دوشنبه, ۲۱ شعبان ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۲/۰۹م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

  •   مطابق  
بسم الله الرحمن الرحيم

برنامۀ هسته‌ای ایران در ترازوی سیاست امریکا

(ترجمه)

خبر:

منابع آگاه از احتمال برگزاری دیداری میان استیف ویتکوف، نمایندۀ ویژۀ کاخ سفید و عباس عراقچی، وزیر امور خارجۀ ایران، در روز جمعۀ آینده در شهر استانبول خبر داده‌اند. این دیدار در حالی مطرح می‌شود که منابع سیاسی باور دارند شکاف میان دو طرف همچنان گسترده است؛ زیرا ادارۀ ترامپ بر گنجانیدن برنامۀ موشکی ایران، نقش منطقوی آن و حمایت از هم‌پیمانانش در هر توافق جدید پافشاری می‌کند، در حالی که ایران تأکید دارد مذاکرات باید به‌گونهٔ کامل و انحصاری به پروندۀ هسته‌ای محدود بماند. این اختلاف اساسی، پرسش‌هایی را دربارۀ شیوۀ مدیریت این تفاوت بنیادین از سوی دو طرف برانگیخته است.

تبصره:

 هیچ کشوری در جهان فرایندی چنین پرآشفته و پرهزینه را در برنامۀ هسته‌ای خود تجربه نکرده که ایران با آن مواجه شده.. امریکا جایگاه ایران را به‌گونه‌ای بزرگ جلوه می‌داد، چنان‌که گویی یک دولت بزرگ در منطقه است و از آن به‌عنوان ابزاری برای ترساندن کشورهای همسایه استفاده می‌کرد. این رویکرد برای تحقق اهدافی بود که امریکا در درون خود دنبال می‌کرد و در پشت پرده، سیاست‌های منطقوی‌اش را با ایران هماهنگ می‌ساخت؛ تا جایی که گفته می‌شد امریکا پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، عملاً آن منطقه را در اختیار ایران قرار داده است. این جایگاه، ایران را وادار ساخت تا برنامۀ هسته‌ای متناسب با جایگاه یک قدرت بزرگ ایجاد کند.

اما این جایگاه، بیش‌تر یک بزرگ‌نمایی رسانه‌‌ای بود که بر امریکا تکیه داشت، نه بر توان واقعی خود ایران، و همین‌جا مشکل پدید آمد. برنامۀ هسته‌ای ایران نزدیک به یک تریلیون دالر برایش هزینه برداشت، بی‌آن‌که حتی یک بمب هسته‌ای تولید کند تا دشمنانش را با آن بترساند؛ زیرا ایران مطمئن بود که امریکا دشمنش نیست و برای مدت ها در مدار سیاست‌های آن حرکت می‌کرد.

اما دوام این وضعیت ناممکن بود. امریکا به این نتیجه رسید که باید نقش ایران در منطقه کاهش یابد. در همین‌جا ایران در تنگنا قرار گرفت؛ زیرا برای این نقش، ثروت خود را در برنامه‌های هسته‌ای و موشکی مصرف کرده و گروه‌های فرقه‌ای را حمایت و مسلح ساخته بود. در مقابل، امریکا به این باور رسید که بیش‌تر بر کیان یهود تکیه کند؛ از همین‌رو، در سال ۲۰۲۵ و برای نخستین بار، به آن اجازه داد ضربات شدیدی علیه ایران و برنامۀ هسته‌ای آن وارد کند و خود امریکا نیز در این حملات مشارکت نمود. پیش از آن، کیان یهود حزب وابسته به ایران در لبنان را درهم کوبید، و سپس امریکا از ترکیه خواست روند انتقال قدرت در دمشق را مدیریت کند، بی‌آن‌که ایران اقدام قابل ذکری انجام دهد. بدین‌گونه، نقش ایران به‌تدریج رو به کوچک‌شدن گذاشت.

در این وضعیت، ایران دچار سردرگمی شد. مردم آن گرسنه‌اند و به سبب فساد سیاسیون، کمک به گروه‌های نظامی نیابتی در بیرون از کشور، هزینه‌های برنامه‌های موشکی و هسته‌ای و فشار تحریم‌ها، چیزی برای تأمین نیازهای اولیهٔ خود ندارند. از همین‌رو، مردم به حرکت درآمدند و خواهان سرنگونی نظام شدند، و هم‌زمان ادارۀ ترامپ با هماهنگی کامل با کیان یهود، در پی تضعیف ایران و کاهش جایگاه آن برآمد.

در ادامه، ادارۀ ترامپ به تجمع طیاره‌ها و ناو جنگی خود در نزدیکی ایران پرداخت تا از این راه، ایران را تحریک و تحت فشار قرار دهد و وادارش سازد تا خواسته‌های مرحلۀ جدید سیاست امریکایی را بپذیرد؛ مرحله‌ای که بر کاهش نقش ایران تأکید دارد. پس از این  تجمع نیروهای نظامی، تماس‌ها و مذاکرات آغاز می‌شود تا اهداف امریکا بدون پرداخت هزینه‌های جنگی تحقق یابد.

این، نتیجۀ اجتناب‌ناپذیر هر دولتی است که سرنوشت  و توانایی‌های ملت خود را به دست قدرت‌های بزرگ می‌سپارد تا آن را هرگونه که بخواهند به حرکت درآورند، و سپس زمانی که دیدگاه این قدرت‌ها تغییر می‌کند، دیگر توان رهایی از آنان را ندارد. بدین‌سان، ایران امروز ناتوان از حفظ جایگاه خود، گروه‌های مسلح وابسته‌اش و برنامه‌های نظامی و هسته‌ای‌اش شده است؛ با آن‌که برای این اهداف، مردم خود را فقیر ساخت و همه‌چیز را در راه اجرای جایگاهی موهوم قربانی کرد که امریکا برایش ترسیم کرده بود.

نویسنده: بلال التمیمی

17 شعبان 1447ه.ق.

5 فبروری 2026م.

مترجم : جنید جاهد

Last modified onیکشنبه, 08 فوریه 2026

ابراز نظر نمایید

back to top

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه