
تاریخ هجری :5 ربیع الاول 1448
تاریخ میلادی : شنبه، 17 اکتبر 2026م
دفتر مطبوعاتی
مرکزی
﴿إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الأَبْصَارِ؛ بیگمان در این امر، برای صاحبان بصیرت عبرتی است﴾
(ترجمه)
رژیم حاکمِ ایران، نمونۀ روشنی از وضعیت رژیمهای حاکم در سرزمینهای اسلامی است؛ رژیمهایی که وابستگی به استعمارگر و خدمترسانی به آن، بیش از همه در سطح رهبری و صفوف نخستشان متمرکز است. اما دیگر بخشهای دولت و مراکز واقعی قدرت، مانند ارتش، نهادها و اهل حل و عقد، الزاماً همانند صفوف نخست نیستند؛ همان صفوفی که با استعمارگر پیوند دارند و وظیفۀ اصلیشان این است که سرزمینهای مسلمانان را همچنان زیر سلطۀ او نگهدارند یا به شکل دولتهایی کاملاً وابسته و مزدور، چنانکه در بیشتر سرزمینهای اسلامی دیده میشود، یا در قالب دولتی که در مدار استعمارگر میچرخد، مانند ایران پیش از جنگ.
ترامپ، رئیسجمهور امریکا گفته است که واشنگتن شاید در هدف قراردادن رهبران برجستۀ ایران در رویارویی اخیر بیش از حد پیش رفته باشد. او اعتراف کرد که این امر اکنون تشخیص طرفی را که صلاحیت مذاکره و تصمیمگیری در داخل ایران دارد، دشوار ساخته است.
ترامپ در یک گردهمایی انتخاباتی حزب جمهوریخواه در شهر یانگتاون ایالت اوهایو گفت که امریکا در هدف قراردادن رهبران ایران «شاید بیش از حد پیش رفته باشد» و بهتر بود در مراحل نخست تنش متوقف میشد. او افزود: «شاید بهتر بود بعضی از رهبران را باقی میگذاشتیم؛ چون اکنون نمیدانم با چه کسی باید مذاکره کنیم».
این چیزی است که ترامپ آشکارا بیان کرده است؛ اما آنچه ناگفته مانده، این است که او از کنارزدن رهبرانی پشیمان است که راضی بودند ایران همچنان در مدار امریکا بچرخد و در شام، عراق، افغانستان و خلیج به آن خدمت کند؛ در برابر آنکه امریکا نیز بخشی از منافع ایران را در نظر بگیرد.
ترامپ گمان میکرد پس از آنان، کسانی خواهند آمد که نهتنها چرخش در مدار امریکا، بلکه وابستگی کامل و سرسپردگی همهجانبۀ ایران به واشنگتن را خواهند پذیرفت. اما آنچه او انتظار نداشت، این بود که همان ضربۀ نخست -چنانکه خودش پیشتر ادعا کرده بود- بیشتر چهرههای صف اول، دوم و سوم را از میان ببرد و پس از آنان، رهبرانی سر برآورند که میکوشند از زیر عبای امریکا بیرون شوند و از چرخیدن در مدار آن رهایی یابند؛ در کنار شماری از رهبران پیشین که همچنان به ماندن در مدار امریکا خو گرفتهاند.
همین وضعیت، امریکا را در گردابی از سردرگمی و ناتوانی در یکسرهکردن امور به سود خود گرفتار ساخته است؛ آنگونه که آرزو داشت، اما تا امروز به آن دست نیافته است. در این ماجرا، برای تمام کسانی که برای تغییر فعالیت میکنند درسی نهفته است و برای آنان که نسبت به مراکز قدرت در سرزمینهای اسلامی امید خود را از دست دادهاند، روزنۀ امیدی گشوده میشود.
ما بارها گفتهایم که مصیبت امت، در درجه نخست، در همان صفوف اولی است که زمام امور حکومت و ارتش را در دست گرفتهاند. اما پشت سر این صفوف، خود امت ایستاده است؛ با تمام نیروهایش، با مخلصانش و با خیر فراوانی که هنوز در درون آن زنده است.
این افراد چیزی کم ندارند، جز اندکی شجاعت و جرأت؛ جرأتی برای آنکه نصرت خود را به حزبالتحریر بدهند؛ حزبی پیشگام که هرگز به مردم خود دروغ نگفته و توانایی آن را دارد که سرزمینهای مسلمانان را به سوی رهایی از سلطۀ استعمار و آزادی از چنگال آن رهبری کند تا امت بار دیگر امتی عزیز و باکرامت شود، جهان را رهبری کند و قدرتهای استکبار و ظلم را به زیر فرمان حق درآورد.
پس ای افسران و فرماندهان ارتشهای مسلمانان! به یاری و نصرت اسلام و مسلمانان بشتابید و خود، خانوادهها و سرزمینهایتان را از رژیمهای مزدور و وابسته و از حاکمان ننگ و ذلت رهایی بخشید!
دفتر مطبوعاتی مرکزی حزبالتحریر



