- نشر شده در ویدیوها
تقدیم: شیخ ابو مصعب الهدرهجمعه، 10 صفر الخیر 1440هـ.ق / 19 اکتوبر 2018م
تقدیم: شیخ ابو مصعب الهدرهجمعه، 10 صفر الخیر 1440هـ.ق / 19 اکتوبر 2018م
(ترجمه)
پرسش:
بعضی افراد نماز جمعه نمیخوانند، به دلیل اینکه میگویند: وجود امام یا خلیفۀ مسلمین شرط صحت نماز جمعه است. پس آیا این رأیی کدام یکی از فقهاء و مجتهدین است یا خیر؟ و نظر حزب التحریر در این مورد چیست؟
پاسخ:
نماز جمعه فرض است و این فرضیتاش به موجودیت خلیفه یا عدم وجود آن تعلق ندارد و دلائل آن قرار ذیل است: الله سبحانه وتعالی فرموده:
﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِنْ یوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیعَ ذَلِكُمْ خَیرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون﴾
[جمعه : 9]
ترجمه: ای مؤمنان! هنگامیكه روز جمعه برای نماز جمعه آذان گفته شد، به سوی ذكر و عبادت الله(سبحانه وتعالی) بشتابید و داد و ستد را رها کنید؛ این(چیزیكه بدان دستور داده میشوید) برای شما بهتر و سودمندتر است؛ اگر متوجه باشید!
حاکم به سند صحیح در مستدرک از ابو موسی اشعری رضی الله عنه روایت نموده که رسول الله صلى الله علیه وسلم فرمود:
«اَلْجُمُعَةُ حَقٌّ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ فِى جَمَاعَةٍ إِلاَّ أَرْبَعَةً "عَبْدٌ مَمْلُوكٌ أَوِ امْرَأَةٌ أَوْ صَبِىٌّ أَوْ مَرِیضٌ»
(قال الحاکم: هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه و صححه الألبانی)
ترجمه: خواندن نماز جمعه بالای هر مسلمان در جماعت واجب است؛ به جز چهار نفر: برده یا غلام، زن، طفل و مریض.
نسائی از ابن عمر رضی الله عنهما و او از ام المؤمنین حفصه رضی الله عنها روایت نموده که پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ فرمود:
«رَوَاحُ الْجُمُعَةِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ» (رواه النسائی، فی کتاب الجمعة)
ترجمه: رفتن به نماز جمعه بر هر مسلمانیکه بالغ شده باشد، واجب است.
از همۀ این دلایل واضح میشود که نماز جمعه به امام(خلیفه) مقید نیست. بنابراین، امامان مذاهب سه گانه(امام مالك، شافعی و احمد رحمهم الله) نیز به همین نظر توافق دارند. اما تنها فقهای مذهب حنفی رحمهم الله، در مورد شروط نماز جمعه گفته اند: «اجازۀ خلیفۀ مسلمین به اقامۀ نماز جمعه یا حضور خودش یا حضور نائب رسمی از جانب خلیفه شرط است، زیرا طریقه و کیفیت نماز جمعه در عهد رسول الله صلى الله علیه وسلم و خلفای راشدین نیز این چنین بود. این در حالیست که امام و یا نائبش در شهری باشند که در آن نماز جمعه اقامه میشود، اما هرگاه یکی از این شرایط به سبب موت یا فتنهای و امثال آن موجود نباشد و وقت نماز جمعه فرا رسد، بالای مردم لازم است که در میان خودشان بر شخصی توافق کنند تا پیش شود و نماز جمعه را برایشان اقامه کند.»
شرط بودن اجازۀ خلیفه نزد ما رأی مرجوح(غیر صحیح و فاقد اعتبار) است. بنابر دلایلیکه قبلاً گفته شد. خلاصه اینکه نماز جمعه فر ض است؛ چه خلیفه موجود باشد یا موجود نباشد.
29 شعبان 1433هـ.ق
19 جوالای 2012
(ترجمه)
به تاریخ ۲۵ اکتوبر ۲۰۱۸م خفاشان ویلگرد، شبانگاه به دفتر استاد عمادالدین حاذق وکیل مدافع در محکمۀ استناف و یکی از چهرههای مشهور حزب التحریر-تانزانیا هجوم برده و تمام اسناد و مدارک دفتر مذکور را از بین بردند. با اینحال، پیامهای تهدیدآمیزی را بر روی دیوارهای دفتر وی برجای گذاشتند.
این عمل پست و شرمآور آنها به ما ناشناخته نیست و برای ما شناخت آنانیکه در عقب این عمل پست قرار دارند، مشکل نیست. اگر قصد چپاولگران هدف قرار دادن استاد عمادالدین حاذق باشد تا وی را با این عمل پستشان توهین کنند؛ پس این امر بیانگر شکست و بیچارگی آنها در مقابل دعوتگران میباشد. باوجود فشارهای رسانهها بالای حزب التحریر و باوجود فشارها بر مالک تالار تا مبادا ملکیت خود را به خدمت حزب التحریر قرار دهد؛ در واقع این امر بیانگر شکست و بیچارگی آنها میباشد.
بناءً ما در حزب التحریر به الله سبحانهوتعالی و مردمان مخلص امت پیمان میبندیم که وقوع همچو اعمال پست و احمقانه هیچگونه ترسی را در ما ایجاد نخواهد کرد و هرگز از قوت ما چیزی کم نخواهد شد و بلکه در جلوی صف انقلابیون امت تا زمانیکه رژیمهای خائن و مزدور را از پا در نیاورده و قدرت از دسترفته این امت را باز نگردانیم، باقی خواهیم ماند.
دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-تانزانیا
(ترجمه)
عمران خان در صحبت خود با روزنامۀ اندپندنت و در اولین دیدارش با رسانههای خارجی از زمان به قدرت رسیدنش دو ماه قبل، سعی میکند تا دلیل دیدار خود را از کشور سعودی توضیح داده و چنین میگوید :«آنچه در ترکیه رخ داد فقط یک تصادف است، چی میتوانم بگویم؟ در واقع همه ما تکان خوردیم.» همچنان گفت :«ولی صرف نظر از آن حادثه یگانه دلیلیکه مرا وادار میسازد تا این فرصت را غنیمت بدانم اینست: ما کشوری هستیم که نفوس آن به ۲۱۰ میلیون تن میرسد و نیز با بدترین بحران قرض در تاریخ مان روبرو هستیم.» خان اضافه کرد :«ما نیاز شدیدی به پول داریم، چیزیکه تا هنوز از قروض کشورهای دوست و صندوق بین المللی پول، بدست نیاورده ایم. در واقع ما مقدار کافی از اسعار خارجی بخاطر پرداخت قروض و پرداخت قیمت واردات مان در دست نداریم. بنابر این، اگر قرض یا سرمایهگذاریهای خارجی بدست نیاوریم، با مشکلات جدی روبرو خواهیم شد.»
در کنفرانس "داووس صحرا" حکومت پاکستان گفت که کشورش با اعطای ۳ میلیارد دالر از سوی اسلام آباد بخاطر حمایت از اسعار خارجی برای مدت یک سال موافق است. این مقدار علاوه بر ۳ میلیارد دالر قرضی است که در پرداختهای درازمدت واردات نفت بخاطر کمک در کاهش بحران اقتصادی پاکستان به مصرف خواهد رسید و هزینۀ تصمیم نجات از بحران بر حسب توقعات تحلیلگران از مرز ۶ میلیارد دالر عبور کرد و نیز توقع میرود که هزینۀ برنامههای نجات از بحران اقتصادی از سوی صندوق بین المللی پول که فعلاً پاکستان در مورد آن گفتگو میکند، کاهش یابد.
موضوع حیثیت سعودی زمانی مطرح شد که عمران خان نخست وزیر پاکستان در کنفرانس سرمایهگذاری که در سعودی برگزار شده بود، حضور یافت و رهبران سایر کشورها کنفرانس را بخاطر قتل خبرنگار منتقد حکومت سعودی در قونسولگری کشور سعودی در استانبول، تحریم نمودند.
وزارت خارجه پاکستان به تاریخ ۲۳ اکتوبر بیان داشت که: «دیدار عمران خان از کشور سعودی دستآوردهایی را به همراه داشته است که از آن جمله توافق روی امانت دادن مبلغ سه میلیارد دالر از طرف سعودی به هدف حمایت از پرداختهای پاکستان به مدت یک سال صورت گرفته است.» وزارت افزود: «همچنان توافق بر سر فراهمسازی تسهیلات برای پرداخت قروض درازمدت از طرف کشور سعودی برای یک سال به مقصد وارد کردن نفت که به مقدار سه میلیارد دالر میباشد، صورت گرفته است و سلسلۀ این کمکها به مدت سه سال دوام خواهد کرد که ارائه کمکها بعد از انجام توافق آغاز خواهد شد. (منبع: روزنامۀ اندپندنت)
بدون شک عمر حکومت عمران خان بیشتر از چند ماه محدود نمیباشد و در جریان این وقت کم عمران خان اقدام به ایجاد پیچ و خمهای زیادی نموده است که بعضی اوقات بخاطر تعامل با صندوق بین المللی پول حرص میورزد و گاهی هم کاسۀ گدایی را بسوی سعودی و چین حمل میکند. واضح است که عمران خان برنامههای اقتصادی منظمی ندارد و بخاطر ایجاد یک سیاست اقتصادی وابسته به دیگران، مبارزه میکند.
در آتشسوزی جمعه شب در جادۀ نادرپشتون شهر کابل، بخشهای زیادی از پنج بازار وسایل برقی و تیلفونهای همراه سوخته است.
محمد ابراهیم رسولی، رئیس اتحادیۀ شرکتهای وسایل برقی میگوید: «در حدود دوازده ساعت گذشته تمام دار و ندار مردم سوخت. نمیدانیم به کی شکایت کنیم که چرا به وقت رسیدهگی نشد.» این بازارها در ناحیه دوم شهر کابل در نزدیکی کاخ ریاستجمهوری قرار دارد.
بعضی دکانداران در این بازارها، ادعا دارند که در جریان این آتشسوزی و در موجودیت نیروهای امنیتی در محل، بخشی از مالهایشان از سوی مردم و پولیس دزدی شده است.
فهیم، یکی از این دکانداران بیان داشت: «من به چشمانم دیدم که شماری از کارمندان اطفائیه و پولیس، بهجای آنکه آتش را خاموش کنند و تأمین امنیت کند، دست به چور و چپاول میزدند.» امید حبیبی، دکاندار دیگر نیز اظهار داشت: «دکانداران ما کارتن مالهایشان را بیرون میکردند، اما به زور از نزد آنان میگرفتند و دزدی میشد.»
جان و مال مردم در نظامهای بشری امنیت ندارد و هر لحظه در معرض خطر است. هرکس برای حفظ جان خود باید محافظ و برای حفاظت مالاش تدابیر شخصی مثل بیمه تجارت داشته باشد، در غیر آن تقصیر به گردن خودش است. هیچ نهاد دولتی مسئول و پاسخگو در زمینه نیست. از برکت همین نظام، مردم و مسئولین آموختهاند که در جریان حوادثی مانند آتش سوزی شام پنجشنبه با استفاده از فرصت چگونه به نفع خود به مال متضررین دستبرد بزنند؟ مثل عام است که "بز در غم جان کندن و قصاب ده غم چربو".
حفاظت جان و مال مردم از جمله مسئولیتهای اساسی دولتها محسوب میشود؛ اما دولتهای فعلی در تبانی با مافیایی جهانی از راههای مختلف مثل: وضع مالیات کمرشکن و بیمههای بی مورد به مکیدن خون اتباع شان ادامه میدهند. دولت با چنین برخورد منفعتگرایانه و سود جویانه احساس حفاظت جان و مال برادر مسلمان را از مردم گرفته است.
علی عمر صدیقی
(ترجمه)
پرسش:
ترامپ به تاریخ دوم اکتوبر 2018م در سخنرانی اش در گردهمایی انتخابات نیمه دوره ای که در ایالت میسی سیپی داشت، با تهدید نمودن حکومت شاهی عربستان سعودی به طرف دارانش وانمود کرد که پیگیر مشکل افزایش قیمت نفت هست، چنان چه گفت: «معاملات نظامی مان چه می شود؟ از دولت های سرمایه دار حمایت می کنیم اما در بدل آن هیچ چیزی دریافت نمی کنیم. از این مواد "یعنی نفت" چه خبر؟ این نیز وضعیت مردم را دگرگون می کند، ما از حکومت شاهی عربستان سعودی حمایت می کنیم، می گویید این دولت سرمایه داری است؟ آری من شاه سلمان را دوست دارم، اما برایش گفتم که "ای شاه ما از تو حمایت می کنیم. ممکن است بدون حمایت ما برای حتی دو هفته هم مقاومت کرده نتوانی، پس باید به نظامیانت پول بپردازی" (منبع: خلیج آن لاین 3 اکتبر2018م).
نمی خواهم از این بپرسم که چرا حکام عربستان سعودی در برابر اهانت های امریکا ساکت نشسته و در برابر امریکا سر خم می کنند، زیرا می دانم که آنان خود انسان های پست اند و توهین شدن برای انسان های پست آسان تمام می شود. اما پرسش من این است که چرا ترامپ سعودی را به شدت زیر فشار گرفته تا میزان تولید نفت اش را برای کاهش قیمت ها، افزایش دهد، در حالی که امریکا خود بزرگ ترین تولید کننده نفت بوده و خود به تنهایی می تواند قیمت ها را کاهش دهد؟ بخش دیگر پرسش این است که چرا این اعمال فشارها در مقطع کنونی بالا گرفته؟ و بخش اخیر هم این که چرا با وجود این همه فشار از جانب امریکا، بازهم قیمت نفت کاهش نمیابد؟ و جزاک الله خیراً.
پاسخ:
بلی این دقیق است که توهین شدن برای انسان های پست آسان تمام می شود. آن اظهارات اهانت آمیز ترامپ در مورد حکام سعودی در حدی بود که اگر کار دیگری از دست شان بر نمی آمد، حد اقل روابط شان را باید با امریکا قطع می نمودند، اما واقعیت این است که آنان نه از الله و رسول اش حیا دارند و نه هم از مؤمنین. چه به جا و دقیق فرموده رسول الله صلی الله علیه وسلم آنجا که می فرماید: «إِنَّ مِمَّا أَدْرَكَ النَّاسُ مِنْ كَلَامِ النُّبُوَّةِ إِذَا لَمْ تَسْتَحْيِ فَاصْنَعْ مَا شِئْتَ» أخرجه البخاري. «بدون شک یکی از مسائلی که مردم از سخنان نبوت درک کرده اند این است که اگر حیا نداشتی، پس هرچه دلت خواست انجام بدی».
در مورد پاسخ به پرسش و یا پرسش های مطرح شده باید گفت:
1- زمانی که دونالد ترامپ در ماه جنوری 2017م قدرت را در دست گرفت، قیمت های نفت هر بشکه در حدود 57 دالر بود. با فرا رسیدن ماه جون 2017م، قیمت ها به 45 دالر در هر بشکه کاهش یافت، اما پس از آن رو به افزایش گذاشت و امروزه هر بشکه نفت خام برنت به 86 دالر رسیده و برخی کارشناسان به این باور اند که هر بشکه نفت تا 100 دالر افزایش خواهد یافت.
ترامپ به تاریخ 5 جولای 2018م در یک تویتی روی صفحۀ تویتر اش چنین نوشت: «احتکار کننده گان کشورهای عضو اوپک باید در نظر داشته باشند که قیمت نفت بلند است و آنان هیچ اقدام قابل توجهی از خود نشان نمی دهند. با اندک تحولی آنان قیمت ها را بالا می برند، چنان چه ایالات متحده از بسیاری از اعضایش (یعنی اعضای اوپک) در برابر مقدار کمی دالر دفاع می کند. این تعامل باید دو جانبه باشد، یعنی ما از شما دفاع می کنیم و شما باید قیمت نفت را پایین آورید "قیمت ها را کاهش دهید!" ». پیش از این تویت، به تاریخ 30 جون 2018م نیز در یک تویت دیگری گفته بود: «للتو با شاه سلمان پادشاه عربستان سعودی صحبت نموده و برایش توضیح داده که من به دلیل تشنجات و تحولات در ایران و ونزویلا از سعودی می خواهم تولید نفت اش را افزایش دهد و ممکن است این افزایش به 2000000 بشکه برسد تا نقیصه ها را جبران کند. قیمت ها، چنان که گفت، بالاست و او با افزایش تولید موافقت نمود». (منبع: الحرة 30 جون 2018م). رئیس جمهور امریکا به تاریخ 25 سبتمبر 2018م در سخنان اش در مجمع عمومی سازمان ملل به سازمان اوپک تاخت و گفت: «سازمان اوپک و دولت های بزرگ دارند جهان را به غارت می برند، آنان بهای نفت را پیوسته بالا می برند و این اصلاً برای من خوشایند نیست و باید به هیچ کسی خوشایند نباشد. ما از بسیاری از این دولت ها در بدل هیچ چیزی حمایت نمودیم، اما آنان بهای نفت را پیوسته بالا می برند، خواست ما از آنان این است که قیمت ها را پایین بیاورند. ما پس از این، این قیمت های وحشت ناک را تحمل نخواهیم کرد» (منبع: سبوتنیک نیوز 25 سبتمر 2018م). ترامپ هم چنین به تاریخ 27 سبتمر 2018م روی تویترش نوشت: «ما از دولت های خاورمیانه حمایت می کنیم، آنان بدون ما قطعاً در امن نیستند، اما با وجود آن هم قیمت های نفت را پیوسته افزایش می دهند! ما این کار آنان را به یاد خواهیم داشت. سازمان احتکارکنندۀ اوپک باید قیمت ها را همین حالا کاهش دهد».
سپس، چنان که در پرسش نیز گفته شد، به تاریخ 2 اکتوبر 2018م نیز در گردهمایی انتخاباتی نیمه دوره ای ایالت میسی سیپی نیز ترامپ حکومت پادشاهی عربستان سعودی را هشدار داده و به طرف داران اش وانمود کرد که با قیمت های بلند نفت برخورد می کند، وی گفت: ««معاملات نظامی مان چه می شود؟ از دولت های سرمایه دار حمایت می کنیم اما در بدل آن هیچ چیزی دریافت نمی کنیم. از این مواد "یعنی نفت" چه خبر؟ این نیز وضعیت مردم را دگرگون می کند، ما از حکومت شاهی عربستان سعودی حمایت می کنیم، می گویید این دولت سرمایه داری است؟ آری من شاه سلمان را دوست دارم، اما برایش گفتم که "ای شاه ما از تو حمایت می کنیم. ممکن است بدون حمایت ما برای حتی دو هفته هم مقاومت کرده نتوانی، پس باید به نظامیانت پول بپردازی" (منبع: خلیج آن لاین 3 اکتبر2018م).
تمام این اظهار نظرها نشان می دهد که ترامپ مصمم است در شرایط فعلی میزان تولید نفت را افزایش دهد، اما توسط اوپک و به ویژه عربستان سعودی.
2- بلی، آمریکا بیشترین تولید نفت را در جهان دارد؛ چنان چه بنا به گزارش ادارۀ معلومات انرژی امریکا (EIA) -اداره ای که آمار انرژی را بررسی می کند- این اداره در پایان سال 2017م جدول تولید نفت در سطح جهان را منتشر نمود که مجموع این تولید در آن زمان به 95 ملیون بشکه در روز می رسید. بر اساس آمار ارائه شده توسط این اداره؛ هفت دولتی که بیشترین تولید را دارند به تریب زیر می باشند:
- ایالات متحده با تولید روزانه 14.46 ملیون بشکه از مجموع تولیدات جهانی.
- عربستان سعودی 12.08 ملیون.
- روسیه 11.18 ملیون.
- کانادا 4.87 ملیون.
- ایران 4.67 ملیون.
- عراق 4.48 ملیون.
- چین 4.45 ملیون.
بناءً امریکا هنوز بزرگ ترین تولید کنندۀ نفت در سطح جهان به شمار می رود و پس از آن سعودی و روسیه.
3- به این ترتیب، امریکا توان افزایش تولید نفت را چنان که می خواهد دارد، به ویژه با توجه به این که ذخایر بزرگ ( نفت شنی) را در اختیار دارد، اما دلایلی وجود دارد که به تولید این نوع نفت نمی پردازد:
أ. حفظ ذخایر نفتی امریکا.
ب. بعضی حکام بی خرد و مزدور از اوامر امریکا اطاعت می کنند، حتی اگر این اطاعت به قیمت اهانت شان تمام شود و به آنان ضرر رساند که حکام سعودی یکی از این نوع حکام استند. چنان چه امریکا از آنان می خواهد قیمت نفت را کاهش دهند تا مردم امریکا بتوانند با قیمت ارزان تری نفت خریداری کنند و حکام سعودی وعده می دهند که اطاعت خواهند نمود و این در حالی است که قیمت هر بشکه نفت خام مخلوط برنت در ماه نهم سال جاری میلادی در سطح جهانی تقریباً به 80 دالر رسید، چنان چه خبرگزاری رویترز به تاریخ 14 سپتمبر 2018م در خبری گفت که قیمت نفت خام مخلوط برنت به تاریخ 14 سپتمبر 2018م در سطح جهانی به 78.21 دالر در یک بشکه رسید که از تاریخ 22 می 2018م تا کنون بی سابقه بوده». باید گفت که «تولید دولت های عضو اوپک به 32.79 ملیون بشکه در روز افزایش یافته و عربستان سعودی که قبلاً وعده داده بود تولید نفت اش را به گونۀ چشم گیری افزایش خواهد داد گفته که بر اساس این تصمیم قرار است میزان افزایش این تولید تا حدود یک ملیون بشکه در روز برسد.» (منبع: 31 آگست 2018م). منبع یاد شده هم چنین افزود: «زمانی که قیمت نفت خام برنت در نزدیک شدن به سقف 80 دالر در هر بشکه می رسید، عربستان سعودی به بازارهای جهانی خبر داد که تولید اش را در ماه آینده افزایش خواهد داد و این اعلان پیش از زمانی صورت گرفت که معمولاً سعودی در آن زمان پرده از چنین معلوماتی بر می دارد».
شکی نیست که نظام حاکم در عربستان سعودی، تا زمانی که این سرزمین نقش محوری ثبات بازار نفت جهانی را بازی می کند، به شدت وابسته به امریکا بوده و مزدور نیرومند آن خواهد بود. خود سعودی در حال حاضر سخت نیاز به افزایش قیمت های نفت دارد، زیرا اقتصاد این دولت از زمان افت شدید نفت در سال 2014م، سخت زیر فشارهای شدید قرار گرفته، به ویژه با توجه به این که نفت ستون فقرات بودجۀ سعودی را تشکیل می دهد. معمولاً کشورهایی که درامدهای نفتی، بیشتر از نیم کل درامد آن را تشکیل می دهد، نیاز به این دارند که قیمت های نفت باید در هر بشکه به بیشتر از 80 دالر برسد تا بتوانند توازن بودجه ای خویش را حفظ کنند، یعنی درامدهای شان به حدی برسد که بتوانند هزینه های بودجه وی خویش را پوشش دهند. با این حساب می توان به اهمیت افزایش قیمت نفت برای حکومت سعودی پی برد، حکومتی که تقریباً اکثریت مطلق اقتصاد آن وابسته به درامدهای نفتی آن است! بنابر این شکی نیست که قیمت مناسب نفت برای سعودی فوق 80 دالر، بلکه حتی نزدیک به صد دالر است تا بتواند توازن بودجه ای خویش را حفظ نموده و اقتصاد اش را رشد دهد. می دانیم که اقتصاد سعودی در حال حاضر سخت متدهور است، اما باوجود آن هم حکام خائن آن برای کاهش قیمت ها (به نفع کفار) موافقت می کنند تا میزان تولید شان را افزایش دهند در حالی که می دانند این افزایش تولید به سرزمین شان ضرر می رساند. آنان با این کار می خواهند ترامپ را راضی نگهدارند، ترامپی که علناً به حاکم سعودی اهانت نمود و گفت که اگر امریکا از تو حمایت نکند تاج و تختت در هم خواهد شکست! اما این حکام ذلیل این اهانت را نادیده گرفته و ولی عهد آن اعلان می کند که سعودی آماده است نقص تولید نفت ایران را جبران نماید، چنان چه آژانس خبری بلومبرگ امریکا به تاریخ 6 اکتوبر2018م اظهارات بن سلمان ولی عهد سعودی را منتشر نمود که «اصرار داشت سعودی به وعده هایش مبنی بر جبران نقص تولید نفت خام ایران وفا خواهد نمود» وی افزود: «عربستان سعودی در حال حاضر روزانه 10.7 ملیون بشکه نفت تولید می کند و در صورتی که بازار جهانی نیاز داشته باشد، سعودی می تواند 1.3 ملیون بشکۀ دیگر نیز تولید نماید». به این ترتیب می بینیم که هنوز امریکا مزدورانی دارد که آماده اند برای براوردن تمایلات ترامپ به افزایش میزان تولید، به خود ضربه زنند، با این حال امریکا چه نیازی دارد ذخایر خود اش را کم کند؟
4- این که چرا ترامپ اصرار دارد اوپک و به ویژه سعودی تولیدات شان را افزایش داده و قیمت ها را کاهش دهند، به این دلیل است که دو مسأله وجود دارد که ترامپ را در تنگنا قرار داده که اگر سریع حل نگردد در آینده غیر قابل جبران خواهد بود، مسأله هایی که اگر نمی بود، ترامپ از افزایش قیمت های نفت آزار نمی دید و هیچ ضرری را متوجه وی نمی نمود. امریکا می تواند با چاپ نمودن دالرهای بیشتر، افزایش قیمت ها را جبران نماید، چنان چه زمانی که قیمت پترول به حدود 150 دالر رسیده بود، اقدام به این کار نمود و ما به تاریخ 16 می 2009م در این زمینه پاسخ به پرسشی منتشر نموده و در بخشی از آن چنین گفتیم: «امریکا می تواند پول های کاغذی بیشتری، با موافقت صندوق بین المللی پول یا بگونۀ سری و یا حتی به گونۀ علنی و بدون موافقت آن، چاپ نماید، زیرا در این صندوق عملاً نفوذ دارد و می تواند حقایق را پنهان نموده و بهانه های دروغینی را مطرح نماید و صندوق یاد شده آن را تأیید کند. اما چاپ پول های کاغذی بیشتر و به این طریقه منجر به کاهش قیمت دالر و در نتیجه تورم خواهد شد، یعنی افزایش بهای کالا. بنابر این امریکا اقدام به چنین کاری نخواهد نمود مگر در صورتی که منفعت برتری در آن متصور باشد. به گونۀ مثال، امریکا در جریان تضادهای نفتی که منجر به افزایش قیمت ها تا حدود 150 دالر در هر بشکه رسید، مبلغی میان " 2 تا 4 ترلیون دالر" چاپ نمود و امریکا از این تضادهای نفتی به دور نبود. امریکا این مبالغ را چاپ نمود تا بتواند میزان نفت بیشتری را به گونۀ مستقیم و غیر مستقیم خریداری نموده و به ذخایر نفتی خویش بیافزاید، زیرا در این کار منفعتی فراتر از افزایش نفت و کاهش دالر را دیده بود» اما از آن جایی که اقدام به چنین کاری وقت زیادی می گیرد و در عین حال دو مسأله ای که در فوق به آن اشاره شد، نیاز به حل سریع دارد که در غیر آن ترامپ، چنان که گفتیم، در تنگنا قرار خواهد گرفت. به همین دلیل بود که ترامپ به اعضای اوپک و به ویژه سعودی چنگ و دندان نشان داد. این دو مسأله قرار ذیل است:
اول: موضوع تحریم ها بالای ایران:
ایران پس از سعودی و عراق، سومین کشور بزرگ صادر کنندۀ نفت خام به شمار می رود که تولیدات آن روزانه به "4" ملیون بشکه نفت خام می رسد. تحریم ها باعث کاهش صادرات نفت ایران خواهد شد، به ویژه پس از نومبر سال جاری که قرار است تحریم ها بر علیه ایران افزایش یافته و شامل خود ایران و کشورهایی شود که نفت ایران را وارد می کنند، زیرا امریکا از تمام شرکت های خریدار نفت ایران خواسته در قدم نخست واردات نفت این کشور را کاهش داده و سپس تمام قراردادهای شان با ایران را تا ماه نومبر پیش رو ملغا کنند و این کار منجر به کاهش صادرات نفت ایران خواهد شد. اما عربستان سعودی در صورت نیاز می تواند تولید نفت اش را افزایش دهد، یعنی سعودی توان و آمادگی جبران نقصان نفت ایران را دارد. امیر محمد بن سلمان ولی عهد سعودی در اظهاراتی گفت: «ما حاضریم در برابر هر بشکه نفتی که ایران به دلیل تحریم های امریکا از صدور آن دست بر داشته، دو بشکه نفت خام صادر نمائیم. ما هم چنان به تعهدات مان و حتی فراتر از آن پایبند خواهیم بود» این شاه زادۀ سعودی علاوه نمود که کشور شاهی سعودی در حال حاضر روزانه 10.7 ملیون بشکه نفت صادر می کند که خود یک رکورد به شمار می رود و در صورت نیاز بازار می توانیم 1.3 ملیون بشکۀ دیگر نیز به آن علاوه نمائیم. (منبع: https://www.akhbarak.net 8 اکتوبر 2018م).
امریکا قصد دارد به تاریخ 4 نومبر 2018م، تحریم هایش را بر علیه ایران شدت بخشد و این کار را با هدف قرار دادن نفت این کشور و فشار بالای حکومت ها و شرکت هایی در سراسر جهان انجام دهد و آنان را وادار نماید خرید نفت از ایران را کاهش دهند. این بدان معنی است که میزان نفتی که در بازارجهانی عرضه می شود کاهش خواهد یافت و چنان که در آماری که قبلاً ذکر گردید؛ ایران قبلاً روزانه بیشتر از 4 ملیون بشکه نفت تولید داشت، اما در حال حاضر این میزان تولید نیمه شده حدوداً دو ملیون تولید فعلی ایران به کشورهای چین، هند و ترکیه صادر می گردد و امریکا قصد دارد تولید این دو ملیون بشکه را نیز با اقدامات خویش متوقف نماید، طوری که می خواهد توسط سعودی و سایر دولت های اوپک آن را جبران نماید تا به این ترتیب امریکا بتواند موضوع ایران را به دور از اروپا، روسیه و چین حل و فصل نماید، موضوعی که با خروج امریکا به تاریخ 8 می 2018م از توافق هسته ای که سه سال قبل با این دولت ها امضاء نموده بود، بالا گرفت. امریکا در پی آن است تا به توافق یک جانبه ای با ایران دست پیدا کند، چنان چه رئیس جمهور امریکا اعلان نمود که ما برای چنین توافق و بستن چنین قرار دادی آماده ایم، اما اوضاع باید در داخل ایران آماده گردد و این ممکن است کمی وقت بگیرد. ترامپ قصد دارد در جریان این وقتی که به آن اشاره نمود، نقصی که از تولید نفت ایران به وجود میاید را جبران نماید تا زمینۀ دست یابی به توافق نامه ای دو جانبه میان امریکا و ایران و بدون مشارکت اروپا فراهم گردد. در صورتی که جای خالی تولیدات ایران پر نگردد، قیمت ها به شدت بالا خواهد رفت و این کار امریکا را وارد تنگنایی خواهد نمود، زیرا تحریم ها برعلیه ایران را به این اعتبار اعمال می کند که نقص تولید نفت ایران را با هشدارهایی که متوجه اوپک، به ویژه سعودی می کند، جبران خواهد شد. به عبارت دیگر؛ امریکا قصد دارد موضوع نقص تولید را حل نموده و ضمانت دهد که تا حل و فصل مشکلات با ایران، قیمت ها افزایش نخواهد یافت، زیرا ممکن است این کار به درازا بکشد.
بنابر این، ترامپ اصرار دارد اوپک و در درجۀ نخست سعودی نقص تولیدات نفت ایران را، که به تاریخ 4 نومبر 2018م کاملاً محسوس خواهد شد، جبران نمایند، به علاوۀ نقصی که در نتیجۀ تحریم های اعمال شده توسط ترامپ برعلیه ونزویلا به تاریخ 21 می 2018م به وجود آمده، هرچند تأثیر آن کمتر است، زیرا تولیدات فعلی آن روزانه به 1.5 ملیون بشکه می رسد.
دوم: انتخابات امریکا:
بدون شک بلند رفتن بهای نفت برای دونالد ترامپ، که از ماه نومبر پیش رو وارد کارزار میان دوره ای انتخابات می شود، مشکل ساز خواهد بود و بقای طرف داران وی در موقف های شان تحت تأثیر قرار خواهد داد، به ویژه با توجه به این که بیشتر همه پرسی های صورت گرفته نشان می دهد که دموکرات ها بالای مجلس نمایندگان تسلط پیدا خواهند نمود. ترامپ برای این که به رأی دهندگان امریکا ثابت کند که امریکا برای او در درجۀ نخست قرار دارد، تمام ملامتی را بالای عربستان سعودی و سایر اعضای اوپک انداخته و بالای آنان فشار می آورد تا تولیدات را افزایش دهند. ادارۀ حکومت ترامپ در عین حال چین، هند و ترکیه را نیز وادار می کند تا روابط شان را با ایران قطع نموده و نفت خام شان را از جای دیگری تأمین نمایند. افزایش بهای نفت بالای مقدار پولی که مصرف کنندۀ امریکایی برای بنزین می پردازد نیز تأثیر دارد و اگر این افزایش هم زمان باشد با انتخابات میان دوره ای امریکا، قطعاً یک عامل پیروزی در جلب آراء به شمار نخواهد رفت! زیرا مردم امریکا به قیمت مواد سوخت با حساسیت نگاه می کنند، بناءً ترامپ هرگز نمی خواهد حکومت اش به سوی بلند رفتن قیمت نفت در حرکت باشد و به همین دلیل است که ترامپ دلیل افزایش قیمت ها را بر دوش دولت های خلیج و اوپک انداخته و پیوسته به آنان هجوم می برد تا به مردم امریکا نشان دهد که او دارد از منافع آنان دفاع می کند و توان این را دارد که بالای اوپک و سعودی فشار آورد تا قیمت ها را پایین آورند. پس ترامپ به کاهش قیمت نفت توجه جدی دارد، به ویژه در بهبوهۀ انتخابات امریکا، زیرا او و حزب جمهوری خواهان به آراء رأی دهندگان در انتخابات میان دوره ای 6 نومبر 2018م سخت نیاز دارند، مخصوصاً با توجه به این که آمارها پیش تازی دموکرات ها را نشان می دهد.
5- پرسش این است که چرا با وجود هشدارها و فشارهای ترامپ و لبیک گفتن سعودی بازهم قیمت نفت در حال افزایش است؟ پاسخ این است که طرف های دیگری در اوپک وجود دارند که وابسته به اروپا بوده و در مقابل امریکا قرار دارند و در عین حال یک طرف قضیه، روسیه است. این طرف های دیگر، به ویژه آنانی که وابسته به اروپا می باشند، به ساده گی به درخواست های امریکا پاسخ مثبت نمی دهند و به همین دلیل است که خواسته های ترامپ به آن سرعتی که او می خواهد براورده نمی شود. شکی نیست که ابزار اصلی امریکا در داخل اوپک، عربستان سعودی است، اما دولت های دیگری عضویت اوپک را دارند که هر کدام منافع مشخص خود را دارند و برخی از آنها وابسته به دولت های بزرگ اروپائی استند که ممکن است به ساده گی تن به خواسته های امریکا ندهند و در عین حال اوپک اعضای دیگری مانند روسیه دارد که منافع خاص خود را دارند، با این حساب؛ امریکا توان این را ندارد که هرچه را بخواهد بالای اوپک تحمیل کند.
رئیس جمهور امریکا در تلاش برای کاهش قیمت نفت، خواستار افزایش تولید گردید، اما سازمان اوپک و سایر تولید کننده گان هم پیمان آن در جریان نشستی که به تاریخ 23 سبتمر2018م داشتند بر سر افزایش میزان تولید نفت به توافق نرسیدند.
در مورد روسیه باید گفت که امریکا از سال 2017م تا کنون توانسته با استفاده از عربستان سعودی بالای آن فشار آورده و آن را وادار نماید تن به افزایش تولید و کاهش قیمت ها دهد، چنان چه این نخستین باری بود که یک شاه سعودی برای اشتراک در گردهمایی اعضای اوپک و اعضایی بیرون از اوپک به خصوص روسیه، به روسیه سفر می کند. ملک سلمان در ماه اکتوبر 2017م عازم روسیه شد و در گردهمایی اوپک شرکت نمود و در پی آن، قیمت نفت بالای 60 دالر در هر بشکه برای مدتی ثابت ماند و سپس از نیمۀ سال جاری شروع به افزایش نمود، چنانچه در فوق توضیح داده شد. عربستان سعودی و روسیه برای رسیدن به درخواست مبتنی بر تولید روزانه 2 ملیون بشکه اضافی که خواست ترامپ بود، تلاش و تقلای زیاد نمودند، اما تحلیل گران مستقل و هم چنین آژانس بین المللی انرژی (IEA) مطمئن نیستند که عربستان سعودی و روسیه بتوانند 2 ملیون بشکۀ پیشنهاد شده را به تولید روزانه علاوه نمایند. آژانس بین المللی انرژی، که مقر آن در پاریس بوده و از کشورهای مصرف کنندۀ نفت نمایندگی می کند، اخیراً در مورد "تأمین درخواست های کوتاه مدت" از جانب خاورمیانه، به شمول عربستان سعودی، گفته که این میزان به 1.14 ملیون بشکه در روز می رسد. تحلیل گران به این باور اند که ممکن است روسیه نیز روزانه در حدود 400000 بشکه تولید اضافی داشته باشد. سر انجام عربستان سعودی زیر فشارهای متداوم ایالات متحده توانست در ماه سپتمبر سال جاری به گونۀ مخفیانه با روسیه در مورد افزایش میزان تولید به توافق برسد. رویترز در خبری گفت: «این توافق نشان می دهد که روسیه و عربستان سعودی سیاست های افزایش تولید نفت را، بدون مشورت با سایر اعضای اوپک تأیید می کنند. منابع یاد شده می گویند که وزیر خالد فالح وزیر انرژی سعودی و همتای روس اش "الکسندر نوفاک" پس از یک سلسله ملاقات هایی که داشتند در مورد افزایش میزان تولید از ماه سپتمبر تا دسمبر سال جاری به توافق رسیده اند و این در حالی است که قیمت یک بشکه نفت خام به 80 دالر رسیده است. یکی از این منابع می افزاید: روس ها و سعودی ها توافق نموده اند آرام آرام مقدار نفت بیشتری را وارد بازارهای جهانی نمایند تا طوری معلوم نشود که آنان دارند در این کار از اوامر ترامپ اطاعت می کنند» یک منبع دیگر می گوید: «وزیر انرژی سعودی به "ریک بیری" وزیر انرژی امریکا گفته که عربستان سعودی در صورتی که مشتریان اش خواهان نفت بیشتری باشند، سقف تولید را بالاتر خواهد برد» (منبع: WWW.reuters.com).
ممکن است این پرسش مطرح شود که چرا روسیه در روند کاستن از قیمت نفت با امریکا همکاری می کند، با وجود آن که قیمت های بلند به نفع روسیه است؟ برای پاسخ به چنین پرسشی باید گفت که با دقت نمودن به این واقعیت درخواهیم یافت که روسیه با قیمت هایی در حدود 65 دالر موافقت دارد، زیرا این میزان با صنعت نفت روسیه همخوانی دارد. افزایش قیمت نفت به گونۀ سرسام آور باعث خواهد شد بسیاری از دولت های وارد کننده توان تحمل خرید نفت را نداشته باشند و این کار در نهایت منجر به افت شدید میزان تقاضای نفت خواهد شد که طبیعتاً صنعت نفت روسیه را متضرر خواهد نمود.
در هر حال، این روسیه نیست که در این معادله خطر اصلی به شمار می رود، بلکه طرف های تأثیر گذار واقعی، آن عده از اعضای اوپک استند که وابسته به اروپا می باشند و طبیعتاً قناعت دادن آنان برای پذیرش خواسته های ترامپ کار ساده ای نیست و نیاز به اعمال فشارهای بزرگ دارد. اما باوجود همه گمان اغلب این است که قیمت های نفت از سقف صد دالر بالاتر نرود، به ویژه با توجه به این که دولت های وارد کنندۀ نفت توان تحمل قیمتی بالاتر از این را ندارند و در نتیجه، تقاضاها پایین آمده و روند افزایش متوقف شده و برگشت خواهد خورد. ضمناً باید در نظر داشت که ترامپ سعی دارد به کاهش قیمت ها در جریان پروسۀ انتخابات و امور مربوط به آن توجه به خرج دهد، یعنی تا آخر سال جاری، زمانی که بعید نیست موضوع توافق هسته ای با ایران مجدداً برجسته شده و توافق جدید و دو جانبه میان امریکا و ایران و بدون حضور اروپا صورت گیرد و در پی آن اعمال فشارهای امریکا در خصوص افزایش تولید کم شده و قیمت ها در ما حول 80 دالر بچرخد.
آن چه درد آور است این است که قدرت های بیگانه برای گرم نمودن تنور رقابت ها میان خود شان، از سرمایه های جهان اسلام استفاده نمایند و حکام سبک مغز ما کور کورانه از این سیاست ها پیروی کنند و هیچ احترامی به کرامت و حیثیت امت اسلامی نداشته باشند. این در حالی است که اکثریت مطلق میزان ذخایر نفت جهانی در سرزمین های اسلامی قرار دارد، به شمول سرزمین های عربی، ایران، افریقا مانند نیجریه، آسیای میانه مانند قزاقستان و ترکمنستان و قفقاز مانند آذربایجان، اما درامد نفت در این سرزمین ها به ساکنین آن بر نمی گردد، ساکنینی که اکثریت شان به شدت از فقر و نداری رنج می برند. این حکام خائن، اعضای خانواده ها و اطرافیان شان استند که تمام این درامدها را به خود اختصاص داده و سرمایه ها را به بیرون از سرزمین های اسلامی قاچاق می کنند. زمانی امریکا سال گذشته در جریان سفر ترامپ به عربستان سعودی به تاریخ 21 می 2017م از آل سعود مبلغ 460 ملیارد دالر تقاضا نمود، آل سعودی بی درنگ حاضر شد این تقاضا را لبیک گوید.
بنابر این باید خاطر نشان نمود که هیچ کسی مسلمانان را از این وضعیت اسف بار نجات نخواهد داد، مگر خلیفۀ راشدی مانند عمر فاروق، که سرمایه ها را با عدالت تمام بالای مردم توزیع می نمود و توزیع را از فقیرترین افراد شروع می کرد و به خلیفه ختم می نمود و خلیفه آخرین کسی بود که از این اموال می گرفت و آخرین کسی بود که پس از همه نان می خورد. چه به جا و راست فرمود رسول الله صلی الله علیه وسلم آنجا که فرمود: ««كُلُّكُمْ رَاعٍ وَكُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ الْإِمَامُ رَاعٍ وَمَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ»، رواه البخاري یعنی: «شما همه مسئولید و همه در برابر رعیت خویش پاسخ گو خواهی بود، امام در برابر رعیت اش پاسخ گواست».
کسی که به رعیت خویش خیانت کند عذاب دردناکی در انتظار او خواهد بود، چنان چه رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیثی که طبرانی آن را در الکبیر روایت نموده فرمود: «مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْتَرْعِيهِ اللَّهُ رَعِيَّةً، يَمُوتُ يَوْمَ يَمُوتُ غَاشّاً لِرَعِيَّتِهِ إِلا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ». یعنی: «هر بنده ای را که الله سبحانه و تعالی بالای رعیتی مسئول قرار دهد و او سر انجام در حالی بمیرد که به رعیت خویش خیانت نموده، الله متعال جنت را بر وی حرام قرار می دهد».
این است فرجام این حکام سبک مغز اگر اندکی بی اندیشند!
(ترجمه)
طبق گزارش بی بی سی، شینید اوکانر، آواز خوان مشهور ایرلندی به تاریخ 26 اکتوبر 2018م مسلمان شدنش را اعلام نموده و اسم خویش را "شهادت" گذاشته است. شینید در حساب تویترش از مسلمانانیکه او را حمایت کرده اند، تشکری نموده و تصمیم خویش را چنین توضیح داده است: «نتیجۀ طبیعی سفر هر دینشناس باهوش چنین است.» او در شبکههای اجتماعی ویدیویی را منتشر نموده است که در آن آذان میدهد.
این آواز خوان با استناد به شیوۀ زندگیاش تحقیق خویش را در مورد جستجوی دین صحیح ابراز نمود، طوریکه در سال 1992م هنگامیکه تصویر پاپ را در مقابل دوربین شبکه تلویزیونی در امریکا پاره نمود، باعث برزو منازعه شد و هفت سال بعد از آن، یکی از کنسیههای انشقاق یافتۀ وی را کاهن تعیین نمود، اما کنیسۀ ارتدکسی به انجام این عمل اعتراف ننموده است؛ یعنی وی در جستجوی حقیقت بود.
پرسشیکه هر مسلمان باید پاسخ دهد، این است: چند تن در سراسر جهان همچون این آواز خوان در جستجوی اسلام است؟ و چرا مسلمانان به آنها اسلام را به طور صحیح نمیرسانند؟
این آزاو خوان در محیط مملوء از دشمنی وسیع جهانی علیه اسلام، لطمه واردن کردن به اسلام با "تروریستی" خواندن آن و هجومهای بزرگ جهانی برای مانع شدن از ظهور اسلام همانند هجوم امریکا بر افغانستان و عراق و هجوم روسیه با امریکا بر سوریه و تمامی جنگها و بحرانهای که به هدف واحد استراتیژیکی(سوق دادن مسلمانان به حلقه جنگهای واگذار شده) در سرزمینهای اسلامی به راه انداخته میشود، به اسلام هدایت یافته است. هر مسلمان باید تصور نماید؛ اگر رسانههاییکه سرگرم احوال حکام سوء هستند، به سوی اسلام دعوت نمایند و اگر حکام با سیاستهای سرزمینشان به انتشار اسلام و دفع تبلیغات خصمانۀ غرب علیه اسلام بپردازند، نتیجهاش لزوماً گرویدن میلیونها شخص گروه گروه و دسته دسته به دین اسلام، از سراسر جهان میباشد.
باید هر مسلمانیکه میخواهد گرویدن گروه گروه مردم را به دین الله متعال ببیند، بداند که برای نایل شدن به این هدف فقط یک راه وجود دارد و آن این است که برای از سرگیری دوباره زندگی اسلامی در سرزمینشان کار نمایند و این کار(از سرگیری زندگی اسلامی) صورت نمیگیرد؛ مگر با سرنگون نمودن حکام و تأسیس دولت خلافت راشدۀ ثانی، که این مأموریت را دقیقاً هم چون دولت اول اسلام انجام داده و مردم را گروه گروه به دین الله متعال گروانیدند، انجام دهد.
(ترجمه)
دیدار سوتشیکه به تاریخ ۱۷ اکتوبر ۲۰۱۸م با رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و ولادیمیرپوتین رئیس جمهور روسیه صورت گرفت، این دو رئیس جمهور به این توافق رسیدند که منطقۀ خلع سلاح و امنیتی را به عرض حدود ۱۵ الی۲۰ کیلومتر در امتداد خط اول جنگ ایجاد نمایند و ایجاد این خط در ۲۵ اوکتبر ماه جاری صورتگیرد. از آن جاییکه این توافقنامه نزدیک به اجراء شدن است، باید در مورد آثار وپیامدهای آن روشنی اندازیم؛ توافقنامهای که مرحلۀ خطرناک دیگری بر خم و پیچهای قبلی انقلاب سوریه میباشد.
در نخست باید این توافقنامه را در سیاق دقیق آن گذاشته و بدانیم که این توافقنامه گامی دیگری به طرف راهحل سیاسی امریکا است و به اساس این راه حل، انقلاب سوریه خاتمه یافته و خون تمام قربانیان مردم سوریه هدر خواهد رفت، این راهحل بعضی تغییراتی خواهد آورد که دیگر مردم سوریه در زیر سلطۀ امریکا قرار خواهد گرفت و در آن زمانی است که محدود کردن صلاحیتهای رئیس جمهور هیچ مشکلی نداشته؛ حتی بر کناری آن برای امریکا چالشی نخواهد بود.
بناًء این مسئله تعلق به دراز مدت دارد، اما مهمترین پیامدهای نزدیک این توافقنامه جلوگیری از سرنگونی نظام سفاک و خون آشام سوریه است، چیزیکه از جمله خواستههای دائمی انقلاب سوریه بوده؛ به گونهایکه منطقۀ خلع سلاح و کمربندی بر مناطق آزاد شده قرار خواهدگرفت تا از این طریق از هرنوع فعالیتیکه باعث سرنگونی نظام سوریه و یا ضربات سختیکه باعث سرنگونی این نظام گردد، جلوگیری نماید و در آن وقت است که این نظام از هرگونه تهدید واقعی در امان خواهد ماند، مخصوصاً بعد از اینکه دمشق و اطراف آن امنیت پیدا کند و سایر مناطق آزاد شده را مانند زندانی میسازد که هیچ یک از مخالفین توان مخالفت را نداشته باشد و این روال تا زمانی ادامه دارد که راهحل سیاسی امریکا پایان یابد. این مسئله تنها به این مرحله خلاصه نشده؛ بلکه بعد از اینکه راههای بین المللی بین حلب و دمشق و بین حلب و لاذقیه باز شود در شاهرگهای نظام طاغوتی سوریه بار دوم خون حیات جریان پیدا میکند و فضای را مساعد خواهد ساخت که جویهای خون در بین گروها ریخته شده و همه را از بین خواهد برد که این خون ریزی تحت نام حمایت از شهروندان در برابر تروریزم صورت گرفته و دروازۀ بمباردمانهای روسیه که بین نظامی و غیرنظامی و بین هیچ گروهی تفاوت قایل نشده، باز خواهد گذاشت و این به معنی دوام حملات هوائی روسیه و دوام قتل و کشتار است. باز هم مسئله به این نقطه پایان نخواهد یافت؛ بلکه غرب کافر تلاش میکند تا سلاح را از همۀ گروهای که به راهحل سیاسی امریکا تن نمیدهد، خلع نماید.
به این ترتیب آنچه که روسیه به صورت نظامی از آن عاجز مانده به صورت سیاسی طی یک توافقنامه صورت میگیرد و تمام این موضوع به حمایت نظام ترکیه تحت نام بشر دوستی انجام شدهاست. نظام ترکیه نظامی است که نقش خطرناکی را تا اینمرحلۀ انقلاب سوریه بازی کرده است. خطیر بودن این نقش را جز کسانیکه آروزها و تخیلات را پشت پا زده درک نمیکند، پس نظام ترکیه تخیلات را به مردم ایجاد میکند و منطقه را به سوی راهحل سیاسی امریکا آماده میسازد و این نظام مانند اسپ چوبی است که توانست رهبری گروها را متفرق ساخته و دروازۀ پلانهای غرب کافر را به خاطر مسلط ساختن دیگر مناطق آماده سازد تا این مناطق را به بهانۀ ایجاد حکومتهای ملی و رئیس جمهور منتخب در تحت اشغال خود درآورد.
و برای اینکه واقعیت انقلاب سوریه و خطیر بودن آنچه را که پیش آمده است، درک کنیم، لازم است تا واقعیت تنشهای را که غرب کافر برای آن تلاش میکند، بدانیم. واقعیت این است که این تنشها به خاطری شخص طاغوت سوریه انجام نشده است؛ گرچه تمام تلاش غرب به خاطر آن صورت گرفته است، بلکه واقعیت این است که جنگ بین حق و باطل، کفر و ایمان است و جنگ بین فرهنگ غرب و فرهنگ اسلام است. این واقعیت شرعی است که الله سبحانه و تعالی به کرات و مرات آن را در کتاب بزرگاش، قرآن کریم، تذکر داده است:
﴿وَلَايَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا﴾
[بقره: ۲۱۷]
ترجمه: مشركان پيوسته با شما خواهند جنگيد تا اگر بتوانند شما را از آئينتان برگردانند، ولی كسیكه از شما از آئين خود برگردد و در حال كفر بميرد، چنين كسانی اعمال شان در دنيا و آخرت بر باد میرود و ايشان ياران آتش(دوزخ) میباشند و در آن جاويدان می مانند.
و همچنان الله سبحانه وتعالی فرموده است:
﴿يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْكَرِهَ الْكَافِرُونَ﴾
[توبه: ۳۲]
ترجمه: آنان میخواهند نور الله(سبحانه وتعالی) را ب (گمانهای باطل و سخنان ناروای) دهان خود خاموش گردانند(و از گسترش اين نور كه اسلام است جلوگيری كنند)؛ ولی الله(سبحانه وتعالی) جز اين نمیخواهد كه نور خود را به كمال رساند(و پيوسته با پيروزی اين آئين، آن را گسترده ترگرداند) هر چند كه كافران دوست نداشته باشند.
این واقعیت جنگ و درگیری سوریه است و با درک این واقعیت پی میبریم که یقیناً منحصر ساختن جنگ به خاطری شخص طاغوت سوریه فریب و گمراهی است، چه فرقی میکند که در عوض طاغوت سوریه(بشار اسد) طاغوت دیگری تعیین شود؟! آیا با تبدیل شدن شخص طاغوت سوریه(بشار اسد) انقلاب این سرزمین به هدف و مقصد والا و مقدساش دست پیدا میکند؟! میتوانیم از سر نوشت کشورهای عربی تونس، مصر وغیره عبرت بگیریم. با درک واقعیت جنگ سوریه میدانیم که ما با همین ظلم و ستم باقی میمانیم و این نظامهای وضعی بالای ما حکومت میکنند؛ زیرا این نظامها با تمام ارزشهایش حکومتهای جاهلیت است، چنانچه الله سبحانه وتعالی فرموده است:
﴿أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ﴾
[مائده: ۵۰]
ترجمه: آيا(آن فاسقان از پذيرش حكم تو بر طبق آن چه که الله سبحانه وتعالی نازل كرده است سرپيچی میكنند و)جويای حكم جاهليّت(ناشی از هوی و هوس) هستند؟ آيا چه كسی برای افراد معتقد بهتر از الله(سبحانه وتعالی) حكم میكند؟
یقیناً فروتنی و تسلیم شدن به این نظامها و پشت کردن به شریعت الله سبحانه وتعالی بدبختی است، چنانچه الله سبحانه وتعالی میفرماید:
﴿وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى﴾
[طه: ۱۲۴]
ترجمه: و هركی از ياد من روی بگرداند(و از احكام كتابهای آسمانی دوری گزيند)، زندگی تنگ(سخت و گرفتهای) خواهد داشت(چون نه به قسمت و نصيب که الله سبحانه وتعالی به آن داده است قانع خواهدشد و نه تسليم قضا و قدر الهی خواهد گشت) و روز رستاخيز او را نابينا(به عرصه قيامت گسيل و با ديگران در آنجا) گرد میآوريم.
کسیکه زندهگی با عزت و سعادت دنیا و آخرت را میخواهد، باید این حقیقت را به صورت درست درک کند و برای زندهگی کردن در سایۀ شریعت الله سبحانه وتعالی کار و تلاش کند و رابطۀ خود را با دولتهای که کمکهای کثیف را مینمایند، قطع نموده و تصمیم خود را برای اعادۀ دولت خلافت راشده برمنهج نبوت از سر شروع کند و با مخلصین دعوتگر به خاطری اقامۀ خلافت راشده به منهج رسول الله صلی الله علیه وسلم کار و فعالیت کند؛ چنانچه رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده:
«...ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌعَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمّ َسَكَتَ»
(مسند صحیح امام احمد)
و در آخر باید گفت، لازم است که بدانیم غرب کافر در رأس آن امریکا، راهحل سیاسی را به عنوان آخرین گزینۀ جمع کردن انقلاب سوریه پذیرفته است، شکی نیست هرگاه از این توافقنامهها و کنفرانسها به وجود میآید، به همین سیاق است، هرچند که ابزار، مکر و فریب كفار متفاوت و مختلف باشد و لازم است که همۀ ما بدانیم پیروزی امریکا در راهحل سیاسی آن است، یعنی ضایع ساختن خون بیشتر از یک میلیون شهید و زیری پا کردن همۀ قربانیانیکه مردم سوریه در طی هشت سال به جا گذاشته اند.
برگرفته از جریدۀ الرایه
نویسنده: استاد احمد عبدالوهاب
رئیس دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه سوریه
(ترجمه)
دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا به تاریخ 20 اکتوبر اعلان کرد که تصمیم دارد امریکا از پیمان منع موشکهای هستهای میانبرد(آی ان اف) خارج شود. این پیمان تولید موشکهای هستهای، موشکهای استانداردیکه از زمین پرتاب میشوند و موشکهای کروز میانبرد معروف به 310 ، 410،3 مایل را منع مینماید.
علیالرغم متهم نمودن روسیه به نقض این معاهده تا هنوز کدام سندی را در این مورد ارائه نکرده است. چین که از کشورهای امضاء کنندۀ پیمان نیست؛ ولی با آن هم تا حد زیادی در تیررس انظار قرار گرفته است و این بخاطری است که چین صاحب بزرگترین انبار زیرزمینی سلاح از جمله موشکهای بالستیک و موشک کوتاهبرد و میانبرد، که بخشی از نیروی نظامی گستردهاش را تشکیل میدهد، میباشد. این انبار قوی سلاح به چین اجازه میدهد تا نیروهای امریکایی و قدرتهای همپیمان او را در غرب اقیانوس آرام تهدید نماید.
امریکا تحریمهایی را بالای ایران بخاطر آزمایش موشکهای بالستیکاش وضع نمود و نیز اقدامات مشابه را زمانیکه کوریای شمالی موشکهای دوربرد خود را آزمایش کرد، انجام داد. معلوم میگردد که نزد امریکا منافع خودش بر تمام امور دیگر برتری دارد.
«وَعَنْ أبي هُريرَةَ رضي اللَّه عَنْهُ أنَّ رَسُولَ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «مَطْلُ الغَنِيِّ ظُلْمٌ، وَإذَا أُتبِعَ أحَدُكُمُ عَلى مَلًيءٍ فَلْيَتْبَعُ»
(متفقٌ عليه)
ترجمه: از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: تأخير کردن ثروتمند از پرداخت دین(قرض) ظلم و ستم است و هر گاه يکی از شما به توانگری حواله داده شود، بايد حواله را بپذيرد.
و نیز آورده است که وی صلى الله عليه وسلم مىفرمايد و در سنن ابن ماجه از عَمْرِو بْنِ الشَّرِيدِ و از پدرش روایت است که گفت: رَسُولُ اللهِ صَلَّى الله عَليْهِ وسَلَّمَ فرمود:
«لَيُّ الْوَاجِدِ يُحِلُّ عِرْضَهُ وَعُقُوبَتَهُ»
ترجمه: تأخير در پرداخت دین(قرض) از سوی ثروتمندیکه توانائی پرداخت آن را دارد، باعث میشود كه مجازات كردن او و درشتی كردن با او جايز گردد.
علماء در شرح این حدیث گفته اند: شخص ثروتمندیکه به ادای دین خود توجه ندارد، باید زندانی شود تا در پرداخت دین خود توجه نماید.
ابن عباس رضی الله عنهما گفته است: «اجازه است برای صاحب دین تا بالای کسیکه در حقش ظلم کرده و حقش را نپرداخته دعاء کند، و چنین دعاء کند: یا الله! من را بالایش مسلط بگردان! یا الله! حقم را از وی برایم بستان! یا الله! میان ما فیصله کن!
ائمه حدیث از عایشه رضی الله عنها روایت کرده اند که او رضی الله عنها از شخصی شنید که برای سارق(دزد) دعاء میکند، فرمود: «لاتستحيی عنه» يعنی در دعا کردنت از وی مترس، و این وقتی است که شخص سارق مؤمن باشد، اما اگر کافر بود، زبانت را در موردش زیاده بگشا و حتی دعاء بر هلاکتش کن.
حکام زمان ما همه مطل بوده، پس کیست که آنها را محبوس کند؟ اینها بر ما ظلم میکنند؛ پس کیست که انتقام ما را از ایشان بگیرد؟ اینها از اموال ما سرقت کردهاند، کیست که اینها را عقوبت کند؟ یقیناً حبس این حکام و گرفتن قصاص از ایشان و عقوبت ایشان ممکن نمیباشد؛ مگر توسط دولت خلافتیکه انشاءالله پیشروی است و آمدنی است. بلی، خلافتیکه بهزودی حکم الله سبحانه وتعالی را تنفیذ کرده و درمان قلب زخمیی امت خواهد شد.
بدین اساس، هرگاه کسانیکه بخواهند این حکام را در برابر جرائم و منکراتشان محاسبه و عقوبت نمایند، لازم و ضرور باید به قافله و کاروان خیر بپردازند؛ کاروانیکه تغییر این حکام و ریشهکن ساختن قدرتهایشان را میخواهند، تا باشد که اقامۀ حکم الله سبحانه وتعالی از طریق دولت خلافت صورت بگیرد، و از طریق عمل جدی برای تغییر آنها وفق احکام شرع و آنچه از طریق دعاء علیه ایشان بپرازیم، مثل اینکه بگوئیم:
«اَلّلهُمَّ أحْصِهِم عَدَدًا وَاقتُلهُم بَدَداً وَلا تُغادِر مِنهُم أَحَداً»
ترجمه: پروردگارا! فرد فردشان را حساب کن، تنها تنها هلاکشان ساز و حتی يک تن از آنها را زنده باقی مگذار.