جمعه, ۰۷ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۴/۲۴م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

دروغ‌های رژیم بجوا–عمران درخصوص بهبود اوضاع اقتصادی برملا شده‌است

  • نشر شده در پاکستان

(ترجمه)

خودستایی‌های رژیم بجوا-عمران درمورد بهبود اوضاع اقتصادی، همچون ریختن نمک بر روی زخم‌های مردم پاکستان است. ادعای خیالی مشاور تصویب‌شدۀ صندوق بین‌المللی پول برای نخست وزیر که گفت هر کیلوگرام گوجه‌فرنگی در بازار به قیمت ۱۷ روپیه در دسترس است، مسخرۀ عام شده‌است، چون در همان روز گوجه‌فرنگی به قیمت ۳۰۰ روپیه به فروش می‌رسید. اساساً، این دموکراسی است که با مردم هیچ‌گونه ارتباطی ندارد و فقط جهت تأمین منافع قدرت‌مندان به‌کار می‌رود. دموکراسی بهبود اقتصادی را نه تأمین نیازهای اساسی هر یک از اعضای جامعه، مانند: غذا، پوشاک و سرپناه، بلکه دستیابی به اهداف بزرگ اقتصادی که صندوق بین‌المللی پول تعیین کرده‌است می‌داند. حتی اگر این اهداف با سرقت جیب‌های مردم عام و یا هم وضع مالیات سنگین بر آنان تأمین شود، درحالی‌که تفریح‌های مالیاتی عظیمی را برای شرکت‌ها و مؤسسات مالی استعمارگر فراهم و خزائن‌شان را از طریق پرداخت‌های مالیاتی کمرشکن پر می‌کند.

طی پانزده ماه گذشته، رژیم بجوا – عمران اهداف صندوق بین‌المللی پول را، مبنی بر کاهش کسر تجاری برای ایجاد ذخایر ارزی خارجی، به‌طور چشم‌گیری دنبال کرده‌است. با این‌حال، دلیل اصلی این مشکل، وابستگی شدید واحد پول‌مان به دلار و پذیرش دلار آمریکایی به عنوان ارز تجارت بین‌المللی است. افزایش میزان واردات نسبت به صادرات برای مدت طولانی سبب تخلیۀ ذخایر ارزی خارجی کشور می‌شود. راه علاج صندوق بین‌المللی پول به مرضی‌که با قرار دادن دالر منحیث پشتوانۀ تجارت بین‌المللی ایجاد کرده‌است، عبارت از فشردن اقتصاد کشورها با اعمال تعرفه بر واردات اساسی، اعطای قرضه‌های سودی بیشتر، اصرار بر خصوصی‌سازی جریان‌های اصلی درآمد برای خزانۀ دولت، و بازسازی اقتصاد از حالت مصرف‌کننده به سوی یک اقتصاد مبتنی بر صادرات برای کسب دلار می‌باشد. بناءً صندوق بین‌المللی پول به‌صورت مؤثری با حاکمیت دولت‌های مقصودش کنار می‌آید، طوری‌که وابستگی اقتصادی از نوع الگوی مصرفی را، که سبب تحکیم سلطه‌گری اقتصادی جهانی تعدادی از دولت‌های استعمارگر می‌شود، بر عده‌ای از دولت‌ها تحمیل می‌کند.

کسر تجاری در اسلام منجر به بحران نمی‌شود، چون ارز اسلامی برپایۀ طلا و نقره، و نه اسعار کاغذی داخلی و خارجی، است. خلافت باید کسر تجاری را با کاهش انتقال طلا و نقره به خارج از دولت مهار کند، چون طلا و نقره، برعکس اسعار کاغذی در نظام کفری فعلی، نمی‌تواند به‌سادگی چاپ شود. بناءً خلافت، به‌عوض ایجاد یک صنعت صادراتی شکننده، بر تولید محصولات مورد ضرورت داخلی تمرکز می‌کند. بنابرین، اسلام یک اقتصاد باثبات و مستقل را می‌سازد که زیر نفوذ و ثأثیرات خارجی قرار نخواهد داشت.

برعلاوه، چون مفکورۀ توزیع سرمایه در دیموکراسی جایی ندارد، بناءً محصول ناخالص داخلی رژیم تنها سبب تمرکز ثروت در دست یک عدۀ معدود می‌شود؛ چنان‌که از گزارش اخیر آکسفام پیداست، ۲۶ میلیاردر از ۵۰ درصد کل فقرای جهان ثروت‌مندتر اند. در مقابل، توزیع ثروت در اسلام برای تأمین پاکیزگی، زمنیۀ درمان ارزان، تعلیم و آموزش رایگان و امنیت باثبات، به‌عنوان معیارهای اجتماعی و نه رویاهای فریبنده، انجام می‌شود. در حقیقت، این برای قدرت‌مندان بهترین فرصت است تا نصرت را به‌منظور تأسیس مجدد خلافت به‌طریقۀ رسول الله صلی الله علیه و سلم به حزب‌التحریر بدهند تا سرانجام احیای واقعی اقتصادی رخ دهد، همان‌گونه که در طول سیزده قرن گذشته، یعنی دوران حاکمیت قوانین الله سبحانه و تعالی، وجود داشت. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴾

(الملک: ۱۴)

ترجمه: آیا آن کسی‌که موجودات را آفریده از حال آن‌ها آگاه نیست؟! درحالی‌که او (از اسرار دقیق) باخبر و آگاه است!

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر – ولایه پاکستان

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...

شخصی‌که مؤلد فساد است، چگونه می‌تواند علیه فساد مبارزه کند؟

  • نشر شده در یمن

(ترجمه)

روز چهار شنبه، تاریخ 30 اکتوبر 2019م مهدی محمد المشد، رئیس عالی شورای‌سیاسی در سخنرانی اش جنگ علیه فساد را اعلام کرد. از چندین روز گذشته بدین سو، رسانه‌ها این خبر را موضوع داغ و محوری در رسانه‌ها قرار داده است. آیا واقعاً  مهدی با این شعارش جدی است؟ آیا او غالب خواهد شد؟ در واقع این‌ها کسانی اند که از سعاده برای فریب پیروان‌شان رهسپار شده اند و ادعا دارند که به مجرد رسیدن به صنعا دولتی را تاسیس خواهند کرد که توسط اسلام رهبری شود و سپس با نوع حکومت‌داری "دولت ملت" عوض کنند. این‌ها کسانی اند که شعار تنزیل نرخ‌های اقتصادی را برای مردم دادند که در نتیجه، تعداد زیاد مزدوران دولتی بسیندوا بر اساس اوامر بانک‌جهانی پول، قیمت نفت را از 4000 ریال الی 7000 تا 30000 ریال رساندند و به زودی از برنامه‌های دیگری بانک‌جهانی پول نیز مستفید خواهند شد.

در واقع آن‌ها با سازمان ملل‌ هم‌فکر و هم‌دست شده در تمام جرایم و فساد که جهان را بدان مبتلا ساخته شریک گردیده اند. از همه بد‌تر این که برای سال‌های متمادی مردم را از حقوق معیشت زنده‌گی محروم کرده اند تا صرفاً خود شان زنده‌گی کنند. آن‌ها وعده‌های را که از عمران الی صنعا کرده بودند، قبل از عملی‌کردن آن، با جاسوسی شبانه‌روزی مردم و داشتن روابط با سازمان خون‌خوار CIA به منظور جنگ علیه تروریزم، شکستند. پس آیا کسی‌که مرتکب تمام این جرایم شده است، می‌تواند علیه فساد بجنگد؟ در حقیقت؛ هدف و انگیزۀ شعار آن‌ها مغلوب ساختن حریف‌های سیاسی و کسب حمایت بیش‌تر پیروان شان است؛ همان‌طوری‌که در گذشته با وجود موجودیت فساد‌گسترده در کشور، مشکل بود که حتی یک مورد فساد را علیه سلف آن‌ها ثابت ساخت. ای مسحت! اگر واقعاً در مبارزه علیه فساد صادق هستی؛ پس مفسدین اصلی مانند: محمد علی‌الهوثی و ابو علی‌الحکیم که همۀ مردم از بی‌عدالتی و جنایت آن‌ها واقف است را جزا بده. اما افسوس که  یک یمنی با جرم بسیار کوچک مجازات می‌شود ولی آن‌ها بدون ذکر جرم، تبرئه می‌گردد. از سوی دیگر "هادی" و پیروانش در جرم و جنایت کم‌تر از شما نیست؛ زیرا هردو در فساد مساویانه عمل می‌کنید.

ای مسحت، عبدالمالک الهوثی، احمد حمید، محمد علی‌الهوثی، ابو علی‌الحکیم و برای آخرین بادار شما، رک و پوست‌کنده می‌گوییم که؛ مفسدین‌اصلی شما هستید، اما احساس نمی‌کنید، زیرا شما یک دیگر را در فساد یاری می‌رسانید.

الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ﴾

[بقره:11-12]

ترجمه: و هنگامی که به آنان گفته شود (در زمین فساد نکنید) می‌گویند: ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم. آگاه باشید، این‌ها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند.
ای هوثی‌ها! اصلاح چیزی‌ست که از توان شما خارج است؛ زیرا تنها تاسیس دولتی‌که با اسلام رهبری گردد، می‌تواند صلح بیاورد. تنها دولت خلافت که حزب‌التحریر برای احیای آن تلاش می‌ورزد؛ می‌تواند با حاکمیت اسلام، کفار استعمار‌گر را نابود کرده و دست مفسدین را از فساد قطع کند. فرق نمی‌کند که تاسیس این دولت‌مقتدر چقدر طول خواهد کشد؛ اما این مفکوره، امت‌اسلامی را آماده می‌سازد تا از چنین دولت، با آغوش باز استقبال کند. بدون شک که تحت حاکمیت دولت‌اسلامی؛ قوی و ضعیف، سیاه و سفید همه یکسان خواهند بود. همان‌طوری‌که خلیفۀ مسلمانان علی بن ابی طالب رضی الله عنه با یک یهودی به خاطر قضیۀ زره، نزد قاضی یک‌سان بودند که در نتیجه حکم قاضی به نفع یهودی صادر گردید و زره به یهودی داده شد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه یمن

مترجم: عبدالله صالحی

ادامه مطلب...

اگر واقعاً رسول الله را دوست دارید، پس در جهت اقامۀ دولتی گام بردارید که در روز تولدش تأسیس کرده‌است

  • نشر شده در تونس

(ترجمه)

ای مسلمانان سرزمین عقبه بن نافع! شما همه‌ساله، سال‌روز میلاد رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم را به‌عنوان بخشی از امت‌اش با ابراز شادی و افتخار تجلیل می‌کنید. حال‌آن‌که امروزه کسانی‌که سیاست را به‌پیش می‌برند، اکثر احکام اسلام معلق نگه‌داشته‌اند و از تطبیق‌شان سرباز می‌زنند، چنان‌که می‌گویند: "تونس یک دولت مدنی است و قرآن نباید هیچ دخلی در قانون‌گذاری داشته باشد".

﴿كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً﴾

[کهف: ۵]

ترجمه: سخن بزرگی از دهان‌شان خارج می‌شود! آن‌ها فقط دروغ می‌گویند.

آن‌ها می‌گویند تونس یک کشور دموکراتیک سکولار است و سیکولریزم را دین مقدس‌شان می‌دانند. هم‌چنین، آنان تسلط استعمارگران كافر را بر خویشتن پذیرفته‌اند و می‌گویند: "ما باید دوستان غربی‌مان را نیز در کنار خود داشته باشیم تا به ما كمک كنند." بنابراین، آن‌ها قانون اساسی ذلت‌باری را ساختند تا خودشان را با آن مصروف کنند، درحالی‌که آن‌ها را در گرداب قرضه‌های مرگ‌بار فروبرده و در نتیجه کشور را غرق کرده‌است؛ بناءً  همه مات و سردرگم به‌دنبال راهی برای خروج استند.

ای مسلمانان سرزمین عقبه بن نافع! وضعیت کنونی‌مان شبیه شعری‌ است که می‌گوید: هم‌چون شتری‌که در صحرا به دلیل عطش زیاد هلاک می‌شود؛ درحالی‌که بر پشت خود آب حمل می‌کند.

شما امروز تولد رسول الله صلی الله علیه وسلم را به یاد آورده‌اید، اما آیا عجیب نیست که تنها یک مسلمان از امت محمد صلی‌الله‌علیه‌وسلم راه حل و راه نجات از این وضعیت رقت‌بار را جستجو می‌کند؟! آیا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم ما را به‌سوی راه الله سبحانه‌وتعالی و روش زندگی مطابق احکام اسلام رهنمایی نکرده‌است؟ آیا او جزئیات نظام سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را یکجا با طریقۀ تنفیذ آن در زندگی برای‌مان نشان نداده‌است؟ آیا بسیار عجیب نیست که در سرزمین‌های اسلامی که اکثریت ساکنان‌شان مسلمان اسنتد، پیامبرشان را دوست دارند و میلادش را جشن می‌گیرند، اما احکام اسلام را در زندگی و به‌منظور مدیریت دولت‌شان تطبیق نمی‌کنند؟!

ای مسلمانانی که رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم را دوست دارید! درحالی‌که شما تولد پیامبر گرامی را تجلیل می‌کنید، ما در حزب‌التحریر – ولایه تونس شما را یادآوری می‌کنیم که ۱۲ ربیع‌الاول نه‌تنها روز تولد رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم، بلکه روز مهاجرت وی به مدینه برای تأسیس و رهبری اولین دولت اسلامی نیز بود. هم‌چنین، خلیفه رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم نیز در همین روز انتصاب شد؛ روزی‌که رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم درگذشتند، اصحاب وی جمع شدند و به اتفاق آراء در مورد انتصاب رهبر جدید برای دولت اسلامی اجماع کردند. آن‌ها علی‌رغم سنگینی مصیبت مرگ رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم، تمرکز خود را از دست ندادند و هیچ یک از آن‌ها نپرسید که "راه حل چیست؟ " و یا "راه نجات کدام است؟" با این وجود، آن‌ها احکام و تکالیف خود را به خوبی می‌شناختند و جهت پایبندی به بزرگ‌ترین فرض دین، یعنی استمرار دولتی‌که توسط رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم تأسیس شده‌بود، با سرعت تلاش کردند.

پس منتظر چی استید؟! چرا درحالی‌که راه‌حل کاملاً واضح و بدون ابهام است، سردرگم استید؟! انتظار چه معجزه‌ای را دارید تا ما و سرزمین‌مان را از شر دموکراسی و حقارت‌اش نجات دهد و از استکبار و جنایات استعمارگران رهایی بخشد؟! آیا زمان آن نیست که مسلمانانی که خود را متعلق به امت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم می‌دانند، عزم خود را راسخ و شهامت خود را افزایش دهند، طوری‌که برای ریشه‌کن کردن خائنین، متحد شوند و استعمارگران را از پای درآورند تا با خلیفۀ رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم بیعت کنند و سرانجام، فرمان‌روایی از آن اسلام باشد؛ از سرزمین‌های اسلامی محافظت کنند و سپاه مسلمانان در  پشت سر او بجنگند تا بتوانند دوباره مسجد‌الاقصی را فتح و آزاد کنند و همۀ سرزمین‌های مسلمانان را، همانند گذشته، باهم یکجا کنند. سپس، برای نجات بشریت از شر نظام سرمایه‌داری و جنایات استعمارگران و مظاهر آن‌ها، مانند: سازمان ملل، صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و کسانی‌که این جنایات را به پیش می‌برند، اقدام کنند.

بدانید که تأسیس خلافت اسلامی از جانب الله سبحانه‌وتعالی، نه بر انبیاء، بل بر گردن بندگان مؤمن او فرض است؛ موضوعی پیروزی‌بخشی‌که الله سبحانه‌وتعالی نه تنها آن‌ را در آخرت، بلکه در زندگی دنیا نیز اعطاء خواهد کرد. الله سبحانه‌وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ﴾

[غافر: ۵۱]

ترجمه: ما به یقین به پیامبران خود و کسانی را که ایمان آورده‌اند، در زندگی دنیا و (در آخرت)، روزی که گواهان به پا می‌خیزند، نصرت می‌دهیم.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر - ولایه تونس

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...

طالبان از سیکولارها کمک می‌خواهد

(ترجمه)

خبر:

در 12 اگست 2019م رادیوی آزادی به نقل از وزارت خارجه ازبکستان گزارش داد که به تاریخ 8 اگست 2019م جلسه‌ای در وزارت خارجه ازبکستان با نمایندگان دفترسیاسی طالبان در دوحه به سرپرستی رهبرشان، ملا برادر آخند برگزار شد.

ملابرادر قدردانی صمیمانه‌ای خود را از رهبری ازبکستان به دلیل علاقه‌مندی مداوم آن‌ها به افغانستان ابراز نموده تأکید کرد که به لطف تلاش‌های ازبکستان بحران افغانستان بار دیگر در کانون توجه جامعۀ جهانی قرار گرفته است. رییس دفتر سیاسی طالبان  پیشنهاد برگزاری دور بعدی گفتگوهای بین الافغانی در شهر سمرقند را تأیید نمود.

تبصره:

در دو دهۀ گذشته مسلمانان افغانستان در نتیجۀ حملۀ امریکا به همکاری حاکمان فاسد مسلمانان در منطقه با تجربۀ جنگ جدید روبرو شده‌اند با وجود اعلان پایان جنگ و آغاز گفتگوهای صلح از طرف استعمارگر کافر و یا از سوی نمایندگان مجاهدین با طالبان، مردم هم‌چنان از عواقب جنگ رنج برده و از گرفتاری‌های‌شان در حیرت اند.

استعمارگران نتوانستند روح مجاهدین افغانستان را بشکنند و نمی‌توانند مسلمانان را وادار به ترک دین‌شان کنند، اما از طرف دیگر استعمارگران توانستند بخاطری دور کردن حاکیمت شریعت از زندگی مسلمانان  قوانین حکومت را بر اساس سکولاریزم قرار دهند و سر انجام طالبان را با ایده‌ی همزیستی مسالمت‌آمیز با استعمارگران کافر به مذاکرات صلح کشاندند و این وضعیت در حقیقت توضیح می‌دهد که مسلمانان افغانستان درک خود را از اسلام در زمینه اخلاق ، غذا، پوشاک و برخی از مسائل نظام اجتماعی و اقتصادی خلاصه کرده‌اند، آن‌ها فراموش کرده‌اند که اسلام فقط شعایر تعبدی نیست؛ بلکه  نظام زندگی جامعه و دولت است. و این واقعیت است که اسلام نشان دهنده‌ای یک دولت اسلامی به رهبری یک خلیفه است چنانچه بیش از 13قرن چنین بود.

مسلمانان نه تنها در افغانستان بلکه در سراسر جهان تحت قوانین جدایی دین از دنیا، زندگی می‌کنند و راه حل مشکلات را در زمینه‌های سیاست، دولت، نظام اجتماعی و اقتصادی ، آموزش وسایر امور، به استعمارگران کافر و حاکمان فاسد وا گذاشته اند؛ بنا براین ما می‌بینیم که چگونه مسلمانان افغانستان به دولت مزدور سکولار که  توسط استعمارگر کافر شکل گرفته اجازه می‌دهند، دولتی که در خدمت منافع امریکا قراردارد. عین موقف از مسلمانان ازبکستان نیز مشاهده می‌کنیم،  جایی‌که مردم از مدت‌ها قبل مسلمان بودند؛ اما امروز فقط به مناسک، پوشاک، اخلاق، غذا و امور عبادی دین راضی هستند و امور حکومت‌داری رابه ستمگران واگذشته اند.

ملاقات نمایندگان طالبان با وزارت خارجه ازبکستان نشان می‌دهد که مجاهدین طالبان ذات واقعی اوضاع منطقه و جهان را به کلی درک نمی‌کنند، چگونه می‌توانیم گفتگوهای مجاهدین طالبان با وزارت خارجۀ ازبکستان را توجیح کنیم؟ آیا مجاهدین طالبان فراموش کرده‌اند که رژیم کمونستِ ملحدِ اتحاد جماهیر شوروی از طریق ازبکستان به افغانستان حمله کرد؟ آیا مجاهدین طالبان فراموش کرده‌اند که امریکا از طریق ازبکستان به افغانستان حمله کرد؟ آیا مجاهدین طالبان نمی‌توانند ببینند که حاکم ظالم وستمگر ازبکستان نه تنها در افغانستان بلکه در خود ازبکستان نیز مبارزه علنی علیه اسلام و مسلمانان را به پیش می‌برد؟

 حکومت سکولار ازبکستان همانند حکومت سکولار افغانستان وابسته است، برای درک این موضوع شما نیاز به یک چشم انداز دراید که کل جهان را در بر بگیرد. پس خواهید دید که اوقعیت‌ها و اوضاع هر کشور چگونه است، اگر امروز صحنۀ سیاسی جهان را نگاه کنیم خواهیم دید که امریکا جهان را رهبری می‌کند. به دنبال آن انگلیس، فرانسه و آلمان و هم‌چنین روسیه، چین و شماری دیگر از کشورها مستقل نیز وجود دارد که سایر کشورها کاملاً وابسته به آن‌ها هستند و یا در مدار آن‌ها می‌چرخند.

 دولت سکولار افغانستان توسط امریکای استعمارگر ایجاد شده و نطام ستمگر ازبکستان وابسته به روسیه بوده وبه آن متکی می‌باشد.  هیچ یک از آن‌ها سیاست مستقل را دنبال نمی‌کند؛ بلکه فرمانروایان خویش یعنی کفار استعمارگر را پیروی می‌کنند، پس این‌که آیا ما می‌توانیم با بردگان استعمارگران کافر صحبت نماییم؟

امروز در سطح جهان ما یک کشور را نمی‌بینیم که پرچم اسلام را بر افراشته و آن را به سراسر جهان منتقل کند همانند پیامبر محبوب ما و اصحاب وی و خلفاء تاسقوط خلافت در سال 1924 میلادی. برای بالا بردن پرچم اسلام و رساندن آن به جهانیان، مسلمانان باید بر اساس عقیدۀ اسلامی از یک منظر خاصی به جهان نگاه کنند، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَمَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَقَدْ عَصَمَ مِنِّي مَالَهُ وَنَفْسَهُ إِلَّا بِحَقِّ»

(صحيح مسلم)

ترجمه: من مأمور شده تا با مردم بجنگم، تا این‌که لا إله إلا الله بگویند، پس هرکه لا إله إلا الله گفت؛ جان و مال‌اش را از من حفاظت کرده است، مگر به حق.

برای حل مشکل مسلمانان افغانستان، مجاهدین طالبان باید از حزب سیاسی اسلامی، «حزب التحریر» که برای ایجاد دولت خلافت راشده کار می‌کند، مشوره و کمک بخواهند نه از دولت‌های دست نشانده سکولار که در خدمت استعمارگران کافر هستند.

حزب التحریر برنامه  زندگی، جامعه و دولت را مبتنی بر قرآن و سنت تدوین کرده، و  برای رسیدن به هدف خود  راه پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم را دنبال می‌کند. به حزب التحریر بپیوندید و برای تأسیس دومین خلافت راشده بر منهج نبوت کار و فعالیت کنید و دولت‌های سکولار ازبکستان و افغانستان را در خدمت استعمارگران کافر بگذارید. الله متعال در قرآن کریم می‌فرماید:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالاً مُّبِيناً﴾

[احزاب: 36]

ترجمه: هیچ مرد مومن و زن مومنی، در کاری که خدا و پیامبرش داوری کرده باشند، اختیاری از خود در آن ندارند. وهرکس همم از دستور خدا و پیامبرس سرپیچی کند، گرفتار گمراهی کاملا آشکاری می‌گردد.

مترجم: محمد زبیر سباوون

ادامه مطلب...

کنفرانس حزب‌التحریر–بریتانیا، واقعیت کشمیر را آشکار و باورهای غلط در مورد آن را افشاء می‌کند

(ترجمه)

چهار سخنرانی و یک برگۀ طویل پرسش و پاسخ که به زبان‌های انگلیسی و اردو تهیه شده‌بود، واقعیت تجاوز اخیر ارتش هند به کشمیر اشغالی را افشاء کرد، و بر بسیاری از باورهای غلط روشنی انداخت. کشمیر در محراق نقشۀ امریکا برای تسلط بر منطقه قرار دارد. سخنرانان در این کنفرانس گفتند که ما در یک دورۀ بی‌پیشینۀ انتقال قدرت از غرب به شرق به‌سر می‌بریم، طوری‌که امریکا چین را بزرگ‌ترین رقیب استراتیژیک‌اش می‌پندارد. بناءً، امروزه نظم جهانی را جنگ برای کسب قدرت تعیین می‌کند.

پاکستان، در عوض هند، به متحد کلیدی امریکا علیه چین در منطقه تبدیل شده‌است. در واقع، تمرکز بر پاکستان و منازعۀ کشمیر، برنامۀ فریبندۀ امریکا است؛ تا این‌گونه ادارۀ ترامپ بتواند، یک‌بار برای همیشه، کشمیر را تجزیه کند. یکی از سخنرانان در پاسخ به پرسشی در مورد جایگاه چین به‌عنوان یک همکار بالقوه چنین گفت: «ما باید به روابط کشندۀ خود همراه با قدرت‌های جهانی شکارچی خاتمه دهیم. ما نمی‌خواهیم از سرباز امریکا به بردۀ چین بدل شویم. (باید راه‌حل دیگری انتخاب شود)»

برعلاوه، در خصوص باورهای غلط در مورد ضعف پاکستان و قدرت هند نیز صحبت شد؛ طوری‌که سخنرانان مدارک متعددی از تجهیزات کهنۀ ارتش هند، خدمۀ بی‌تجربه‌اش، و وابستگی این کشور به واردات نفت از سرزمین‌های اسلامی را ارائه کردند. این باور غلط که امت مسلمه ضعیف است و توان ایستادگی در برابر تجاوز را ندارد، نیز نادرست گفته شد. امت مسلمه نه فقیر است و نه ضعیف، و نه به کمبود منابع دچار است، بلکه به رهبری نیاز دارد که این منابع را به خدمت امت بگذارد، نه به خدمت امریکا.

همچنان، در این کنفرانس گفته‌شد که قضیۀ کشمیر نه تنها قضیۀ کشمیری‌ها و پاکستانی‌ها، بلکه قضیۀ تمام مسلمانان است. امروزه رهبران کشورهای اسلامی سیاست‌های ضد و نقیضی را درپیش گرفته‌اند؛ آنان برای‌مان می‌گویند ارتش پاکستان نمی‌تواند از مرز به‌داخل کشمیر عبور کند، چون این در هماهنگی با نقشۀ امریکا برای منطقه قرار ندارد؛ حال‌آن‌که، برای پیش‌بردن اهداف امریکا در داخل افغانستان توان عبور از مرز را دارد.

برعلاوه، انتشار این باور غلط که باید تسلیم شرایط فعلی شویم، نه به رهایی مسلمانان کشمیر اشغالی کمک می‌کند، و نه ایدیولوژی هندوتوای مودی را تهدیدی فراتر از کشمیر می‌داند. همان‌طورکه در سینکیانگ، میانمار، سوریه و فلسطین مشاهده می‌کنیم اوضاع، بدون یک تغییر سیاسی، روز به روز بدتر می‌شود. کشمیر تنها یک نمونه از یک مشکل بسا حاد است، قسمی‌که مسلمانان باوجود ثروت و منابع طبیعی و بشری که در اختیار دارند، در صحنۀ جهانی تنها تماشاگرانی به‌شمار می‌روند که حتی کوچک‌ترین اقدامی می‌تواند به وخامت وضع‌شان بیفزاید.

سرانجام، کنفرانس به این نتیجه دست یافت که ما این همه درد و رنج را تنها به‌دلیل نبود خلافت متحمل می‌شویم. در واقع، خلافت تهدابی است که دیگر ستون‌های اسلام بر آن استوار می‌باشد، و یگانه راهی است که می‌توان شریعت را در زندگی حاکم و عدالت را بر تمام مردم، اعم از مسلمانان و غیرمسلمانان، حاکم کرد. حکام پاکستان با خدمت به منافع امریکای استعمارگر، عملاً دشمنی‌شان را با مردم اعلان کرده‌اند؛ حال‌آن‌که خلافت تنها به شهروندان‌اش خدمت می‌کند، و امت را از یوغ و نفوذ دولت‌های خارجی می‌رهاند.

آخر امر، دعا کردند تا الله سبحانه و تعالی بر قدرت مسلمانان علیه دشمنان‌شان بیفزاید، و هر مسلمانی که این پیام را می‌شنود در راه حمل آن گام بردارد تا هنگامی‌که این حقیقت همانند آفتاب روشن شود.

یحیی نسبت

نماینده مطبوعاتی حزب‌التحریر – بریتانیا

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

دولت ضعیف، رژیم ناکام و گروه فاسد؛ این همه در لبنان!!

  • نشر شده در لبنان

(ترجمه)

در پی اعلامیۀ حکومت به‌روز سه‌شنبه، ۱۷ اکتبر ۲۰۱۹ م، با تصویب مالیات تازه، این‌بار روی رسانه‌های اجتماعی اما با معافیت ارائه‌دهنده‌گان این خدمات؛ هزاران تن از مردم در شب جمعه، ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹م، به خیابان‌های بیروت و شمال و جنوب لبنان سرازیر شدند. آنان به سقوط رژیم و تنفر از عوامل بقای این نظام ناکام شعار سر می‌داند. برعلاوه،‌ اعتراضات در میدان ریاض الصلح بیروت نیز به درگیری میان مردم و نیروهای امنیتی انجامید.

افراد فاسد  و مالیه‌اندیش مدام به فکر افزایش مالیات طاقت‌فرسا بر مردم و غارت جیب آنان استند. اتخاذ سیاست‌های نادرست اقتصادی، به بهانۀ ثبات اقتصادی، سبب کاهش بهای لیرۀ لبنان شده‌است، حال‌آن‌که بانک مرکزی و دولت سقوط ارزش لیره را به مقایسۀ دالر در بازار انکار می‌کنند. این، ظاهراً، یک سیاست عمدی و نظام‌مند است برای:

  • کشیدن ارزهای قوی، مخصوصاً دالر از مارکیت‌ها؛ به‌منظور بازپرداخت قرضه‌های دولت از جیب مردم؛
  • حفظ همان مقام‌ها و دستمزدهایی‌که حکومت به‌منظور رسیدن به اهداف سیاسی‌اش تعیین کرده‌است؛ به‌این ترتیب، متفکرین فاسد راه‌حل را در کاهش بهای لیره در مقایسه به دالر یافتند، که باعث تجمع بیشتر اسعار قوی ازطریق تبادل ارز در بانک مرکزی می‌شود؛
  • تبدیل معاملات بازار از دالر به لیره برای بانک مرکزی دشوار است، حتی ادامۀ این حالت سبب گرفتن توان خرید مردم می‌شود.

نتیجتاً خزانه‌های دولت پر از دالر خواهد شد، حتی اگر به فقیرسازی مردم و تضعیف توان خریدشان نیز بینجامد. برعلاوه، این وضعیت بانک مرکزی را واداشت تا نرخ سود را تا مرز ۱۳درصد افزایش دهد تا سرمایه‌گذاران پول‌شان را در بانک حفظ کنند و بازار و تجارت را به‌خاطر منفعت اندک مختل نکنند.

ای مردم! شما امروز برخاسته‌اید و از خواست‌ها و شدت رنج‌تان می‌گویید! ما شما را نیز همانند تمام انقلاب‌هایی‌که در کشورهای مجاورتان علیه بی‌عدالتی برخاسته بودند هشدار می‌دهیم. ما شما را از افتادن در دام چنین خطرات هشدار می‌دهیم:

  • خطر رؤسای فاسدی‌که خواهان مدیریت و رهبری موج شما استند و می‌کوشند تعهدات غلط‌شان را باور کنید؛ منظور ما مراکز سیاسی فاسد است؛
  • خطر فساد شدن خواست‌های جنبش‌تان توسط جلادان، اعضاء و شرکای این رژیم؛ منظور ما احزاب رژیم است؛
  • خطر توقف و محو جنبش‌تان توسط حکومت؛ منظور ما تمام حکومت‌های قبلی، فعلی و آتی است.

آگاه باشید که ریشۀ فساد حقیقی در چنین مواردی است:

  • فرقه‌گرایی منزجر کننده‌ای که کشور و مردم را مدیریت می‌کند و مانع مبارزه علیه فساد می‌شود. جنبش شما عملاً برای رد آن فرصت دارد؛
  • مشکل لبنان ناشی از دولت است، بناءً اساسی‌ترین مرحلۀ تغییر، تغییر بنیادی و نه تشریفاتی، باید در خود دولت انجام شود، تا سرانجام تمام سرزمین‌های مسلمانان از چنین وضع و محیطی فاصله بگیرند؛
  • نظام اقتصادی دولت، نظام سرمایه‌داری مبتنی بر سود و رباء، عامل ناکامی این سرزمین است، و هنوز یکی پی دیگری بحران می‌آفریند؛

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ * فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ﴾

[بقره: ۲۷۸ – ۲۷۹]

ترجمه: ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) الله (سبحانه و تعالی) بپرهیزید و آن‌چه از (مطالبات) ربا باقی‌مانده‌است رها کنید؛ اگر ایمان دارید. اگر (چنین) نمی‌کنید، بدانید الله (سبحانه و تعالی) و رسول‌اش (صلی الله علیه و سلم) با شما پیکار خواهند کرد؛ و اگر توبه کنید، سرمایه‌های شما از آن شماست؛ نه ستم می‌کنید و نه بر شما ستم وارد می‌شود.

﴿يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ﴾

[بقره: ۲۷۶]

ترجمه: الله (سبحانه و تعالی) رباخوار را نابود می‌کند و صدقات را افزایش می‌دهد؛ و الله (سبحانه و تعالی) هیچ انسان ناسپاس گنهکاری را دوست نمی‌دارد.

  • نظام سرمایه‌داری از سیاسیون و احزاب‌شان همچون وسیله‌ای برای خدمت به منافع بانک‌ها و شرکت‌ها استفاده می‌کند؛
  • لبنان در طی سال‌ها حاکمیت این نظام توسط سیاست‌های مالی اسعار خارجی، خصوصاً دالر، ارز دولت بادار این کشور، به گروگان گرفته‌شده‌است.

اگر از این خطرات آگاه باشید و مبنای فساد واقعی را بدانید، خودتان را از زیر استثمار سیاسیون فاسد بیرون خواهید کشید و راه را برای ایجاد یک مرکز سیاسی در میان خود، که از شما و از خواست‌های مشروع‌تان برای دست‌یافتن به شکوه و امنیت نماینده‌گی می‌کند، هموار خواهید کرد.

در واقع، مشکل در اساس و ترکیب این دولت است؛ حال‌آن‌که اگر سیاست‌مداران این کشور واقعاً صادق استند، بایست چنین اقداماتی را در پیش گیرند:

  • پرداخت سود به بانک‌ها را متوقف کنند و اصل سرمایۀشان را بازگردانند؛
  • وابستگی خود را به دالر و دیگر اسعار خارجی ازبین ببرند، و معیار طلا و نقره را همچون پوششی در برابر تورم در به‌کار گیرند؛
  • تهداب اقتصاد را بر صنعت و زراعت بنا کنند، نه بر میزان بلند وارد با هزینۀ حاصل از صادرات، که سبب رکود تجارت شده‌است.

در حقیقت، سیاسیون این دولت همان تاجران و صاحبان بانک‌های دولت اند. آنان فکر می‌کنند که این کشور و مردم‌اش مزرعۀ خود و فرزندان‌شان است؛ بناءً هیچ گامی در جهت مقابله با آن‌چه آن‌ها را تهدید می‌کند برنمی‌دارند.

بنابرین، حزب‌التحریر – ولایه لبنان برنامۀ سیاسی‌اش را در این خصوص برای‌تان یادآوری می‌کند، یگانه برنامه‌ای که لبنان و در حقیقت جهان، را از مرداب چنین رژیم‌های دست‌نشانده و فاسد نجات می‌دهد. برنامه‌ای برای ایجاد دولتی‌که قوانین سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اسلام را تطبیق می‌کند، اهداف والای بقای جامعه را، مانند عقل، شأن، ملکیت، دین و امنیت بشر، حفظ و مراقبت می‌کند. دولتی‌که امور مردم را مطابق فرامین و حدود الله سبحانه وتعالی تنظیم می‌کند؛ همانا آن دولت خلافت راشده به‌طریقۀ نبوت است، دولتی‌که در آن همۀ مردم، چه مسلمان چه غیرمسلمان، زیست دارند و برای‌شان امنیت و آرامش فکری را تضمین می‌کند؛ چون این نظامی از جانب پروردگار آسمان‌ها و زمین، الله سبحانه و تعالی، است.

﴿وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ﴾

[أعراف: ۹۶]

ترجمه: و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها  ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم؛ ولی (آن‌ها حق را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمال‌شان مجازات کردیم.

حزب‌التحریر – ولایه لبنان

مترجم: محمد حارث پویا

ادامه مطلب...

خودجوشی معترضان، پرده از چهره‌های سیاسیون فاسد برداشت

  • نشر شده در لبنان

 (ترجمه)

سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان دیروز حدود ساعت ۶ عصر با سخنانی اندوهگین درمورد وضعیت غم‌انگیز حاکم در کشور گفت که وی خشم مردم را در اعتراض به این وضعیت درک می‌کند. حال‌آن‌که وقتی می‌خواست راه‌حل ارائه کند، به خود این زحمت را نداد که جهت رفع بی‌عدالتی‌های موجود و یاهم انجام برخی اصلاحات عملی، گامی بردارد. در عوض، او ضرب‌العجل ۷۲ ساعته‌ای به خود و مردم داد! گویی‌که دوام این وضع در طول سی سال گذشته کافی نبود و باید سه روز دیگر نیز بر آن‌ها افزوده می‌شد؛ و گویی مردم بر روی بالشتک‌های ابریشمی در خیابان‌ها در راحتی و رفاه به‌سر می‌برند!

برعلاوه، امروز حسن نصرالله بیرون آمد تا به مردم بگوید: «ما به خیابان‌ها جهت تظاهرات نخواهیم آمد... و ای مردم! پیام شما با قوت به همه رسیده‌است... ما خواهان استعفای حکومت نیستیم... این پیمان پا برجا می‌ماند و ساقط نخواهد شد... حکومت تکنوکرات‌ها پیروز نخواهد شد.» در حقیقت، او با این سخنان‌اش اظهار کرد که: این دولت و این پیمان از آن ماست و حتی اگر به خیابان‌ها نیز بریزید، سقوط نخواهد کرد!

جبران باسیل، رویاپرداز وراثت کشور، نیز پیش از آنان اعلام کرد كه این تظاهرات به سود خود دولت و تقویت آن است! او همانند دیکتاتوران و ظالمان منطقه، به معترضانی‌که علیه دولت به خیابان‌ها ریخته‌اند، هشدار داد.

برعلاوۀ تمام این معامله‌گری‌های طبقۀ سیاسی حاکم که کشور و مردم را به اختناق آورده‌است، آنان احزاب حکومت را مقصر می‌پندارند تا جایی‌که بعضاً تصور می‌کنند این حکومت و این پیمان همانی نیست که در موردش بحث شده‌است، یا صحبت از حکومت یک کشور دیگر در میان است که با مزاج فرعونی به اذهان مردم بی‌اعتنایی می‌کند. چنان‌چه الله سبحانه‌وتعالی در این مورد می‌فرماید:

﴿فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ﴾

[زخرف: ۵۴]

ترجمه: پس (فرعون) قوم خود را فریب داد ( گمراه کرد).

ای مردم! ای معترضانی‌که حق‌تان را می‌خواهید! شما به طور خودجوش و مسالمت آمیز همان‌طور که طی روزهای گذشته اثبات شده است، اعتراض کردید. درحالی‌که احزاب حاکم سعی در مداخله در این تظاهرات دارند و می‌خواهند که سمت و سوی آن‌را منحرف و قیام‌تان را نقش بر آب کنند تا بلآخره شما از موقف خود در قبال این طبقۀ فاسد و بدنام، که امروز با سخنان خود تقاضاهای شما را پایمال کرده‌ و ثابت کرده‌اند که به‌هیچ عنوان از شما نمایند‌گی نمی‌کنند، دست بکشید. در واقع، در جریان ضرب‌العجل ۷۲ ساعته، مقامات بر شما یورش آوردند و شما را در میدان ریاض الصلح سرکوب کردند؛ افراد و اراذل اوباشان منسوب به احزاب دخیل در حکومت به خیابان‌ها ریختند و  با مهمات خود، مخصوصاً در شهرهای تایر (سور) و نباتیه، به‌جانب‌تان شلیک کردند. پیش از آن، معاون حکومت و افرادش، هنگامی‌‌که بر روی‌شان آب ریختید، صبرشان را در مواجهه با شما از دست دادند و به‌سوی شما شلیک کردند. در حقیقت، این سیاست‌مداران با این عمل بی‌شرمانۀشان، فقط جدایی خود را از شما و آرمان‌های‌تان انعکاس دادند. بنابراین به اعتراضات خود در مقابل این ظالمان ادامه دهید و با شیرینی سخنان‌شان اغوا نشوید.

ای مردم! ای معترضانی‌که حق‌تان را می‌خواهید! وقایع اخیر به صراحت نشان داد که این خود سیاست‌مداران بر قایق سوار اند، و مطمئناً از نظر آنان، شما در خارج از این قایق قرار دارید. موقف همۀ آنان چنین است: آنان همگی بر ابقاء در دولت تبانی و توافق کرده‌اند و بدون کم‌ترین توجه و نگرانی درمورد نارضایتی و اعتراض‌تان به حکومت خود ادامه می‌دهند. اگر آنان واقعاً با شما می‌بودند، حتی یک روز دیگر هم پس از این تظاهرات در قدرت باقی نمی‌ماندند؛ اما این واقعه در کشورهایی‌که حکام‌شان ادعا می‌کنند که از طریق صدای مردم به قدرت رسیده‌اند، عادی است. درحالی‌که واقعیت چیز دیگریست، زیرا آن‌ها با رضایت و نفوذ غرب، به خصوص آمریکا وارد شده و سُکان رهبری لبنان را در دست گرفته‌اند. به همین جهت، حتی دو خط از جانب سفارت آمریکا، معادلات سیاسی در این کشور را تغییر می‌دهد، و دشمنی و فریاد را به دوستی و مصالح مشترک بدل می‌کند.

آری، ای مردم! به نظر می‌رسد که اشارۀ امریکا این‌گونه به دولت رسیده‌است: "هم‌اکنون هیچ برنامه‌ای جهت سرنگونی حکومت‌تان وجود ندارد و شما در قدرت خواهید ماند. برای خاتمه به این حرکات کار کنید و کنترل خیابان‌های‌تان را در دست بگیرید." در غیر این صورت، آن‌ها جرأت نمی‌کردند که با این اندازه تکبر برای حفظ قدرت خود تلاش کنند. شایان ذکر است که این کشورهای مداخله‌گر، به‌خصوص امریکا، که حاکمیت خود را در سرزمین‌های‌مان تحمیل می‌کنند، با گذشت روزها از وقایع، هیچ کلمه‌ای بر زبان نیاوردند؛ شاید امریکا در پی این باشد که به دولت و احزاب دخیل در حکومت فرصت دهد تا بر حسب لزوم، با وقایع اخیر مقابله کنند. پس ای مردم! بسیار محتاط باشید. به نظر می‌رسد که امریکا مراقب دولت است، و امکان دارد مقامات برای برخورد با معترضان از شیوه‌های ستمگرانه‌ای استفاده و برای سرکوب آن‌ها جداً تلاش کنند.

ای مردم! ای معترضانی‌که حق‌تان را می‌خواهید! برخی از ماهیت‌های فرقه‌گرایی و مذهب‌گرایی از میان شما رخت بسته‌است، و این در کشوری که پایۀ آن بر اساس فرقه‌گرایی بنا نهاده شده‌ گامی روبه جلو است. بلی، این پدیده‌ای تازه متولد شده در بین شماست، هرچند که تا به‌حال به وضوح در بین‌تان متبلور نشده است؛ اما در واقع، این گامی در راه درست است.

واقعیت موجود، سیاستمدارانی را که ردا و ابای فرقه‌گرایی و مذهب‌گرایی می‌پوشند، ترسانده‌است، بر علاوه، فرانسه و آمریكا را نیز که ادامۀ کار همراه این لباس پاره پودۀ فرقه‌گرایی را، ‌که مدت‌هاست بر روی شانه‌های‌مان سنگینی می‌کنند، می‌خواهند می‌ترسانند. این مفکوره‌ها را کاملاً رد کنید و از کشیده شدن مجدد به این سمت، هوشیار باشید. در غیر آن، درخشش آن‌چه را که انجام داده‌اید از دست می‌دهید، و فرقه‌گرایان نهایت سود را از آن خواهند برد. به یاد آورید که شما کسانی هستید که جیب‌های‌شان غارت شده است. پس در مقابل رهبران فاسد و فرقه‌گرا و یا آن‌هایی‌که در برابر فساد سکوت اختیار کرده‌اند، بپاخیزید، زیرا این اولین وسیله برای تغییر است.

﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ﴾

[رعد: ۱۱]

ترجمه: الله (سبحانه‎وتعالی) سرنوشت و حالت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمی‌دهد مگر آن‌که آنان آن‌چه را در خودشان است، تغییر دهند.

سرانجام، در جهت درستی و انتظام جنبش‌تان اظهار می‌کنیم که:

- جهت کسب خواسته‌های مشروع خود در قالب یک حرکت مسالمت‌آمیز و خودجوش ادامه دهید. با این کار، رهبران‌شان به‌گونۀ فزاینده‌تری در معرض دید قرار می‌گیرند، ماسک‌های دروغین‌شان نابود می‌شوند و مهم‌تر از همه، پروژه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی بر علیه امت، افشاء خواهد شد و حتی ممکن است بتوانید پیشرفت این پروژه‌ها را، جهت تثبیت حکومت و هم‌پیمانان فاسد و ناعادل‌شان، به تأخیر اندازید.

- به کارتان جهت ریشه‌کن کردن فرقه‌گرایی ادامه دهید تا حکومت فاسد این حکام خائن سقوط کند.

- به خونی‌که برادران‌تان در این راه فدا کرده‌اند، حرمت بگذارید؛ آن‌را فدای پروژه‌هایی‌که مفسدین در پی ایجاد آن هستند نکنید، و هم‌چون برادران دینی، بندۀ مخلص الله سبحانه‌وتعالی باشید.

پس از این تأیید می‎افزاییم که:

- ارتش و نیروهای امنیتی برادران و فرزندان‌تان استند و آن‌ها نیز از آن‌چه شما رنج می‌برید، رنج می‌برند. بنابراین آن‌ها را در محراق درگیری قرار ندهید.

- و ای سربازان! مردان، کودکان، زنان و سالخوردگانی‌که به خیابان‌ها آمده‌اند، مردم خودتان اند و بیگانه نیستند. بنابراین، با گفتمان توطئه‌گرایانه و فریب‌گرایانه‌ای‌که مقامات جهت استدلال به آن درحال ترویج‌اند، وسوسه نشوید و خون مردم بیگانه را نریزید.

و سرانجام، حزب‌التحریر–ولایه لبنان می‌کوشد تا خط مستقیمی را در برابر این خطوط کج و منحرف، جدا از این‌که به چه اندازه کوچک استند، ترسیم کند. حزب‌التحریر شما از شما دعوت می‌کند تا برنامه‌ها و قانون اساسی که در بخش‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تبنی کرده‌است عملی و حمل کنید تا حکومت‌های فاسد را به‌وسیلۀ آن از میان بردارید. این برنامه‌ جهت تأسیس دولتی است که بر اساس عدالت و فطرت انسانی استوار باشد و عدالت را در بین همۀ مردم، بدون درنظر داشت هیچ‌گونه تبعیض، تأمین می‌کند. در نتیجه، امنیت و آرامش را برای همۀ کسانی‌که تحت چتر این دولت عادل زندگی می‌کنند، تضمین می‌کند، تا آن‌چه ما و شما در پی آن هستیم تحقق یابد. به اذن الله سبحانه‌وتعالی، یک تغییر اساسی‌که منشأ و تعلق شما به این امت بزرگ را منعکس می‌کند در جریان است، و بادهای تغییر و تحول در این اقیانوس عظیم و عمیق، بدون درنظر داشت مرزها و سدهای جغرافیایی و ظلم ستمگران مفسد، در چرخش خواهد بود.

﴿وَإِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ﴾

[مؤمنون: ۵۲]

ترجمه: و این امت شما امت واحدی است و من پروردگار شما هستم؛ پس، از مخالفت فرمان من بپرهیزید.

حزب‌التحریر-ولایه لبنان

مترجم: مرصاد مرصوص

ادامه مطلب...
  • نشر شده در فقهی

(ترجمه)

پرسش

السلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

در صفحۀ ۲۸ جزء سوم کتاب شخصیۀ اسلامی(کتاب اصول فقه) در باب "لاحُکم قبل ورودالشرع"  چنین تصریح شده است: «بناء هر عملی‌که از انسان صادر و یا به عمل انسان تعلق گیرد، در شریعت جایگاه و حکمی دارد و هر حکمی دلیلی دارد که از خطاب شارع بر آن دلالت کرده است؛ زیرا حکمی قبل از ورود شرع و خطاب شارع به وجود نمی‌آید، از اینرو قبل از بعثت و بعد از بعثت رسول الله صلی الله علیه وسلم هیچ حکمی بدون دلیل شرعی وجود ندارد؛ مگر توسط دلیلی‌ از رسالتش که آن را رسول الله صلی الله علیه وسلم آورده و به طور معين به آن حکم کند.

سوال این است که چگونه بین قاعدۀ "لاحکم قبل ورود الشرع" (یعنی هیچ حکمی قبل از وارد شدن شریعت وجود ندارد) و بین آنچه که در تفسیر قرطبی در خصوص آیۀ مبارکه ذیل آمده است جمع می‌شود؟

﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَداً وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ﴾

[توبه: ۸۴]

ترجمه: هرگاه يكی از آنان مُرد اصلاً بر او نماز نخوان و بر سر قبرش(برای دعا و طلب آمرزش و دفن او) نه ايست؛ چرا كه آنان به الله (سبحانه وتعالی) و رسولش باور نداشتهاند و در حالی مردهاند كه از دين الله (سبحانه وتعالی) و فرمان او خارج بودهاند.

چنانچه قرطبی در خصوص آیه فوق ذکر یازده مسئله را ذکر نموده‎است:

اول: روایت است که این آیه در مورد عبدالله ابن اُبی ابن سلول و نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم نازل شده است، این مسئله در صحیح‎بخاری و صحیح‎مسلم و غیر از آن‌ها در دیگر کتب حدیث ثابت شده‎است، در ظاهر امر روایات نشان می‌دهد که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر عبدالله ابن ابی نماز خواند و بعداً این آیۀ مبارکه نازل شده است. از انس بن مالک روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی می‌خواست به ابی ابن سلول نماز جنازه بخواند؛ جبرئیل علیه السلام نزد وی آمد، لباسش را گرفت و به عقب کشید و برای رسول الله صلی الله علیه وسلم این آیۀ مبارکه را تلاوت نمود، پس رسول الله صلی الله علیه وسلم از نماز منصرف شده و نماز نخواند؛ روایاتِ ثابت خلاف این روایت است. در بخاری از ابن عباس روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه وسلم برای آن نماز خواند؛ ولی بعداً منصرف شد. مدتی نگذشت که دو آیه از سورۀ "توبه" نازل شد و مانند این روایت از ابن عمر روایت شده است که این روایت را مسلم تخریج نموده، ابن عمر می‎گوید: «وقتی عبدالله ابن ابی ابن سلول مُرد، پسر آن عبدالله نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و خواست که پیراهن خود را بدهد تا پدرش را با پیراهن رسول الله صلی الله علیه وسلم کفن کند و سپس بر آن نماز بخواند، رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌خواست بر ابن ابی نماز بخواند عمر رضی الله عنه استاده شد و لباس رسول الله صلی الله علیه وسلم را گرفت و گفت، یا رسول الله! آیا بر این نماز می‌خوانی در حالی‌که از نماز بر آن نهی شدی! رسول الله صلی الله علیه وسلم گفت: مرا الله سبحانه  وتعالی اختیار داده است، سپس این آیه را تلاوت نمود:  ﴿اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً﴾ [توبه: ۸۰] ترجمه: چه برای آنها استغفار کنی و چه نکنی، (حتّی) اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی. سپس فرمود: «من از هفتاد مرتبه بیشتر طلب استغفار خواهم نمود.» حضرت عمر رضی الله و عنه گفت او منافق است. بعد از آن  رسول الله صلی الله علیه وسلم بر آن نماز خواند و الله سبحانه وتعالی این آیه مبارکه را نازل فرمود: «به هیچ یکی از این‌ها نماز نخوان و بر سر قبر آن استاد نشو!» رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز را ترک کرد، بعضی علماء گفته اند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بنابر ظاهر اسلام عبدالله ابن ابی بر آن نماز خواند و سپس این نماز را به دلیل نهی شدن آن ترک کرد. اقتباس از تفسیر قرطبی در مورد آیه ۸۴ سورۀ توبۀ تمام شد.

آیا نماز رسول الله صلی‎الله علیه وسلم بر عبدالله ابن ابی ابن سلول توسط این آیۀ مبارکه منسوخ گردیده است؟ و آیا در آن وقت حکمی قبل از ورود شرع، خلاف قاعدۀ عمومی" لا حکم قبل ورود الشرع" موجود بوده است؟ از شما سپاس‌گذاری می‎کنم! امید است که در این باره توضیح دهید.

پاسخ

وعلیکم السلام و رحمت الله و برکاته!

سوال شما این است که اگر نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم به ابن ابی منسوخ شده باشد آیا این مسأله با قاعدۀ " لا حکم قبل ورود الشرع" (حکمی قبل از وارد شدن خطاب شارع نیست.) نمی‌باشد؟

برادر محترم! طوری‌که در جزء اول کتاب شخصیه اسلامی در باب "عدم جواز اجتهاد رسول الله صلی الله علیه وسلم" ما به این مسئله پرداختیم، در آنجا احادیثی‌که نماز رسول الله صلی الله علیه وسلم را برای عبدالله ابن ابی بیان نموده واضح ساختیم که این احادیث عقلاً مردود است؛ زیرا این احادیث با نصوص قوی‌تر از خود یعنی با قرآن کریم در تناقض قرار می‌گیرد، در این خصوص در صفحۀ ۱۵۰ الی ۱۵۲ متن ذیل ذکر شده است: «و اما این فرمودۀ الله سبحانه وتعالی:

﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَداً وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ﴾

[توبه: ۸۴]

ترجمه: هرگاه يكی از آنان مُرد اصلاً بر او نماز نخوان و بر سر قبرش(برای دعا و طلب آمرزش و دفن او) نايست؛ چرا كه آنان به الله (سبحانه وتعالی) و رسولش باور نداشتهاند و در حالی مردهاند كه از دين الله (سبحانه وتعالی) و فرمان او خارج بودهاند.

این آیۀ مبارکه بعد از این قول الله سبحانه وتعالی آمده است:

﴿فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلَى طَائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَلَنْ تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوّاً إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ﴾

ترجمه: هرگاه الله (سبحانه وتعالی) تو را (از جنگ تبوك) بسوی گروهی از آنان بازگرداند و ايشان از تو اجازه خواستند كه در ركاب تو بسوی جهاد حركت كنند، بگو: هيچگاه با من به جهاد نخواهيد آمد و هيچ وقت همراه من با هيچ دشمنی نخواهيد جنگيد(و اين افتخار نصيبتان نخواهد شد) چرا كه شما نخستين بار به كناره‌گيری و خانه‌‌نشينی خوشنود شديد، پس با كناره گيران و خانه نشينان بنشينيد(و با پيرمردان و زنان و بيماران و كودكان باشيد)!

از این آیه واضح می‌شود که رسول الله صلی الله علیه وسلم منافقین را در غزوات با خود نمی‌برد تا بدین وسیله منافقین خوار و ناچیز گردند و با شرف جهاد و خروج با رسول الله صلی الله علیه وسلم نائل نگردند و در آیۀ بعد از این آیه به صورت مستقیم بیان نموده است:

 ﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ﴾

ترجمه: یعنی بر ایشان نماز نخوان.

 که این آیه بر ناچیز شمردن و خوار ساختن منافقین افزود و این خوار ساختن در وقت حکم کردن بر ایشان بوده است، پس این آیه و آیۀ قبل و بعد از آن، احکام منافقین و چگونگی تعامل بر ایشان را نشان می‌دهد. این آیات نشان می‌دهد که نباید منافقین در منزلت مؤمنین قرار گیرند و این آیه دلالت بر این را ندارد که گویا رسول الله صلی‎الله علیه وسلم در مسئلۀ نماز بر ابن اُبی  اجتهاد نموده است؛ بلکه این آیه بر خلاف این مسئله دلالت دارد. حالا آنکه این آیه در برابر منافقین تشریع شده است و با آیات دیگری‌که در این سوره ذکر شده‎، انسجام کامل دارد. پس به هیچ‌وجه از صراحت و دلالت این آیه نه منطقاً و نه مفهوماً چنین چیزی دانسته می‌شود و این آیه دلالت بر آن ندارد که گویا اجتهاد و یا خطای رسول الله صلی الله علیه وسلم را تصحیح کرده باشد.

اما احادیثی‌که در مورد شأن نزول این آیه آمده است، روایات آحادی می‌باشند که دلیلی برعقیده نبوده و نمی‌تواند با دلیل قطعی(قرآن کریم) در تعارض قرار گیرد و دلیل قطعی‌که تبلیغ رسول الله صلی الله علیه وسلم را در مورد احکام ثابت می‌سازد این است که رسول الله صلی الله علیه وسلم جز وحی از دیگر چیزی پیروی نمی‌نمود. علاوتاً این احادیث طوری دلالت دارند که گویا عمر ابن خطاب رضی الله عنه تلاش نموده تا رسول الله صلی الله علیه وسلم را از نماز جنازه بر "ابن ابی" منع نماید، این بدین معنی است که وی می‌خواسته تا رسول الله صلی الله علیه وسلم را از یک عملی‌که توسط آن یک حکم را تشریع نماید، منع کند و یا این‌که رسول الله صلی الله علیه وسلم را از عملی منع نماید که از منظر شریعت یک عبادت به حساب می‌آمد؛ اما رسول الله صلی الله علیه وسلم در برابر این عمل عمر رضی الله عنه سکوت کرده است و بعداً این آیۀ مبارکه نازل شد که چنین مسئله‌ای در حق رسول الله صلی الله علیه وسلم جائز نمی‌باشد، بناءً عمل نمودن به این احادیث با نبوت و رسالت رسول الله صلی الله علیه وسلم در تعارض بوده، عقلاً مردود است.

حدیثی دال بر این است که رسول الله صلی الله علیه وسلم پیراهن خود را برای عبدالله ابن ابی داد و می‌خواست بر آن نماز بخواند در حالی‌که او رئیس منافقین بود. عبدالله ابن ابی را الله سبحانه وتعالی بعد از غزوۀ بنی مصطلق رسوا نمود. پسر ابن ابی نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد تا رسول الله صلی الله علیه وسلم آن منافق را بشناسد و از قتل آن دست کشید و الله سبحانه وتعالی سورۀ منافقین را بعد از غزوۀ بنی مصطلق نازل کرد و برای رسول الله صلی الله علیه وسلم بیان کرد:

﴿هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ﴾

[منافقون: ۴]

ترجمه: پس از آنان بر حذر باش! الله آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟!

﴿فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ﴾

[منافقون:۳ ]

ترجمه: بر دلهای آنان مهر نهاده شده و حقیقت را درک نمی‌کنند!

﴿وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ﴾

[منافقون:۱]

ترجمه: ولی الله (سبحانه وتعالی) گواهی میدهد كه منافقان در گفتۀ خود دروغگو هستند(چرا كه به سخنان خود ايمان ندارند)!

 سپس رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و پیراهن خود را برای رئیس منافقین داد و تلاش می‌نمود که بر رئیس منافقین نماز بخواند و عمر رضی الله عنه آن را منع نمود این چنین حدیثی بر آیات مبارکه در تناقض است. آیۀ سورۀ توبه در سال نهم یعنی چند سال بعد از سورۀ منافقین نازل شده است؛ لذا احادیثی‌که از عمر رضی الله عنه و در مورد پیراهن رسول الله صلی الله علیه وسلم روایت شده ویا دیگر احادیثی‌که با چگونگی تعامل منافقین بعد از غزوۀ بنی مصطلق و آیات مبارکه در تناقض قرار دارد، عقلاً این احادیث مردود اند.» ختم متن کتاب شخصیه.

وقتی‌که این احادیث مردود باشد پس نسخ این احادیث توسط این آیۀ مبارکه:

﴿وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَداً وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ﴾

[توبه: ۸۴]

ترجمه: هرگاه يكی از آنان مُرد اصلاً بر او نماز نخوان و بر سر قبرش(برای دعا و طلب آمرزش و دفن او) نايست؛ چرا كه آنان به الله (سبحانه وتعالی) و رسولش باور نداشتهاند و در حالی مردهاند كه از دين الله (سبحانه وتعالی) و فرمان او خارج بودهاند.

معنی ندارد؛ زیرا با رد این احادیث حکمی باقی نمی‌ماند که رسول الله صلی الله علیه وسلم بر منافقین(عبدالله ابن ابی سلول رئیس منافقین) نماز خوانده باشد؛ لذا حکمی باقی نمی‌ماند که با نزول آیۀ مبارکه منسوخ شده باشد، بناءً به دلائلی‌که در فوق بیان نمودیم، نمازی بر"ابن ابی" باقی نمی‌ماند، از این‌رو کدام حکمی قبل از وارد شدن خطاب شارع نبوده و کدام نسخی در آن زمان به وجود نیامده است. این بود جواب سوال تان، الله سبحانه وتعالی در همه امور با حکمت و آگاه‎تر است.

برادر تان عطاء ابن خلیل ابوالرشته

مترجم: مصطفی اسلام

ادامه مطلب...

لبنان در راه‌پیمایی‌ها

  • نشر شده در لبنان

(ترجمه)

امروز جمعه، ۲۵ اکتبر ۲۰۱۹م، نهمین روزی‌ست که از آغاز قیام مردم لبنان می‌گذرد. مردم در این اعتراضات خواستار مبارزه با فساد و تأمین حقوق اساسی‌شان استند؛ خواسته‌هایی‌که حکومت‌ها یکی پی دیگری در حدود ۳۰ سال از آن غافل بوده‌اند. این اعتراضات تا آن‌جا بالا گرفته‌است که مردم خواهان سرنگونی دولت و نمادهای فرقه‌گرای سیاسی از میان رهبران و احزاب حاکم شده‌اند. این در دولتی‌که از زمان پیدایش‌اش براساس فرقه‌گرایی و اعتراف‌گرایی استوار بوده‌است یک پدیدۀ جدید است!

سیاستمداران سنتی می‌خواهند، با لیستی از اصلاحات خیالی، چهرۀشان را نزد اعتراض‌کننده‌گان سفید کنند؛ چنان‌که بعضاً در مورد سعد حریری نوشته‌اند: در نبود خیابان، اعتراضی هم وجود نمی‌داشت؛ یا در خصوص جعجع، فرماندۀ نیروهای امنیتی، نگاشته‌اند: او همراه با اعتراضات، از وزرای حکومت خواسته‌است که استعفای‌شان را پیش کنند؛ یا در مورد ولید جنبلاط، رهبر حزب سوسیالیست پیش‌رو، که گفته‌است: در حکومت باقی می‌مانم و تلاش می‌کنم حریری را همراه خودم به استعفاء ترغیب کنم؛ ویا در خصوص حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله، نوشته‌اند: می‌خواهد مردم را از تخریبات و انجام کارهای بزرگی که سبب تغییر معادلات می‌شود تهدید کند و بترساند. آخرین یافته‌ها در خصوص این موضوع در یک نقل قول غیرمستقیم مضبوط از رئیس‌جمهوری لبنان در بعدازظهر پنج‌شنبه، مورخ ۲۴ اوکتوبر / اکتبر ۲۰۱۹ م به‌دست آمده است؛ او اشاره کرده‌است که رژیم نیاز به پیشرفت دارد و تغییر از خیابان‌ها و میدان‌ها شروع نخواهد شد! وی گفت که من اولین‌بار خواستار مبارزه با فساد شدم، و تجدید نظر در مورد وضع فعلی حکومت را الزامی می‌دانستم! همچنان، او خاطر نشان کرده‌است که مردم اطمینان خود را به حلقه‌های سیاسی از دست داده‌اند –گویا که خودش یکی از آن‌ها نباشد!– و از سیاهۀ اصلاحات ترتیب شده توسط حکومت ستایش کرده‌است.

این موضوع حتی از نهان هویداست که تقاضاهای نهاد‌هایی تحت نام جامعۀ مدنی، در تضاد با خواست‌های مردم برای اعاده حقوق‌شان قرار دارد. برعلاوه، آن‌ها دولت و مدل حکومتداری سکولار را می‌خواهند و این را با رقص و آهنگ در خیابان‌ها منعکس می‌کنند، حتی اگر این کارها با ماهیت و ارزش‌های شهرهای بزرگ کشور، مانند طرابلس، در تناقض باشد؛ همانند میدان "النور" در طرابلس که یکی از بزرگ‌ترین محلات تجمع این اعتراضات است.

سپس قدرت‌های بزرگ، مانند امریکا، فرانسه و انگلیس، بعد از خاموشی به ابراز نظر پرداختند. واشنگتن در بیانیه‌ای از اصلاحات اقتصادی در لبنان حمایت کرده‌است؛ قسمی‌که در روزنامه "الشرق‌الاوسط" در ۲۴ اوکتوبر / اکتبر ۲۰۱۹ م به نقل از یک مقام ارشد دولت امریکا گزارش شده‌است: «ما رسماً از اصلاحات حمایت می‌کنیم، اما تصمیم نمی‌گیریم که چه‌چیز در جهان اتفاق ‌بیفتد.» همچنان، روزنامۀ "النهار" در مقاله‌ای در ۲۴ اوکتوبر / اکتبر ۲۰۱۹ م منتشر کرده‌است که: «رئیس‌جمهوری فرانسه، واحدی به‌نام اتاق بحران برای تعقیب پیشرفت‌های لبنان ایجاد کرده‌است... تماس‌هایش را با بیروت آغاز کرده‌است... تا دریابد چگونه سعد حریری را حمایت کند... شکستی که باوجود تلاش‌های‌شان از زمان کنفرانس سدار ادامه دارد.» همچنان، این روزنامه در همین تاریخ به نقل از سفارت انگلیس نگاشته‌است: «مردم لبنان خشم مشروع‌شان را اظهار می‌کنند و باید به آن پاسخ داده شود، اصلاحات ضروری باید سریعاً انجام شود.»

ای مردم و ای کسانی‌ که به‌خاطر حقوق اساسی‌تان اعتراض می‌کنید! شریعت به برآورده کردن خواسته‌های مردم تأکید کرده‌است. ما در آغازین روزهای این اعتراضات گفتیم که این حالت، در نتیجۀ ظلم شدیدی که از آن رنج می‌بردید، به شکل خودجوش شروع خواهد شد. با ورود این اعتراضات به دومین هفته، شما حق این بیانیه را بر ما دارید، پس نباید بیش‌از این در انتشارش تعلل صورت گیرد.

در واقع، حب قدرت و حکومت بر قلب‌های این سیاست‌مداران حاکم است. بناءً عجیب نیست که نمی‌توانند و یا نمی‌خواهند از حکومت دل بکنند، حتی اگر کسانی‌که برای‌شان رأی داده‌اند نیز بخواهند، چون آنان تنها به اجازۀ باداران‌شان، خصوصاً امریکا، کنار می‌روند، که هنوز خواهان بقای این حلقۀ فاسد در آیندۀ لبنان استند. بناءً از تمام آنان، بدون استثناء و از نظامی که تطبیق می‌کنند بیزاری جوئید. اجازه ندهید این قیام‌ها شما را به واقعیتی دچار کند که، پیش‌از شما، کشورهای بزرگ در این سرزمین آزمایش کرده‌اند، تا این‌که از یک بحران گذر کنید و با یک بحران دیگر، همچون بحران پیش‌بینی شدۀ سال ۲۰۲۰ م، دست به گریبان شوید. واقعیت این است که نهادهای جامعۀ مدنی با تلاش‌های نظام‌مند و حمایت جامعۀ جهانی می‌کوشند تا شما را با تجاوز به ماهیت و شکل محافظه‌کارانۀ جوامع‌تان، به سمت یک دولت سکولار روان کنند و این را یک راه‌کار می‌پندارند. آن‌ها این هدف را در قالب چنین اعتراضات پی‌گیری می‌کنند، تا نتایجی را درپی داشته باشد که شایستۀ انقلابی که مردم وقت، انرژی و نفقۀ خانوادۀشان را در آن‌جا مصرف می‌کنند نیست؛ بل باید کاملاً جدی و استوار باشد.

کشورهای بزرگی که شما را تماشا می‌کنند، سخنان‌شان از ترمنولوژی اصلاحات منحرف نمی‌شود. آنان حلقۀ سیاسی فاسد حاکم را برحال نگه خواهند داشت تا زمان بلوغ رهبران جایگزین فرارسد و آن‌ها را سریعاً برجسته کنند؛ سپس، افسار این رهبران را محکم و از سیاسیون سنتی و برحال صرف نظر خواهند کرد؛ همچون تخمی که به زمین می‌پاشند و حاصل‌اش را می‌گیرند. بدانید که اگر این کشورها را از سرزمین خود از دروازه بیرون کنیم، از پنجره پس برخواهند گشت. بنابر این، متوجه این کشورها و متوجه ساخت و باخت آن‌ها باشید، که این‌گونه با چهره‌های جدید ولی با سیستم حکومت‌داری فاسد می‌خواهند کنترول ظرفیت‌ها را، مانند نظام کنونی، به‌دست گیرند.

ای مردم! راهی را که برای تغییر و تحول انتخاب کرده‌اید، گامی‌ست در رد این واقعیت فاسد و کارگذاران آن؛ بناءً آن را پایان نداده و نگذارید که آن واقعیت دردآور دوباره برگردد. اصلاح نظام و شیوۀ حکومت‌داری، فقط احیای این رژیم و نظام را سبب می‌شود؛ اما چهره‌های جدید که شیوۀ تفکر و رهبری غربی را بروز می‌دهند، برای واقعیت این سرزمین و تاریخ‌اش اصلاً مناسب نیست.

ای مسلمانان! اعتراضات خود را فقط به نیازهای اساسی زنده‌گی‌تان خلاصه نکنید تا تمرکز بر ظلم و بی‌عدالتی را از یاد ببرید، خصوصاً شما که غم و اندوه فراوانی را در این کشور تحمل کرده‌اید. بناءً بر راه‌حل‌های ضعیف، مانند دولت مدنی، جدایی دین از زنده‌گی (سکولاریزم)، دسترسی به قوانین احوال شخصی و وراثت، مشروعیت همجنس‌گرایی، وغیره، اکتفاء نکنید. این به معنای محو و تخریب هویت‌تان است و باعث خاموش‌کردن صدای حق، که بدان وسیله قوانین الله سبحانه و تعالی حاکم خواهد شد، می‌شود.

باوجود تمام این فشارها و سختی‌ها، شما نباید خطوط کج، بل بایستی خطوط راست و مستقیم را دنبال و برای حاکم کردن قوانین اسلامی تلاش کنید؛ چرا که این تنها راه برای حل مشکلات بشریت و نه فقط مسلمانان است و طریقۀ تحکیم آن همانا از سرگیری زنده‌گی اسلامی، زیر چتر دولت اسلامی‌ست. دولتی که غیرمسلمانان نیز زیر چتر آن زنده‌کی کرده‌اند؛ بناءً حضورشان در سرزمین‌های اسلامی، نتیجۀ توجه و پاسبانی دولت اسلامی از ایشان بوده‌است. پس ای مسلمانان از فشار و غرور باطل نهراسید. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً﴾ [اسراء: ۸۱]

ترجمه: حقا که باطل نابودشدنی است.

بناءً، اعتبار خود را حفظ کنید، عدم پذیرش بی‌عدالتی و فساد را در اسلام، پخته‌گی راه‌حل‌های آن، و موضع سیاسی، اقتصادی و راه‌حل‌های اجتماعی آن برای تمام مردم نشان دهید. این را در محراق توجه‌تان قرار دهید و برای ساختن آن در بین مردم عام که خواستار تغییر اند فعالیت کنید.

﴿وَلَا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ﴾ [بقره: ۴۲]

ترجمه: حق را با باطل میامیزید و با آن‌که حقیقت را می‌دانید، کتمان‌اش مکنید.

حزب‌التحریر – ولایه لبنان

مترجم: تمیم افشار

ادامه مطلب...

اگر فقر انسان می‌بود؛ می‌کشتم‌اش!

(ترجمه)

خبر:

بر اساس دسته بندی‌های محققان امریکایی؛ نزدیک به 38 ملیون از شهروندان این کشور زیر خط فقر به سر می‌برند که 12 ملیون‌شان را اطفال تشکیل می‌دهند. (منبع: صفحه تویتر کانال جزیره، به نقل از بیانیه‌ای در سازمان ملل 2 نومبر 2019)

تبصره:

اخبار و ارقام پیرامون فقر و شگاف بزرگ در توزیع سرمایه‌ها در امریکا قابل دید و محسوس است و این تنها در امریکا نه بلکه از اساس نظام سرمایه‌داری است که با سایۀ سیاه‌اش بر تمام جهان خیمه افگنده است.

انسان امروز نیاز مبرم به نمونۀ از زندگی جدید دارد نمونة که موافق با فطرت باشد و عقل را قانع سازد و برای انسان زندگی با کرامت و سعادت‌مند عنایت کند و این بجز از جانب خالق انسان ممکن نخواهد بود.

﴿أَلَا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ(سوره ملک آیه 14)

ترجمه: مگر کسی‌که (مردمان را) می‌آفریند (حال و وضع ایشان را) نمی‌داند؟ در حالی‌که او دقیق‌بین و باریک‌بین است.

اکنون باید گفت که "از بررسی احکام شرعی مربوط به اقتصاد واضح می‌شود که اسلام در مورد قدرت مردم در بهره گیری از سرمایه‌ها راه حل ارائه می‌کند و از دید اسلام این یکی از مشکلات اقتصادی در جامعه است، و زمانی‌که از اقتصاد بحث می‌کند در مورد بدست آوردن سرمایه (ملکیت) و قرار دادن آن در دسترس مردم و توزیع آن در میان‌شان بحث می‌کند.

توزیع سرمایه‌ها در میان مردم به طور طبیعی به اسباب دارائی‌ها و معاملات برمی‌گردد اما از آنجای‌که انسان‌ها در توانائی‌ها و نیازمندی‌ها برای اشباع متفاوت می‌باشند؛ سبب تفاوت در توزیع ثروت‌ها می‌گردد و امکان خطا در این توزیع وجود دارد که این خطا در توزیع سرمایه‌ها باعث جمع شدن مال نزد عدۀ و محرومیت عدۀ دیگر می‌گردد و سبب می‌شود ابزار و آلات داد و ستد متراکم گردد؛ از این لحاظ شریعت داد و ستد سرمایه‌ها را تنها و تنها در میان ثروتمندان منع قرار داده و دوران آن را میان تمام مردم واجب می‌گرداند و متراکم ساختن طلا و نقره را منع می‌کند اگر چه زکات آن اداء گردد.

این فقره با تصرف از کتاب نظام اقتصادی اسلام که مؤلف آن تقی الدین نبهانی رحمه الله و از  منشورات حزب التحریر می‌باشد نقل شده است و هرآن‌که فقط در عناوین فهرست کتاب، صرف نظر از مقدمه کمیاب نظر اندازد؛ عمق و فراگیری بخش‌های گوناگون اقتصادی را درمی‌یابد.

این احکام و غیر از این‌ها، احکام و نظام‌های مورد نیاز برای تأسیس دولتِ سزاوار اسلام و پیروانش است که از مدت‌ها بدین سو حزب التحریر با برداشت از آن برای تطبیق آن کار می‌کند؛ تا برای امت برنامه‌ای را برای حرکت تقدیم کند که با تأسیس خلافت بر منهج نبوت زندگی اسلامی دوباره تحقق یابد و مردم را از تنگنای دنیا به سوی فراخنای دنیا و آخرت و از ظلم و ستم نظام سرمایه‌داری به سوی عدالت اسلام بیرون گرداند.

مترجم: حبیب الرحمن محمدی

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه