- نشر شده در ویدیوها
گوشه ای از خطبه نماز جمعه شیخ بزرگوار یوسف مخارزه (ابو همام)
سرزمین مبارک (فلسطین)
جمعه ۹ ربیع الآخر ۱۴۴۱ه برابر با ۶ دسامبر ۲۰۱۹م
برای معلومات بیشتر اینجا را کلیک کنید
گوشه ای از خطبه نماز جمعه شیخ بزرگوار یوسف مخارزه (ابو همام)
سرزمین مبارک (فلسطین)
جمعه ۹ ربیع الآخر ۱۴۴۱ه برابر با ۶ دسامبر ۲۰۱۹م
برای معلومات بیشتر اینجا را کلیک کنید
گوشه ای از خطبه نماز جمعه شیخ بزرگوار یوسف مخارزه (ابو همام)
سرزمین مبارک (فلسطین)
جمعه ۹ ربیع الآخر ۱۴۴۱ه برابر با ۶ دسامبر ۲۰۱۹م
برای معلومات بیشتر اینجا را کلیک کنید
"زن مسلمان؛ پناهگاه مستحکم خانواده!"
مهمان برنامه: شیخ حمد طبیب (ابو المعتصم)
از اعضای حزب التحریر در سرزمین مبارک (فلسطین)
مجری برنامه: استاد عدنان مزیان
شنبه ۱۰ ربیع الآخر ۱۴۴۱ه برابر با ۷ دسامبر ۲۰۱۹م
برای معلومات بیشتر اینجا را کلیک کنید
واشنگتن پُست ادعا نموده که به اسناد محرمانهی ۲۰۰۰ صفحهای دست یافته است که واقعیت ۱۸ سال جنگ افغانستان را برملا میسازد. موضوع محوری اسناد افشا شده اینست که رؤسای جمهور امریکا، وزرا، دیپلماتها و جنرالهای امریکایی حقایق جنگ افغانستان را پنهان نموده و به مردم امریکا دروغ گفتهاند، تا جنگ ناکام خویش را مؤفق جلوه دهند.
هرچند اسناد افشا شده بخشی از رقابت داخلی نهادهای امریکایی در قضیه افغانستان را به نمایش میگذارد که هدف آن فشار بالای نظامیان امریکایی برای کمک در پروسهی صلح میان امریکا و طالبان است. اما این گزارش یک مورد بسیار مهم را در مورد سیاست امریکا برملا میسازد و آن اینکه دروغ، فریب و پنهان نمودن حقایق جزء لاینفک سیاست سرمایهداری پنداشته میشود و امریکا منحیث بزرگترین علمبردار و حامل این ایدیولوژی به خوبی آن را تمثیل میکند. زیرا طبق نقل قول یکی از رهبران سرمایهداری؛ برای پنهان نګهداشتن یک دروغ، هزار دروغ دیګر را باید بافت.
دموکراسی ـ سرمایهداری میدان سیاست را به سان یک حوض آب بازی میداند که قبل از وارد شدن به آن باید لباس ارزشها، اخلاق و صدق را باید از تن بیرون کشید و بهشکل پراگماتیک در آن به شنا پرداخت. بلی، سیاست امریکا یک سیاست ماکیاولیستی میباشد که فریب، وحشت، جنایت و بازی با افکارعامه در آن مهارت و دستاورد پنداشته میشود.
امریکا از همان اوایلی که قصد اشغال افغانستان را نمود اولین قدماش با دروغهای بزرگ گره خورده بود. مبارزه با تروریزم و مواد مخدر، محو فساد، ملتسازی و غیره از دروغهای بزرگی بود که اشغال افغانستان را با آن توجیه کرد. در حالیکه هم گذشت زمان و هم زبانهای خودشان هزار چهرهگی و نفاق این موجود استعمارگر و جنایتپیشه را واضح ساخت. چنانچه در این گزارش مصاحبه درجشدهی «جیمز دابنز» -نمایندهی ویژه اسبق امریکا در افغانستان و پاکستان- نفاق امریکا را بخوبی واضح میسازد: "ما کشورهای فقیر را اشغال نمیکنیم که آنها را ثروتمند میسازیم، ما به دیکتاتوریها حمله نمیکنیم که آنجا دموکراسی را حاکم نماییم؛ بلکه ما به کشورهای پرخاشگر و خشن حمله مینمایم تا آنجا صلح برقرار کنیم و آنچه آشکار است در انجام این ماموریت در افغانستان ناکام ماندیم."
در نتیجه، مردم مسلمان افغانستان باید درک کرده باشند کشوری که بنیاد تعامل و سیاستهای خویش را با افغانستان بر دروغ و فریب و جنایت بنا نموده، باید بر جبین او تاپهی نفاق و فریب زده شود؛ نه دوست استراتیژیک. درین ۱۸ سال، وعدههای امریکا جز دروغ وفریب چیزی درپی نداشته است. دروغِ محو فساد و مواد مخدرِ دیروز با وعدههای دروغین صلح و خاتمهی جنگِ فردا هیچ تفاوتی ندارد.
پس مردم مسلمان افغانستان علیه اندیشه دروغپرور دموکراسی و حاملین اشغالگر آن بیاستند و از اشتراک در پروسههای امریکایی مانند پروسه صلح بپرهیزند تا دروغهای بزرگ امریکا خودش را تباه کند وهمچو اتحاد شوروی، مردم افغانستان جشن شکست امریکا را نیز شامل تقویم خویش سازند. این مأمول زمانی اتفاق میافتد که مردم مسلمان و مجاهد افغانستان زمام امور را از دست اشغالگران بدست خویش گرفته و دولتی بر اساس ارزشهای اسلام بناء نمایند.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر - ولایه افغانستان
(ترجمه)
شباب حزبالتحریر-ولایه تونس و حامیان آن به روزهای جمعه و شنبه، به تاریخ 29 و 30 نوامبر 2019م بعد از آگاهی مقامات ذیربط و پذیرش آنها؛ مکانی را در شهر "حمامات" در المروج به خود اختصاص داده و موقف خود را تحت عنوان «انقلاب تونس؛ آغاز حمایت از غزه و آزادسازی فلسطین است» را اعلان کردند. اگرچه سازماندهندهگان این حرکات با موجودیت سیلی از نیروهای امنیتی که از فعالیتهای هواداران و نوکران ابن علی خائن مانند قبل جلوگیری کردند، روبهرو شدند. در واقع؛ خیانتاصلی اینست که حاکمان ما حاکمیت یهود و کفار را میپذیرند و از انجام مراسممذهبی و دینی یهود و کفار در جزیره "جربه" بعد از تبدیل این جزیره به پایگاه نظامی و امنیتی حمایت میکنند؛ در عوض مردم ما در انقلاب تونس از حمایت برادران و خواهران ما در غزه و فلسطین ممانعت میشوند. اما باید دید که نفع بیشتر جلوگیری از چنین فعالیتها نصیب کی خواهد شد؟ آیا پیام شباب حزبالتحریر به منظور بسیجسازی ارتش و حمایت از فلسطین و مسجدالاقصی تسخیر شده، مربوط حکام ما میشود یا حاکمیت یهود؟
عجیب است؛ در سرزمین زیتون و قیروان دفاع از هم جنسگرایی، حمایت از پیمانسیداو و دورساختن مسلمانان از هویتاسلامی جایز، ولی دعوت مسلمین برای تطبیق اسلام و آزادسازی مکانهای مقدس اسلامی ممنوع شده است! بدون شک؛ مرتکبین چنین اعمالزشت، سزاوار فضاحت درین دنیا و عذاب دردناک در آخرت خواهند بود. در اصل جلوگیری از حرکتسیاسی بر اساس قوانین اسلامی، جرم سنگین پنداشته میشود؛ لذا اگر ممانعت از دعوت مسلمین و ارتش آنها به منظور حمایت از غزه و مقابله با حملات وحشیانه یهود، آزادسازی فلسطین و مسجدالاقصی از حاکمیت غاصبین باشد، پس بدون شک این کار، مادر تمام گناهان خواهد بود. اگر سازش و مصلحت با حاکمیتیهود، خیانت بزرگ است؛ پس وای به حال کسیکه در تلاش کسب حمایت کفار، حاکمیتیهود و جلوگیری از حمایت غزه و آزادسازی الاقصی است. پس این را باید واضحاً بدانید که این ممانعتها شباب حزبالتحریر را از بیداری امت مسلمان و ارتش آن برای آزادسازی فلسطین، هرگز دلسرد نخواهد ساخت. اما کاری را که هواداران این رژیم انجام دادند، در واقع لکه بدنامی بود که به ریکورد حکامیکه فلسطین را فروختند، افزوده شد. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِّنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ الْأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُوا يَعْتَدُونَ ﴾
[آل عمران: 112]
ترجمه: هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به الله (و تجدید نظر در روش ناپسند خود) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن) و به خشم الله گرفتار شدهاند و مهر بیچارگی بر آنها زده شده، چرا که آنها به آیات الله کفر میورزیدند و پیامبران را بناحق میکشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند و (به حقوق دیگران) تجاوز مینمودند.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه تونس
مترجم: عبدالله صالحی
(ترجمه)
محمدالجنید پس از این که به تاریخ 5 نوامبر 2019م بهحیث معاون نخستوزیر حکومتمردمی یمن، "دولت ملت" به تازهگیها مقرر شد؛ برای اولین بار با توافقنظر ذکریاالشامی وزیرترانسپورت، علیالقیسی وزیر مدیریتمحلی و ادریسالشراجبی وزیر خدماتملکی طی جلسهای به تاریخ 19 نوامبر 2019م بالای تشکیل حکومتمردمی تأکید نموده گفتند که رسیدهگی سریع نهادهای ذیربط و عملی نمودن فرامین رئیس شورایعالی سیاسی؛ در واقع انعکاسدهنده مبارزه علیه فساد، تقویت شفافیتامور و گاممفید بسوی ساختار حکومتمردمی، عاری از فساد و اشخاص مفسد میباشد. گزارش نشر شده به تاریخ 19 نوامبر 2019م توسط دیلینیوز پیپر در یمن.
نزدیک به یک سال میشود که حوثیها با استفاده از اصطلاح دولت ملت، پیروان خود را امید میدهند که بر اساس روشقرآنی حکومتی را مبنی بر اسلام تاسیس کنند. متأسفانه آنها از زمان صدور طرحاولیه حکومتداری تحت نام "دولت ملت" به تاریخ 29 ژوئن 2019م الی تصویب آن توسط شورایسیاسی به تاریخ 26 مارس 2019م خاموشی خود را حفظ کردند. ضمناً این نوع حکومتداری توسط رسانههای متعددی فضاگیر و اصطلاح "دولت ملت" را به آن ارحجیت بخشیدند. این اولین بار است که سخنگوی یکی از مقاماتدولتی، قصد و نیت حوثیها را برای تشکیل حکومتمردمی به شکل بسیار واضح و بدون ابهام افشا میسازد.
دولت ملت؛ نوع حکومتداری غربیست که در آن دین هیچ دخالتی در قانونگزاری، قضا و اجراییشدن قوانین ندارد. بر عکس؛ در این نوع حکومتداری پذیرش دین برای هر شخص، آزاد گذاشته میشود که آیا دین را قبول کند یا خیر. این نوع حکومتداری همان طرحیست که در سیاست و افکار شورایعالی سیاسی یمن به خوبی مشاهده میشود. چنین گفته میشود که این حق مردم یمن است تا بر اساس قوانین "دولت ملت" امورشان تنظیم گردد. اما سوال این جاست که آیا پیامبر صلی الله علیهوسلم که از میلاد وی اخیراً تجلیل گردید، بعد از پیمان دوم عقبه و ملقب نمودن آنها به انصار، نوع حکومتداری "دولت ملت" را در مدینه تأسیس کرد و یا هم دولتاسلامی را؟!
آیا این موضوع اصلاً برای شما مهم است و یا هم درین موضوع گاهی احساس گناه نمیکنید که در ماه ربیعالاول و آن هم بعد از تجلیل میلاد پیامبر صلی الله علیهوسلم، پلان احیای حکومتمردمی را در یمن مطرح کردید؟ آیا فکر نمیکنید که در این مورد از پیامبر صلی الله علیهوسلم نافرمانی کردید؟ و یاهم فکر میکنید که پیامبر صلی الله علیهوسلم برای شما مشخص نموده است که در اخیر این ماه باید حکومتغربی "دولت ملت" را احیا کنید؟! در حقیقت شما و سلف شما نیز در پیروی از طاغوت و نافرمانی اوامر الله سبحانهوتعالی در حکومتداری یمن سبقت نموده اید! دساتیر الله سبحانهوتعالی در ارتباط با حکومتداری کاملاً واضح و آشکار در قرآن ذکر گردیده است. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ ﴾
[مایده: 49]
ترجمه: و در میان آنها ( اهل کتاب) طبق آنچه الله نازل کرده است، داوری کن!
﴿فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ﴾
[مایده: 48]
ترجمه: پس بر طبق احکامیکه الله نازل کرده در میان آنها حکم کن. از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن و از احکام الهی روی مگردان!
﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴾
[نور: 63]
ترجمه: پس آنان که فرمان او را مخالفت میکنند باید بترسند از این که فتنهی دامنشان را بگیرد یا عذابی دردناک به آنها برسد.
پیامبر صلی الله علیهوسلم نیز ما را از متابعت و پیرویقوانین "دولت ملت" منع نموده است.
«لَتَتَّبِعُنَّ سَنَنَ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ شِبْرًا بِشِبْرٍ وَذِرَاعًا بِذِرَاعٍ حَتَّى لَوْ دَخَلُوا جُحْرَ ضَبٍّ لَدَخَلْتُمُوهُ» قالوا: اليهود والنصارى؟ قال: «فَمَنْ؟»
ترجمه: شما از راه و روش ملتهای قبلی خویش، وجببهوجب تقلید میکنید؛ حتی به اندازۀ که اگر آنها داخل یکی از سیاهچال شوند، به تعقیب شان خواهید رفت. از وی صلی الله علیهوسلم سوال شد که ای پیامبر الله (سبحانهوتعالی) آیا منظور شما یهود و نصاراست؟ وی صلی الله علیهوسلم گفت: «دیگر کی میتواند باشد؟»
در اصل "دولت ملت" نوع حکومتداری سیکولریست که حاکمیت و قانونگزاری بر اساس وحیالهی صورت نمیگیرد. در واقع "دولت ملت" نوع حکومتداری ظالمانه و مفسدانهایست که هیچ بخش آن در اسلام جایگاه ندارد. برای مسلمین حرام است تا این نوع حکومتداری را اتخاذ، عملی، حمایت و برای تطبیق آن دعوت نمایند. "خلافت" نظام حکومتداری اسلام است که در اواخر جنگجهانی اول از صحنه تطبیق دور گردید. ما از مردم یمن میخواهیم تا با حزبالتحریر در راستای تأسیس دولت خلافتراشدۀ ثانی کارکنند و "دولت ملت" را که توسط غرب شیطانصفت در سرمین مبارک ایمان "یمن" تحمیلکرده است را، ریشهکن سازیم.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه یمن
مترجم: عبدالله صالحی
(ترجمه)
سهشنبه، ۵ نوامبر ۲۰۱۹م سلیم الحنبشی، به نمایندگی از هادی و ناصرالخبجی، به نمایندگی از حکومت انتقالی، توافقنامۀ ریاض را بهمنظور خاتمه دادن به درگیری که از ۲ آگست/اوت ۲۰۱۹م بین نیروهایشان به راه افتادهبود، به امضاء رساندند. این توافق ایجاد دولتی با حداکثر ۲۴ وزیر، تقسیم مساویانۀ پستهای وزارتی بین شمال و جنوب و صلاحیت هادی برای تقرر چند والی/استاندار به ولایات/استانهای جنوبی را دربر میگیرد. همچنان، آنان بر اتحاد نیروهای ارتش و شورای انتقالی و ضمیمۀشان به وزارت دفاع، بازسازمانی نیروهای امنیتی تحت ادارۀ وزارت داخله/وزارت کشور بازگرداندن آنعده از نیروهای ارتش که مواضعشان را ترک کردهبودند، برای اشتراک در جنگ در ولایات/استانهای عدن، ابین و شبوه و تشکیل کمیتهای بهسرپرستی ائتلاف به رهبری سعودی برای تعقیب تطبیق این توافقنامه، موافقت کردند. در واقع، این توافقنامه پس از جنگیکه دهها کشته و صدها زخمی برجای گذاشته و هنوز پایان نیافتهاست، به امضاء رسیدهاست. همچنان، محمد بن سلمان، ولیعهد رژیم نجدی و مزدور امریکا و محمد بن زاید، غلام انگلیس، نیز در امضای توافق ریاض سهم داشتند.
این توافقنامه فشار امریکا و پیروانش بر امارات متحدۀ عرب، یعنی انگلیس را نشان میدهد تا از یمن خارج شود و زمینه را برای شورای عالی جنبش انقلابی، گروه باووم (جنبشی واقعاً طرفدار امریکا) و گروههایی از این قبیل بهمنظور رقابت با هادی، شورای انتقالی و پیروانشان بر سر حاکمیت جنوب یمن فراهم کند. برعلاوه، خروج نیروهای امارات از جنوب یمن به نیروهای ریاض کمک میکند تا زمینۀ حضور جنبش باووم را در یمن تسهیل کنند و مزدوران امریکا را به سهمگیری در حاکمیت جنوب یمن بکشانند، چون هم هادی و هم شورای انتقالی مزدوران انگلیس اند و درگیری بینشان برای محو کردن تحرکات امریکا است.
حزبالتحریر در پاسخ به پرسشی بهتاریخ ۱۳ آگست/اوت ۲۰۱۹ م چنین بیان کرد: «در سال ۲۰۰۷م، حرکتی در جنوب یمن بهنام جنبش الحراک جنوبی به رهبری حسن باووم، یک فعال مخالف، با همکاری امریکا و پشتوانۀ ایران رسماً اعلان وجود کرد... انگلیس از این حرکات هراس داشت تا آنکه ترساش پس از مرگ صالح و کاهش نفوذش با گسترش نفوذ حوثیها در شمال به اوج رسید. سپس تمام تلاشاش را برای ایجاد یک نیروی جنگی در جنوب بهکار برد تا حداقل سهمی در جنوب و برگ برندهای در حاکمیت یمن داشتهباشد... پس از آنکه متوجه شد دیگر بالای هادی در مسائلیکه عربستان بر او تسلط دارد، اعتماد کرده نمیتواند، بناءً به فکر تمرکز نفوذش در جنوب افتاد. انگلیس از امارات متحدۀ عرب خواست تا در جنبش جنوبی نفوذ کند و یا با تشکیل جنبشی تازه برای رهبری منطقه، این گروه را به حاشیه بکشاند... اینگونه، انگلیس بر امارات و پیرواناش فشار آورد تا جنبشی همتراز با جناح باووم با داشتن سهم بیشتر در جنوب ایجاد کند؛ سرانجام آنچه را به دنبالاش بودند در عیدروس الزبیدی یافتند. ...» امروز امریکا از طریق بن سلمان میخواهد با آوردن مزدوراناش بر اریکۀ قدرت جنوب و فشار بر هادی و شورای انتقالی برای مذاکره با حوثیها، نفوذ انگلیس را ازبین ببرد.
این توافق ثابت میکند که حکام این سرزمین و سرزمینهای منطقه حاضر در توافق مذکور عملاً بردۀ غرب کافر، مخصوصاً انگلیس و امریکای استعمارگر اند. این استعمارگران میخواهند بر کل سرزمین تسلط داشته باشند، حالآنکه حکام مذکور تنها تماشا میکنند و امریکا و انگلیس بازیگران اصلی اند. این توافق در مطابقت با طرزالعملهای سرمایهداری شکل گرفتهاست و احکام اسلام در آن هیچ جایگاهی ندارد.
استفاده از نیروی نظامی برای رسیدن به اهداف سیاسی به یک رسم مشروع در یمن مبدل شدهاست. انگلیس از شورای انتقالی کار گرفت ولی امریکا جرأت نکرد حتی یک کلمه بگوید، چون خودش نیز از عین روش برای سپردن ادارۀ صنعا به حوثیها کار گرفتهبود.
ما میدانیم که مردم شمال و جنوب یمن آرزوی زندگی زیر چتر اسلام را دارند، ولی بهدلیل وجود چنین حاکمانیکه بهغیر آنچه الله سبحانه وتعالی فرستادهاست، حکم میکنند، چیزی جز سختی و مشقت را در زندگی حاصل نکردهاند؛ الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً﴾
[طه: ۱۲۴]
ترجمه: و هرکس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت!
ما مخالف راهحلی نیستیم که به خونریزی میان این امت دارای عقیدۀ واحد پایان دهد و مطمئناً میدانیم که اسلام افراد و گروهها را تشویق کردهاست تا کنار یکدیگر بیایند؛ ولی تا زمانیکه این حکام با دشمنان امت، یعنی غرب کافر و سازمان ملل، همکاری کنند، تا زمانیکه غرب کافر در امور کوچک و بزرگشان دخالت کند و تا مادامیکه این درگیری در کشور وجود داشتهباشد، این توافق مردم یمن را از این درد و رنج عظیم نجات نخواهد داد. بناءً تا هنگامیکه چنین وضعی بر یمن حاکم باشد، حلقۀ جنگ پابرجا خواهد ماند، مگر آنکه الله سبحانه وتعالی به تأسیس دولت خلافت اراده کند.
حزبالتحریر از صاحبان ایمان و خرد در شمال و جنوب یمن و از تمام مسلمانان دعوت میکند تا برای تأسیس خلافت راشدۀ ثانی بهطریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم که الله سبحانه وتعالی وعدهاش را دادهاست و سرورمان حضرت محمد صلی الله علیه وسلم مژدۀ بازگشتاش را دادند، فعالیت کند تا اسلام حاکم و عدالت برقرار شود، نیکی گسترش یابد و کسانیکه امروزه از ظلم و بیعدالتی این دولت سیکولر رنج میبرند، زیر سپر دولت اسلام محفوظ بمانند. رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی به روایت از نعمان بن بشیر رضی الله تعالی عنه فرمودند:
«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»
ترجمه: سپس خلافت بهطریقۀ نبوت خواهد آمد.
حزبالتحریر – ولایه یمن
مترجم: محمد حارث پویا
(ترجمه)
با توجه به تشدید اعتراضات مردمی که در شهر بغداد و بعداً به فرمانداریهای استانی/حکومتهای ولایتی مرکزی و جنوبی عراق گسترش یافت، وارد دومین ماهش شده است. این خیزش مردمی در نتیجه نارضایتیها و جرایمیست که توسط دستنشاندههای سمبولیک علیه مردم انجام شده و همچنین فساد مالی و اداری که این سرزمین را در گودال بدبختی فرو برده است، آغاز گردید. بناءً تقاضای جمعیت خشمگین مظاهرهکنندهگان در واقع لغو تمامی روندهای سیاسی بود. به حکومت عادل عبدالمهدی لازم بود تا سریعاً به مطالبات و خواستههای مشروع مردم پاسخ ارایه مینمود و ورقه استعفای خود را امضاء و شکست خود را میپذیرفت. مگر ما کاملاً مخالف این امر را مشاهده کردیم، طوریکه نخست وزیر بخاطر سرکوب مردم، نیروهای مسلح را در صبح صادق روز پنجشنبه به تاریخ 28 همین ماه، به شهر ناصریه فرستاد. فلهذا نیروهای مسلح به محل تظاهرات هجوم بردند و خواستند با شلیک گلوله توسط سلاح ثقیله و ناریه اعتراضات مردمی را سرکوب و تجمع تظاهرکنندهگان را پراکنده کنند که در نتیجه آن قتلهای عمدی صورت گرفت و 46 تن کشته و 200تن زخمی شدند. بدین سان، این امر دلیل واضع بر اینست که دولت حاکم برای حفظ بقایش در قدرت تلاس مینماید و هر مانعی که سد راه سودهای حرام و ممنوعه آنان قرار بگیرد را نمیپذیرند، حتی به قیمت درد و رنج اهلشان و حتی به قیمت نابودی تمام مردم شان نیز تمام شود و نیز به سرقت هر آن چیزیکه مال آنان نیست میپردازند.
با اینحال، ما مطمئین هستیم که امریکای کافر، کسیکه این گروه فاسد را به میان آورده و برای آنها اقتدار گذاشتن خنجر را بالای گردنهای مردم عطاء نمود تا تخریبی را که ماشین کثیف جنگی شان نتوانست توسط آنها انجامش بدهند. بدین ملحوظ، یگانه دلیلیست که از حضور همچو رهبران در قدرت فایده حاصل نموده و نیز اوضاع کشور را نظارت میکنند. اگر آنها موفق به سرکوب تظاهرکنندهگان توسط یک راه حل امنیتی یعنی با زور تفنگ شوند، آنها در قدرت خواهند ماند و اگر آنها شکست بخورند، آنها را به شکلی عمدی دور میاندازند و در نهایت آنان را با اشخاصی جایگزین میکند که به خیانت و خدمت به دشمنان امت ادامه میدهند... فلهذا منتظر غضب شدید الله سبحانه وتعالی باشید که در نتیجه تقدیم عمل تان انجام داده اید و هیچ چیز مسلمانان را از شر شما نجات نخواهد داد؛ مگر اعلام لغو دموکراسی کفری و حاکمیت توسط شریعت الله سبحانه وتعالی که از طریق آن شما در امان خواهید بود و کرامت انسانی را بهدست میآورید.
﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾
[مائده: 50]
ترجمه: آيا (آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آنچه الله (سبحانه وتعالی) نازل كرده است سرپیچی میكنند و) جویای حكم جاهلیت (ناشی از هوی و هوس) هستند؟ آیا چه كسی برای افراد معتقد بهتر از الله (سبحانه وتعالی) حكم میكند؟
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه عراق
مترجم: زکریا وهاج
(ترجمه)
در ششمین دورۀ شورای دینی که توسط هیئت عالی ریاست امور دینی از تاریخ ۲۵ تا ۲۸ نوامبر ۲۰۱۹م در انقره برگزار شد، چندین مباحثه به هدف شناسایی راهکارهای جدید خدمات امور دینی صورت گرفت که علتاش تأثیر فهمهای دینی بر یک چارچوب اجتماعی – فرهنگی تحمیل شده بر دنیای امروز، رابطۀ دین بر زندگی و آیندۀ دین بود. این نشست با مشارکت اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه و خوانش بیانیۀ پایانی ۳۷ مادهای پایان یافت. در این بیانیه آمدهبود: «تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سراسر جهان در نتیجۀ تأثیرات جهانیسازی و بسیاری از دلایل دیگر اوج گرفتهاست. همچنین، اعتقادات دینی، ارزشهای اخلاقی و فرهنگ ملی نیز مورد تهدید واقع شدهاست. از جانب دیگر، تأثیرات جهانی شدن نوعی فرهنگ عامه را شکل دادهاست که به ارزشها و باورهای مذهبی، حتی برای کودکان و جوانان، اهمیت نمیدهد. این شرایط جدید، زندگی دینی را پیچیده میکند، میکانیزمهای استقامت مسلمانان را تضعیف میکند و بر درک آینده سایه میافگند.»
بر علاوه، پیشرفت علم و تکنالوژی شیوۀ تفکر علمی را در مقیاسی وسیع جایگزین دین کرده و به عامل تهدید وجود دین و نقشاش در زندگی مبدل شدهاست؛ بنابرین جریانهای نوین دینی را شکل دادهاست که درک درست از دین ندارند. در نشست مذکور بر تصامیم مهمی جهت مقابله با این تغییرات اجتماعی – فرهنگی که باعث فساد افراد و جامعه شدهاست تأکید شد؛ اما ریشۀ اصلی مشکلات و دلایل و راهحلهای صحیح مبتنی بر عقیدۀ اسلامی نادیده گرفته شد.
در حقیقت، عامل این تغییرات اجتماعی – فرهنگی و دوری امت مسلمه از دینشان، این دولت و تطبیق نظام سیکولارش در جامعۀ ترکیه است. از زمان تصمیم شوم دولت سکولار ترکیه مبنی بر سقوط دولت خلافت در سال ۱۹۲۴م و تأسیس ریاست امور دینی جهت فراهمآوری شرایط مناسب برای زندگی دینی –آنگونه که خودشان ادعا میکنند– تحت چتر نظام دموکراتیک، این دولت یکجا با چنین نهادهایی مفاهیم دینی را جهت سازگاریشان با نظام سیکولار، بدون توجه به نظام کفری حاکم در جامعه و بدون کمترین بحث در مورد تغییرش، گسترش دادهاست.
ریاست امور دینی نتوانست جامعه را از شر اوضاع فاسد جاری نجات دهد. شما هرگز نمیتوانید مطابق به دینتان زندگی کنید و نه میتوانید تحت سایۀ این نظام سیکولار از آن دفاع کنید؛ زیرا اسلام یکجا با عقیده و احکاماش، یک نظام زندگی است که تمام ابعاد زندگی انسانها را شامل میشود. ریاست امور دینی اسلام را صرف یک آیین عبادی میداند، به تدریس و اشاعۀ آن میپردازد، مساجد و امامان جماعت را در این چارچوب بسیج میکند و سعی دارد کیان خانواده را توسط نصاب نوگرای محصول غرب حفظ کند؛ غافل از اینکه حتی اگر دانشمندان برجستۀ علمی و دانشگاهی را به بهترین شکل ممکن تربیت کنند، متأسفانه باز هم قادر به حصول نتیجۀ مطلوب نخواهند شد.
بنابرین، آنها جز هدر دادن تلاشهای مخلصانۀ فرزندان امت و ضیاع بیشتر وقت، توانایی پیشبرد کار دیگری را نخواهند داشت. به همین دلیل، نتایج به دست آمده توسط فعالیتهای ریاست امور دینی برای هر صاحب خرد به وضوح قابل مشاهده است.
شکی نیست، تلاشهای مخلصانهایکه جهت اشاعۀ امور دینی انجام میشود، شایستۀ تقدیر و تحسین است، اما آنچه برای ریاست امور دینی و دانشپژوهان لازم میباشد، ترس از محاسبۀ الله سبحانهوتعالی است. آنها باید بدون ترس اظهار کنند که منبع فساد امت و جوامع اسلامی حکام و روشنفکران اند و از ملامت هیچ ملامتگری در آوردن تغییر اساسی هراس نداشته باشند. آنها باید در صدد این باشند كه طریقۀ زندگی اسلامی را به صورت كاملاً انقلابی از سر گیرند و دولت مقتدر خلافت اسلامی را، مطابق با وعدۀ الله سبحانهوتعالی و بشارت رسولالله صلیعلیهوسلم، مجدداً برپا كنند؛ در نتیجه این دولت مقتدر نظامهای کفری را از سرزمینهای اسلامی نابود میکند تا دوباره هرگز جرأت بازگشت به سرزمینهایمان را نداشته باشند. آگاه باشید که بدون این راهحل، هیچ راه دیگری جهت خاتمه دادن به ویرانی و فساد جاری وجود نخواهد داشت.
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ﴾
(انفال: ۲۴)
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید! دعوت الله (سبحانهوتعالی) و رسولاش (صلیاللهعلیهوسلم) را اجابت کنید، هنگامیکه شما را به سوی چیزی میخواند که شما را حیات میبخشد و بدانید الله (سبحانهوتعالی) میان انسان و قلباش حایل میشود و همۀ شما (در قیامت) نزد او گردآوری میشوید.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر – ولایه ترکیه
مترجم: مرصاد مرصوص
(ترجمه)
طی چند ماه گذشته، خصوصاً از سپتامبر تا اکنون، حوثیها از ترس اینکه مبادا جنگجویان تحت رهبریشان در مرز شمالی سایکس-پیکو در یمن تحت تأثیر قرار نگیرند، مذاکرات انجام شده در مسقط میان آنها و آل سعودِ تحت حمایت امریکا را پنهان میکنند. روز دوشنبه 18 نوامبر 2019، محمد عبدالسلام سخنگوی رسمی حوثیها از مسقط پایتخت عمان خبر داد که مسقط میان آنها و رژیم آل سعود میانجیگری میکند. این بدان معناست که مذاکرات ماههای گذشته چیزی را در راه آشتی و مصالحه با رژیم آل سعود به وجود آورده است و قرار است حوثیها پیروان خود را برای پذیرش آن قبل از انتشار این مذاکرات برای عموم مردم آماده کنند، به خصوص اگر بدانند که محمد بن سلمان بن عبدالعزیز در روز جمعه 15 نوامبر 2019 از مسقط بازدید میکند.
بنابرین، سالها جنگ که با خون مردم یک قبله از هر دو طرف اتفاق افتاد، با دست تکان دادن، لبخند، بوسه و عکس گرفتن به پایان رسید و گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است! به خصوص با زنان کشته شده، کودکان و سایرین که هیچ ارتباطی با این جنگ پوچ نداشتند. این جنگ نه تنها زخمهای امت اسلامی را درمان نکرد؛ بلکه افزایش داد. نکته جالبتر اینکه آمریکا حامی این مذاکرات است که خود سهیم در آن بود؛ طوری که برای برخی از آنها اسلحه تدارک میدید، هواپیماها و جنگندههای خود را در هوا سوخت میداد و به دیگری اطلاعات میداد و همچنان مشارکت مستقیم نیروهای ارتش آن در جنگ، همانطور که در جبل التحالیب در ماناسه، یاکلا و دیگر مناطق یمن اتفاق افتاد.
بدین ترتیب افکار عمومی حوثیها آماده میشوند و اخبار خیرهکننده را به آرامی بر روی آن فرو میگذارند تا زمانیکه آن را به زور قبول کنند و هرکسیکه موضوع را قبول نکند، مهر خیانت بر وی کوبیده شده و سرانجام به باطلهدانی تاریخ انداخته میشود. بنابرین، شما، هادی و پیشینیان خود، در سقوط به آغوش رژیم آل سعود، که تنها توسط زمان از هم جدا شده اید، به هم مشابه و یکسان میشوید.
تا زمانیکه موضوع بین حوثیها و رژیم آلسعود به این ترتیب خاتمه یابد، آل سعود برادرانی خواهند شد که در نخست باید از مسیر آزادسازی الاقصی دور ساخته شوند! حوثیها فقط باید به ارباب خود توصیه کنند که زبانش را به کامش فرو برد و الاقصی را با گفتههای خود آلوده نکند، زیرا او مانند معزلدین الله فاطمی و علی خامنهای است که ما فقط گفتههای آنها را میشنویم؛ نه صدای اسلحههای شان را؛ بل بیت المقدس و الاقصی را برای امثال حضرات عمر بن الخطاب و صلاح الدین ایوبی واگذار کنند. به آزاد کنندهای که زمین با تولد دولتاش، خلافت راشدۀ ثانی، تکان خواهد خورد. در آن روز، حوثیها همانند شیطان که در شب بیعت دوم عقبه فریاد میزد، فریاد خواهند زد؛ بیعتیکه در آن انصار برای حاکمیت اسلام در شهر مدینه با پیامبر صلی الله علیه وسلم بیعت کرده بودند.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه یمن
مترجم: کریم خان