- مطابق
مقاصد سورهٔ انعام
(ترجمه)
سورهٔ انعام بهصورت یکباره در مکۀ معظمه بر پیامبر ما محمد صلی الله علیه وسلم نازل شده است. از عبدالله بن عباس رضی الله عنه روایت است که فرمود:
«نزلتْ سُورَةُ الأَنْعَامِ بمَكَّةَ ليلًا جملةً، حولَها سبعون ألفَ مَلَكٍ يَجأرون حولَها بالتَّسبيحِ» (رواه طبرانی)
ترجمه: سورهٔ انعام یکشب در مکه بهطور کامل نازل شد و هفتاد هزار فرشته در اطراف آن حلقه زده بودند و با صدای بلند تسبیح میگفتند.
گفته شده که علت نزول یکجایی این سوره آن است که مسائل بنیادین عقیده و اصول دین را بهصورت کلی بیان میکند؛ مسائلی که مانند احکام شریعت نیازمند نزول تدریجی بر اساس حوادث و رویدادها نیست.
بنابراین، محور اساسی این سوره عقیده، اقامهٔ حجتها، برهانها و دلایل روشن بر حقانیت توحید و رسالت و ردّ افترائات مشرکان و آشکار ساختن بطلان ادعاهای شان است.
به همین سبب، در این سوره به ابزارهای عقل و اندیشه مانند بینایی، شنوایی و دلها (افئده) بارها پرداخته شده است. این سوره یک مقایسۀ زیبا میان مؤمنی که بهسبب سلامت قلب و گوش و چشمش حق را میپذیرد و کافری که بر دل و گوش و چشمش پرده زده شده و از پذیرش حق سر باز میزند، ترسیم میکند. این اختلال در گوش و دل و چشم، به معنای خرابی عملکرد طبیعی آنها نیست؛ آنها میشنوند و میبینند، اما فساد در اراده است؛ آنان حق را نمیخواهند، با آن دشمنی میکنند و باطل را میجویند و از آن دفاع میکنند، با وجود آنکه حق آشکار و برهانهایش روشن است. در نتیجه، الله سبحانه وتعالی بر دلهای شان پرده انداخت و بر گوشهای شان سنگینی قرار داد؛ پس نه میشنوند و نه میفهمند و در تاریکیهای کفر و شرکی که خود انتخاب کردند، بیشتر فرو رفتند. سپس الله سبحانه وتعالی آنان را در همان راه ضلالت، بیشتر گمراه ساخت. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِۗ مَنْ يَشَإِ اللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾ [الأنعام: ۳۹]
ترجمه: کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، در تاریکیها کر و گنگاند. هرکه را الله بخواهد گمراه میسازد، و هرکه را بخواهد بر راه راست قرار میدهد.
این معنا در سراسر سوره تکرار شده است. از جمله:
﴿إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَۘ وَالْمَوْتَىٰ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ﴾ [الأنعام: ۳۶]
ترجمه: تنها کسانی دعوت را میپذیرند که میشنوند و مردگان را الله برمیانگیزد، سپس بهسوی او بازگردانده میشوند.
قرطبی مینویسد: «منظور از کسانی که میشنوند، شنیدن همراه با توجه، فهم و ارادهٔ حق است؛ همان مؤمنانی که از سخن حق بهره میگیرند و به آن عمل میکنند. اما "مردگان"، کسانیاند که هیچ پذیرشی نسبت به حق ندارند و به حجت گوش نمیسپارند». الله سبحانه و تعالی میفرماید:
﴿وَمِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَۖ وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًاۚ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا...﴾ [الأنعام: 25]
در تفسیر قرطبی آمده است: «مراد از این گروه، مشرکان مکهاند». ما بر دلهای شان پرده انداختیم و بر گوشهای شان سنگینی قرار دادیم، بهعنوان مجازات کفرشان؛ نه اینکه آنها حقیقتاً نشنوند یا نفهمند، بلکه چون ارادهٔ پذیرش حق را ندارند و به آن تمکین نمیکنند، در حکم کسیاند که نمیشنود و نمیفهمد؛ "اَکِنّة" یعنی پوششها و "وَقر" یعنی سنگینی و ناشنوایی. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَارَكُمْ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلٰهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِهِۖ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ﴾ [الأنعام: 46]
ترجمه: بگو: به من خبر دهید اگر الله شنوایی و دیدگان تان را بگیرد و بر دلهای تان مهر نهد، چه کسی جز الله آنها را به شما بازمیگرداند؟ بنگر که چگونه آیات را گوناگون بیان میکنیم، سپس آنان روی میگردانند.
در تفسیر قرطبی آمده است: «مقصود از "أخذ" یعنی برداشتن و سلبکردن نعمت. "خَتَم" یعنی مهرزدن. گفته شده مراد، معناها و تواناییهایی است که در این اعضا وجود دارد و الله میتواند هم اعضا و هم آثارشان را از بین ببرد و چیزی باقی نگذارد. این آیه حجتی است علیه کافران و معنای "أرأیتم" یعنی: آیا دانستید و فهمیدید؟»
از ابزارهای اندیشهورزی در سوره، بیان وقایع و حوادثی است که انسان باید در آنها بیندیشد و عبرت بگیرد. سوره چندین نمونه از این وقایع را یادآوری میکند، از جمله:
در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، مشرکان قریش با اسلام دشمنی کردند، با جدل، پرسشهای انکاری، تمسخر و استهزاء به مقابله با عقیده پرداختند. بسیاری از آیات این سوره بهمناسبت همین برخوردهای مشرکان نازل شده است. این رویدادها برای مؤمنان الگوی اقتداست. باید در آنها تأمل کرد، حکمتشان را دریافت و از روش رسول الله صلی الله علیه وسلم در پاسخگفتن به کافران و مشرکان پیروی نمود.
سوره همچنین بخشهایی از داستان پیامبران و امتهای قبلی را یادآوری میکند و در این کار نوعی تسلی و دلداری برای پیامبر صلی الله علیه وسلم و مؤمنان نهفته است. این سوره یادآور میشود که کافران قریش که حق را نپذیرفتند و دعوت، پیامبر و یارانش را به استهزاء گرفتند، رفتار و کردارشان بسان کافران پیشین است؛ آنان نیز پیامبرانشان را تکذیب و مسخره میکردند. این یادآوری برای پیامبر صلی الله علیه وسلم آرامشبخش است و تأکید میکند که سرنوشت کافران در هر زمان یکی است: هلاکت و سرانجامِ مؤمنان نیز یکی است: پیروزی و نصرت الهی و اینکه الله سبحانه وتعالی ولی و سرپرست آنان است. چنانکه میفرماید:
﴿وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَۖ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ * وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا يَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ﴾ [الأنعام: ۴۸–۴۹]
ترجمه: ما پیامبران را جز مژدهدهنده و بیمدهنده نمیفرستیم. هرکه ایمان آورد و درستکار شد، نه بیمی بر اوست و نه اندوهگین میشود، و کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، بهسبب نافرمانیشان عذاب به آنان میرسد.
و نیز میفرماید:
﴿وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُنَا...﴾ [الأنعام: ۳]
ترجمه: پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند، ولی بر تکذیب و آزار صبر کردند تا اینکه یاری ما به آنان رسید...
از نمونههای دیگر تفکّر در این سوره، اشاره به آیات کونی است: آفرینش انسان، مرگ و زندگی، شب و روز، ستارگان و سایر شگفتیهای خلقت.
این همه نشانههای عظمت الله سبحانه وتعالی است. چگونه ممکن است کسی در برابر این نشانهها بیندیشد اما به خالق شان ایمان نیاورد؟ در این نیز درسی است که الله سبحانه وتعالی وقتی آسمان و زمین را با نظم دقیق اداره میکند، توان نابودکردن کافران سرکش را نیز دارد؛ همان کسانی که از ایمان رویگردان شده و از عبادت و تسلیمبودن در برابر پروردگارشان سر باز میزنند. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُكُمْ مَّا فَرَّطْنَا فِي الكِتَابِ مِن شَيْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ﴾ [الأنعام: ۳۸]
ترجمه: (يكی از دلائل قوی قدرت الله و حكمت و رحمتش اين است كه او همه چيز را آفريده است) و هيچ جنبندهای در زمين و هيچ پرندهای كه با دو بال خود پرواز میكند وجود ندارد مگر اين كه گروههائی همچون شمايند (و هر يك دارای خصائص و مميّزات و نظام حيات خاصّ خود میباشند). در كتاب (كائنات) هيچ چيز را فروگذار نكردهايم (و همهچيز را ضبط و به همه چيز پرداختهايم. بگذار تكذيبكنندگان هرچه میخواهند بكنند) پس (از گذشت اين چند روزه زندگی دنيوی) آنان (همراه همه گروهها و دستههای حيوانات موجود) در پيشگاه پروردگارشان جمعآورده میشوند (و به حساب و كتاب شان میرسيم).
و میفرماید:
﴿إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذَلِكُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ* فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَاناً ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ﴾ [الأنعام: 95-98]
ترجمه: اين الله است كه دانه و هسته را میشكافد(و گياه و درخت از آنها میروياند. اوست كه) زنده را از مرده، و مرده را از زنده بيرون میآورد (از قبيل آفريدن انسان از خاك، و توليد شير از حيوان). اين (چنين قادر توانائی) پروردگار شما است. پس چگونه (پس از اين بيان، از حق) منحرف میشويد؟ او است كه صبح ( سيمين را از شب قيرين ) پديدار ساخته است (تا زندگان برای كسب معاش به تلاش ايستند) و شب را مايه آرامش (و آسايش جسم و جان ،) و خورشيد و ماه را وسيله حساب (مردمان در امور روزمرّه عبادی و تجاری خود ) كرده است. اين (نظم بديع و نظام استوار) سنجش دقيق و تدبير محكّم (دادار متعالی است كه) چيره (بر جهان و) آگاه (از همه چيز آن) است. او آن كسی است كه ستارگان را برای شما آفريده است تا (در شبهای سفر) در تاريكیهای خشكی و دريا بدانها رهنمود شويد. ما آيات ( قرآنی و نشانههای جهانی خود) را برای كسانی بيان داشتهايم كه (معانی آيات قرآنی و نشانههای جهانی را) میدانند.
در نتیجه، این سوره روشن میسازد که این آیات و نشانهها برای عبرت، حجت و برهان آمدهاند؛ اما تنها برای کسانی که میفهمند و میاندیشند. این سوره همچنین به شیوهٔ مناظره با مشرکان و کافران اشاره میکند؛ با استفاده از عقل، استدلال فکری و روبهروکردن حق و باطل. نمونهٔ بزرگ آن در سیرهٔ ابراهیم علیه السلام است، آنگاه که به پدرش آزر گفت:
﴿أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً؟ إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ﴾ [الأنعام: ۷۴]
ترجمه: آیا بتها را معبودانی میگیری؟ من تو و قومت را در گمراهی آشکار میبینم.
در مناظره با قومش و اثبات اینکه پرستش معبودان شان از قبیل، سیارهها و ستارگان به جز الله سبحانه وتعالی گمراهی آشکاری بیش نبوده و تنها کسی که مستحق پرستش است تنها الله سبحانه وتعالی است؛ همان کسی که خالق جهانیان است، الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَن يَشَاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَفَلاَ تَتَذَكَّرُونَ﴾ [الأنعام: ۸۰]
ترجمه: آیا دربارهٔ الله با من مجادله میکنید درحالیکه او مرا هدایت کرده است؟ من از چیزی که شریک او میسازید، نمیترسم مگر آنچه پروردگارم بخواهد. پروردگارم دانشی فراگیر دارد، آیا متذکر نمیشوید؟
سورهٔ انعام با حمد و ستایش الله سبحانه وتعالی آغاز میشود و این حمد همراه با آیاتی از آفرینش و تدبیر الهی ذکر شده است تا روشن سازد که تنها الله سبحانه وتعالی شایستهٔ عبادت و سپاس است. اما کافران با وجود این آیات روشن، از حق رویگردان میشوند و برای الله شریکانی قائل میگردند. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَۖ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ )۱) هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضَىٰ أَجَلًاۖ وَأَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُۖ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ﴾ [الأنعام: ۱–۲]
ترجمه: ستایش برای الله است که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکیها و نور را پدید آورد، سپس کسانی که کفر ورزیدند برای پروردگارشان شریک میسازند. اوست که شما را از گل آفرید، سپس مدتی برای شما مقرّر کرد و مدتی تعیینشده نزد اوست؛ باز (با این وجود) شما شک میکنید.
این سوره با آیات عظیمی پایان مییابد که نشاندهندۀ قدرت، عظمت، رحمت و تدبیر الهی و نیز بیانکنندۀ سرنوشت مؤمنان و کافران است.
الله سبحانه وتعالی ربّ هر چیز و خالق هر چیز است. او انسان را در دنیا آفرید تا ابتلایش کند و مقرر ساخت که زندگی، مرگ، نماز، قربانی و تمام وجود انسان باید تنها برای الله سبحانه وتعالی باشد. بازگشت همهٔ انسانها بهسوی اوست و او نتایج اعمالشان را بر آنان آشکار خواهد کرد. الله سبحانه وتعالی انسان را در زمین خلیفه قرار داد و تمام ابزارها و امکانات لازم را برای درستکرداری او فراهم نمود: عقل، قدرت تفکر، اراده و فرستادن پیامبران برای هدایت و ارائهٔ حجت روشن تا خلافت انسان در زمین بر پایهٔ توحید و عبودیت استوار بماند و او تکلیفش را درست ادا کند و تنها پروردگارش را بپرستد و برایش شریک قرار ندهد. چنانکه میفرماید:
﴿قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (۱۶۱) قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (۱۶۲) لَا شَرِيكَ لَهُۥ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ (۱۶۳) قُلْ أَغَيْرَ اللَّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ(۱۶۴) وَهُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقَابِ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ﴾ [الأنعام: ۱۶۱–۱۶۵]
ترجمه: بگو البته پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است؛ دین استوار، آیین ابراهیم حنیف؛و او از مشرکان نبود. بگو نماز من، قربانی من، زندگی من و مرگ من برای الله، پروردگار جهانیان است؛ شریکی برای او نیست. چنین فرمان یافتهام و من نخستین مسلمانم. بگو آیا جز الله پروردگاری بجویم؟ درحالیکه او پروردگار هر چیز است. هیچکس جز به زیان خود مرتکب (گناهی) نمیشود و هیچباربرداری بار دیگری را نمیبرد. بازگشت شما بهسوی پروردگارتان است، سپس او شما را از آنچه در آن اختلاف داشتید، آگاه میسازد. او کسی است که شما را جانشینان زمین قرار داد و درجات بعضی از شما را بر بعضی دیگر بالا برد تا شما را در آنچه بخشیده بیازماید. بهراستی پروردگار تو زودکیفر است و درعینحال بسیار آمرزنده و مهربان است.
نویسنده: استاد ام آدم
مترجم: محمد مزمل



