- نشر شده در ویدیوها
تقدیم: شیخ یوسف مخازره (ابو همام)
سرزمین مبارک (فلسطین)
جمعه، 14 ربیع الثانی 1440هـ.ق / 21 دیسامبر 2018م
تقدیم: شیخ یوسف مخازره (ابو همام)
سرزمین مبارک (فلسطین)
جمعه، 14 ربیع الثانی 1440هـ.ق / 21 دیسامبر 2018م
تقدیم: شیخ محمد عاید (ابو عبد الله)
جمعه، 14 ربیع الثانی 1440هـ.ق / 21 دیسامبر 2018م
تقدیم: شیخ ابو انس الحصری
دوشنبه، 19 ربیع الثانی 1440هـ.ق / 26 دیسامبر 2018م
(ترجمه)
در ماه نومبر و دسمبر 2018م مطالعات مهم انجام شده است که عقیدۀ مبنی بر پیشرفت حقوق زنان و تساوی زنان با مردان را تحت ارزش های دموکرات لیبرال، به چالش میکشد.
لورا جونز یک سری مطالعات خویش را تحت عنوان "چرا زنان از آنچه شما فکر میکنند، دارای قدرت کمتر هستند"، به مؤسسۀ جهانی رهبری زنان پیشکش نموده بود. وی طی این مطالعاتاش، قدرتیکه ادعاء میشود زنان دارا هستند، از لحاظ آنچه را که در واقع به آنان داده میشود، مورد سوال قرار داده است. نویسنده معتقد است که اگرچه امروزه در سراسر جهان نمونههای زیادی از سهمدهی زنان در بخشهای سیاسی و اجتماعی که معمولاً تحت ادارۀ مردان بوده، به نمایش گذاشته میشود، اما به طور واقعی سهمدهی و دادن قدرت به آنها در مقایسه به اینکه آنها به یک تغییر اساسی و واقعی برای خود و دیگر زنان جامعه دست نیافته اند؛ بسیار عددی و اندک میباشد. اینک مثالهاییکه توسط آنها قدرت و سهمدهی زنان را به نمایش میگذارند، قرار ذیل است:
_ کشور رواندا نیمی از کرسیهای کابینهاش را به زنان اختصاص داده است.
_ اخیراً در کشور اتیوپی یک کابینۀ متعادل جنسیتی تأسیس شده است.
_ در اسلوونی، قاضیان زن چهار برابر بیشتر نسبت به مردان مشغول به کار اند.
_ کشور نامیبیا در عرصۀ روزنامهنگاری مقام عالی را کسب نموده است؛ زیرا نیمی از پستهای خبری این کشور توسط زنان تهیه میشود.
_ نیمی از متخصصان فناوری اطلاعات در مالزیا زنان هستند.
_ در نیوزیلند از هر 10 محقق طبی 6 تن آن زن میباشد.
_ در عمان از هر 10 انجینیر 5 تن آن زنان هستند.
_ در فرانسه از هر 10 قاضی بیش از 6 تن آن زن میباشد .
_ در لیتوانیا و رومانیا از هر 10 قاضی 7 تن آن زن میباشد.
نویسنده با درنظرداشت تمام این دستآوردهای ظاهری زنان، تصریح میکند که: «آنچه تظاهر میکنند و توقع میرود، حقوق زنان مراعات نمیشود، مخصوصاً در قسمت مساوات بین مرد و زن؛ طور مثال: زنانیکه عین وظیفۀ مردان را اجراء میکنند، دستمزد کمتری را نسبت به مردان دریافت میکنند.» بلی، این واقعیت وجود دارد؛ حتی اگر زنان عین شرایط و تجربۀ مردان را دارا باشند، دستمزد کمتری را دریافت میکنند. مثالهای فوق نمونۀ از تجربیات زنان میباشد. اینک پستهای عالی رهبری را که زنان در جهان اسلام کسب نموده اند، بیان مینمایم.
1. بینظیر بوتو: بوتو یازدهمین نخستوزیر پاکستان و اولین زن مسلمان در تاریخ جهان اسلام است که به مقام نخست وزیری در یک کشور اسلامی رسید. وی طی دو دوره از سال 1988م تا 1990 و از 1993م تا 1996م نخست وزیر پاکستان بود.
2. مگاواتی سوکارنوپوتری: سوکارنوپوتری از سال 2001م تا سال2004م رئیس جمهور اندونزیا بود.
3. شیخ حسنیه: وی طی دو دوره از سال 1996م تا سال 2001م و سپس از سال 2009م تا کنون نخست وزیر بنگلادش میباشد.
4. خالده ضیا: وی اولین نخست وزیر زن در تاریخ بنگلهدیش و دومین زن پس از بینظیر بوتو در تاریخ جهان اسلام بود که یک دولت دموکراتیک را رهبری میکرد. وی طی دو دوره از سال 1991م تا سال 1996م و بعداً از سال 2001م تا سال 2006م نخستوزیر بنگلادش بود.
5. عاطفه یحیی آغا: رئیس جمهور منتخب کوزوو، وی نخستین و جوانترین رئیس جمهور زن در بالکان مدرن میباشد.
6. تانسو چیلر اولین و تنها نخستوزیر زن در ترکیه از سال 1993م تا 1996م ایفای وظیفه نموده است.
7. مامه مادیور بویه: وی نخستوزیر سنگال از سال 2001م تا 2002م بود.
8. امیناتا توره: وی پس از بویه مقام نخست وزیری سنگال را از سال 2013م تا 2014م بهدست گرفت.
9. سیسی مریم کیداما سیدیبه: وی پروفیسور و سیاستمدار کشور مالی که از سال 2011م تا سال 2012م سمت نخست وزیری کشورش را بدست گرفت.
10. امینه غریب فکیم: رئیس جمهور و فرماندۀ کل قوا در موریس.
در همۀ این انتصابها، هیچ تغییر اساسی در وضعیت اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و حقوقی زنان در کشورهای مربوطه مشاهده نشده است. در حقیقت تمام شواهد بیانگر کاهش چشمگیر امنیت و حقوق زنان میباشد. این واقعیت را نمیتوان به عنوان یک تصادف ساده یا نتیجۀ تطبیق قوانین اسلامی، که جنبشهای اجتماعی زنان را محدود میکند، رد کرد؛ زیرا همۀ آنها تحت ساختارهای دموکراتیک لیبرال، که قوانین سیکولر را بجای قوانین شرعی پیشکش میکند، قرار دارد.
حقیقت این است که این زنان همه تحت نظام سرمایهداری که تنها از منافع و ارزشهای تعداد محدودی حفاظت میکند، کار و فعالیت میکنند و همچنان نظام سرمایهداری از این زنان منحیث بازیچه برای اجرای برنامههای خود در کشورهای مستعمرۀ خویش استفاده میکند. هیچکدام از این زنان به قوانین اسلامی که منافع هر فرد را تأمین میکند، پایبند نمیباشند؛ سپس با پشتکردن قوانین الهی؛ غلام و خدمتگذار قوانین منحط و دستساختۀ بشر میشوند.
یکی دیگر از مطالعاتیکه ثابت نموده قوانین سیکولر لیبرال حقوق زنان را زیر پا میکند؛ طی گزارش از خبرگزاری بی بی سی که در ماه دسمبر 2018م تحت عنوان " اقلیتهای قومی تحصیلکرده در مقایسه با همکاران سفیدپوست خود دستمزد کمتری دریافت میکنند"، نشر شده است. این مطالعات پس از آن انجام شد که زنان اقلیتهای قومی اظهار نمودند که آنها دستمزد کمتری را نسبت به همکاران سفیدپوست خود دریافت میکنند. همینطور یک زن سیاه پوست بیان نمود که: «این حالت سبب شده که احساس افسردگی و بیارزشی نمایم... احساس میکنم مانند هرکس دیگری در حال اجرای مسابقۀ دوش هستم؛ اما تنها مانع سد راه من وجود دارد؛ بناً این مسابقه عادلانه نیست.»
بلی، این حالت میلیونها زن در پیشرفتهترین کشورهای دموکراتیک در عصر مدرن است که چنین احساس میکنند! لذ این گزارش میزان حقوق کارکنان را به شرح ذیل نشان میدهد: 52 هزار پوند دستمزد کارکنان تحصیلکردۀ سفیدپوست، 38 هزار پوند دستمزد کارکنان تحصیلکردۀ سیاهپوست و 37 هزار پوند دستمزد کارکنان عرب نژاد میباشد. لذا این بدان معنیست که افراد تحصیلکردۀ سیاهپوست و عربنژاد در مقایسه به همکاران سفیدپوستشان در دانشگاههای مشهور انگلیس به میزان 26 درصد حقوق کمتری را دریافت میکنند.
حتی زنان تحصیلکرده وضعیتشان از مردان نیز بدتر است؛ چراکه آنها نه تنها در معرض تبعیض قومیتی قرار دارند؛ بلکه در معرض تبعیض جنسیتی نیز قرار دارند. نژادپرستی و قومگرای جزء نظام سرمایهداری میباشد؛ اما اغلباً در فرمهای درخواستی مدعی فرصتهای برابر برای اقلیتهای قومی و زنان هستند، ولی در حقیقت بخاطر سود بیشتر شرکتهای سرمایهداری خویش خلاف آنچه ادعاء میکنند، عمل مینمایند. زنان نیز بخاطر مسئولیتهای شغلی خویش ازدواج نمیکنند و به نفع شرکتهای تجارتی کار میکنند. در جنبش کنونی #MeTooیا "من هم" که بهمنظور شکستن سکوت زنان در مورد آزار و اذیت جنسی که در طول زندگیشان تجربه نموده اند؛ شاهد هستیم که ثروت، تحصیلات و قدرت سیاسی زنان، امنیتشان را در محل کار و یا خانههای شخصی آنها تأمین نکرده است. بنابر این، زنان همواره مورد آزار و اذیت روحی و جسمی تحت ارزشهای لیبرال قرار میگیرند؛ زیرا مردان تحت این نظام فاسد به فکر لذت بردن از آزادیهای شخصی خویش بوده و از زنان منحیث کالا استفاده مینمایند.
راهحل واقعی برای پیشرفت زنان، شناخت آزادیهای دروغین ارزشهای لیبرال دموکراتیکه برای فریب افراد مخصوصاً زنان استفاده میشود، میباشد؛ زیرا این آزادیهای دروغین با تلقین کردن زنان به اینکه دارای قدرت و تحرک سیاسی اند، آنها را فریب میدهد؛ در حالیکه این ارزشها تنها بخاطر به دام انداختن زنان در چرخهییکه هیچگاه به حقوق واقعی خویش دست نمییابند، میباشد. همچنان از اسلام به عنوان یک سلاح برای دفاع استفاده میکنند؛ طوریکه به آنها تلقین میکنند که: «حتی اگر مشکلی وجود داشته باشد، حداقل به مثابۀ زنان مسلمان از مشکلات بیشتر رنج نمیبرید.»
بنابر این، وقت آن رسیده که زنان بیدار شده و حقیقت را دریابند؛ زیرا با وجود پیشرفتهای اندکشان، آنها به مقام واقعی خویش که عبارت از عزت و احترامیکه الله سبحانه وتعالی برایشان اعطاء نموده است، نرسیده اند. زیر چتر دولت اسلامی لازم نیست تا زنان رئیس دولت باشند تا مورد احترام بیشتری قرار گیرند. همچنان آنها اجازه ندارند تا منحیث ابزار در تبلیغات ظاهر شوند، مجبور نیستند که بخاطر کار و وظیفه ازدواج ننمایند و همینطور مجبور به رنجکشیدن ناشی از آرزوی زیبائی دروغین تبلیغاتیکه بخاطر فروش محصولات براه انداخته میشود، نیستند.
در زمان خلافت اسلامی قدیمیترین دانشگاه جهان "القرویین" توسط یک زن مسلمان بنام فاطمه بنت محمد الفهری القریشی در مراکش تأسیس شد؛ در حالیکه در آنزمان کدام جنبش از زنان همانند هر ملتی دیگری بخاطر تأمین حقوقشان وجود نداشت؛ بلکه صدها سال قبل، پیش از اینکه زنان مدرن امروزی تحت قوانین لیبرال دموکرات به آن دستیابند، زنان مسلمان مشارکت سیاسی و استقلال اقتصادی داشتند؛ زیرا الله سبحانه وتعالی به وسیلۀ قوانین ناب اسلامی خویش از عزت و کرامت زن بدون هرنوع دخالت سیاسی و تجارتی انسانها محافظت و مراقبت میکند.
﴿إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ﴾
[حجرات: 13]
ترجمه: گرامیترین شما نزد الله سبحانه وتعالی با تقویترین شماست.
﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ﴾
[نحل: 97]
ترجمه: هرکس کار شایستهای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده میداریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که انجام میدادند، خواهیم داد.
بلی، این حکام خائن و منحط سرزمینهای اسلامی اند که خلاف فرمودۀ الله سبحانه وتعالی عمل مینمایند؛ زیرا آنها در خدمت کشورهای غربی بوده که این کشورها از سرزمینهای اسلامی برای پیشبرد برنامههای فاسد نظام سرمایهداری خویش استفاده میکنند. بناءً تنها با بازگشت یک حاکم صادق مسلمان یعنی خلیفۀ که همانند رسول اللهﷺ عمل کند؛ میتوان زنان را از زیر هرگونه ظلم و ستم نجات داد.
تا کنون نقد وبررسی لورا جونز در مورد وضعیت زنان تحت این نظام فاسد مطابق به واقعیت میباشد؛ چنانچه وی مینویسد: «...میدانیم که موجودیت تعداد بیشتر زنان برجسته به شکل نمادین بیانگر قدرت آنها میباشد، اما برای همگی بسیار واضح و روشن است که این عملکرد زنان تغییرات بسیار اندک را ببار آورده است.»
نویسنده: عمرانه محمد
عضو دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
خبر:
اعضای کنست یا پارلمان دولت یهود روز پنج شنبه قانون جنجالی و بحثبرانگیزیکه بطور رسمی اسرائیل را به عنوان دولت یهود معرفی کرد، تصویب نمودند. تصویب این لایحه در دور دوم و سوم جلسۀ اعضای عمومی مجلس با 62 رأی موافق در مقابل 55 رأی مخالف و دو رأی ممتنع به همراه بود. این قانون برای اولین بار اسرائیل را "وطن ملی یهودیان" نامید. این قانون جزء قوانین اساسی شده که مانند قوانین اساسی، هدایتگر نظام حقوقی اسرائیل بوده که تغییر آن دشوارتر از قوانین معمول میباشد. (منبع: تایمز اسرائیل)
بنیامین نتانیاهو برای دفاع از تصویب این قانون گفت: «تصویب این قانون نقطۀ عطفی در تاریخ صهونیزم و تاریخ دولت اسرائیل میباشد.» همچنان وی بعد از تصویب این لایحه اعلام نمود: «اسرائیل دولت ملی یهودیان بوده و تنها یهودیان حق تعیین سرنوشت اسرائیل را دارند.» همچنان این قانون اساسی جدید، توسعۀ جوامع یهودی را ترویج میدهد و احتمالاً از کسانیکه به دنبال غصب اراضی فلسطینیان هستند، حمایت میکند. (منبع: nytimes)
تبصره:
تصویب قانون اساسی جدید توسط یهودیان غارتگر و جنایتکار، قدرت بیشتری را برای سیاستهای جنایی علیه مردم مظلوم فلسطین و سرزمین آنها میدهد. از طرفی حکام سرزمینهای اسلامی همجوار در صدد پیشیگرفتن از یک دیگر برای عادی جلوه دادن روابط خویش با یهودیان جنایتکار و ترویج به اصطلاح "طرحهای صلح" همراه با نهادهای غارتگرانۀشان، مانند کنست، که در رأس آن نتانیاهو قرار داشته و وی با بسیار پر رویی و بیشرمی حمایت و حفاظت خویش را از تمام یهودیان در سرزمین مقدس فلسطین اعلام کرده است. این قطعاً بر مردم فلسطین ساکن اراضی اشغالی سالهای 1948 و 1967م تأثیر منفی خواهد داشت و باعث پایمال شدن حقشان میشود؛ چون این قانون اساسی جدید برپایۀ نژادپرستی و قوانین آپارتاید استوار میباشد و آن عده فلسطینیهای مظلوم را که در زمان غصب سرزمینشان آن جا را رها نکرده بودند و در مقابل یهودیان از خود مقاومت نشان داده بودند، امروزه آنها رابه زور از خانههایشان بیرون میکنند. اکنون نهادهای یهودی روشها و ایدههای نژادپرستانه و خشونتآمیز خویش را با زیر پا کردن ادعای دروغینشان، که عبارت از عدالتخواهی و بشردوستی بود، رسماً آشکار نموده و خود را نژاد برتر دانسته و به مردم فلسطین و مقدساتشان با بسیار بیرحمی حمله میکنند.
همچنان این قانون اساسی جدید به گسترش غیرقانونی شهرکهای یهودی در کرانۀ باختری اجازه میدهد که همانند گذشته به غصب زمینهای مردم فلسطین بپردازند. بناءً مردم مظلوم فلسطین بدون عدالت و حفاظت میباشند؛ چون حکام دستنشاندۀ سرزمینهای اسلامی ارتش پرقدرت خویش را برای آزادی فلسطین از چنگال اشغالگران آماده نمیسازند و با حیرت از حکومت بیشرمانۀ فلسطین، که در مقابل عمل قبیح یهودیان به نشانۀ اعتراض صدای خویش را نکشید، خاموشانه منتظر پیامدهای ناگوار بر مردم مظلوم فلسطین نشستند.
با اجازه دادن نتانیاهو به ارتکاب و تشدید جرایم یهودیان علیه مردم فلسطین تحت نام "دولت-ملت قوم یهود" که باعث مشروعیت جرایم آنها میشود، گمان میرفت که این حالت زنگ خطری برای ارتش سرزمینهای اسلامی باشد که از خواب غفلت بیدار شوند؛ اما متأسفانه نبود! چگونه آنها میتوانند در مقابل این همه تشدید ظلم و بیعدالتی علیه این مردم ستم دیده، آرام بمانند؛ از حملات و تحریمها علیه غزه گرفته تا تیراندازی بسوی مردم بیگناه؟ به آتش کشیدن درختان زیتون و خانههایشان و دستگیری و شکنجههای غیرقانونی کودکان و زنان! آیا این همه ظلم و بیعدالتی علیه مردم مظلوم فلسطین بس نیست تا ارتش سرزمینهای اسلامی بپا خیزند؟!
نویسنده: مانال بدر
برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
عصر روز یکشنه ۱۶ دسمبر ۲۰۱۸ م، عمر البشیر رئیسجمهوریِ سودان دیداری غافلگیر کنندهای از پایتخت سوریه، دمشق، بهانجام رساند که در جریان دیدارش با بشار الاسد، رئیسجمهور این کشور، که به استقبالاش به میدان هوایی آمده بود، گفتوگو انجام داد. این دیدار از قبل اعلام نشده و قسمیکه منابع دیپلوماتیک در "سودان تریبیون" تأیید کردند، تمام تنظیمات این سفر کاملاً سِری و با طیارۀ روسی انجام شده است. از زمان ظهور انقلاب سال ۲۰۱۱م در سوریه، بشیر اولین رئیسجمهوریِ عرب است که از این کشور بازدید میکند.
در خصوص این واقعۀ عجیب، ما در حزبالتحریر-ولایهی سودان حقایق زیر را روشن میسازیم:
اولاً: تمام جهان از قتل عامهای وحشیانهایکه توسط بشار اسد جنایتکار علیه مردماش انجام شده است، شنیده اند؛ قتل عامهاییکه با استفاده از انفجار در بازارها و مکاتب انجام شده، استفاده از راکتها، همچنان سلاحهای کیمیاوی که باعث مرگ کودکان و افراد مسن شده است. از جنایات و اشکال وقیح شکنجههاییکه در زندانها و مراکز بازداشت انجام شده است و جابهجاییِ شهرهاییکه به منظور ازبینبردن بیعدالتی و تقاضا برای ایجاد عدالت و امنیت را که فقط با تأسیس نظام اسلام میتواند انجام شود، برخواسته بودند، از یاد نمیبریم.
ثانیاً: اقدام البشیر، نشان میدهد که تمام حکام عرب-باوجود جنایاتشان- از گرفتن چنین تصمیمی برای شکستن انزوای رژیم جنایتکار اسد، خجالتزده اند؛ اما تاریخ این شرم و رسوایی را و آنهاییکه این عمل را مرتکب شدهاند تا روز قیامت به یاد خواهد داشت.
ثالثاً: این واضح است که این دیدار در تطابق با هدایت امریکا برای شکستن انزوای رژیم سوریه انجام شده است. مزدور کهنهکار امریکا در این دیدار، که این فقط یک دیدار نبود؛ بل وظایفی در آن موجود بود که برای دیگران مقرر شده است. بیبیسی روز یکشنبه ۱۶ دسمبر ۲۰۱۸م، روز دیدار بشیر از سوریه، گزارشی منتشر کرد که: «مولود چاووش اوغلو وزیر خارجهی ترکیه تمایل ترکیه را برای کار با بشارالاسد رئیسجمهوریِ سوریه، در صورت برندهشدن او در انتخابات دموکراتیک آشکار ساخت.» روزنامهی القدس العربیه در ۱۹ دسمبر ۲۰۱۸م به نقل از روزنامهی بریتانیاییِ استقلال، گزارش داد که: «این الزامآور است که دونالد ترامپ، رئیس دولت امریکا تنها کسیست که دیدار بشیر را تعیین کرده است؛ اما تلاش ترامپ برای اعادهی اعتبار به اسد یک جنگ باختهشده خواهد بود.»
در فرجام میگوییم: امت در یک وضعیت اسفبار به سر میبرد؛ چون اصلاً دولتی وجود ندارد تا از مسلمانان ضعیف و مظلوم دفاع کند. اگر مسلمانان یک خلیفه میداشتند، چنانکه پیامبر صلیالله علیه وسلم یهودیانِ بنی قینقاع را به دلیل کشتن یک مسلمان از شهر خارج کرد و یا هم المعتصم که یک اردوی کامل را برای آزادی یک زن فرستاد، بنابر این، خلیفهی مسلمانان تنها کسی است که از ضعیفان حمایت میکند؛ نه از آن حکامیکه دین خود را فروخته و سرزمینهای خود را به کفار استعمارگر تسلیم داده اند. بالاتر از همه، خلیفه قانون الله سبحانهوتعالی را اجراء کرده و دست استعمارگران را قطع خواهد کرد. فلهذا، بر امت لازم است تا برای ازبینبردن ذلتیکه بر او تحمیل شده، با فرزنداناش در حزبالتحریر برای تأسیس رهبریِ اسلام با پیادهسازیِ خلافت راشده بر منهج نبوت، که وعدهی الله سبحانه وتعالی و بشارت پیامبرش ﷺ میباشد، کار و فعالیت نماید. رسول الله ﷺ میفرماید:
«ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»
ترجمه: و بعداً خلافت بر منهج نبوت خواهد آمد.
ابراهیم عثمان(ابوخلیل)
سخنگوی رسمیِ حزبالتحریر-ولایه سودان
(ترجمه)
در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، الماسبیک آتامبایف رئیس جمهور قبلی قرغیزستان، سورنبای جینبکف را به نیابت از حزب سوسیال دموکرات نامزد انتخابات معرفی کرد. جینبکف دوست نزدیک آتامبایف بود که او تقربیاً یک سال منحیث نخست وزیر تا هنگامیکه وی رئیس جمهور شد، ایفایی وظیفه میکرد. با این حال، پس از اینکه "جینبکف به عنوان رئیس جمهور معرفی شد، سیاستهای خود را دنبال کرده و از پدیدۀ خودکشی به نحوی جلوگیری کرد؛ طوریکه او این پدیده را همکاریهای غیررسمی رئیس جمهوری قبلی تلقی کرد که در نتیجه، تنشها میان این دو فزونی یافت. رهبری قبلی رئیس جمهور پیشین، ناگزیر شد که یکی از این دو سیاستمدار را انتخاب کند و به این ترتیب، درز جدایی در حکومت ایجاد شد. در ماه اپریل، آتامبایف بازگشت خود را در صحنۀ سیاست اعلام کرد و به حیث رئیس حزب سوسیال دموکرات انتخاب شد؛ از آن به بعد حزب به دو بخش تقسیم شد و تا اکنون متحد نشده است.
رئیس جمهور جینبکف از قدرت ریاست جمهوری خود برای عزل اکثریت مقامات آتامبایف استفاده نموده و برخی از آنان را دستگیر کرده است. تا اکنون، او تعداد کثیری از فساد عمدهی که در طول کاری نخست وزیر ساپر اساکوف رخ داده بود، رونمایی کرد و بعداً او را دستگیر نمود. سپس در مسکو، اکرامجان الیمیانوف که منحیث راننده در زمان ریاست جمهوری آتامبایف بود و به یک پست رهبری در دفتر ریاستجمهوری آتامبایف ارتقا کرده بود، دستگیر شده و سپس به قرغیزستان منتقل گردید.
در سپتمبر سال جاری، لایحهای برای از بین بردن مصونیت حقوقی رئیس جمهور پیشین کشور تصویب و مورد استفاده قانونی قرار گرفت و از اینکه این همه اقدامات علیه آتامبایف انجام شد، آتامبایف مجبور به عقبنشینی شد. در نومبر ماه گذشته، آتامبایف در یک مصاحبهی خصوصی کانال "تلویزیونی اپریل" گفت: «من شدیداً مخالف مقامات دولت فعلی هستم.»
بر این اساس، رئیس جمهور جینبکف، نخست وزیران سابق قرغیزستان را به میز مذاکره دعوت نموده و آنها را تشویق کرد تا کشمکشهای جاری را ارزیابی و در سیاست کشور نقش فعال خود را بازی کنند.
به این ترتیب، رئیس جمهور جینبکف متوجه میشود که طی یک سال، او نتوانسته یک گروه رهبری را با برادران و بستگان خود تشکیل دهد؛ بنابر این، تصمیم خود را برای متحد شدن با نخبگان اعلام کرد تا قدرت خود را از طریق آنها تقویت کند. کنگرۀ قورولتای، که در ۲۴ نومبر اعلام شد، اعضای آن منافع حکمرانان در قدرت را نسبت به اپوزیسیون ترجع داده و با حکومت همکار شدند. نخبگان خود را به عنوان یک اپوزیسیون سودمند جلوه داده اند؛ اما در واقع نفوذ و چنگال وحشیانهی خود را بالای رئیس جمهور نشان دادند.
از سوی دیگر، کنگرۀ مردمی یا همان کنگرۀ قورولتای عملکرد رئیس جمهور فعلی را به مدت یک سال رضایتبخش ارزیابی کرد؛ اما تمام فعالیتهای رئیس جمهور قبلی را نامطلوب و غیرقابل قبول تلقی کرد. برای اینکه ثابت شود که نخبگان واقعاً مفید هستند، یک دورۀ آزمایشی را برای رئیس جمهور فعلی جینبکف تا اپریل ۲۰۱۹م اعلام کردند. در طی این زمان، رئیس جمهور باید میکانیزمی برای حل مشکلات سیاسی، اقتصادی و مالی کشور ایجاد کند. حمکرانان همچنان باید اطمینان حاصل کنند که دارایهای شخصی آنها در کشور به دور از بازجوئی میباشد.
به عبارت دیگر، حقیقت امر اینست که حمکرانان و نخبگان، ریشهی از بقایای اتحاد جماهیر شوروی هستند که با غارت ثروت و منابع کشورها پولدار شده اند. آتامبایف در سخنان خود تلاش کرد تا ثابت کند که تمام داراییهای افشاء شدهی خود را به صورت قانونی از طریق شرکتهای خصوصی که میلیاردها دالر ارزش دارند، به دست آورده است. طوری به نظر میسد که روند پاکسازی مقامات پس از آشکار شدن خشونتهای آشکار اقتصادییکه مرتکب شدند، از مقامات سیاسی قبلی آغاز خواهد شد و در نتیجه برداشتن لایحه مصونیت از رئیس جمهور قبلی، هدف اصلی حکومت تیم آتامبایف میباشد.
به طور خلاصه، حکمرانان سیاسی کشور، خود را مدافع منافع مردم نشان میدهند. آنها تلاش میکنند تا تواناییهای خود را در جامعه به واسطهی ایجاد اعتماد برای رئیس جمهور کنونی میان مردم تقویت کنند.
بناءً نه رئیس جمهوری کنونی و نه هم رئیس جمهور آینده وضعیت مردم و کشور را بهبود بخشیده میتواند؛ زیرا سیاست این کشور توسط رئیس جمهور اداره نمیشود؛ بلکه از سوی جمع کثیر نخبگان و نمایندهگان غرب اداره میشود؛ باوجود اینکه نخبگان حکومتی خودشان از رئیس جمهور حمایت میکنند تا از منافعشان دفاع کند.
اینست ماهیت نظام سیکولری سرمایهداری و دولت، همیشه برای گروه رهبریت(کپیتلستها) جز ابراز خدمتگذار چیزی دیگر نخواهد بود و باوجودیکه دولت با فساد و دیگر جرایم مبارزه میکند، هرگز در تضاد با منافع گروه رهبریت قرار نخواهد گرفت؛ اما اگر چنین امری اتفاق نیفتید؛ گروه رهبری سعی میکنند و اگر امکان بود، با کمک مردم رئیس جمهور یا مقامات را یکی پی دیگر از صحنه برطرف خواهند کرد. بنابر این، هر رئیس جمهور بخاطر معامله با این گروه فاسد، مسئول فعالیت با ایشان و خدمتگذاری به ایشان میباشد.
فلهذا، اصلاحات در قرغیزستان توسط عزل رؤسای جمهور مختلف هرگز بهدست آمده نمیتواند، مگر با یک تغییر بنیادی این رژیم. به این معنی که نظام جهانی کفر به اصطلاح ایدیولوژی کپیتلزم، باید کاملاً از ریشه محو شود. قرغیزستان یکی از کشورهای ضعیف در سیاستهای بینالمللی و یک کشور استعمارییکه سیاستهای غربی را تحت امر نظام جهانی کفر و با استندردهایش تطبیق میکند، محسوب میشود. هیچ یک از ما پیروز نخواهیم شد؛ مگر به جز سعی بخاطر ایدیولوژی اسلام و یگانه اردوییکه انقلاب سیاسی داخلی را در کشور ما ایجاد میکند. به همین ملحوظ، لازم است که ایدیولوژی اسلام را بدیل ایدیولوژی کفر تأسیس کنیم.
فلهذا، واضع ساختن این امر به عموم جامعه مهم است که بدانند ما قادر به پر نمودن هر خلایی با حاکمیت نظام اسلام هستیم؛ در غیر آن صورت، امت توانایی اسلام را در انهدام نظام کفر درک نخواهد کرد و به همین ملحوظ، به قدرت سیاسی نظام اسلام اعتماد نخواهد داشت. با توجه با اینکه امت نیروی بنیادی در به وجود آمدن تحول است، عقیدهی امت قطعاً کلید پیروزی و نیروی فکری و تصمیمگیری آنان محسوب میشود.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-قرغیزستان
از حضرت انس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:
«لَقَدْ أُخِفْتُ فِي اللهِ وَمَا يُخَافُ أَحَدٌ، وَلَقَدْ أُوذِيتُ فِي اللهِ وَمَا يُؤْذَى أَحَدٌ، وَلَقَدْ أَتَتْ عَلَيَّ ثَلاَثُونَ مِنْ بَيْنِ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ وَمَا لِي وَلِبِلاَلٍ طَعَامٌ يَأْكُلُهُ ذُو كَبِدٍ إِلاَّ شَيْءٌ يُوَارِيهِ إِبْطُ بِلاَلٍ»
(رواه ترمذی وقال هذا حدیث حسن صحیح)
ترجمه: در راه الله سبحانه وتعالی چنان اذیت و تهدید را [از طرف دشمنان اسلام] متحمل شدم که مثل من کسی دیگری نشده بود، در حالیکه سی شبانه روز برمن گذشت، برای من و بلال چیزی نبود که آن را زنده جانی بخورد؛ مگر به همان اندازه طعامیکه در زیر بغل بلال موجود بود.
شرح حدیث:
وقتی امالمؤمنین خدیجه بنت خویلد رضی الله عنها حمل رسالت جدید رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای قومش دید که او خسته و مانده میشود و در حمل دعوت چیزهایی را متحمل میشود، مهربانانه برایش گفت: ای پسر کاکا! کمی استراحت کن. رسول الله صلی الله علیه وسلم در جوابشان فرمودند: ای خدیجه! بعد از امروز راحتی ای وجود ندارد.
بنابر این، برای مسلمانان وقت آن فرا رسیده است که جهت تحقق هدف بزرگشان شب و روز تلاش به خرچ دهند، آن هدف بزرگ، اقامۀ خلافت راشدۀ ثانیه است که آن به حکم الله سبحانه وتعالی نزدیک است. بدانید که کفار به خاطر اسلام با شما دشمنی میکنند و امت اسلامی را انواع اذیت و شکنجه مینمایند، آیا شما از زندانهای ازبکستان و شکنجه و تعذیب زنان و کودکان در غزه با خبر هستید؟ کفار صدای خلافت را توسط حکام دروغگو و جاسوس خاموش میکنند...
بلی، وقت آن رسیده که ما برای نفسهای خود همان چیز را بگوئیم که رسول الله صلی الله علیه وسلم بعد از نزول وحی در حالیکه ثقل امانت وحی را احساس میکرد گفت: «ای خدیجه! بعد از امروز راحتی وجود ندارد.»
ما در سعی و تلاش خود از کفار و مزدوران آن بهتریم. ایشان در صف باطل قرار داشته و ما در صف حق. آنها اهل کفر، فسق و نفاق هستند و ما اهل تقوی، عزت و شرافت. ایشان بندۀ دنیا بوده و ما اسپ سواران خلافت آینده به اذن الله سبحانه وتعالی. آنها تاجرین بدیها، جانها، خونها و شرف مردم هستند؛ اما ما چنین تاجرانی هستیم که هرگز درکار ما تاوان و نقصی وجود ندارد. ما با کسی تجارت میکنیم که حکمروائی آسمان و زمین به دست بلاکیف او قرار دارد، پس زود است که رب کریم و مهربان ما، ما را به کامیابی دنیا و آخرت نایل گرداند.
دونالد ترامپ به تاریخ ۲۴ دسمبر ۲۰۱۸م در حساب تویترش نوشت: «عربستان سعودی به تأمین بودجۀ لازم بخاطر کمک به بازسازی سوریه به عوض امریکا، موافقت کرده است.» وی افزود: «دیدید؟ آیا بهتر نیست که کشورهای خیلی ثروتمند در بازسازی همسایگان خودشان بجای آنکه کشوری بزرگ(امریکا) که ۵۰۰۰ میل دورتر از منطقه قرار دارد، مساعدت نمایند. تشکر عربستان.»
ترامپ در گذشته در یک تویتاش گفته بود: «دوست ندارم ببینم که کشورهای همپیمان زیادی از دوستیشان با امریکا از طریق حمایت نظامی و تجاری سوءاستفاده کنند. ما اساساً ارتشهای کشورهای ثروتمند زیادی را در سراسر جهان حمایت و تمویل میکنیم؛ در حالیکه این کشورها استفادۀ کامل از امریکا و مالیات دهندگان ما میکنند.»
عربستان سعودی این پولها را بخاطر تمویل پروژههای امریکا در سوریه از طریق پرداخت مصارف ارتش امریکا و نیروهای دموکراتیک سوریه و گروههای جداییطلب مردمی کُرد حامی امریکا، میپردازد. در واقع حکومت سعودی در راه شیطان انفاق میکند؛ نه در راه الله و همچنان در راه امریکا مبارزه میکند؛ نه در راه الله. معلومدار است که این اموال متعلق به مسلمین هستند؛ نه حکام آل سعود؛ کسانیکه این اموال را مانند حکومت غصب کرده اند و آنها را برباد داده و در راه لذتها و هوسهای زودگذرشان بیهوده به مصرف میرسانند؛ این اموال را تقدیم امریکا نموده و مسلمانان را از آن محروم میکنند.
ذبیح الله رضوان
(ترجمه)
یکی از نشانههای نظام ناکام وسربههوا ایناست که بحرانهای متعددی در آن پیدا میشود؛ نمونۀ اخیر آن شکست مفتضحانۀ این نظام در مورد شهریههای معارف خصوصی بود. دادگاه عالی بهتاریخ 13 دسمبر 2018م بهکاهش 20درصدی شهریۀ تعیین شده بالای مکاتب عالی خصوصی حکم داده و بهآنهادستور داد تا نیمی از مبالغی را که از محصلین در تعطیلات تابستانی گرفته بودند، پس دهند. با اینحال، بدون شک نظام در حل مشکلات معارف ناکام است؛ زیرا بهجای حل ریشهای آن به شاخهها چسپیده است! در واقعیت، ریشۀ مشکل؛ نه مکاتب خصوصی و نه هم شهریۀ آنها؛ بلکه ریشۀ مشکل، نبودن معارف باکیفیت دولتی است که بهاندازۀ کافی توسط یک اقتصاد قوی تمویل شود.
معارف دولتی در سایۀ نظام فعلی در یک حالت رقتانگیز با معلمانی با آموزش ناکافی، وسایل ناکافی و استندردهای ضعیف میباشد. این امر، والدین را مجبور کرده تا کمر خود را بیش از این خم کرده و اطفالشان را بهمکاتب خصوصی بفرستند، جاییکه اکثراً بهتر از دولتی هم نیست. دموکراسی بهحدی در تأمین تحصیلات دولتی ناکام مانده که اکنون 54000 مکتب خصوصی تنها در پرجمیعتترین ایالت پاکستان؛ یعنی پنجاب وجود دارد. این مکاتب خصوصی تجارتهای اند، در زمانیکه همه تجارتهای دیگر بهخاطر افزایش مالیات و تورم ضرر میکنند، بهدنبال فایده اند. بههمینخاطر، صاحبان مکاتب خصوصی هم بهدنبال سرمایهگذاری در جاهای دیگری اند تا از معاشات و خدمات بکاهند. رسولالله صلیالله و علیهوسلم فرمودهاند:
«كُلُّكُمْ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ، وَالإِمَامُ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِه»
(رواه بخاری)
ترجمه: هرکدام از شما دربارۀ رعیت خود مسئول هستید و امام رعیت و مسئول رعیت خود است.
برخلاف دموکراسی، خلافت برمنهج نبوت از هرگونه ناکامی که باعث بهوجود آمدن سکتور خصوصی از آن ناکامی شود، جلوگیری میکند. معارف باکیفیت و تمویل شدۀ دولتی ازمکلفیتهای حکومت خواهد بود. برای تمویل زیاد معارف، خلافت اقتصاد اسلامی را تطبیق خواهد کرد. اقتصاد اسلامی عواید کلانی از ملکیتهای عامه؛ همچون انرژی، معادن و بههمین ترتیب شرکتهای سالم و بزرگ مثل ساختمانی، ترانسپورت، مخابرات و تولیدات بهدست خواهد آورد. این دولت خدمات استعماری وامهای سودی را که چندین برابر اصل پول سودشان پرداخت شده اند، ملغی خواهد کرد. خلافت از تورم شایع با اساسگذاری ارزش پول دولتی بالای طلا و نقره جلوگیری خواهد کرد.
بدینگونه، این دولت قادر خواهد شد تا دورۀ فعال تمدن اسلامی را که برای بیش از یک هزارسال بر بلندای علم ایستاده بود، احیاءکند؛ تمدنیکه پسران و دخترانی زیرک، پیشقدم و مدیرانی رهبر را در ساحات مختلف از ریاضی و طب گرفته تا قضاوت و زبانشناسی تولید کرده بود. زبان عربی، زبان رسمی خلافت، نشانی از مردان و زنان تحصیلکردۀ دنیا شده بود و شهرهای خلافت مقصد دلخواه نخبگان اروپا بود.
دفتر مطبوعات حزبالتحریر-ولایه پاکستان