دوشنبه, ۲۴ رجب ۱۴۴۲هـ| ۲۰۲۱/۰۳/۰۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

  •   مطابق  
تطبیق احکام و تجربه حکام
بسم الله الرحمن الرحيم

تطبیق احکام و تجربه حکام

(ترجمه)

بعضی­ها پیرامون میزان عملکرد و استطاعت ایران و ترکیه در واکنش با تحریم­ها از سوی امریکا و اروپا و یا هم از سوی هر دوی شان سوال می­کنند. آیا کدام چیزی وجود دارد که سیاست و توانمندی عملکرد آنان را برای نجات سرزمین­های شان از تحریم­های بین المللی که بر هر دو وضع می­شود را نشان دهد؟ به عنوان مثال اگر به جای اردوغان می­بودی علیه این تحریم­ها چه چه واکنشی انجام می­دادی؟

سوالات زیادی در ارتباط به تهدیدهای کشورهای ابرقدرت جهان که متوجه ایران و ترکیه است مطرح می­شود؛ هرچند که منافع شان نسبت به این دو دولت متفاوت می­باشد. بعضی­ها ادعا دارند که قلت تجربه کافی رهبران سیاست­مدار ایران و ترکیه و ارزیابی غلط شان نسبت به اوضاع و شرایط بین المللی یگانه سبب تحریم­های بین المللی است که با آن دست و پنجه نرم می­کنند. در حقیقت سبب دیگری وجود دارد که مهم­تر از آن بوده و پشت ضعف هر یک از ایران، ترکیه و باقی دولت­های حاکم در سرزمین­های اسلامی قرار دارد که آنرا می­توان به شرح ذیل بیان نمود:

در اینجا دو چیز بسیار مهم وجود دارد که دانستن آن به شکل صحیح و درست لازم و ضروری بوده و باید که به دقت از همدیگر متمایز گردند:

1. احکام اسلام در سیاست خارجی و داخلی؛

2. تجربه کافی حکام و توانمندی سیاسی آنان.

بدون شک اسلام از طریق تطبیق احکام شرعی خود در سیاست داخلی و خارجی در دولت(خلافت) مصونیت کافی برای مقاومت در برابر بحران­ها (تحریم­ها، جنگ­ها، سختی­ها و...) را داده است. هرگاه دولت در قوانین­ سیاسی داخلی و خارجی خود احکام اسلام را تبنی کند، برایش قدرت کافی برای حمایت از خود و پیروانانش تولید شده و دژ محکمی پدید می­آید که توسط آن می­توان شر و بدی استعمارگران را از خود دفع کرد.

به عنوان مثال در سیاست داخلی: اقتصاد در دولت اسلامی هرگز مبتنی بر ربا و بازارهای سهام نیست تا بازارهای دولت و اقتصاد را بازیچه دست ابرقدرت­های جهان گرداند؛ بلکه واحد پولی آن طلا و نقره می­باشد؛ نه کاغذهای نقدی که هیچ قیمت و پشتیبانه اقتصادی ندارد و نیز در دولت اسلامی شرکت­های جهانی قاره پیما از سوء استفاده نمودن بازارهای دولت و نشر فقر و نیازمندی بازداشته می­شوند. لشکر در دولت خلافت متمسک و مبتنی بر عقیده اسلامی و تثقیف شده به احکام عملی اسلام می­باشد که تو آن را به مثابه یک قشر جامد غیر قابل نفوذ خواهی یافت که ثابت قدم بوده و برای قربانی دادن آماده می­باشد و تمام ساز و برگ لشکر بدست خلیفه بوده که هیچ ارتباطی به داونینگ استریت، واشنگتن، پاریس و سفارت‌خانه­های غربی نمی­داشته باشد... .

مثال‌های متذکره فوق، نمایان­گر کیفیت تطبیق احکام اسلام در سیاست داخلی و خارجی برای دولت و مردم آن بوده و برتری حاکمیت دولت اسلامی را نسبت به حاکمیت دولت­های ابرقدرت جهان و کیفیت رسیده­گی شان را با لشکر و بازارهای اقتصادی واضح می­سازد.

در سیاست خارجی: احکام اسلام از اشتراک دولت در پیمان­ها و سازمان­های استعماریی همچو ناتو، سازمان ملل و برادران‌شان به دلیل این­که از حکام دولت اسلامی و تصمیمات سیاسی شان سوء استفاده می­کنند، جلوگیری می­کند. همان­طوری‌که قانون اساسی دولت از قرضه گرفتن از بانک جهانی و صندوق نقدی پول دو دولتی که دولت­های دیگر را گروگان مستعمرین می­گرداند مانع می­شود.

از این مثال­ها نتیجه­گیری می­شود که با تطبیق احکام اسلام در عرصه سیاست داخلی وخارجی؛ دولت از بازیچه شدن در دست دولت­های دیگر نجات یافته و با تطبیق همین احکام اسلامی؛ هیبت و شکوه برای دولت و مردم پدید آمده که به واسطه آن دولت می­تواند از خود و مردم خود در برابر بحران­ها و ناهنجاری­ها دفاع نماید.

چون­ این دولت به دعوت الهی لبیک گفته و احکامش را بطور همه جانبه چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی عملی می­سازد. الله سبحانه وتعالی از این دولت رضایت داشته، آن را بر مستعمرین چیره می­گرداند و بعد از هر سختی که متحمل شود آسانی قرار می­دهد و بعد از هر درد و رنج هم برایش خوشحالی نصیب می­گرداند.

﴿إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ﴾ [محمد: 7]

ترجمه: اگر (دین) الله (سبحانه وتعالی) را یاری کنید، وی شما را یاری می­کند (و بر دشمنان تان پیروز می­گرداند) و گام‌های تان استوار می­دارد (و کار و بارتان را استقرار می­بخشد).

اما نقطه دوم و مهم تجربه کافی حکام و توانمندی سیاسی آنان می­باشد. بدون شک که قدرت حاکم در پیش­برد دولت اسلامی و توانمندی آن در اعمال سیاسی هم‌چو استفاده از مانورها و تله­های بین‌المللی و قدرت برجسته آن در اعمال دیپلوماسی؛ دولت را قادر می­سازد تا که قلمرو خویش را گسترش بخشیده، سرزمین­ها را فتح و دیگران وادار به گردن نهادن در تحت چتر دولت اسلامی گرداند. در این زمینه مثال­های واقعی وجود دارد که می­توان به نبوغ فکری، شجاعت و قدرت ابوبکر صدیق و عمر بن الخطاب رضی الله عنهما اشاره کرد که با استفاده از نبوغ فکری، شجاعت و قدرت‌شان توانستند که به حیات بزرگ‌ترین امپراطوری­های عصرشان نقطه پایان گذاشته و قلمرو دولت‌شان را وسیع گردانند.

اکنون برای ما واضح شد که رمز موفقیت دولت­ها در دو چیز نهفته است: اولاً قوانین اساسی آن و ثانیا تجربه کافی رهبران و توانمندی سیاسی آن.

 قانون اساسی زیر بنای یک دولت را تشکیل می­دهد و هیچ رهبر و حاکم -هر قدر که تجربه و قدرت سیاسی داشته باشد- باز هم نمی­تواند که از دولت، مردم و تصمیمات سیاسی خود حمایت و دفاع کند و نه هم می­تواند که قلمرو دولت خود را گسترش بخشد و یا هم از یک جا به جای دیگر انتقال دهد، مگر این­که مبنی قانون اساسی آن چه در عرصه داخلی و چه در عرصه خارجی، عقیده و میراث مردم باشد و این عقیده در نزد مسلمانان عقیده اسلام می­باشد؛ نه قوانین فرانسه، انگلیس و یا هم قوانین سازمان­های بین‌المللی.پس می­باست که اساس قوانین در دولت اسلامی مبتنی بر عقیده اسلامی باشد.

قوانین اساسی است که حصانت، مصونیت و مقاومت را پدید می­آورد، سکتورهای اقتصادی، تعلیمی و نظامی را شگوفا ساخته و امت را برجسته می­گرداند و از میان‌شان رهبرانی را بزرگ نموده و تقدیم جامعه می­نماید. لذا، لازم است که از یک حقیقت بسیار مهم با خبر شویم و آن این­که؛ تجربه حکام و توانمندی سیاسی شان در صورتی مفید واقع می­شود که از آن در تطبیق احکام اسلام در سیاست داخلی و خارجی استفاده نمایند. در غیر این­صورت داشتن تجربه و توانمندی سیاسی برای حکام به جز این­که آنان را به سرعت بسوی مزدوران حلقه بگوش دولت­های ابر قدرت جهان بکشاند و یا هم آنان را در کشتی‌شان سوار نماید هیچ فایده­ای دیگری در پی نخواهد داشت مثل وضعیت حاکم در ترکیه و ایران.

نویسنده: فرج ممدوح

مترجم: محمد مزمل  

ابراز نظر نمایید

back to top

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه