- نشر شده در ویدیوها
تحلیل رسانهای دکتور ابراهیم التمیمی عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-سرزمین مبارک (فلسطین).
دوشنبه، 16 ذو الحجه 1439هـ.ق / 27 آگست 2018م
تحلیل رسانهای دکتور ابراهیم التمیمی عضو دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-سرزمین مبارک (فلسطین).
دوشنبه، 16 ذو الحجه 1439هـ.ق / 27 آگست 2018م
آیات (65-66) سوره مباکۀ آل عمران: "يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْرَاهِيمَ وَمَا أُنزِلَتِ التَّوْرَاةُ وَالْإِنجِيلُ إِلَّا مِن بَعْدِهِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ"ارایه کننده: شیخ یوسف مخازره (ابو الهمام)
سه شنبه، 25 ذو القعده 1439هـ.ق / 07 آگست 2018م
حزب التحریر ولایه تونس روز عید اضحی در مقابل مسجد ابو لبابة الانصاری پیام خویش را توسط استاد طارق رافع مبنی بر محکوم نمودن مصوبه کمیتۀ آزادیها و سخنان سیسی رئیس جمهوری تونس، ارایه نمود.
سه شنبه، 10 ذو الحجه 1439هـ.ق / 21 آگست 2018م
(ترجمه)
حکام ظالم پاکستان و مزدوران امریکا در گمراهی، تکبر و طغیان بر مسلمانان پاکستان و خصوصاً در حق اعضاء و انصار حزب التحریر ثابت بوده اند؛ علی الرغم اینکه شباب حزب را معمولاً و عادتاً اختطاف مینمایند؛ راهی جدید را-که اختطاف زنان میباشد- اختیار نموده اند! نیروهای امنیتی پاکستان به تاریخ 30 جولای 2018م رومانه حسین خواهر ما را که معلم مشهور و دارندۀ سند ماستری در مطالعات اسلامی است، اختطاف نمودند؛ این درحالی است که شب دو شنبه، مورخ 13 اگست 2018م به خانۀ دکتور روشن یورش برده و دکتور روشن را همراه با همسرش به جرم اینکه میگویند پروردگار ما الله سبحانه وتعالی است، اختطاف نمودند. آنها این قول الله سبحانه وتعالی را فراموش نمودند و یا اینکه اظهار مینمایند که فراموش نمودهاند:
﴿إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِيقِ﴾
[بروج: 10]
ترجمه: بیگمان کسانیکه مردان مؤمن و زنان مؤمن را شکنجه میدهند تا از دین الهی برگردند و سپس توبه نمیکنند و از کردۀ خویش پشیمان نمیشوند، قطعاً عذاب دوزخ دامنگیر ایشان خواهد شد و همچنین عذاب آتش سوزان بهرۀ آنان خواهد بود.
و این فرمودۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم را:
«ومن عادى أولياء الله فقد بارز الله بالمحاربة»
(رواه حکیم از معاذ ابن جبل)
ترجمه: کسیکه در مقابل اولیاء الله(آنانیکه به الله سبحانهوتعالی نزدیک اند) قرار گرفته و ستیزه کند؛ در واقع در جنگ با الله(سبحانهوتعالی) قرار گرفته است.
و نیز این قول رسول الله صلی الله علیه وسلم را:
«إِنَّ اللَّهَ قَالَ مَنْ عَادَى لِي وَلِيًّا فَقَدْ آذَنْتُهُ بِالْحَرْبِ»
(رواه البخاری)
ترجمه: الله(سبحانه وتعالی) میفرماید: کسیکه با ولی من عداوت کند؛ من با او اعلام جنگ میکنم.
الله متعال خواهرانما را از غم و مشکلات برهاند و انتقامشان را از کسانیکه بر آنان ظلم رواداشتهاند، بگیرد. لهذا دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر در واکنش به این اقدامات حکومت مجرم پاکستان در حق زنان مستضعف مسلمان کمپاین جهانی را تحت نام " خواهرانمان؛ رومانه و روشن را آزاد کنید!" به راهانداخته است.
ای مسلمانان! شما را به کار نمودن با حزب التحریر به طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم در برپایی دولت اسلامی فرا میخوانیم. الله سبحانه وتعالی فرمودهاست:
﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا استَجيبوا لِلَّهِ وَلِلرَّسولِ إِذا دَعاكُم لِما يُحييكُم وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ يَحولُ بَينَ المَرءِ وَقَلبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيهِ تُحشَرونَ﴾
[انفال: 24]
ترجمه: ای کسانیکه ایمان آوردهاید!(دعوت) الله(سبحانه وتعالی) و پیامبر(او را) اجابت کنید، هنگامیکه شما را به سوی چیزی فرا میخواند که شما را حیات(و زندگی) میبخشد و بدانید که الله(سبحانه وتعالی) میان شخص و قلب او حایل میشود و(بدانید) که به سوی او محشور میشوید.
این است یگانه راه درست برای به دست آوردن رضایت الله سبحانه وتعالی. یا الله! ما را کمک ویاری فرما و خواهرانمان؛ رومانه، روشن و همسرش و تمامی اسیرانی را که در زندانهای طاغوتی قرار دارند، در حفظ و امان خود داشته باش! یا الله! آن روزی را فرارسان که مسلمانان به کمک و یاریات حکومت اسلامی را در زمین باز گردانیده و کسانی را که بر فرزندان و دختران امت معزز ما ظلم و تجاوز مینمایند، مجازات مینماید! یا الله! دعای ما را بپذیر! آمین!
دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر
(ترجمه)
خبرهایی از ارتباط بین مقامات لبنانی و رژیم سوریه و اعضایش فضاگیر شدهاست، طوریکه هیچ توضیح و تکذیبی در مورد این ارتباط از طرف کسانیکه این شایعات بر آنان وارد شده، شنیده نشدهاست. این امر نگرانیهایی را برای مسلمانان لبنان در مورد اقدامات دولت و رهبری آن در سطح بالاتر ایجاد کردهاست، در مورد رابطه با رژیم البعث، خاندان اسد و پیرواناش، کسانیکه نه تنها جرایمشان علیه مردم در سوریه ثابت شده، بلکه علیه رهبران و مقامات سیاسی در لبنان نیز به اثبات رسیدهاست؛ همچنان ثابت شده که آنها اشخاص حامل مواد منفجره و پروژههای قتل و آشوبگرایانه را به لبنان میفرستند که از آن جمله میتوان به قضیۀ سماحه-مملوک اشاره کرد. چون این خبر هنوز در دایرۀ اطلاعات سری است و شکل شایعه را دارد.
بناءَ ما حزبالتحریر-ولایه لبنان دولت لبنان را از هرگونه اقدام یا تلاش برای رفتن در این راه و از انجام اقداماتی به منظور نظرسنجی، تا اگر رسماً دست به چنین کاری بزند، عکسالعملشان را ببیند، هشدار میدهیم. مخصوصاً که به نظر میرسد این خبرها به هماهنگی جنبشهای کشورهایی باشد که ادعاء میکنند با اسد و رژیماش خصومت دارند، مانند امریکا و دولت یهود، که امروزه ظاهراً تحت نامهای گوناگون به دنبال حفظ رژیم اسد اند و او را از طریق طرفداران، حامیان و همپیمانان پنهانیاش کمک میکنند تا بعد از شکنجه، قتل و بیجا کردن مردم سوریه، یکبار دیگر کنترول آنها را بدست گرفته و گارد حفاظت از سرحدات با دولت یهود را به همان حالتی که چهل سال قبل بود، به عقب برگرداند.
ما به دولت لبنان تذکر میدهیم که مسلمانان لبنان، کسانیکه ادامۀ مسلمانان سوری هستند؛ آنانیکه باقیمانده اند و آنانیکه بیجا شده اند، با بهانههای ضعیفی چون منفعت برتر لبنان و رابطه با همسایهها، سازش و عادیسازی را با این رژیم مجرم قبول نخواهند کرد. منافع لبنان به این جنایتکار و پیرواناش وابسته نیست. در مقابل، این روابط بایستی با مردم شریف سوریه عادی باشد، آنانیکه علیه این ظالم انقلاب کردند تا او را از ریشه برکنند، ولی توسط توافقات و توطئههای غرب و شرق علیهشان متوقف شدند و توسط همکاری رهبران لبنان و کسانیکه مطابق این گفتۀ الله سبحانه وتعالی میباشند:
﴿وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾
[جاثیه: ۱۹]
ترجمه: همانا ظالمان یار و یاور یکدیگر اند.
هر زمان چنین خبرهایی گسترش مییابد و قبل از اینکه رسمی شود، ما به مردم لبنان را میفهمانیم که هر اقدامی در این راه در شریعت ما و از سوی مردم ما مردود است. ما بطور قطع میگوییم هر کسیکه در کنار ظالم بایستد ظالم است و هر کسیکه باشد باید محاسبه شود.
ما به مردم مسلمان لبنان و به مردم بیجا شدۀ سوریه از اطمینان خود به وعدۀ الله سبحانه وتعالی مژده میدهیم که برایمان گفته است که بیعدالتی تا ابد نخواهد ماند، مهم نیست که چقدر دوام کند. ظالم نفرین شده و در این دنیا بازنده است، حتی بعد از یک مدت و در آخرت با عذاب طاقتفرسایی مواجه خواهد شد. همینطور که مطابق فرامین الله سبحانه وتعالی به پیش میرویم و راه آزادی امت از این حکام ظالم را میجوییم، برای گفتن حق و حمایت از آن درنگ نمیکنیم تا این که وعدۀ الله سبحانه وتعالی را حاصل کنیم، حال آنکه از نصرت و حمایتاش مطمئن هستیم. الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ﴾
[جاثیه: ۱۹]
ترجمه: یقیناً الله(سبحانه وتعالی) یار و یاور پرهیزگاران است.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر – ولایه لبنان
از حضرت جابر رضی الله عنه روایت است که گفت: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود:
«يُبْعَثُ كُلُّ عَبْدٍ عَلَى مَا مَاتَ عَلَيْهِ»
(رواه مسلم، باب الامر بحسن الظن بالله تعالی)
ترجمه: هر شخص بر آنچه که مرده است، زنده میگردد.
خوانندهگان گرامی! خاتمۀ نیکو(خوب) از نعمت بزرگ الله سبحانه وتعالی بوده که آن را برای دوستان خود نصیب میگرداند. اما پرسش اینجاست که این نعمت را کی به دست میآورد؟ و رسیدن به آن چگونه خواهد بود؟ بدون شک ثبات و استقامت برحق و اخلاص، از اسباب مهم رسیدن به این نعمت بزرگ میباشد، زیرا کسیکه پیروی و پابندی مخلصانه از احکام دین نماید، که الله سبحانه وتعالی را راضی گرداند، این نعمت را الله سبحانه وتعالی برایش میدهد.
ای مسلمانان! چرا از مرگ انسانها عبرت نمیگیریم، حال آنکه همۀ ما خواهیم مرد؟ اما پرسش اینجاست که در چه حالت میمیریم؟ آیا در حال گناه میمیریم یا در حال طاعت؟ طوریکه امروز مشاهده میگردد، عدۀ زیادی از مردم رهنما را گم کرده و در راه، هلاک گردیدهاند. یعنی در بحر حکومتهای علمانیه(بیدین) و کافر غرق شده و در تلاطم امواج خطرناک آن زیانمند گردیده، در گرمای بادهای تند و سوزان آن هلاک شدهاند؛ به زندگی دور از اسلام خود قانع شده و عمرهایشان بیهوده سپری میشوند، و این چنین در روز قیامت زنده میگردند. پس آیا زنده شدن کسیکه در حال سجده مرده است، مثل کسی است که در حال رقص و یا بیحیایی مرده است؟ و آیا زنده شدن کسیکه در حال طاعت فوت نموده مثل کسی است که در حال گناه مرده است؟ شما را به الله سبحانه وتعالی قسم، آیا نمیخواهید در حالی زنده شوید که به خاطر الله سبحانه وتعالی و در راه او عمل کننده باشید؟
بناءً با کسانی باشید که به خاطر اعادۀ دین الله سبحانه وتعالی و بازگشت خلافت اسلامی، نظامیکه اسلام را بالای مسلمانان تطبیق میکند، کار و فعالیت مینمایند. یا الله، ما را با آمدن خلافت راشده برمنهاج نبوت، که در آن وحدت مسلمانان نهفته باشد، مستفید بگردان و از ما مصائب و بلاها را دور نما! یا الله، زمین را به نور و جه کریمت منور گردان! اللهم آمین آمین!
(ترجمه)
یازدهمین انتخابات عمومی پاکستان، خشم شدید مسلمانان را در شرایط فعلی برانگیخته است. آنها بر فقر روزافزون جامعه، فساد ماهرانهی طبقات سیاسیون و آشفتگی کشور قهر اند که همه از نتیجهی دوستی با امریکا به وجود آمده است. با این حال، حکام جدید قادر به آوردن تغییرات و تحول نخواهند بود؛ چون آنها بطور کامل به نظامی تکیه زده اند که نفس خود این نظام از ابتداء مشکلات را به وجود آورده است و این نظام دموکراسی نام دارد.
حاکمان جدید هرگز فساد را ریشهکن نخواهند کرد، زیرا دموکراسی خود زمنیهی غارت ثروت را در سراسر جهان و به خصوص برای غرب مهیاء میسازد. پاکستان در این امر در استثناء قرار ندارد و ذاتاً دموکراسی طبقهی از سیاستمداران را ایجاد کرده که صدها میلیون روپیه را در انتخابات سرمایهگذاری میکنند تا از طریق تأمین مالکیت صنایع بزرگ کشور و همچنان از منابع طبیعی معادن و انرژی، دوباره با به قدرت رسیدن آن را دو برابر حاصل کنند. فساد بخشی از دموکراسی است، چون حتی حاکمان جدیدیکه با آجندای مبارزه علیه تروریزم در اریکهی قدرت آمدند، سیاستمداران فاسد را در صفوف تکت حزبی خود قرار دادند، به این منظور که قابل انتخاب باشند و برنده شوند.
به تاریخ ۴ جولای ۲۰۱۸م، عمران خان اعتراف کرد که او نمیتوانست تقریباً برای هریک از هفت هزار کاندیدان ملی و ایالتی اطمینان بدهد که حزبش را در انتخابات سر پای ایستاده کرده و چنین اظهار داشت: «شما برای برنده شدن در انتخابات به رقابت میروید؛ مگر شما در انتخابات رقابت نمیکنید که یک فرد خوب شوید. من میخواهم برندهی این انتخابات شوم و بس.» وی افزود: «در اینجا طبقهی سیاسی چندان تغییری جدی نکرده؛ چون شما میتوانید که بازیگران جدید را در سیاست دخیل کنید؛ اما نمیتوانید که تمام بنیاد طبقهی سیاسی را تغییر دهید.» بنابر این، پس چگونه میتوانیم بر هر حاکمی امیدوار باشیم که میخواهد با تطبیق دموکراسی فساد را خاتمه دهد؟
حکام جدید فقر را از بین نخواهند برد، زیرا دموکراسی توسط پالیسیهای استعمارگر و سرمایهداریاش باعث تخریب اقتصاد بنیادی پاکستان میشود. این نظام اقتصادی دموکراسی است که منابع بزرگ(نفت، گاز، طلا و...) کشور را خصوصیسازی میکند و بعداً برای اینکه به کسر بودجه مواجه نشود، به تمام ملت نظام مالیات تحمیلی را وضع میکند. آخر در آمد منابع کجا شد!؟ حاکمان جدید به مردم وعدههای بیشتری میدهند، همانگونه که حکام قبل از آن کاملاً متعهد به نظام فعلی سرمایهداری بودند و با قوانین استعماری اقتصادی آنها موافقت داشتند. عمران خان ضمن اینکه به نمایندهگان ارشد برخی از مؤسسات مالی جهانی در کنفرانس لندن، که به تاریخ ۲۲ اپریل ۲۰۱۸م توسط بانک سرمایهگذاری جهانی برای بازارهای مرزی Exotix Capital میزبانی شد، صدای کمکخواهی بلند کرد. وی در آن هنگام همکاری اقتصادی و کمکهای صندوق بینالمللی پول را نیز پذیرفت. بنابر این، چگونه میتوان چشم امید ما بر این حکامی باشد که میخواهند دموکراسی را تطبیق کنند و به فقر خاتمه دهند؟
حاکمان جدید هرگز صلح و امنیت را تأمین کرده نمیتوانند، زیرا دموکراسی ذاتاً پاکستان را توسط امریکا و دوستی با آن به تباهی میکشاند. امروزه دموکراسی در حال حاضر شبکهی پیشتبانی گستردهای را برای امریکا مهیاء و قوت بخشیده که این شبکه شامل سفارتخانهها در هرکشور، دفاتر قونسولگری جاسوسی، خطوط امن تدارکاتی برای نیروهای ناتو و املاک مجهز برای نیروهای نظامی، خصوصی و استخباراتی، که برای تنظیم جنگهای خانمانسوز بیرق دروغین بر مردم ما بلند میکنند، میشوند. برقراری صلح و امنیت نیازمند قطع اتحاد با امریکا و با از بین رفتن حضور زهرآگین آنان در خاک ما است، که عمران خان قصد ندارد این دو نیازمندی را برآورده کند. به تاریخ ۲۶ جولای ۲۰۱۸م، عمران خان اظهار نمود: «با امریکا ما میخواهیم که یک روابط دوجانبهای منافع المشترک داشته باشیم.» با این حال، دقیقاً این همان اتحاد با امریکا است که مسلمانان منطقه را تهدید میکند.
امریکا میخواهد توسط ایجاد مذاکرات میان هند و پاکستان تحت عنوان "عادی سازی(Normalization)" مسئلهی کشمیر را برای همیشه دفن کند تا پروژهی هند بزرگ(آخند بهارت) را تسهیل داده و هند را منحیث یک قدرت بزرگ تبارز دهد. بنابر این، عمران خان چگونه میتواند صلح و امنیت را به ارمغان بیاورد، حال آنکه او صراحتاً همکاری خود را با ایجاد اتحاد با امریکا و حمایت از پلانهای امریکا برای هند و افغانستان اعلام نمود؟
ای مسلمانان پاکستان! بعد از یازدهمین انتخابات عمومی پاکستان، دقیقاً دموکراسی همان چیزی را به ارمغان میآورد که قبلاً بعد از دهمین انتخابات عمومی به ارمغان آورده بود، که شامل فساد، فقر، ناامنی و تخریب گسترده است. رسول الله صلی الله علیه وسلم برای مان تذکر داده است:
«لَا يُلْدَغُ الْمُؤْمِنُ مِنْ جُحْرٍ وَاحِدٍ مَرَّتَيْنِ»
(رواه بخاری و مسلم)
ترجمه: مؤمن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود.
حال آنکه حکام جدید مورد امتحان مردم قرار نگرفتند و محاکمه نشده اند، اما نفس دموکراسی همینگونه است و ما همیشه زیر چتر هر حاکمیکه دموکراسی زهرآگین را تطبیق کنند، نیش زده میشویم. در واقع، دموکراسی قدرتی است که با آنچه الله سبحانهوتعالی نازل کرده رهبری نمیشود و الله سبحانهوتعالی نهتنها ما را از حاکمیت در درون آن منع کرده، بلکه او سبحانهوتعالی به ما دستور داده تا به این نظام کافر شویم. الله سبحانهوتعالی میفرماید:
﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَن يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا﴾
[نساء: ۶۰[
ترجمه: آیا ندیدی کسانی را که گمان میکنند به آنچه(از کتابهای آسمانی که) بر تو و بر پیشینیان نازل شده، ایمان آورده اند، ولی میخواهند برای داوری نزد طاغوت و حکام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند؛ اما شیطان میخواهد آنان را گمرا ه کند و به بیراهههای دوردستی بیفگند.
ای مسلمانان پاکستان! به دموکراسی خط بطلان بکشید، زمان حاکمیت آنچه الله سبحانهوتعالی نازل کرده رسیده است. این تنها خلافت راشدهی ثانی برمنهج نبوت است که گروه و طبقه سیاسی را ایجاد خواهد کرد که عاری از فساد خواهند بود، زیرا سیاستمداران آنها تحت رهبری قرآن و سنت حکومت میکنند. هر حاکمیکه منصوب میشود، ثروتش مورد حساب قرار میگیرد و پس از پایان دوره حکومتاش، هر افزایش نابجا که در ثروتش اضافه شود، دوباره به بیتالمال باز گردانیده میشود. این تنها خلافت راشدهی ثانی برمنهج نبوت است که فقر را از طریق تأمین مالکیت عمومی منابع انرژی و معادن طبیعی از بین میبرد و همچنان صنایع بزرگ کشور را از خصوصیسازی به دولتی تبدیل مینماید. بنابر این، خلیفه بودجهی کافی خواهد داشت تا نیازمندیهای رعیت خود را فراهم کند. این خلافت راشدهی ثانی برمنهج نبوت خواهد بود که تمام روابط و اتحاد را به دشمنان علنی مسلمانان قطع خواهد کرد و برای همبستگی و اتحاد سرزمینهای اسلامی فعالیت خواهد کرد تا منحیث پرقدرتترین دولت در سراسر جهان به حساب آید.
بر ماست که دست به دست هم داده و همراه با حزب التحریر برای تأسیس مجدد خلافت راشدهی ثانی برمنهج نبوت فعالیت و دعوت نماییم، که جانشین حقیقی به نظام اسلامی است که رسول الله صلی الله علیه وسلم آن را قبلاً در مدینه تأسیس نموده بود. احمد به نقل قول از حذیفه بن الیمان رضی الله عنه روایت میکند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«تَكُونُ النُّبُوَّةُ فِيكُمْ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا عَاضًّا فَيَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»
(رواه احمد)
ترجمه: تا مدتیکه الله(سبحانهوتعالی) بخواهد در ميان شما نبوت و پيامبری باقی خواهد ماند و هنگامیکه الله(سبحانهوتعالی) خواست آن را از ميان بر میدارد و بعد از آن خلافت بر طریقه و منهج نبوت خواهد بود و آن تا هنگامی الله(سبحانهوتعالی) خواسته باشد، ادامه مییابد، سپس وقتی الله(سبحانهوتعالی) خواست آن را بر داشته پادشاهی توأم با گزندها میآيد و آن تا وقتی الله(سبحانهوتعالی) خواسته باشد، داوم می كند، سپس هنگامی الله(سبحانهوتعالی) خواست آن را بر داشته و پادشاهی جبر وستم خواهد آمد و تا وقتی الله(سبحانهوتعالی) خواست دوام مییابد، بعد از آن هنگامیكه الله(سبحانهوتعالی) خواست آن را دور كرده و بار ديگر خلافت بر طریقه و منهج نبوت قائم خواهد شد؛ سپس پیامبر(صلی الله علیه وسلم) سکوت اختیار نمودند.
حزب التحریر ولایه پاکستان
(ترجمه)
عمران خان در اولین سخنرانیاش بهعنوان بیستودومین نخستوزیر پاکستان بهتاریخ ۱۹ اگست ۲۰۱۸م، چندینبار به دوران شکوهمند خلفای راشدین اشاره کرد. در اینکه مسلمانان پاکستان اسلام را منحیث استندرد برای حکومتداری میخواهند، شکی نیست. مباحثی همچون حاکمیت توسط قرآن و سنت، دولت مدینه و نظام خلافت اسلامی عام میباشد. با اینحال، نظام فعلی یعنی دموکراسی هیچگاه آرزوی مردم را برآورده نمیکند، زیرا در دموکراسی قوانین توسط رأی اکثریت پارلمان ساخته میشوند؛ نه استخراج مستقیم از قرآن و سنت. بههمین خاطر است که قبلاً هم حکام به اسلام اشاره کرده اند؛ اما همیشه مسلمانان را با دموکراسی ناراض ساخته اند. ذوالفقار علی بوتو برای وحدت مسلمانان صدا میکرد، جنرال ضیاء مجازات اسلامی را تصویب کرد و نواز شریف متعهد بهقوانین اسلامی شده بود.
خلفای راشدین تمام افتخارات در عرصههای تأمین عدالت، آبرو و قدرت را با توجه کردن به اجرای تکتک قوانینیکه از قرآن و سنت استخراج کرده بودند، بهدست آوردند. پس در نظام خلافت راشده، قضات توسط قرآن و سنت حکم میکردند؛ نه توسط کود جزایی دورۀ بریتانیا بهعنواد دموکراسی. در خلافت راشده، همه و هر قانونیکه به اقتصاد مربوط میشد، مطابق به قرآن و سنت بود، نه قانون مالکیت شخصی اموال عامۀ نظام سرمایهداری و بانکهای سودی که امروز در پاکستان اجراء میشود. در خلافت راشده، سیاست داخلی بر اساس آنچه که الله سبحانهوتعالی نازل کرده بود، اجراء میشد و بهاین خاطر همهای سرزمینهای اسلامی یک دولت شمرده میشد، نه ملتهای جدا شده، مثلیکه امروزه در دموکراسی است. در خلافت راشده، سیاست خارجی هرگونه ائتلاف با دولتهای دشمن با اسلام و مسلمین، مثل هند و امریکای امروزی را منع میکرد و هیچ نظامی مثل خلافت برمنهج نبوت اسلام را تطبیق کرده نمیتواند. بههمین خاطر، برای پایان دادن به نارضایتی بیشتر، ما بهجایی دیگر برای خواستههایمان نیاز نداریم. رسولالله صلیالله وعلیه وسلم فرموده اند:
«كَانَتْ بَنُو إِسْرَائِيلَ تَسُوسُهُمْ الْأَنْبِيَاءُ كُلَّمَا هَلَكَ نَبِيٌّ خَلَفَهُ نَبِيٌّ وَإِنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَيَكُونُ خُلَفَاءُ فَيَكْثُرُونَ». قَالُوا: فَمَا تَأْمُرُنَا؟ قَالَ: «فُوا بِبَيْعَةِ الْأَوَّلِ فَالْأَوَّلِ أَعْطُوهُمْ حَقَّهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ سَائِلُهُمْ عَمَّا اسْتَرْعَاهُمْ»
(رواه بخاری)
ترجمه: بعد از من دیگر پیامبری نمیآید؛ ولی خلفایی خواهند بود. پرسان کردند: دربارۀ آنان بهما چه امر میکنید؟ فرمودند: با ایشان یکی بعد از دیگری بیعت نمایید، زیرا که الله(سبحانهوتعالی) از ایشان راجع به آنچه بهآنها سپرده شده از آنها میپرسد.
دفتر مطبوعاتی حزبالتحریر-ولایه پاکستان
(ترجمه)
پس از اینکه نظام جنایتکار بشار اسد بر اکثریت مناطق تحت کنترل انقلابیون تسلط یافت-حال که تنها صحبت از نبرد ادلب باقی مانده- داغترین تبصرهای روز میباشد؛ قضیۀ اساسیای که گویا برایش راهحلیابی میکنند. بعضی برای مردم اطمینانخاطر میدهند که ادلب مانند دیگر شهرها نیست، این شهر در حمایت دولت ترکیه قرار داشته و ترکیه در امتداد تمام جبهات نظام و انقلابیون، مراقبین را مستقر نموده است. در حالیکه این مراقبین از جنایاتیکه جنگندههای روسی در حق اهل شام مرتکب میشوند، هیچ ممانعت ندارند.
بعضیها راهحل را در تشکیل یک نیروی نظامی وفاداری میدانند که پس از برکناری رهبران خائین، زمام امور را در دست گرفته و به عملیات خویش علیه نظام سرعت بخشد. اما ارائه کنندگان این راهحلها از فعالیتهای قورباغهها، در "حمیمیم" که با روسیه در حال مذاکره بوده و تحت سردادن شعار "جلوگیری از ریختن خونها" به گونۀ علنی خواستار تسلیمی کامل و به زمین گذاشتن سلاح میباشند، در حالیکه مجاهدین، باالفعل مشغول دفع متجاوزان میباشند؛ اتفاقیکه در بسیار از مناطق شام رونما گردیده است.
مطمئناً بحث و تبصره در مورد نبرد ادلب، حایز اهمت است، چون این نبرد آخرین قلعههای دفاعی انقلاب است و در حال حاضر همه به دنبال راهحل نجات انقلاب از باتلاقی میباشند که پولهای کثیف سیاسی برایش ایجاد نموده است. همه به دنبال نجات انقلاب از چنگال رهبرانی میباشند که خود به نصرت برادرانشان، کسانیکه نصرت آنها نصرت خودشان بود، نشتابیدند؛ رهبرانیکه به قتل برادران خود پرداخته، صفوف مجاهدین را شکاف، کشتار داخلی را راهاندازی نمودند، به دستگاههای استخباراتی جهانی و منطقهای ارتباط برقرار کرده، به اجرای دستورات آنها کمر بسته، جبهات را متوقف و به گودالهای آتشبسها و مزاکرات فرورفته اند.
قبل از صحبت در مورد راهحل نجات انقلاب: ما باید بدانیم که جهان علیه انقلاب شام به این دلیل توطئه ننمودند که این انقلاب در طمع پارچهای نانی و یا منصب وزارتی و اصلاحات کدام قانونی به راه افتدیده باشد، بلکه این انقلاب میخواهد نظام سرمایهداریی را که تنها حافظ منافع غرب میباشد، ریشهکن کرده و در جای آن نظام اسلام را قرار دهد. توطئههای جهانی به این دلیل است که اهل شام تبعیت جغرافیائی را رد، پستی را در دین خود نمیپزیرند و به صدای بلند فریاد زده و شعار میدهند که "سرور ما حضرت محمد صلی الله علیه وسلم تنها رهبر ما تا ابد، ما تنها در برابر الله سر خم میکنیم، مرگ میخواهیم نه ذلت"؛ بلی این دلیل کشتار، ویرانی و آوارگی اهل شام بود، اینها قربانیهای عظیم الجثهای اهل شام اند؛ قربانیهاییکه سزاوار اسلام بزرگ میباشند.
باید دانست که در هر آنچه که امروز انقلاب شام قرار دارد، در آن خیر بزرگی نهفته است؛ زیرا الله سبحانه وتعالی بدین وسیله صفوف صادقین را از غیر آنان پاک و هرکسی را که وابستۀ پولهای کثیف بود، سرنگون کرد. کسانی را که شعارهای اسلامی سر داده و در خون مسلمانان فرو رفته بودند، بر آنها مالیات وضع کرده آنها را به پذیرش مزاکرات و به تسلیمی وادار نمودن و نیز بدین وسیله الله سبحانه وتعالی صف کسانی را جدا ساخت که خلافت فرضی و خیالی را اعلان نمودند؛ عملکردیکه هدفش همانگونه که بر همگان واضح گردید، مخشوش ساختن چهره خلافت بود؛ چهره ای بشاشیکه در اذهان مسلمانان از خلافت و خلفاء، مخصوصاً خلفای راشدین ایجاد شده بود. هدف از اعلان این خلافت بدنامی و ایجاد چهرۀ مانند این در جای چهرۀ خلافت اسلامی در اذهان مردم بود. تا جاییکه امروزه هرگاه نامی از خلافت برده شود، بلا فاصله چهرۀ ناخوشایندی از آن در اذهان تجسم کرده، مردم از آن و از دعوتگران مخلص، فرار میکنند، دعواتگران مخلصیکه مستمرانه در تلاش فاشساختن توطئههای دشمنان بوده و از گرفتن پولهای کثیف سیاسی و بیان خطراتش همواره هشدار میدادند؛ کسانیکه نقش دولتهای چون ترکیه، سعودی و مانند آن را که ادعای دوستی و راست گوی را میکنند، برملاء میسازند.
همچنین باید دانست که موضوع مهمتر از تمایز صفوف صادقین از کاذبین، تمایز برنامهها میباشد، تمایز برنامههای غربیای که تمام رهبران گروهها و نیروهای سیاسی آنها را حمل میکنند. از برنامۀ خلافت برمنهج نبوت-که حزب التحریر آن را حمل می کند- طوریکه این حزب هیچگاه به دستگیری و یا به شکنجۀ مردم نپرداخته؛ بلکه جوانانش دستگیر و شکنجه میشوند، هیچگاه همراه با دستگاههای استخباراتی جهانی و منطقهای چون دولت ترکیه، قطر و یا کدام کشور دیگری نشستوبرخواستی نداشته است، در نشتهای عقب دروازههای بسته و در توطئههای "الموک و الموم" هیچ سهمی نداشته است، هیچ آتشبس و مذاکرهای را نپذیرفته؛ بلکه در مورد آنها هشدار داده است، در کنفرانسهای بینالمللی شرکت ننموده و در عوض، خطرات مشارکت در آن را بیان و از آن هشدار داده است و هیچگاه باعث تحریک کشتار داخلی گروهها نشده؛ بلکه با استفاده از هر وسیلهای مشروع، تلاش کرده تا از آن جلوگیری شود.
اگر بر تمام معایبیکه بر انقلاب وارد شده است، نگاه کنیم، میبینیم که حزب التحریر در آن هیچ نقشی نداشته، بلکه میبینیم که در راستای از بین بردن این معایب با تمام زیرکی و اخلاص، از انجام هیچ کاری دریغ ننموده است، زیرکی که برگرفته از درک و شناخت آن در مورد طبیعت درگیریها، اهداف، راهکارها و اسالیب اجراءکنندۀ این اهداف و ابزار اجرائی آن میباشد؛ اخلاصیکه برگرفته از این میباشد که تنها محور عملکردهای حزب، عقیده و احکام است و بس. حزب التحریر یک حزب مبدئی بوده و در برابر تغییر واقعیتها ثباتش را حفظ نموده است. به همین دلیل است که غرب همواره تلاش دارد تا کار حزب را ناچیز جلوه داه و مردم را از این طریق فریب دهد. به همین دلیل است که غرب تمام رسانهها و سگهای غیررسمیاش را برای مبارزه علیه این حزب، برای مخشوش ساختن چهره، کاهش شأن، تحقیر و استهزای آن بسیج نموده است.
بلی، پیش از اینکه از راه نجات انقلاب صحبت به میان بیاوریم، باید موارد ذکر شده را از یاد نبریم، زیرا بسیاری در انتظار دخالت یک نیروی الهی میباشند که به دخالت مستقیم خود موازین کنونی را دیگرگون کرده و پیروزی را به یکبارهگی برای مسلمانان تحقق نماید، در حالیکه شکی بر آن نیست که الله سبحانه وتعالی اگر بخواهد، حتماً چنین دخالتی را مینماید؛ لکن این دخالت مشروط به شرایطی چون شرایط ویژۀ پیامبران علیهم السلام و صحابه رضی الله عنهم میباشد. به گونۀ خلاصه: امروزه مسلمانان باید سه شرط ذیل را برای چنین دخالتی از جانب الله سبحانه وتعالی، رعایت نمایند:
1- مسلمانانِ به شمول ریشدار و ریشتراشیده، آنان باید این نظامهای مردمی و سیکولریستی را کنار گذاشته و از طریق شوراءها، نمایندگان و نیروی انسانی خویش به بنای خلافت برمنهج نبوت بپردازند؛ نظامیکه الله سبحانه وتعالی تأسیس آن را بر ما واجب گردانیده و رسول الله صلی الله علیه وسلم تأسیس آن را بشارت داده است، امریکه تحقق سریع آن مبارک بوده و کار بینهایت بزرگی میباشد.
2- اینکه امت صدایش را با استفاده از هر وسیلۀ مشروعی برای حمایت از نظام خلافت بلند نمایند؛ کاریکه در حقیقت پیمانیست میان مردم و پروردگارشان. گویا بدینوسیله مردم به پر وردگار خویش میگویند: «ای پروردگار ما! از غیرتو هیچ ترسی نداریم؛ قدرت پاکت را همرای ما گردانده و ما را به نصرت خود نصرت بده!» حمایت از خلافت، خود به معنی بدست آوردن نصرت الله سبحانه وتعالی میباشد.
3- اینکه امت از طریق شوراءها، نمایندگان و نیروهای انسانی خود درخواست نماید تا رهبریی انقلاب به کسی سپاریده شود که توان رهبریی سیاسی آن را داشته باشد و اینکه نظامیان مخلص برای نصرت به این رهبریی سیاسی زیرک و مخلص بشتابند.
بلی، این شرطها زمانی تحقق مییابد که به الله قادر و مطلق توکل نماییم، بر پروردگاریکه هرگز وعدۀ خود را خلاف نمیکند و باید بر این ایمان داشته باشیم که عزت از آن الله سبحانه وتعالی، رسولش صلی الله علیه وسلم و مؤمنین میباشد، چیزیکه ضامن استحقاق نصرت از جانب الله سبحانه وتعالی میباشد.
اما انتخاب موقف انتظار و یا نشستن در اتاقهای عملیات و نقشه کشیدن برای اعمال دفاعی، باعث ایجاد رهبریی سیاسی زیرک و مخلص نمیشود، زیرا این موقفها، تکرار سناریوی خیانتهای متکرر و افتیدن در تلهای آشکار بوده و قربانیهای بزرگ را ضایع میسازد؛ در حالیکه مؤمن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود.
درین شکی نیست که الله سبحانه وتعالی دینش را نصرت داده و به زودی به خواست او سبحانه وتعالی خلافت برمنهج نبوت تأسیس خواهد شد، همانگونه که رسول الله صلی الله علیه وسلم بشارتش را داده و در روایت احمد طیالسی و غیر آن چنین میفرماید:
«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ»
ترجمه: ...پس از آن خلافت برمنهج نبوت خواهد آمد.
تلاش برای تأسیس این دولت با تمام امکانات و نیروهای دست داشتۀ ما، برای ما واجب میباشد. ما باید با تمام ابزار و اسباب در اختیار داشتهای خود مطابق طریقۀ رسول الله صلی الله علیه وسلم به تأسیس آن بپردازیم تا اینکه امت اسلام به گونۀ کامل آن از عصر ذلت و خواری، عصریکه نتیجۀ تحمیل نظامهای میباشد که جز قتل، فقر و آبروریزی برای امت چیزی دیگر به ارمغان نداشته است، نجات، به عصر عزت و کرامت، عصریکه نتیجه پذیرش نظامی میباشد که برای انسان سعادت به بار میآورد، قرار گیرد؛ چیزیکه فقط در سایۀ حکم الله سبحانه وتعالی تحقق مییابد. بلی، در چنین مواردی است که مشتاقان رحمت الهی باید از یکدیگر پیشی بگیرند.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: منیر ناصر
(ترجمه)
به تاریخ 16 اگست 2018م دختران داکتر رومانه روشن یکی از مدافعان مشهور خلافت اسلامی برمنهج نبوت، در شهر کراچی کنفرانس بزرگی را به راه انداختند. آنها در این کنفرانس خواهان آزادسازی مادر 60 سالۀشان، داکتر روشان و پدر 68 سالۀشان داکتر سلیم، گردیدند. این دو زوج سالخورده در خانۀ یکی از دخترانشان به سر میبردند که ناگهان در تاریخ 13 اگست 2018م اوایل ساعات روز، حدود ساعت 2:15 صبح تقریباً به تعداد 20 فرد مسلح ناشناس برخی در لباس پولیس و برخی هم در لباس شخصی در حالیکه نقاب بر چهره داشتند، دروازۀ خانه را شکسته و به شدت وارد خانه گردیدند و سه نواسۀ خوردسال داکتر روشن را به وحشت انداختند. این مقامات دولتی در چهار موتر شخصی و چهار وانت پولیس-که یکی آن دارای نمبر پلیت "SP-7335" بود- خانه را زیر و رو کرده و چند پایه لپتاپ و مقدار پول نقد را با خود بردند. آنها به عوض تحقیق و دانستن عمق موضوع، داکتر سلیم متخصص مشهور جلدی را با بسیار بیرحمی مورد لتوکوب قرار داده و سپس او را همراه با زوجش ربودند و حتی به آنها اجازه ندادند تا بوت و عینکشان را بپوشند و نگذاشتند تا داکتر سلیم لباسی را که در اثر کشوگیر آنها پاره شده بود، تبدیل نماید.
آیا چنین رفتار وحشیانه و ناپسند نمونهای از یک مدینۀ فاضله بوده میتواند؟ حتی قریش نسبت به حرمت خانه و شخصیت زنان احترام مینمود. ابوجهلیکه در راستای قتل پیامبر ﷺ ناکام مانده بود، زمانیکه پرسیده شد چرا دروازۀ خانۀ پیامبر ﷺ را شکسته ووارد خانهاش نشدی تا کار پیامبر ﷺ را در بستر خوابش تمام میکردی، در پاسخ گفت که من بخاطر حرمت خانه و عزت و منزلت دخترانش چنین نکردم. با توجه به احترام به بزرگان، شفقت به جوانان و اطمینان دعوت به اسلام رسول الله ﷺ میفرماید:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَيُوَقِّرْ كَبِيرَنَا وَيَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ»
(رواه ترمذی)
ترجمه: نیست از ما کسیکه به خوردان ما شفقت نمیکند، به بزرگان ما احترام نمیکند و امر به نیکویی و نهی از بدی نمیکند.
بیائید تا همهای ما، خصوصاً کسانیکه در رسانهها و نهادهای حقوق بشر هستند، دست به دست هم داده و صدای خود را در تمامی جاهها بخاطر آزادی فوری بزرگان مان بلند نماییم. رسول الله ﷺ میفرماید:
«إنَّ النَّاسَ إَذا رَأوُا الظَّالِمَ فَلمْ يَأْخُذُوا عَلى يَدَيْهِ أوْشَكَ أن يَعُمَّهُمُ اللَّهُ بعِقَاب»
(رواه ابو داود، ترمذی و ابن ماجه)
ترجمه: هرگاه مردم ظالمی را(در حالی ظلم) میبینند و دست او را نمیگیرند(تا او را از این کارش باز دارند) بزودی عذاب الله(سبحانهوتعالی) آنها را فراخواهد گرفت.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه پاکستان