اموال آنان و مصادره سرزمین­ها همه و همه ارزش­های است که به خاطر منافع دولت­های بزرگ جهان و منافع مادی انجام می­پذیرد.

این بود تصویر زندگی در تحت چتر نظام سرمایه­داری و نظام اقتصادی آن! حکام امروزی و انسان­های سرکشی هم‌چو آرکومناوی و عبدالعزیز الحلو در فکر انسان­های سرزمین سودان و سرزمین­های دیگر و مصلحت آنان نبوده، بلکه تنها هم وغم شان این­ست که بیاناتی هم‌چو بیانات متذکره فوق نزد باداران شان برای شان شفیع گردد تا بدین­وسیله بتوانند رضایت شان را کسب نمایند و لو به قیمت خشم الله سبحانه وتعالی تمام شود.

بشریت به آرامش و رفاهیت دست نیافته و نخواهد یافت، مگر در تحت سایه نظام ربانی که مصدر آن وحی الهی باشد، نظام آن نظام خلافت که چون تطبیق گردد؛ خلیفه آن فقیری را نخواهد یافت که مستحق زکات گردد، دیون رعیت را پرداخت نموده و هرکس که اراده ازدواج داشته باشد، زمینه آن­ را میسر ساخته و به اهل ذمه بذل و بخشش خواهد نمود و آنقدر مال افزون گردد که این مقوله مشهور را بر زبان خواهد آورد که «گندم بخرید و بر سر کوه بریزید تا که پرندگان بخورند، مبادا گفته شود که در سرزمین­های اسلامی پرنده­ای گرسنه است».

نویسنده: استاد عبدالخالق عبدون علی

عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر در ولایت سودان»

مترجم: محمد مزمل

ادامه مطلب...

حکام مزدور، منبع شر و مصیبت؛ در نشست "العلا" جمع می‌شوند

(ترجمه)

خبر

مقامات و سران هیئت‌های حاضر در چهل و یکمین نشست شورای همکاری خلیج فارس، قطعنامه پایانی را امضا کردند. گفتنی است، این بیانیه با حضور شیخ تمیم بن حمد آل ثانی امیرقطر، در شهر العلا واقع در عربستان سعودی به امضا رسید.

محمد بن سلمان ولیعهد سعودی که در رأس اين نشت قرار داشت، در ابتدای سخنرانی گفت: رهبران دولت‌های خلیج اعلامیه "همبستگی و ثبات" را به امضا می رسانند. هم‌چنان محمد بن سلمان از تلاش‌های کویت و امریکا در راستای آشتی با قطر، سپاسگذاری و قدردانی کرد و تاکید نمود که تقویت شورای همکاری خلیج فارس یک نیازمبرم است.

تبصره

از قطع روابط بین سعودی و قطر سه سال می‌گذرد. در خلال این سه سال عربستان سعودی تحریم‌های هوایی، زمینی، و بحری را بالای دولت قطر وضع نمود؛ اما امروز سعودی زیرنام "نشست العلاء" میزبان امیر قطر شده و تصمیم آشتی با قطر را گرفت.

ما یک روز هم جنایت حکام مزدور را درحق ملت‌شان و امت اسلامی قابل قبول نمی‌دانیم. قطع روابط میان هردو دولت بین مردم جدایی افگنده و باعث بدتر شدن اوضاع شده، امت اسلامی در هر جایی‌که زندگی می‌کنند از تفرقه و هم پاشیده‌گی که در بین امت جود دارد، رنج می‌برند، از زمانی‌که امت اسلامی به دولت‌های کارتونی تقسیم شد و میان شان مرزهای مصنوعی ساخته شد، فریادهای جاهلیت و تخم ملیت‌گرایی گندیده میان شان کاشته شد تا مسلمانان در سرزمین و محل خودشان بیگانه  گشتند. این زمانی بود که سرزمین‌های شان به کشورهای کوچک تبدیل شده و بین امت مرزها ترسیم شد و در کشورهای شان قانون‌های کفری و استعمار غرب تدوین گردید.

واقعیت اینست که حکام مزدور و امثال این حکام که دراین اجلاس‌ها اشتراک می‌ورزند، همه به فرمان امریکا و دولت‌های دیگر غربی که این حکام به آن‌ها وفادار اند، صورت می‌گیرد. تا زمانی‌که رهبری قصرسفید تغیر موقف ندهد در موقف این حکام تغییری نمی‌آید. این حکام نه مطایق خواسته‌های مردم عمل می‌کنند و نه مطابق خواسته‌های دین مقدس اسلام. حقیقت امر اینست که خواسته‌های باداران‌شان و منافع آن‌ها اساس دشمنی و صلح این حکام قرار گرفته و مطابق به خواست و اراده باداران خود عمل می‌کنند. اگربادارشان خواستند که نشست دایرشود، با هم می‌نشینند؛ اگر خواستند که  از هم جدا شوند، نظر به خواست آن‌ها اجراآت می‌کنند.

این سازمان‌ها که در اوج انحطاط خود نشست دایرنموده اند، نمی‌توانند از خود محافظت کنند، حتی از امنیت شخصی برخودار نیستند؛ پس چه برسد که بالای دیگردولت‌ها اعلان جنگ نمایند. این کشورها فقط به مناطق تحت الحمایه غربی تبدیل شده اند.

امت اسلامی هرگزبالای این نشست‌ها و امثال آن نباید اعتماد کنند، زیرا این نشست‌ها فقط مدتی زخم‌ها را بی‌حس نموده و دردها را تسکین می‌دهد، سپس زخم را گندیده و گسترده می‌سازد، زیرا این نشست‌ها قضایای سرنوشت‌ساز و مشکلات حیاتی امت را معالجه نمی‌کنند، بالای امت اسلامی لازم است که همین اکنون برای متحد ساختن مردم و تاسیس دولت اسلامی دست به کارشوند، زیرا این دولت می‌تواند در مورد قضایای سرنوشت‌ساز امت تصمیم زندگی و مرگ را بگیرد و تخم شقاق و نقاق را که حکام جاهل بین امت کشت نموده اند، دورسازد و یگانه راه خلاصی از این معضله اقامه خلافت راشده برمنهج نبوت می‌باشد.

نوسنده: عبد المؤمن الزيلعي

مترجم:محمدفاتح

ادامه مطلب...

کانگریس امریکا مانع خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آلمان می‌شود

(ترجمه)

به روز جمعه وتوی رئیس جمهور امریکا دونالد ترامپ مبنی بر تصویب قانون دفاع امسال از حد لازم تجاوز نمود. طبق قانون اساسی امریکا رئیس جمهور حق دارد لایحه‌ای را که اکثریت نماینده‌گان مجلس تصویب می‌کنند، نقض کند و کانگریس می‌تواند در صورت بدست آوردن دو سوم آراء وتو را به نفع خود نادیده بگیرد. امسال کانگریس امریکا قانونی را تصویب کرد که مانع تلاش ترامپ برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آلمان می‌شود. ترامپ مبارزات انتحاباتی خود را به همین وعده آغاز کرد‍‍‍‍‍ می‌خواهد به وعده اش وفا کند.

هدف اصلی از ایجاد سازمان غربی (کنترول و توازن) گسترش موسسه متشکل از سیاستمداران و مسئولینی است که مانع  تصرفات رئیس جمهور بر وفق فرضیه‌های دل خواهش می‌شود. این نهاد ناگزیر است از منافع سرمایه‌داران بزرگ دفاع کند تا نظام دموکراتیک غربی در زیر سلطه نظام الگارشی سرمایه‌داری پنهان بماند. از سوی دیگر طوری وانمود می‌شود که تصامیم ریاست جمهوری بر اساس خواسته های مردم می‌باشد. غرب با صراحت درباره حقایقی صحبت می‌کند که هیچ نوع مشروعیت واقعی ندارد؛ اما باور داشتن به این حقایق لازمی است؛ زیرا باور به این حقایق از مزایای خاصی بر خوردار است. بدون تردید افکار اشتباه در مورد دموکراسی و آزادی در نهاد این گروه ریشه دارد.

 

ادامه مطلب...

هیچ چیزی حکومت حسینه را از خدمت به دولت هندو و خیانت به مسلمانان بازنمی‌دارد!

(ترجمه)

چند روز بعد از آن‌که شیخ حسینه توافق‌نامه‌های متعددی را به تاریخ ۱۷ دسمبر با هند به امضاء رساند و آن را "دوست واقعی" بنگله‌دیش توصیف کرد؛ دو شهروند غیرمسلحه بنگله‌دیشی به‌شمول یک زن توسط محافظین مزدور دولت هندو به قتل رسیدند. تنها در همین ماه، بنگله‌دیش بلندترین آمار کشتار توسط نیروهای امنیت مرزی (BSF) هند را به ثبت رسانده‌است؛ درست در زمانی‌که رؤسای کل نیروهای سرحدی هردو کشور به تاریخ ۲۲ دسمبر در یک کنفرانس پنج روزه به‌منظور متوقف کردن کشتار بیش‌تر توسط بی‌اس‌اف (نیروهای امنیت مرزی) در سرحد بین دو کشور اشتراک کردند. حتی این "دوست واقعی" حسینه هفتۀ گذشته چندین ساعت قبل از این‌که حسینه هفت توافق‌نامه را به همراه‌اش به امضا برساند، یکی از شهروندان ملکی بنگله‌دیشی را در سرحد لعل‌منرات به قتل رساند. هنگامی‌که در جریان یک نشست مطبوعاتی مختصر مربوط به مراسم این توافق از عبدالمؤمن، وزیر خارجۀ بی‌شرم بنگله‌دیش در مورد کشتارهای مرزی پرسیده شد؛ وی به گونه‌یی به دفاع از هند برخواست و مردم بنگله‌دیش را به باد انتقاد قرار گرفت. وی من‌حیث سخنگوی هند به رسانه‌های خبری گفت که بی‌اس‌اف در اثر شلیک تاجران مسلح مجرم بنگله‌دیشی در قلمرو هند دست به کشتار زده‌است‌. این جای بس افسوس است که ما زیر سلطه خائنینی زنده‌گی می‌کنیم که به مانند دشمنان‌مان با ما سخن می‌گویند! (منبع: قتل زن بنگله‌دیشی در هنگام مهاجرت غیرقانونی توسط بی‌اس‌اف، هندو، ۲۲ دسمبر/دسامبر ۲۰۲۰ م)

 واضح است که حکومت حسینه هیچ اهمیتی به جان مردم قائل نیست، ازین‌روست که چنین موقف‌های خائنانه‌ای را علیه هند و تجاوز و کشتارهای سرحدی‌اش مشاهده می‌کنیم. لیکن این حکومت برای باقی ماندن در جایگاه تطبیق برنامه‌های منطقوی استعمارگران کافر، حاکمیت و منابع استراتیژیک بنگله‌دیش را تحت عنوان میثاق‌ها و معاهدات دوجانبه پی‌درپی به هند تسلیم کرده‌است. اکنون هند به‌وسیلۀ این معاهدات کشنده به تمام بخش‌های راه‌بردی و ظرفیتی‌مان، مانند بنادر، نیرو و دفاع دست‌رسی حاصل کرده‌است. برعلاوه هیچ نشانی از رشد اقتصادی حاصل از توافقات پیشین بنلگه‌دیش با هند نیز به‌چشم نمی‌خورد. حال‌آن‌که کسری تجارت دوجانبه به‌همراه هند طی سال مالی ۲۰۱۹ م به ۷.۳۵ میلیارد دالر رسید و رشد ثابت داشته‌است.

با این وجود، حسینه و مودی در هنگام افتتاح مشترک خط ریل چیلهاتی – هالدیباری میان هند و بنلگه‌دیش گفتند که این شبکه برای رشد تجارت منطقوی و انکشاف منطقه مؤثر خواهد بود. در واقع، این توافق‌نامه‌های دوجانبه هیچ کمکی نخواهد کرد مگر برای منافع اقتصادی و جئوپولیتیک هند، و حکومت حسینه فقط دست دشمن قسم‌خوردۀمان هند را بازتر می‌کند. باوجود افزایش کشتارهای سرحدی از طرف هند، دیگر خیانت حکام‌مان توسط این معاملات و معاهدات هیچ قید و بندی را نمی‌شناسد. همچنین، درحالی‌که هند هر بار قبل از امضای هر توافق‌نامه‌ای با وعده‌های دروغین‌اش درخصوص معاملۀ تقسیم آب رود تیستا با معیشت مردم بنگله‌دیش بازی می‌کند، ولی باز هم حکومت خائن حسینه به هند اجازه داده‌است تا از ۱.۸۲ فوت مکعب بر ثانیه آب رود فنی (Feni) برای خود بهره گیرد! درحالی‌که قبل از این نشست مجازی، وقتی از وزیر خارجه بزدل عبدالمؤمن در مورد وعده‌های توخالی هند در خصوص معاهدۀ معطل‌شدۀ تیستا وضاحت خواسته شد، وی با بی‌شرمی به مطبوعات گفت که حکومت‌شان نمی‌خواهد هند را بار بار با مطرح کردن عین قضیه خجالت‌زده کند!

ای مسلمانان! کفار استعمارگر همۀ این رژیم‌های سکولار، شامل حکومت حسینه، را برای پاسداری از منافع و پیش‌برد برنامه‌های جئوپولیتیک خودشان بر ما تحمیل کرده‌اند. مسلماً این حکام سکولار نیز از قدرت بی‌پایان‌شان برای مداخله در امور مردم زیر چتر این نظام سکولار بی‌خدا لذت می‌برند. آنان نه به خشم الله سبحانه و تعالی و نه به انسانیت اعتنا دارند؛ بل تنها راه منافع مادی ناچیزشان را به قیمت حاکمیت‌مان دنبال می‌کنند. حتما تا الآن دیده‌اید که چگونه باداران استعمارگرشان آنان را وقتی ناکارآمد شدند به زباله‌دان انداختند. ولی آنان این نظام شیطانی سکولار را زنده نگه داشته‌اند تا حکام خائن دیگری از جنس خودشان بسازند که به‌خاطر منافع خود، امت را در منجلاب بدبختی نگه می‌دارند. رسول الله صلی الله علیه و سلم دربارۀ این رهبران خائن فرمودند:

«مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْتَرْعِيهِ اللَّهُ رَعِيَّةً يَمُوتُ يَوْمَ يَمُوتُ وَهُوَ غَاشٌّ لِرَعِيَّتِهِ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ» [مسلم]

ترجمه: اگر الله (سبحانه و تعالی) شخصی را بر مردمی حاکم کند و او درحالی بمیرد که هنوز به مردم‌اش خیانت می‌کند، الله (الله سبحانه و تعالی) ورودش را به بهشت حرام خواهد کرد.

مسلمانان گرامی! رسول الله صلی الله علیه و سلم برای‌مان مژدۀ بازگشت خلافت راشده‌ای را دادند که نه‌تنها از امور مردم به بهترین شکل مراقبت خواهد کرد، بل همچنین با استفاده از منابع استراتیژیک و طبیعی‌مان دست بالا را در برابر دشمن متحارب‌مان خواهد داشت. بناءً شما وظیفه‌ای بزرگ و روشن دارید تا برای ریشه‌کن کردن این نظام سکولار فاسد و حکام نامشروع‌اش به مبارزۀ سیاسی حزب‌التحریر بپیوندید و خلافت راشده را به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم برگردانید، چنان‌چه او صلی الله علیه و سلم وعده دادند:

«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ» [مسند احمد]

ترجمه: سپس خلافت به‌طریقۀ نبوت بازخواهد گشت.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه بنگله‌دیش

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

دموکراسی؛ سقوط کاخ کنگرۀ آمریکا!

  • نشر شده در امریکا

آن‌چه را که امروز جهان مشاهده نمود در واقع یک سقوط بنیادی رهبری و یک نظام شکست خورده‌ای بود که به‌ عوض مراقبت از امور مردم، بیشتر برای نفع سیاسی(خودش) می‌پرداخت. این حادثه شکست‌های نهادی نظام امریکا را در تمامی سطوح برملا نمود:

  • نهادینه شدن نژادپرستی؛

  • نهادینه شدن بیگانه‌ستیزی؛

  • نهادینه شدن نابرابری ثروت؛

  • نهادینه شدن منافع شرکت‌های بزرگ؛

  • نهادینه شدن عدم دسترسی برای خدمات صحی/بهداشتی.

ما باید درک کنیم که ترامپ در واقع "چهره حقیقی" امریکاست و یک انحراف یافته نیست. ترامپ پیامد نظام فاسد دموکراسی‌ آمریکایی، سکولاریسم و سرمایه‌داری است که متداوماً عدالت را انکار و زیر پای نموده و از مسوولیت‌های مهم هم‌چو رسیده‌گی بر امور مردم‌اش کوتاهی می‌نماید.

دهه‌های بی‌تفاوتی سیاسی به بی‌اعتمادی نسبت به نظام و سقوط یک جامعه متفرق، تبدیل شده است. آمریکا یک ملت متفرق در میان خطوط سیاسی، اقتصادی، نژادی و فرهنگی است و روز به روز از درزگاهش ضعیف‌ و پاره شده می‌رود.

دموکراسی آمریکایی در نظر مردمش و جهان تخریب و بدنام شده است. آمریکا به یک "جمهوری کیله‌فروش می‌ماند و در ساختار تشبه آن‌چه در مناطق مختلف جهان ایجاد کرده، است؛ طوری‌که آنان می‌گویند: «مرغ‌ها به خانه آمده اند تا پیامد بد بیاورند.»

اکنون وقت مناسب برای جهان‌ست تا نظام بدیل را بپذیرد. فلهذا، اسلام این بدیل را پیشنهاد می‌کند. بناءً تمدن اسلامی که توسط دولت خلافت تطبیق شد، رکورد محکم و ثابتی  در متحد ساختن مردم از جمعیت کثیر نژادها و قومیت‌ها، ارتقای مردم از فقر، عزت بخشیدن برای آن‌ها، خدمات صحی/بهداشتی، صلح، امنیت و عدالت ثبت کرد. میلیاردها انسان در سراسر جهان نیازمند نظامی هستند که منشه‌ آن نظامی الهی است تا از امور شان مراقب نماید. الله سبحانه وتعالی در سوره الفتح می‌فرماید:

﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً﴾ [فتح: 28]

ترجمه: الله است که پیامبر خود را همراه با رهنمون و دین راستین (اسلام به سوی جملگی مردمان) روانه کرده است تا آن را بر همه‌ی آئین‌ها پیروز گرداند. کافی است که الله گواه (این چنین سخن و مسأله‌ای) باشد.

حزب التحریر-امریکا

مترجم: داکتر زکریا

ادامه مطلب...

کمپاین هند مبنی بر "جهاد را دوست بدارید" در واقع فشار بالای زنان هندیی است که می‌خواهند به اسلام رو بیاورند!

(ترجمه)

به تاریخ 17هم ماه دسمبر 2020م، شبکه مشهور خبری "The Wire" در ارتباط با عقده و تنگ‌نظری حکومت فعلی هندو، مفکورۀ "جهاد را دوست بدارید" را چنین گزارش داد که مردان مسلمان، زنان هندو را مجبور می‌دهند تا به اسلام رو بیاورند. این بیانات در مقاله چنین نقل و قول گردیده است: «ماه گذشته حکومت اوتر پرادیش فرمان منع و غیر قانونی تغییر عقیده را اعلام نمود تا مفکوره "جهاد را دوست بدارید" را بدنام نماید.» در واقع این ادعای بی‌اساس و بی‌معنیِ است که مردان مسلمان دسیسۀ ای را طرح نموده اند تا زنان هندی باید اسلام را قبول نمایند. تحت شرایط این قانون، هر ازدواج باطل می‌گردد اگر یک زن تنها به خاطر ازدواج عقیده‌اش را تغییر ‌دهد. کسانی‌که آرزوی تغییر دین و یا عقیده خویش را بعد از ازدواج دارند باید یک ماه قبل به داد‌گاه محلی درخواست نماید.

انجوی صلح و عدالت برای شهروندان "CJP" دعوی مصلحت عامه را در داد‌گاه عالی ضبط نموده اند که اعتبار قوانین‌اساسی را به چالش می‌کشاند و قسمی به نظر می‌رسد که با بند 21 قانون‌اساسی هند در تضاد باشد؛ زیرا "آزادی‌فردی را صلب می‌نماید" تا عقیده و شریک زنده‌گی را آزادانه بدون مداخله حکومت انتخاب نماییم. اخیراً دست‌گیر نمودن خانم حامله هندی و شوهر مسلمان‌اش باعث بی‌حرمتی آن‌ها گردید؛ زیرا توقیف آن‌ها و تزریق ادویه‌های نامعلوم باعث سقط جنین آن زن شد. بعداً آن زن بدون کدام مراقبت پزشکی و گفتن این‌که چی نوع دوا به وی تزریق شده است، رها گردید؛ ولی شوهر و برادر شوهر‌ش در زندان باقی ماندند.

درین اواخر زنان هندیی که شامل طبقات مختلف اقوام مردم هند اند، دچار قتل‌های مرموز و عواقب ناگوار می‌گردند. فعال حقوق بشر مانند وکیل جاینا کوثاری گفته است که قوانین‌فعلی که توسط بنیاد‌گرا‌های هندو، حزب "BJP" را حمایت می‌کند، در پشت پرده از طبقات مختلف مردم هند پشتبانی می‌نماید. سوء استفاده از اسلام من‌حیث ابزار سیاسی به منظور جمع‌آوری رای عامه چیزی جدیدی در بازی‌قدرت سیاست‌جهانی نیست. در نظام‌های لیبرال دموکراسی سو استفاده از اصطلاح "حقوق زنان" برای بدست آوردن اهداف خود حقیقت واضحِ است که در واقع به حقوق زنان هیچ کمکی نمی‌کند. مجبور ساختن زنان مسلمان برای پوشیدن لباس‌های برهنه و ممنوع کردن حجاب و نقاب زنان، یکی از مشهور‌ترین مثال‌ها در کشور‌های فرانسه، تونس و میان ملت‌های دیگر است.

در حالی‌که این کشور‌ها همیشه از حقوق زنانِ دفاع می‌کنند که با جدید‌ترین لباس‌های برهنه و برند مشهور سیکولری ملبس شده باشند. این نظریه که اسلام با محدود نمودن زنده‌گی اجتماعی بالای زنان ظلم می‌نماید، در شبکه‌های خبری مورد حمله قرار گرفته و گروه‌های اسلامی و دولت آن نیز مورد اهانت قرار گرفت. در همین حال زنان مسلمان از رفتن به مکتب، کار و حتی از رفتن به شفاخانه در بسیاری از ملت‌های دموکراتیک در حالی که حجاب داشته باشند، منع شده اند.

حالا زمان آن فرا رسیده تا مسلمان جهان این نوع الگو‌های متضاد قدیمی را شناسایی نمایند و بدانند که هیچ راه گریز از وعده‌های دروغین نظام‌های لیبرال سیکولر به نام "دموکراسی مناسب" وجود ندارد. چیزی را که جهان شاهد آن است، چهره واقعی تمام ارزش‌های آزادی‌ست که به بشریت هدیه داده است. مسلمانان باید مانند چراغ امید‌بخش و روشنی‌بخش برای بشر با نشان دادن نظام درست زنده گی که راه حل واقعی برای زنان و ملت‌ها را فراهم می سازد، باشند. الله سبحانه و‌تعالی تمام زنان را با این حقیقت که آن را به بهترین شکل خالق کاینات آفریده است، عزت و افتخار بخشیده است.

﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾ [نحل:97[

ترجمه: هر کس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی‌که مؤمن است او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم و پاداش آن‌ها را به بهترین اعمالی‌که انجام می‌دادند، خواهیم داد.

تاریخ دولت خلافت هیچ‌گاهی آلوده با امراض اخلاقی و مذهبی که منجر به انهدام بشر و اذیت آن‌ها گردد نشده است؛ هم‌چنان نیاز به نهادِ نبود که شعار مضحکانۀ دفاع از حقوق‌بشر را سر دهد؛ زیرا قوانین الله سبحانه و‌تعالی به شکل کامل و عادلانۀ آن بدون فاسد نمودن فطرت بشر تطبیق می‌گردید.

ما از الله سبحانه و‌تعالی می‌خواهیم تا ما را به حاکمیت دوبارۀ این نظام‌عادل برگرداند تا این که زنان مسلمان جهان معنی واقعی آزادی از ظلم را ببینند.

بخش زنان دفتر مرکزی مطبوعاتی حزب‌التحریر

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

ملاقت زبیدی با کانگ یونگ زیر چتر ریاض خیانتی در برابر اسلام و مسلمانان است!

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

روز سه شنبه مورخ 22 دسامبر 2020م رئیس شورای انتقالی جنوبی، عیدروس الزبیدی در ریاض با سفیر چین، کانگ یونگ برای یمن دیدار نمود. در این جلسه آن‌ها در مورد حمایت از اقتصاد و نیز خدمات عمومی چین برای یمن گفتگو کردند. (منبع: روزنامه الأمنا 24 دسامبر 2020م)

دیدگاه چین به یمن و منطقه یک دیدگاه استعماری است. چنان‌چه که آشکار گردید، چین به بهانه توسعه و مدیریت، می‌خواهد زمینۀ دست‌یابی به بندر عدن برایش مساعد گردد. این امر درست با دیدار عبدربه هادی از چین در نوامبر 2013 و دعوت از وی در مارچ 2015م جهت امضای توافق‌نامه میان دو کشور برای توسعه و بهره‌برداری و آخرین درخواست از وی برای تمدید آن در مارس 2018م آغاز گردید. این همان چیزی است که باعث می‌شود، عیدروس الزبیدی هادی را به عنوان وارث بالقوه خویش برای دیدار با سفیر چین همراه نماید. کسی جز ثبت حضور سیاسی‌اش در یمن چیزی دیگری در ذهن ندارد؛ درست مانند سیاسیونی که از دهه‌های شصت تا حال در یمن حاکمیت کردند.

آن‌چه که چین را به سمت تصرف بندر عدن سوق می‌‌دهد، موقعیت استراتژیک باب المندب مسلط به دریای سرخ، دریای عرب و اقیانوس هند برای محصولات چینی است که تولیدات چین از شرق به سمت منطقه خاورمیانه می‌آید، جایی‌که به مثابه نقطه ترانزیتی برای تولیدات‌شان قرار گرفته و در بندر گوادار پاکستان توقف و سپس از آن‌جا انتقال و به منطقه توزیع می‌گردد.

چین هم‌چنان به فراوانی تولیدات ارزان خود اتکا می‌کند؛ زیرا به دلیل نیروی کار چینی و افزایش چشم‌گیر رشد اقتصادی بازارهای یمن و منطقه برای تولیدات چینی باز می‌باشد. حضور چین چراغ سبز را در میان دو طرف درگیر واقعی در منطقه نشان می‌دهد. انگلیس می‌خواهد چین در مقابل آمریکا قرار گیرد؛ در حالی‌که آمریکا به دلیل نیاز شدید چین به نفت و تمایل‌اش برای حصول سهم زیادی از نفت از دست رفته نظر به شرایط بد سیاسی که در یمن جریان دارد -چنان‌که چین تحت هیچ گونه شرایط چیزی مشابهی حاصل نخواهد کرد- خواهان تقابل چین با اسلام در مناطق نفت‌خیز است.

در حقیقت خیانت این است که زبیدی در ریاض در نزدیکی مکه در کنار سفیر چین نشسته و دست وی را می‎فشارد که با خون مسلمانان اویغور در ترکستان شرقی آلوده است. این صفت حاکمان رویبضه (جاهل) مسلمانان است که سرزمین‌های اسلامی را برای سرمایه‌گذاری بیشتر استعمارگران باز نموده و آن‌ها را قادر ساخت تا بر مفاصل حکومت، اقتصاد وغیره تسلط یابند. این پس از آن صورت گرفت که خورشید خلافت غروب کرد. توهین آمیزترین مورد موضع‌گیری‌های حاکمان است که ما  آن را در رژیم آل‌سعود در می‌یابیم، که از چنین اقدامات خیانت‌آمیز و همه توطئه‌ها علیه مسلمانان حمایت می‌کند، گویی مسئله اویغوری‌ها به آن‌ها مربوط نمی‌شود! آیا اویغوری‌ها از این دیدار ننگین بین یونگ و زبیدی به حمایت مالی ریاض اطلاع نخواهند یافت؟ مطمئناً آن‌ها در مورد خیانت زبیدی و حکام آل‌سعود علیه اسلام و مسلمانان اطلاع پیدا خواهند کرد و خواهند دانست.

آیا خلیفه مسلمانان هم‌چو حکام امروزی مسلمانان با چین برخورد خواهد کرد؟ آیا الله سبحانه وتعالی به ما دستور داده است که گداهای اقتصادی برای دشمنان اسلام و مسلمانان باشیم و در سرزمین ما به آن‌ها امنیت دهیم، در حالی‌که آن‌ها مردم ما را در کشور خود شکنجه می‌کنند؟ این یک سوال ساده است، پاسخ آن را به مسلمانان واگذار می‌کنیم تا بدانند منظور از خلیفه مسلمانان چیست که با تطبیق اسلام به درستی به امور افراد خود رسیدگی می‌کند و از حمله دشمن در برابر آن‌ها محافظت می‌کند! باشد که آن‌ها همراه با کاروان حزب‌التحریر جهت تأسیس خلافت اسلامی بر منهج نبوت و بیعت با خلیفه آن دست به دست هم شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه یمن

مترجم: عمر مسلم

ادامه مطلب...

جمهوریت افغانستان به کشتارگاه مبدل شده؛ آیا راه نجاتی است؟ Featured

در چند ماه اخیر ترورهای زنجیره‌یی، انفجارها، راکت‌پراکنی‌ها و بمباردمان‌های کور کورانه در شهر و روستاهای افغانستان اوج گرفته و متنفذین، کارمندان دولتی، ژورنالیستان، تحلیل‌گران، امامان مساجد، چهره‌های سَرشناس و مردم ملکی یکی پی دیگری به انواع گوناگون کشته می‌شوند. برای مردم عادی شده که صبح و شام شان را با صدای انفجار و اخبار بمباردمان آغاز ‌کنند. افغانستان به مرگ‌بارترین کشور برای افراد ملکی، متنفذین و خبرنگاران مبدل شده است. دولت افغانستان صرف ابراز تاسف نموده، کمیسیون می‌سازد و آمارگیری می‌کند؛ و درین اواخر وزارت داخله‌ی افغانستان با بی‌شرمی به تعدادی از خبرنگاران گفته است رسانه‌های که توانایی خرید سلاح را به کارمندان شان ندارند، تعطیل شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر ـ ولایه افغانستان ضمن اتحاف دعا برای کشته شده‌ها، طلب شفای عاجل و کامل برای زخمیان و طلب صبر و اجر برای خانواده‌ها و متضررین حوادث اخیر نکات آتی را قابل ذکر می‌داند:

اول: موج ترورهای زنجیره‌یی و راه اندازی وحشت از پروژه جدیدی حکایت دارد که توسط آن‌ طرف‌های ذیدخل در پروسه‌ صلح افغانستان با انجام دادن حملات استخباراتی و به قیمت خون مسلمانان این سرزمین امتیاز و حصه‌ی بیشتری از کیکِ صلح را بدست آورده و افکارعامه را علیه جناح مقابل خویش بسازند. آن‌چه در این میان قابل مکث است این‌که امریکا بیشترین امتیاز را از پروسه صلح کسب نموده و عساکر و مراکز خود را مصئون ساخته و برعکس افغان‌ها را به جان یکدیگر انداخته است.

دوم: کار دولت افغانستان محکوم کردن و اعلامیه نویسی بالای اجساد کشته شده‌ها شده است. دولت‌مردان در عقب دیوارهای بلند و با موترهای زرهی به دور از مردم، زندگی و تجارت دارند و هیچ دردی از مردم را حس نمی‌کنند. این حُکام از یک‌سُو خود را حامی و حامل ارزش‌های انسانی می‌دانند و جلوی رسانه‌ها برای جمهوریت‌خواهی گُلو پاره می‌کنند؛ ولی هنگامی‌که قدرت و منفعت شان به خطر افتاد، به قاتل و جلاد مبدل می‌گردند. چنان‌که در این اواخر کسانی‌که دولت را انتقاد می‌کنند به زندان و مرگ تهدید می‌شوند. بلی، این همه سلاخی و وحشت، ترجمانِ همان نعره‌های صلح و جمهوریت است که گوش‌های جامعه را تا به امروز اذیت می‌کند. در واقع، آن‌ها نه به اسلام ارزش قائل اند و نه هم پروای جمهوریت را دارند. تنها چیزی را که می‌شناسند تداوم قدرت و کسب منفعت است. 

پس مردم مسلمان افغانستان باید بدانند که راه نجات تغییر چهره‌ها و اصلاح این نظام فاسد نیست؛ بلکه نیاز به یک تغییر اساسی و بنیادی می‌باشد. تغییری که نظام‌های وارداتی و رهبران قدرت طلب و فراشوتی را دفن زباله‌دان تاریخ نموده و در عوض نظمی را برقرار نماید تا از یک‌سُو مطابق به عقیده و ارزش‌های اسلامی مردم این سرزمین باشد و از سوی دیگر رهبرانی را روی‌کار آورد که از عقیده، جان، مال و ناموس مردم پاس‌داری نموده و آن را اساسی‌ترین مکلفیت خویش بپندارند. این نظام چیزی نیست جز اسلام و دولت اسلامی(خلافت اسلامی).

"إنَّما الإمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِن ورَائِهِ ويُتَّقَى به" رواه مسلم

حقا که خلیفه سپر است، از عقب آن مسلمانان می جنگند و توسط آن حمایت و محافظت می شوند.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه افغانستان

ادامه مطلب...

آخر اين امت اصلاح نمی‌شود؛ مگر به همان چيزی‌كه اولش اصلاح شد!

(ترجمه)

خبر

به تاریخ 29/12/2020 آژانس خبری آناضول از اوضاع جهان عرب در پایان سال 2020 تحلیلی را زیر نام "جهان عرب با درگیری‌های سنگین  وارد سال 2021 می شود" منتشر نمود. در این تحلیل آمده است: جهان عرب با چالش‌ها و بحران های سنگینی وارد سال 2021 شد. از شرق تا غرب کانون درگیری پهنای کشورهای عربی را فرا گرفته است؛ شکاف‌ها سبب شده تا جراحات وارده بر پیکر جهان عرب وخیم‌تر شود. اکثریت امید وار اند تا سال جدید فرصتی باشد برای خلاصی از هزینه‌های هنگفت درگیری‌های طولانی، اما علایم نشان می‌دهد که بسیاری ازکشورها به تهدید مواجه اند. مهم‌ترین این کشورها که به چالش‌های عمیق امنیتی مواجه اند لیبیا، سومالیا، سوریه، عراق و سودان است.

تبصره                                   

سرزمین‌های عربی تنها سرزمین‌های اسلامی نیستند که با چالش مواجه اند؛ از صد سال به این طرف تمام سرزمین‌های اسلامی با اندوه، چالش، بحران و زخم‌های عمیق دست و پنجه نرم می‌کنند.

سال 2020 آغاز بحران‌ها بود و سال 2021 پایان این چالش‌ها و بحران‌ها نخواهد بود. در سرزمین‌های اسلامی تا زمانی‌که اوضاع چنین باشد، نظام سرمایه‌داری مسلط و حکام مزدور بالای کرسی حکم نشسته باشند، بیهوده و عبث خواهد بود که توقع داشته باشیم سرزمین‌های اسلامی از این بحران‌ها و چالش‌ها خارج شده و نجات یابند. پس از منهدم شدن نظام خلافت، معطل شدن احکام اسلامی از صحنه زندگی و تسلط غرب کافربالای سرزمین‌های اسلامی، اوضاع امت سال به سال و روز به روز بطور پی‌هم بحرانی‌تر گشت. شکوه و عظمت امت تبدیل به حقارت و ذلت شد، عزت و کرامت شان پایمال شد، رفاه و آرامش در زندگی ایشان به ترس وحشت و محرومیت مبدل گشت، ثروت و اموال‌شان بازیچه دست دشمنان شد، دشمنان اجازه ندادند که امت به پیشرفت و بیداری دست یابد. هرزمانی‌که مسلمانان تلاش کردند به نهضت برسند، برگشت داده شده و به عقب رانده شدند. مکر دشمنان باعث شد پست‌ها و فرومایه‌های مزدور زیر نام حکام قیادت امت را به دست گیرند، در حالی‌که ذلیل‌ترین و پیش پا افتاده‌ترین امت بودند، فرومایه‌ها راضی به این شدند که سرزمین‌های ما مکانی برای هر زورگو، غاصب و دروغ گو باشد، حقوق امت پایمال شده، سرمایه و سرزمین امت به دست دشمنان افتاده و از همه مهم‌تر این‌که تطبیق احکام اسلامی در زندگی امت معطل قرار داده شد، سرزمین‌های ما غصب شده و به عزت و آبروی ما بی‌حرمتی صورت گرفت، سرمایه امت به یغما برده شد، صداها خاموش شد، قضایای سرنوشت‌ساز امت به دست دشمن افتاد و دریافت راه‌حل و معالجه مشکل به دشمن واگذار شد.

این قصه ای بود از امت اسلامی! تا زمانی‌که امت زیرسایه خلافت، یک پارچه و متحد زندگی نکنند؛ نظامی‌که در چارچوب احکام اسلامی ایجاد می‌شود، خوشی و آرامش درونی را به دست آورده نمی‌توانند. امت زمانی به ساختارها و نهادهای شکننده و متفرق تبدیل شد که دولت‌اش از بین رفت و مسلمانان بین هم رقیب و دشمن هم‌دیگر شدند. دشمنان با استفاده از حالت امت بالای سرزمین‌های شان مسلط شده و بهترین‌های امت را گرفتند، به خاطر این‌که امت در رنج و مصیبت باقی بماند و راه‌حلی برای نجات امت وجود نداشته باشد و در میان امت تخم نفاق، شقاق و تفرقه را کشت نموده و خون فرزندان امت را به زمین ریختند، و بین ساختارها و نهادهای ایجاد شده امت جنگ‌ها و اختلافات را شعله‌ور ساختند.

این وضعیت امت شباهت به حالت قبل از اسلام دارد، قبایلی پیش از اسلام بودند که بین هم دشمن و رقیب بودند و در  مقابل برادران خود از دشمن حمایت می کردند! آیا کسی تصور می‌کند که حقوق ما برگردد، مشکلات ما حل گردد، عزت، آبرو و سرزمین‌های ما مصئون باقی بماند؟ این کار امکان ندارد؛ مگر به باز گشت اسلام به صحنه زندگی که توسط دولت خلافت؛ دولتی‌که حامی و حافظ امت می‌باشد.

امام مالک راست گفته و می‌فرماید: «آخر اين امت اصلاح نمي‌شود؛ مگر به همان چيزي كه اولش اصلاح شد.» این ندایی است به متنفذین واهل قوت در سرزمین‌های اسلامی تا حزب التحریر را یاری نمایند، چون حزب یگانه رهبری است که  به پیروانش دروغ نگفته، ما را زیر یک پرچم متحد و یک پارچه ساخته و خلافت را باز می‌گرداند. از ما امتی می‌سازد متحد و یک پارچه تا حامی یک دیگر باشیم و در کنار هم زندگی نماییم، هر زمانی‌که مشکلات ما به پایان رسید، بالای زخم ما مرحم گذاشته شد و اختلافات ما از میان برداشته شد و آرزوهای ما به حقیقت تبدیل شد؛ همان وقت است که به زندگی آرام، امن و مطمئن در سایه رضایت پرورگار و زیر چتر دولت اسلامی دست خواهیم یافت؛ دولتی‌که نماد فخر وعزت ما خواهد بود.

نویسنده:أسماء الجعبة

مترجم:محمدفاتح

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه