جمعه, ۲۱ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۵/۰۸م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

شکست بین‌المللی در یمن

(ترجمه)

خبر:

رئیس بشردوستی سازمان مللU.N)) در هفتۀ گذشته هشدار داد که 14 میلیون تن در یمن یا نیمی از جمعیت این کشور برای زنده ماندن از "قحطی قریب‌الوقوع و بزرگ" نیاز به کمک دارند. مارک لاوكاك به شورای امنيت گفت: «اين قحطی احتمال دارد بسيار بزرگتر از هرچيزی باشد كه تا اکنون متخصصین این بخش در اين زمينه در طول عمر كاری‌شان ديده اند.» ریچارد استنفورت، رئیس آکسفام گفته است: «این شگفت‌آور است که امروز دستان جامعۀ جهانی بسته است و در واقع، اجازه می‌دهند و این قحطی را تسهیل می‌کنند.» (منبع: nbcnews.com  28 اکتوبر 2018م)

تبصره:

قحطی‌ها اغلباً به علت عوامل محیط زیستی مانند عدم باران و یا خرابی محصولات است؛ اما در زمان‌های فعلی، جنگ از مهم‌ترین عامل قحطی به حساب می‌آید که باعث سوءتغذیه، گرسنگی و مرگ می‌شوند. بدین‌ملحوظ، جامعه بین‌المللی خودش بزرگترین عامل قحطی در یمن می‌باشد. هر اهل بصیرتی می‌داند که سلاح‌هایی‌که توسط ائتلاف به رهبری عربستان سعودی برای بمباردمان کشور عقب‌ماندۀ یمن استفاده می‌شود، توسط امریکا و اروپا تأمین می‌گردد؛ پس آیا جامعۀ بین‌المللی از آن غافل است؟

علی‌الرغم این، انسداد موادغذایی و دارو در یمن خلاف قوانین بین‌المللی است؛ اما هیچ کسی در مورد حقوق کسانی‌که تحت محاصره قرار دارند، محاکمه نمی‌شود. این درحالی‌ست که جامعۀ بین‌المللی در خصوص این ‌امر اصلاً توجهی ندارد. از سوی دیگر، درگیری‌ها و نتایج و اثرات ناگواری‌که بر غیرنظامیان و به ویژه کودکان وارد می‌شود، از سوی قدرت‌های غربی، که هیچ توجه برای زنده‌گی نسل آیندۀ یمن ندارند، مورد حمایت قرار گرفته و به طور گسترده‌ای نادیده گرفته می‌شود و قطعاً که همگی در این خصوص کور و کر شده‌اند.

زمانی‌که ما به بحران یمن نگاه می‌کنیم، چهرۀ اصلی جامعۀ بین‌المللی فعلی و حکمرانی آن بر نظم جهانی برای همه آشکار می‌گردد؛ در حالی‌که سازمان‌های غیردولتی و مؤسسات خیریه از دولت‌ها تقاضای کمک‌ کرده‌اند و از مردم عام نیز خواسته اند تا از لحاظ مالی کمک کنند. اما این کاملاً روشن است که چگونه قدرت‌های جهانی بخاطر حل بحران یمن اصلاً تکان نمی‌خورند؛ زیرا این بحران از طریق حمایت، فروش اسلحه به رژیم عربستان و متحدان آن و هم‌چنین نادیده گرفتن جنایاتی‌که آن‌‎ها مرتکب شده اند، ایجاد گردیده است.

از این‌رو، هیچ نوع امیدی به خطاب قرار دادن "جامعۀ بین‌المللی" وجود ندارد، زیرا هدف آن‌ها تنها تأمین منافع خود‌شان است، نه کودکان و غیر‌نظامیان مسلمان و حتی و به حالت زار ما خوشحال اند. در حالی‌که مؤسساتی‌که مانند سازمان ملل برای نظارت و تعادل ایجاد شده‌اند، زنگ‌های خطر بحران پس از بحران را به صدا درمی آوردند؛ ولی هیچ کس کاری بجز حرف زدن انجام نمی‌دهد.

بنابر این، جامعۀ بین‌المللی هرگز قصد نداشته تا حکومتداری خوب یا عدالت را به کشور‌های کمتر توسعه یافته تأمین کند و هدفش فقط خدمت به منافع قدرت‌های غربی می‌باشد و بس. در نتیجه ما شاهد هستیم که بحران یمن پایانی ندارد و به گفتۀ آن‌ها سقوط این کشور "وحشتناک" می‌باشد و اما آن‌ها فقط مجموعۀ دیگری از آمار و ارقام را ارائه می‌دهند که آن کار بسیار اندک بوده و برای حل بحران و یا اقدامات واقعی بسنده نمی باشد.

فلهذا این تنها رهبری دولت خلافت واقعی اسلامی برمنهج نبوت است که حل بحران جهانی را به عنوان یک مسئولیت می‌پندارد و پیرامون آن راه‌حل عملی اتخاذ می‌کند. خلافت اسلامی برمنهج نبوت یگانه دولتی‌ست که هیچ‌گاهی بین کشور‌های مختلف بازی‌های سیاسی را به راه نخواهد انداخت و آن‌ها را به بخاطر منافع استراتژیک خود و یا غارت منابع مسلح نخواهد ساخت و به شیوه‌های مختلف بخاطر تأمین منافع خودش مشکلات را ایجاد نخواهد کرد و با آن برخورد‌های چند‌گانه نخواهد کرد. بناءً وقت آن است‌ که این نظام مخلص خلافت برمنهج نبوت را با این جامعۀ بین‌المللی سنگدل و منفعت‌طلب را تعویض کنیم و این یگانه راه‌حل بدیل برای نظام شکست خورده حکومتداری جامعۀ بین‌المللی می‌باشد.

نویسنده: نازیه رحمان

 برای دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

ادامه مطلب...

نشست استانبول سرنوشت مردم سوریه را به دستان ناپاک قصاب شام محول خواهد کرد

  • نشر شده در سوریه

(ترجمه)

به‌تاریخ ۲۷ نومبر سال روان نشست چهارجانبه‌ای در شهر استانبول با حضورداشت رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه، ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه، امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه و انگلا مرکل صدر اعظم آلمان به منظور بحث روی مسئلۀ سوریه برگزار گردید. آخرین بیانیۀ این نشست تأکید بر یک آتش‌بس دایمی در ادلیب و یک راه‌حل سیاسی برای آن‌چه که آن‌ها بحران سوریه نامیده‌اند، بود. رهبران طی این نشست بر اهمیت دست‌یابی به یک آتش‌بس دایمی در سوریه و هم‌چنان مبارزه در برابر آن‌چه که آن را تروریزم عنوان می‌کنند، تأکید نموده و خواستار تشکیل کمیته‌ای در ژینو به منظور تهیه و ترتیب مسودۀ قانون اساسی برای سوریه به هدف دست‌یابی به اصلاحات قانونی این کشور شدند و هم‌چنان تعهد نمودند تا برای ایجاد شرایط سود‌مند در خصوص راه‌حل سیاسی به صلح و ثبات در سوریه باهم کار نمایند.

ای مسلمانان اهل شام! تمام کنفرانس‌ها و نشست‌ها پیرامون انقلاب شام  از بدو پیدایش‌اش تا اکنون ثابت کرده اند که چیزی جز ذلت و خواری برای مردم شام نبوده اند تا باشد که این انقلاب یتیم را از میان برداشته و انقلابیون آن را به خانۀ متابعت از امریکا رجعت دهند؛ امریکایی‌که از قصاب شام(بشارالاسد) شدیداً حمایت کرده است و هم‌چنان به راهش ادامه می‌دهد تا از طریق این‌گونه نشست‌ها و کنفرانس‌ها دوباره چرخ دوران حاکمیت استبدادی اسد قصاب را به دوران بیاورد.

هر اهل بصیرتی اگر عمیقاً اظهارات و بیانیه‌های سران این نشست را دنبال کند، به وضوح در می‌یابد که هدف از هم‌چو بیانیه‌ها گمراه‌سازی و مسموم‌سازی فکری می‌باشد که بالای مردم سوریه تمرین می‌شود و هم‌چنان توافق سران مذکور را بر سر پایان دادن این انقلاب در‌خواهد یافت و تنها تفاوت میان این دو در اولویت‌بندی آن‌هاست. بی‌گمان این‌همه گمراه‌سازی و مسموم‌سازی فکری تحت عنوان توقف خون‌ریزی و پایان دادن به رنج مردم شام صورت می‌گیرد و این‌که سرنوشت قصاب شام گویا توسط مردم مظلوم سوریه تعیین خواهد شد، جای خیلی تعجب است. این‌که آیا جامعۀ بین‌المللی واقعاً می‌خواهد به این خون‌ریزی پایان دهد؛ آن‌هم پس از این‌که به مزدور‌اش قصاب شام اجازه داد تا جان میلیون‌ها مسلمان و بلکه بیشتر از آن را بگیرد؟ آیا جامعۀ بین‌المللی واقعاً می‌خواهد به رنج مردم مظلوم شام پایان دهد، آن‌هم پس از این همه ویرانی، بی‌خانمانی، قتل و هتک حرمت آن‌ها؛ در حالی‌که سال‌های سال دست روی دست گذاشته و جنایات وحشتناک قصاب شام را تماشا می‌کرد؟ آیا مردم سوریه هشت سال قبل با راه‌اندازی تظاهرات‌های عظیمی موضع خویش را در خصوص تعیین سرنوشت قصاب شام مشخص نکردند؟ آیا این جامعۀ بین‌المللی نبود که از استبدادگر شام حمایت نمود و از فروپاشی حاکمیت‌اش جلوگیری کرد تا باشد که جنایات بیشتری این قصاب را در مقابل مردم مظلوم سوریه شاهد باشد؟ دیگر بس است!!

ای مسلمان اهل شام(عقر دارالاسلام)! آگاه باشید که هرچند اسالیب این کنفرانس‌ها تغییر کرده؛ ولی هدف از برگزاری هم‌چو کنفرانس‌ها یکی است و آن‌هم تسلیمی سرنوشت مردم مظلوم سوریه یک برای بار دیگر به دستان ناپاک قصاب شام است. فلهذا نباید فریب هم‌چو کنفرانس‌ها و بیانیه‌های به ظاهر فریبنده‌ و احقانه را بخوریم. با این‌حال، امر اسفبار این است‌که رژیم ترکیه خطرناک‌ترین نقش‌ها را در هم‌چو کنفرانس‌ها بازی می‌کند؛ این رژیم خائن خود‌را به عنوان یک مسئول دلسوز طوری جلوه می‌دهد که گویا از حقوق مسلمانان در مناطق آزادشدۀ شمال سوریه دفاع می‌کند؛ اما متأسفانه واقعیت طوری است که می‌خواهد مردم مظلوم سوریه را توسط قصاب ظالم شام سلاخی کند و مناطق آزاد شده را به وی واگذار کند. بناءً اگر راست می‌گوید؛ پس کجاست حلب و کجاست مناطقی‌که میزان ظلم و خشونت‌ها از آن کاسته می‌شد؟ نخیر، تمام این مناطق با مشارکت رهبران گروه‌های همکار با رژیم خائن ترکیه، که تصامیم‌شان را در بدل چند مشت دالر کثیف به ترکیه فروختند، به قصاب شام تحویل داده شد و آن‌ها خود مرسینری یا همان سربازان مزدور و گوش به فرمان ترکیه شدند. بناءً از نتیجۀ کثافت‌کاری  و حماقت آن‌هاست که ما اکنون به این وضعیت و حال و روز رسیده ایم.

در کنار این، تمام کسانی‌که فکر می‌کنند غرب کافر زخم‌های ناسور مردم مظلوم شام را مرحم می‌نهد و سرنوشت‌‍‌‌شان را رقم می‌زند، بی‌گمان فریب خوردگانی بیش نیستند؛ چون مردم مظلوم شام در پیش چشمان غرب کافر سلاخی می‌شد و آن‌ها پیوسته تماشا می‌کردند و آب از آب تکان نمی‌دادند. پس این غرب کافری‌که برخی‌ها دوات قلم‌های‌شان را در توصیف آن تمام کرده‌اند، چگونه از مسلمانان مظلوم سوریه دفاع خواهد کرد؟ آیا اعتماد به غرب یک کاری احمقانه نیست؟ از این‌رو باید دانست، آن‌چه که برای غرب مهم است، اینست که مزدور‌ش(قصاب شام) را حفظ می‌کند تا باشد که از طریق آن منافع‌اش را تأمین کند. علی‌الرغم این، تمام کسانی‌که فکر می‌کنند که راه‌حل سیاسی امریکایی رنج مردم مظلوم سوریه را پایان خواهد بخشید؛ احمقی بیش نیستند و جز این نیست که فریب خورده‌اند؛ چون غرب برای این‌که بتواند یک سری از آدم‌ها را فریب بدهد، تلاش کرده تا پالیسی‌اش را از لحاظ شکل تغییر بدهد؛ نه این‌که محتوای کاری‌اش را و بلکه هدف‌اش مشخص است و هرگز تغییری در آن رونما نخواهد شد؛ زیرا مصر و تونس می‌تواند دو مثالی واضح بر این واقعیت باشد.

فلهذا پایان دادن به رنج مردم شام و تمام مسلمانان تنها از طریق تأسیس دولت اسلامی خلافت برمنهج نبوت، که رسول الله ﷺ بر بازگشت آن بعد از سقوط‌اش بشارت داده است، امکان پذیر است؛ زیرا یگانه دلیل اصلی در خصوص پایان دادن به این رنج همانا کنار گذاشتن قوانین الهی از صحنۀ زندگی و بکار‌گیری قوانین بشری در ساختار دولت و جامعه می‌باشد که الله سبحانه‌و‌تعالی به شدت آن را نکوهش کرده است. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ﴾

[طه: ١٢٤]

ترجمه: و هرکی از یاد من روی گردان شود، زندگی(سخت و) تنگی خواهد داشت و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!

هم‌چنان می‌فرماید:

﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾

[مائده: ٥٠]

ترجمه: آیا آن‌ها حکم جاهلیّت را(از تو) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از الله(سبحانه‌و‌تعالی) برای قومی‌که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟!

بنابر این، رضایت پروردگار‌تان را اصل قرار دهید؛ پادشاهی از آن او‌ست و او بر هر چیز قادر است. با کسانی‌که به خاطر تأسیس خلافت راشدۀ ثانی برمنهج نبوت(خلافت واقعی اسلامی که جز شریعت الهی چیزی دیگری را تطبیق نمی‌کند و تطبیق این شریعت یگانه راه‌حل اساسی در خصوص پایان دادن به رنج این امت محسوب می‌شود)، شبانه‌روزی تلاش می‌کنند تا اسلام را قضیۀ سرنوشت‌ساز امت قرار دهند، دست‌به‌کار شوید تا باشد که سرفرازی دنیا و سعادت آخرت را حاصل کنید.

احمد عبدالوهاب

رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سوریه

 

ادامه مطلب...

حکومت بجوا-عمران ادعای دروغین مخلص بودن به اسلام و نبوت را می‌کند؛ اما در حقیقت شب و روز برای توسعۀ استعمار فعالیت می‌نماید

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

حکومت بجوا-عمران مسلمانان را به ادعای این‌که بر اسلام و نبوت مخلص است، فریب می‌دهد؛ حال آن‌که بطور فعالانه برای ترویج استعمار فعالیت می‌کند. بعد از این‌که بجوا محفل میلادالنبی ﷺ را در قصر خود برگذار کرد، عمران خان نیز به تاریخ ۲۰ نومبر در حال افتتاح محفل رحمت اللعالمین خواهد بود. روی این‌ ملحوظ، وزیر اطلاعات ادعا نمود که انعقاد محفل سیرت اولین گام‌ برای تبدیل پاکستان به یک دولت مدینه محسوب می‌شود. ‏به‌هرحال، در حقیقت حکومت بجوا-عمران برای رضایت غرب و اتحاد با استعمارگران "منهج رسول الله صلی الله علیه و سلم" را نادیده می‌گیرد تا بتواند منافع کفار را تأمین سازد.

این حکومت به‌ منشور سازمان ملل سر سپرده است که مسلمان را به بیشتر از ۵۰ کشور جداگانه تقسیم و تضعیف نموده، حال آن‌که اسلام بر مسلمانان حکم نموده تا تحت یک دولت واحد باهم یکجا شوند. رسول الله ﷺ می‌فراید:

«إِنَّمَا الإِمَامُ جُنَّةٌ يُقَاتَلُ مِنْ وَرَائِهِ وَيُتَّقَى بِهِ»

(رواه مسلم)

ترجمه: حقیقتاً که امام(خليفه) سپری است که در عقب آن پيکار کرده می‌شود و به وی پناه برده می‌شود.

 ‏حکومت پاکستان در اتحاد مستحکم با امریکا قرار دارد، طوری‌که می‌خواهد ما در جنگ‌ مناطق قبایلی کشور خود با امریکا شریک باشیم، اما از سوی دیگر افواج ما را برای آزادسازی مسجدالاقصی و کشمیر اشغال‌شده منع می‌کند؛ حال آن‌که اسلام ما را از دوستی و اتحاد با دولت‌های کفری منع نموده است. رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«لاَ تَسْتَضِيئُوا بِنَارِ الْمُشْرِكِينَ»

(رواه احمد)

ترجمه: از آتش مشرکین به خود روشنایی نکنید!

حکومت پاکستان بر دستورات "صندوق بین‌المللی پول" برای افزایش دادن مالیات عود کننده، مانند مالیه عایدات و مالیه محصولات تجاری و کارت تلیفون(GST)، تعهد سپرده است که این امر تجارت، زراعت و صنعت را ضعیف می‌سازد، در حالی‌که رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ صَاحِبُ مَكْسٍ»

(رواه احمد)

ترجمه: داخل نمی‌شود در جنت، جمع کنندۀ مالیات نامشروع!

این حکومت از پالیسی بانک جهانی برای خصوصی‌سازی انرژی پیروی می‌کند. بناءً مفاد معادن و انرژی به ملکیت چند سرمایه‌دار می‌رود، در حالی‌که بار مسئولیت به دوش افراد عام جامعه خواهد افتید، حال آن‌که اسلام تأکید می‌ورزد که انرژی دارایی عامه برای بهره‌برداری عموم شهروندان می‌باشد. رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«الْمُسْلِمُونَ شُرَكَاءُ فِي ثَلَاثٍ الْمَاءِ وَالْكَلَإِ وَالنَّارِ»

(رواه احمد)

ترجمه: مسلمانان در سه چیز با یک‌دیگر شریک اند: آب، چراگاه‌ها و آتش(انرژی).

این حکومت به بانک جهانی، نمایندگی امریکا برای توسعۀ بین‌المللی(USAID) و یونیسکو اطمینان بخشیده که نصاب تعلیمی را در مکاتب و پوهنتون‌ها تعلیم می‌دهد تا ارزش‌های آزادی فاسد غربی را به اطفال ما بیاموزانند. در حالی‌که رسول الله ﷺ می‌فرماید:

«طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ»

(رواه مسلم)

ترجمه: طلب علم(اسلامی) بالای هر مسلمان فرض است.

 حکومت بجوا-عمران بر اساس چشم‌انداز سازمان استخباراتی سیا(CIA) عمل می‌کند؛ زیرا بر دعوتگرانی‌‌که برای نافذ شدن نظام اسلام در زنده‌گی تلاش‌ می‌کنند، "افراطی" لقب می‌دهد و از سوی دیگر، کسانی‌که برای اعادۀ خلافت اسلامی دعوت می‌کنند، همواره توسط نظام مستبد این کشور مورد آزار و اذیت، دستگیری و اختطاف قرار می‌گیرند، حال‌آن‌که رسول الله ﷺ می‌فرماید:

‏«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»

(رواه احمد)

ترجمه: ...بعد از آن خلافت بر منهج تأسیس خواهد شد.

 ‏فلهذا بگذارید که مردم عمیقاً از بنیاد، ادعا‌های مکارانه و فریبنده‌ای رژیم بجوا-عمران را ببیند که خود را حامیان و مخلص به نبوت خطاب می‌کنند؛ در حالی‌که شب و روز درست مثل حکومت‌های راحیل-نواز، کیانی-زرداری و مشرف-عزیز قبل از این‌ها برای تحقق آجندای استعمارگران فعالیت می‌کردند. بنابر این، تمام کسانی‌که برای تغییر واقعی مخلص هستند تا رضایت الله سبحانه‌و‌تعالی را حاصل و در آخرت همراهی و شفاعت رسول الله ﷺ را بدست بیاورند، بر آنان واجب است که با عزم راسخ و جدوجهد برای تأسیس مجدد خلافت راشدۀ ثانی بر منهج نبوت دعوت کنند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

تایمز: امریکا جنگ افغانستان را "خصوصی" خواهد ساخت! چگونه؟

(ترجمه)

روزنامۀ "تایمز" گزارش کاترین فیلیپ خبرنگار امور دیپلوماسی را تحت عنوان "طرح امریکا برای خصوصی‌سازی جنگ افغانستان" نشر نمود. این گزارشی‌که روزنامۀ "عربی 21" آن را ترجمه نموده است، برملا می‌سازد که ترامپ جایگزین نمودن برخی از شرکت‌های خصوصی امنیتی امریکایی را به عوض نیروهای امریکایی در افغانستان بررسی می‌نماید. فیلیپ سخنان ایریک پرنس-طراح این مفکوره- را چنین نقل نموده است: «ترامپ از تصمیم نگرفتن خصوصی‌سازی جنگ افغانستان در سال گذشته که پنتاگون استراتیژی خود را در افغانستان بازنگری نمود، پشیمان است.» فیلیپ یادآور شده است که: «پرنس بنیانگذار شرکت "بلک واتر" تاریخ کثیف و سابقۀ سیاه در افغانستان و عراق دارد.»  

در این گزارش به نقل از پرنس گفته است: «می‌‌داند که رئیس جمهور امریکا در طرح خود تجدید نظر می‌کند و به عوض جنرال جان نیکلسون فرمانده ارتش امریکا در افغانستان، جنرال اسکات میلر متخصص و فرمانده عملیات ویژه را جایگزین نموده است.» پرنس ملیر را چنین توصیف می‌نماید: «او شخص سنت‌گرا نیست... من مطمئن هستم که وی به افغانستان برای به عهده گرفتن تغییر چگونگی کارکرد فرستاده شده است.» این نویسنده طرح پرنس را مبنی بر خروج 15 هزار نیروی امریکا از افغانستان و به عوض آنان اعزام نیروی ویژه‌ای‌که متشکل از 8 هزار جنگجوی‌که در کنار نیروهای افغانی با پشتیبانی هوایی فعالیت نمایند، بیان نموده و گفته‌های پرنس را چنین نقل نموده: «با آوردن این تغییر، بودجۀ جنگی سالانۀ امریکا که به 70 میلیارد دالر می‌رسد، کاهش خواهد یافت.» 

الوعی: امریکا دولت اول استعماری در جهان و اسلام دشمن اول امریکاست. امریکا در استعمار خود ریسمانش را بر دوش اسلام می‌اندازد تا مسلمانان را بدون ممانعت، خودش یا به واسطۀ کسی دیگری به قتل برساند. امریکا و تمدن وحشی‌اش محکوم به زوال و نابودی‌ست.

برگرفته از مجلۀ الوعی-شمارۀ 385

ادامه مطلب...

ایران شاخه‌ای از حزب الله را در افغانستان ایجاد می‌کند

(ترجمه)

در این اواخر گروه‌های وابسته به شیعیان افغان تحت ادارۀ ایران آغاز به فعالیت نموده و کم‌کم در افغانستان ایجاد تشکیل می‌نمایند تا هسته‌ای از پروژۀ بزرگی را که قرار است از مرزها عبور نماید، تحت نام "حزب الله افغانی" تأسیس نمایند.

یک خبرنگار زن روزنامۀ فرانسوی لوفیگارو در کابل به نام "مارگوبن" در گزارش خود از جزئیات نشستی‌که در ماه جولای گذشته در کابل برگزار گردیده بود و نقطۀ آغاز این پروژه به شمار می‌رود، پرده برداشت. نشست مذکور هیئتی را به همراه داشت که از یک جانب یک‌تن از نظامیان ایرانی، یک‌تن از عناصر سپاه پاسداران انقلاب، یک استاد دانشگاه و یک محصل افغان در یکی از دانشگاه‌های ایران و از سوی دیگر پنج جوان افغان که با توجه خاصی انتخاب گردیده بودند، حضور داشتند. از میان آن‌ها متعلمین افغان نیز بودند که در ایران درس خوانده و در بخش‌های مختلفی کار کرده بودند و هدف از حضور آن‌ها شناسایی استعدادهای تأثیرگذار میان آن‌ها به منظور تمثیل نقاط محوری این گروه‌ها بود و هدف از دیدار هیئت با این گروه و سایر گروه‌های کوچک بصورت جداگانه این است تا هستۀ ابتدایی این حزب تشکیل گردد.

مارگو از زبان یک‌تن از شاهدان این نشست نقل می‌کند که: «ما می‌خواهیم تا بذر یک پروژۀ شیعۀ فرامرزی را تحت نام حزب الله افغانی بکاریم.» طبق گفتۀ این خبرنگار، ایران امیدوار است تا گروه فاطمیون شیعیان افغانی، که تهران آن را آموزش داده و به خاطر جنگیدن به سوریه فرستاده است، هسته‌ای از حزب مذکور باشد.

الوعی: دولت ایران همواره در مورد دشمنی با اسلام و مسلمانان تحت شعار-به دور از حق- انتقام تاریخی می‌اندیشد که در این راه از دشمنی غرب کافر در مقابل اسلام و تطبیق راهکار بازگشت‌اش به جایگاه بین‌المللی بهره جسته و نیز از امریکا بخاطر تحقق بخشیدن اهداف استعماری او طلب منفعت می‌کند. آیا این‌ها مسلمانان را بیدار نمی‌سازند؟!

برگرفته از مجلۀ الوعی-شمارۀ 385

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش:

السلام عليكم و رحمة الله و بركاته!

در كتاب شخصيۀ اسلامی جلد اول، زیر عنوان "هبوط فقه اسلامى" صفحۀ ۳۹۲ چنين آمده است: «مانند قفال که به بسته شدن دروازۀ اجتهاد قول كرده اند.» اما من در مورد اين عالم تحقيق كردم، جز دو تن کسی دیگر را بدين نام پیدا ننمودم و هم‌چنان در سيرت و زندگی‌نامۀ آن دو تن این را نیافتم كه به طرف بسته كردن دروازۀ اجتهاد فراخوانده باشند و آن دو قفال شاشى و قفال مروزى اند و هردو پیرو فقه شافعی هستند. پس هدف از عالم که در کتاب شخصیه بدان اشاره شده، كيست؟ الله سبحانه شما را پاداش خير دهد.

پاسخ:

وعلیکم السلام و رحمة الله و برکاته!

بدون شک پرسش شما به آنچه که در کتاب "الشخصیة الاسلامیة" جزء اول زیر عنوان "هبوط الفقه الاسلامی" وارد شده ارتباط می‌گیرد و آن قرار ذیل است: «...بلکه آن‌ها به بسته نمودن دروازۀ اجتهاد باورمند شدند و به نادرست بودن اجتهاد فتوی دادند و حرف بجایی رسید و اکثر علمایی‌که اهلیت اجتهاد را داشتند و شروط اجتهاد در آن‌ها تکمیل بود، به اجتهاد کردن جرئت نمی‌کردند؛ با وجود آن‌که مجتهد بودند. این انحطاط از اوایل قرن چهارم هجری آغاز گردید؛ مگر چون آغاز و ابتدای انحطاط در بخش فقه و اجتهاد بود، حالت و وضعیت الی اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری تا حدی مناسب و قناعت‌بخش بود. با آن‌هم مجتهدین و علمایی بودند؛ مانند:  قَفَّال، که به بسته نمودن دروازۀ اجتهاد فتوی می‌دادند.»

در رابطه به قفال باید گفت که در بعضی مصادر سه تن با لقب قفال ذکر گردیده؛ نه دو تن که در ذیل به آن‌ها می‌پردازیم:

در سیر اعلام النبلاء جلد ۱۶ صفحۀ ۲۸۳ چنین آمده است: «قفال الشاشی؛ پیشوای دانشمند، فقیه، اصولی، لغوی، عالم و دانشمند اهل خراسان؛ ابوبکر محمد بن علی بن اسماعیل بن شاشی، از پیروان مذهب شافعی قفال بزرگ، امام و پیشوای وقتش در ماورالنهر و صاحب تصانیف و تألیفات فراوان است. حاکم در مورد او گفته است: او از داناترین‌های  ماورالنهر در علم اصول بود و بیشترین سفرها را در طلب و جستجوی حدیث شریف داشت. ابواسحاق در "طبقات" گفته است: او در سال سی و ششم فوت کرده است. این یک توهم واضح است؛ زیرا حاکم وفات او را در سال ۳۶۵هـ.ق ذکر نموده است. هم‌چنان ابوسعید سمعانی تاریخ وفاتش را در همین سال ۳۶۵هـ.ق به ثبت رسانده و تاریخ تولدش را هم در سال ۲۹۱هـ.ق تسجیل نموده است. سمعانی در بارۀ قفال گفته است: او تصنیفات زیادی دارد که مثلش را کسی ندارد و او اولین کسی از فقهاء است که جدل حسن را تصنیف کرد. او کتابی در اصول فقه دارد و "شرح الرساله" هم از اوست. هم‌چنان توسط او فقه شافعی در ماورالنهر انتشار یافت. سمعانی می‌گوید: ابوبکر قفال کتاب "دلائل النبوة" و کتاب "محاسن الشریعة" را هم تصنیف کرده است.»

در الطبقات الشافعیه پیرامون او چنین آمده‌است: «محمد پسر اسماعیل ابوبکر شاشی قفال بزرگ، یکی از مشاهیر مذهب شافعی و ائمۀ مسلمانان بود که در سال ۲۹۱هـ.ق دیده به جهان گشود. شیخ ابواسحاق گفته: او یک امام بود و تصنیفات زیادی دارد که مثلش را کسی ندارد و او اولین کسی از فقهاء است که جدل حسن را تصنیف کرد و او کتاب خوبی در اصول فقه دارد که "شرح الرساله" هم از او است و توسط او فقه شافعی در ماورالنهر انتشار یافت. حاکم در مورد او چنین گفته است: از داناترین‌های ماوراء النهر در زمان خودش در علم اصول و بیشترین گردش‌کنندگان در جستجوی احادیث به شمار می‌رود. حلیمی گفته است: شیخ ما(قفال) داناترین کسی بود که من از علمای عصرش دیده‌بودم. نووی در تهذیب خود گفته: هرگاه از قفال شاشی یاد شد، منظور همین کسی است که در موردش گفتیم و هرگاه قفال مروزی یاد شد، مقصد همان قفال خورد می‌باشد. از جمله تصنیفات شاشی؛ دلایل النبوة، محاسن الشریعة، ادب القضاء، جزء کبیر  و تفسیر کبیر می‌باشد و درسال ۳۶۵هـ.ق وفات یافت.»

در سیر اعلام النبلاء جلد ۱۷ صفحۀ ۴۰۵ این‌گونه آمده است: «قفال، پیشوا و دانشمند بزرگ، از بزرگان مذهب شافعی، ابوبکر عبدالله پسر احمد پسر عبدالله مروزی خراسانی کسی بود که در صنعت قفل‌سازی به منت‌های مهارت رسیده بود، چنانچه او قفلی را با تمام وسایل و کلیدش به وزن چهار دانه درست کرد و چون به سن ۳۰ سالگی رسید، در وجود خود ذکاوت فوق العادۀ را احساس کرد و فقه را ترجیح داد و به خواندن آن پرداخت و در آن خوب ماهر شد تا این‌که نمونۀ شد که به او مثل می‌زدند و او صاحب طریقۀ خراسانیان در فقه است. فقیه ناصرالعمری پیرامونش گفته است: در زمان ابوبکر قفال، کسی فقیه‌تر از او نبود و در آینده‌هم مثلش پیدا نخواهد شد و ما در موردش می‌گفتیم که او فرشته‌ای‌ست در شکل انسان. ابوبکر سمعانی در امالی خود گفته است: قفال در فقه، حفظ، ورع و زهد شخص بی‌نظیر زمانش بود و از او آثاری در مذهب شافعی بجا مانده که از هم‌عصرانش نمانده است و شیوۀ برگزیدۀ او در معالجۀ احکام فقهی از ناب‌ترین، محقق‌ترین و قوی‌ترین شیوه‌ها در مذهب شافعی است که یارانش از او نقل نموده و فرا گرفته اند. فقهاء از شهرهای مختلف به سوی او بار سفر می‌بستند و از نزد او به صفت پیشوایان فارغ‌التحصیل می‌شدند. او در سال ۴۱۷هـ.ق در جمادی الآخر در سن ۹۰ سالگی فوت نموده و روایت‌هایش کم است؛ زیرا او در کهن سالی و چیزی قبل از آن شنیده‌بود.»

در الطبقات الشافعیه از او این‌گونه یاد شده‌است: «عبدالله بن احمد بن عبدالله مروزی امام بزرگ، ابوبکر قفالی‌خورد شیخ روش و شیوۀ اهل خراسان، وی به لقب قفال از این جهت یاد می‌شود که او در ابتدای زندگی‌اش قفل می‌ساخت و درین صنعت خوب مهارت داشت تا آنجا که یک قفل را با کلیدش به وزن چهاردانه ساخت، چون  به عمر ۳۰ سالگی رسید در خود ذکاوتی را احساس کرد و بسوی فقه روی آورده و در نزد شیخ ابوزید و کسانی غیر از او اشتغال ورزید، در علم فقه به درجۀ امامت رسید که به او در فقه اقتداء می‌شد؛ مردم زیادی از اهل خراسان از او فقه و حدیث را فرا گرفتند و آن را انتقال و بیان نمودند. ابوبکر سمعانی در امالی پیرامون‌اش گفته است: ابوبکر قَفال در فقه، تقوی و زهد یکه‌تاز زمانش بود و او در مذهب شافعی آثاری دارد که دیگران از اهل زمانش ندارند. شیوه و روش برگزیدۀ او در معالجۀ احکام فقهی از ناب‌ترین، محقق‌ترین و قوی ترین‌شیوه‌ها در مذهب شافعی است که یارانش از او نقل نموده و فرا گرفته اند. او در سال ۴۱۷هـ.ق به عمر ۹۰ سالگی در جمادی الآخر در مرو وفات نمود. از تصانیف او "شرح تلخیص" در دو جلد، "شرح الفروع" در یک جلد و کتاب "فتاوی" در یک جلد ضخیم و بسیار سودمند است.»

در کتاب الاعلام از زرکلی چنین آمده است: «محمد پسر احمد پسر حسین پسر عمر، ابوبکر شاشی قفال فارقی ملقب به فخر الاسلام، مستظهری، امام و قائد شافعیان در عراق و در زمان خودش است. وی در منطقۀ بنام "میافارقین" تولد شده است. هم‌چنان وی به بغداد رفته و در مدرسه نظامیۀ بغداد در سال ۴۰۵هـ.ق مسئولیت تدریس را به عهده‌گرفت و تا هنگام وفات به این وظیفه ادامه داد. از تألیفات وی کتابی است بنام "حلیةالعلما فی معرفة مذاهب الفقهاء" این کتاب بنام مستظهری شهرت یافت؛ چون این کتاب را برای امام مستظهر بالله تصنیف کرده بود و کتابی دیگرش بنام "المعتمد" که در حقیقت شرح و تفصیل کتاب قبلی است؛ هم‌چنان "الشافی" شرح مختصر المزنی و "الفتاوی" مشهور به فتاوای شاشی و "العمده" فی فروع الشافعیه از جمله تصنیفات وی می‌باشد.»

هم‌چنان پیرامونش در الطبقات شافعیه چنین آمده‌است: «محمد پسر احمد پسر حسین پسر عمر، فخر الاسلام ابوبکر شاشی، در منطقۀ "میافارقین" در محرم سال ۴۲۹هـ.ق تولد شده و فقه را از قاضی آن منطقۀ ابو منصور طوسی شاگرد شیخ ابومحمد و علی کازرونی صاحب "ابانه" فرا گرفت و چون طوسی از منصب قضا عزل شد، از آنجا برگشت و به بغداد رفت و در نزد شیخ ابواسحاق شیرازی مشغول فراگیری علم شد و او را ملازمت کرد تا آن‌که او را شناخت و تکرار کنندۀ درسش بود و "الشامل" را نزد علی ابن صباغ خواند. وی یک شخص هیبت‌ناک با وقار، فروتن و پرهیزگار بود و در اوایل عمرش بخاطر پرهیزگاری زیادش اورا جنید می‌گفتند. هم‌چنان ریاست مذهب بعد از شیخ‌اش به او منتهی شد و مدت یک‌و‌نیم سال در مدرسۀ نظامیۀ بغداد تدریس کرد. ذهبی گفته: او اشعری و صوفی بود و در شوال سال  ۵۰۷ هـ.ق وفات نمود و با شیخ‌اش در یک قبر و یا در کنار قبرش دفن شد. کتابی دارد بنام "الحلیه" در دو جلد و در آن اختلافات زیادی را از علماء ذکر کرده و آن‌را برای خلیفه مستظهر باالله نوشته کرده بود و به همین مناسبت او را مستظهری می‌گویند، کتاب "الترغیب فی العلم" در یک جلد که متضمن  فروعات با ذکر دلایل آن است و کتاب العمده که مختصر است.»

یعنی آن‌ها سه تن از فقهای مذهب شافعی اند که قفال لقب داده شدند:

1. قفال شاشی کبیر که بین سال‌های(۲۹۱-۳۶۵هـ.ق) می‌زیست و قدیم‌ترین شان است. او محمد پسر علی شاشی قفال بود. شاشی بخاطر نسبت‌اش به شهر(الشاش) است که از شهرهای ماورالنهر می‌باشد.

2. قفال مروزی که بین سال‌های(۳۲۷-۴۱۷هـ) می‌زیست؛ وی عبدالله پسر احمد پسر عبدالله، ابوبکر، مشهور به قفال مروزی "با  فتح میم و واو" نسبت به مرو شاه‌جهان و به قفال ملقب گردید؛ چون حرفه‌اش قفل‌سازی بود؛ گاهی او را قفال صغیر می‌نامند تا از قفال شاشی بزرگ متوفی ۳۶۵هـ.ق تفکیک شود. وی(قفال مروزی) فقیه شافعی مذهب و شیخ خراسانیان بود و در ابتدای کارش قفل می‌ساخت و چون به ۳۰ سالگی رسید، مشغول تحصیل و تعلیم شد؛ دانش آموزان از شهرها نزد او آمده و از نزدش بدرجۀ امامت فارغ می‌شدند. وی در منطقۀ سجستان وفات نمود و از تصنیفاتش در فقه "شرح فروع ابن الحداد" است.

3. قفال مستظهری که بین سال‌های(۴۲۹-۵۰۷هـ) زندگی می‌نمود. او محمد پسر احمد پسر حسین پسر عمر، ابوبکر، فخرالاسلام شاشی، قفال فارقی، مشهور به مستظهر بالله می‌باشد. وی در شهر "میا فارقین" مشهورترین شهر دیار بکر تولد شد و فقیه شافعی مذهب بود؛ ابواسحق شیرازی را ملازمت کرد و از تصانیفش"حلیة العلماء فی مذاهب الفقهاء" است که آن‌را برای خلیفه مستظهر باالله تصنیف کرده بود؛ به همین نسبت به او مستظهری لقب داده شد. این قفال سوم را هیچ یک از مصادر با لقب قفال ذکر نکرده، جز زرکلی در اعلام.

اما شخصی‌که بسته نمودن دروازۀ اجتهاد به او نسبت داده شده، قفال مروزی شیخ خراسانیان می‌باشد و از جمله دلایل بر این مدعی، اینست: در حاشیۀ عطار جلد۲ صفحۀ ۴۲۳ که بالای "شرح جلال محلی" و آن بالای "جمع الجوامع" از عبدالوهاب پسر علی تاج الدین سبکی متوفی۷۷۱ هـ.ق نوشته شده، چنین آمده است: «مصنف ادعا نموده که پدرم بدرجۀ مجتهد مطلق رسیده است و در ترشیح التوشیح گفته است: اگر بگویی آنچه را که شما از رسیدن شیخ امام بدرجۀ اجتهاد مطلق ادعا کردید، بقول غزالی در "وسیط" مردود است؛ چون‌که آن زمانه از مجتهد مطلق و مستقل خالی بود و این تنها سخن او نیست؛ بلکه این سخن را قفال شیخ خراسانیان نیز قبل از او گفته بود. این سخن را رافعی و نووی از وسیط نقل نموده و بر آن سکوت کرده اند. من می‌گویم: درین سخن نظر انداخته فکر کردم و این برایم آشکار شد که وی و کسانی‌که قبل از او این سخن را گفته اند، مقصدشان خالی بودن عصر از مجتهدی‌که امور قضاء را بدوش داشته باشد، است.»

امام زرکشی متوفی ۷۹۴هـ.ق در"البحر" گفته: «و اما نسبت به این قول امام غزالی که گفته است بدون شک که زمانه از مجتهد مستقل خالی بود و به این قول قبل از او قفال شیخ خراسانیان نظر داده بود، درین مورد گفته شده که مقصد از قول غزالی و قفال مجتهدی است که متولی منصب قضاء باشد؛ زیرا محققین علماء از منصب قضاء دوری می‌کردند و منصب قضاء را در زمان آن‌ها غالباً کسانی به عهده می‌گرفتند که پایین‌تر از مجتهد می‌بودند و چگونه ممکن است که به خالی بودن آن زمان و عصر از مجتهد حکم کرده‌شود، در حالی‌که خود قفال به پرسش‌کننده در مسئلۀ "کوت غله" می‌گفت: از مذهب شافعی می‌پرسی یا از آنچه در نزد من است؟ قفال مروزی، شیخ ابو علی و قاضی حسین گفته اند: ما مقلدین امام شافعی نیستیم؛ بلکه رأی و نظر ما با رأی و نظر او موافقت کرده است.»

از آنچه گفته شد، واضح می‌گردد که در بین دانشمندان کسانی وجود دارند که به قفال مروزی شیخ خراسانیان که بین سال‌های(۳۲۷-۴۱۷هـ) می‌زیست، بسته نمودن دروازه اجتهاد را نسبت داده اند و یا حد اقل این را که زمانه و عصر از مجتهد مستقل و مطلق که پیرو مجتهد قبلی نباشد، خالی بود؛ گرچه این سخن برای منع اجتهاد صریح نیست.

اما سخن قابل توجه این است که قفال خراسانی بسته نمودن دروازۀ اجتهاد به او نسبت داده شده، حرفه‌اش قفل سازی بود و در آن خوب مهارت داشت و شاید این یک تصادف عجیب بوده باشد که حرفه‌اش با آنچه به او از بسته نمودن باب اجتهاد نسبت داده می‌شود، هم‌خوانی و مطابقت نموده باشد. من نمی‌دانم که بسته نمودن باب اجتهاد و قول بر آن از جهت صنعت قفل سازی اوست و یا فقط یک تصادف و هم‌خوانی می‌باشد. این را از این جهت می‌گویم  که چنانچه در البحر از زرکشی آمده و در فوق هم بیان شد که او خودش با وجود این‌که شافعی بود، اجتهاد می‌کرد و در همین کتاب چنین آمده است: «و قفال خودش در مسئلۀ کوت غله به پرسش‌کننده می‌گفت: از مذهب شافعی می‌پرسی یا از آنچه در نزد من است؟ او و شیخ ابوعلی و قاضی حسین گفته اند: ما مقلدین شافعی نیستیم؛ بلکه رأی ما با رأی او موافقت کرده است.»

به هر حال، امیدوارم همین‌قدر برای جواب سوال تان کافی باشد.

برادرتان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

 ۲۶شعبان ۱۴۳۹هـ.ق

 ۱۲می ۲۰۱۸م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

هیئتی از اهالی، بزرگان و انقلابیون حومۀ الساحل، پل شغور و حومۀ غربی ادلب و همراه با آنان بزرگان بی‌جاشدگان غوطۀ شرقی به اترش ترکیه از طریق اداره بازرسی در الساحل (اشتبرق) تسلیم نمودند.یک شنبه، 03 ربیع الاول 1440هـ.ق / 11 نومبر 2018م

ادامه مطلب...

حزب التحریر-ولایه سوریه در شهر ادلب برای لغو نمودن توافق خائنانۀ سوچی تظاهرات به راه انداخته و شعار ذیل را سر دادند "توافق سوچی؛ خون مان را ریخت و دشمنان مان را حمایت نمود".جمعه، 01 ربیع الاول 1440هـ.ق / 09 نومبر 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: استاد توانا احمد القصص عضو حزب التحریر-ولایه لبناندوشنبه، 04 ربیع الاول 1440هـ.ق / 12 نومبر 2018م

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

جمعی از خواهران گرامی تحت عنوان "برنامه‌های سیکولرسازی باعث از هم گسختگی بنیان خانواده مسلمان می‌شود!".خواهرانی‌‌که در کنفرانس جهانی زنان  که توسط حزب التحریر درتونس تحت عنوان "خانواه؛ چالش‌ها و راه حل‌های اسلامی!" برگزار نموده  بود، سخنرانی نموده بودند.

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه