شنبه, ۰۸ ذیقعده ۱۴۴۷هـ| ۲۰۲۶/۰۴/۲۵م
ساعت: مدینه منوره
Menu
القائمة الرئيسية
القائمة الرئيسية

کتاب "فعالیت‌های یادبود سقوط خلافت" رونماییگردید

  • نشر شده در مرکزی

حزب التحریر در ماه رجب سال ۱۴۳۹هـ.ق مطابق به ۲۰۱۸م به مناسبت یادبود و از بین رفتن سقوط دردناک خلافت توسط جنایتکاران، فعالیت‌های مردمی را در تمامی سرزمین‌های‌ی‌که فعالیت دارد، به راه انداخت. در این کتاب به فعالیت‌ها و کارکردهای جهانی جوانان حزب التحریر؛ مردان و زنانی‌که شامل کنفرانس‌ها، سمینارها، گردهمایی‌ها، تظاهرات‌ها، راهپیمایی‌ها، میزهای گفت‌وگو در مقابل دانشگاه‌ها، کمپاین‌ها، دیدارهای گستردۀ مردم در خانه‌ها، فروشگاه‌ها و اماکن عامه، نشر و توزیع منشورات، اعلامیه‌های مطبوعاتی وغیره می‌گردد، در سرزمین مبارک(فلسطین)، سودان، یمن، پاکستان، ترکیه، بریتانیا، اردن، تونس، کینیا، بنگله‌دیش، مالیزیا، تانزانیا، هالند، امریکا، سوریه، اندونیزیا، لبنان وغیره به راه انداخته شده بود، پرداخته شده‌است.

در این کتاب می‌خوانید:

صحابی جلیل القدر رسوال الله صلی الله علیه وسلم، مصعب ابن عمیر رضی الله عنه به فضل و توفیق الله سبحانه وتعالی در مدت کوتاهی توانست که نور اسلام را در اذهان و قلب‌های اهل مدینه بگنجاند؛ طوری‌که هیچ خانه‌ای در مدینه نمانده بود که در آن از اسلام یاد نمی‌شد؛ بلکه اسلام را به تمام خانه‌های مدینه رسانده بود. مدینه خصوصاً بعد از بیعت عقبۀ دوم(بیعت جنگ، بیعت فداکاری و قربانی نفس، مال، اهل و فرزندان، قربانی مقام و جایگاه برای یاری رسول الله صلی الله علیه وسلم و بیعت حکومتداری) آماده برای قدوم و آمدن رسول الله صلی الله علیه وسلم و تسلیم حکومت به وی و برپایی اولین دولت اسلامی گردیده بود. بنابر این، اهل مدینه پیشتر از هجرت پیامبر صلی الله علیه وسلم به سوی آنان، مشتاق دیدار وی صلی الله علیه وسلم بودند و برای آمدن وی روزها نه؛ بلکه ساعات و لحظات شماری می‌کردند؛ فرد فرد و گروه گروه و یا به عبارۀ دیگر، جمعی و فردی مردان و زنان، بزرگ‌سالان و نوجوانان و اطفال، در تپه‌های مدینه منتظر رسیدن رسول الله صلی الله علیه وسلم می‌نشستند و در آن‌جا می‌ماندند تا آن‌که آفتاب بلند شده و هوا بسیار گرم می‌شد و سایه‌ای که در آن می‌نشستند، نمی‌یافتند، به خانه‌های شان بر می‌گشتند و روزی بعدی دوباره به همانجا می‌رفتند و این کار تکرار می‌شد و به مدت چند روز این چنین ادامه یافت تا آن که رسول الله صلی الله علیه وسلم به مدینه رسید و نخستین دولت اسلامی را تأسیس نمود.

بلی، مسلمانان در مدینه چنین حالت را داشتند؛ قدرت‌مندان و نیرو مندان‌شان می‌گفتند تا چه زمانی رسول الله صلی الله علیه وسلم این چنین در کوه‌های مکه تحت تعقیب و پیگیری قرار می‌گیرد؟ لذا به سوی وی شتافتند و با وی بر نصرت و برپایی نخستین دولت اسلامی در سرزمین‌شان بیعت نموده، همه از آن حمات و پشتیبانی نمودند. بنابر این، هنگامی‌که آمدنِ رسول الله صلی الله علیه وسلم را شنیدند، پنج صد تن از مردان‌شان با سلاح‌های خویش رهسپار شده و به دیدار وی شتافتند، و نیز سائر مردان، زنان، بزرگ سالان و حتی اطفال با حرکت پرشور آمادۀ ایفای نقش‌شان در نصرت و یاری به اسلام شده و بی‌صبرانه به انتظار آمدن رسول الله صلی الله علیه وسلم بودند، تا این‌که با دیدار وی سعادت‌مند و با اسلام عزت‌مند شوند و در سایۀ پرچم اسلام تحت سایۀ دولت اسلامی قرار گیرند؛ دولتی‌که به طور مستمر به اساس اسلام حکم نموده و خیر(اسلام) را با دعوت و جهاد به اطراف و اکناف جهان منتشر ساخت، تا این که غربِ کافر استعمارگر در ۲۸ رجب ۱۳۴۲هـ.ق مصادف با ۳ مارچ ۱۹۲۴م به زعامت بریتانیا و با کمک عرب‌ها و ترک‌های خائنی‌که در رأس شان مصطفی کمال خائن وجود داشت، دولت اسلامی را از بین برده و سقوط دادند.

در اخیر می‌گوییم: دولت اسلامی خواب و خیال نیست که در رؤیاها با آن شوخی و مزاح شود، بلکه حقیقت و واقعیت است؛ زیرا در طول سیزده قرن برگه‌های تاریخ مملو از یاد دولت اسلامی است. در گذشته چنین بود و ان شاء الله در آیندۀ نزدیک نیز این چنین خواهد شد؛ زیرا عوامل موجودیت آن قوی‌تر از آن است که مردم منکر و یا بر آن غلبه حاصل نمایند، بلکه واقعیت انکار ناپذیر است، اذهان و افکار مستنیر مملو از آن بوده و دولت اسلامی آرزوی امت اسلامی است که تشنۀ مجد و عظمت اسلام هستند.

دولت اسلامی رغبت و زادۀ هوای نفس نيست؛ بلکه فرضی است که الله سبحانه وتعالی بر مسلمانان آن را لازم گردانیده و به مسلمانان دستور داده است که آن را برپا نمایند، و اگر آن‌ها در قبال برپایی آن تقصیر نمایند، از عذاب خویش هشدار داده است. چگونه الله متعال از مسلمانان راضی شود؛ در حالی‌که مسلمانان عزت را از غیر الله متعال و غیر از مؤمنین می‌طلبند؟! و چگونه از عذاب ذاتِ قوی و عزیز نجات ‌یابند؛ در حالی‌که دولتی‌که ارتش مسلمانان را بسیج و از حدود و مرزهای سرزمین اسلامی پاسبانی و حدود الله متعال را جاری و به آنچه الله سبحانه وتعالی نازل کرده است، حکم می‌نماید، برپا نمی‌نمایند؟ بنابر این، بر تمامی مسلمانان لازم است که دولت اسلامی-دولت خلافت راشده بر منهج نبوت- را برپا نمایند، زیرا اسلام بدون دولت موجودیت مؤثر ندارد و به اصطلاح فقه سرزمین شان دارالاسلام پنداشته نمی‌شود، مگر زمانی‌که حکومتداری اسلامی تأسیس شود.

و  در اخیر باید گفت: برپایی خلافت فرض است، فرضی‌که با آن اسلام و مسلمانان عزت‌مند، کفر و کفار ذلیل می‌شوند و ما بر آنچه که امیر حزب التحریر، عالم برجسته عطاء ابن خلیل ابوالرشته حفظه الله در مورد خلافت گفته است، تأکید می‌نماییم: «...بلی، خلافت صنعت، سرمایه، عزت‌مندی و نیرومندی است. خلافت محافظ و پاسبان دین و دنیا است. خلافت اصل و فرع است. توسط خلافت احکام برپا می‌گردد، حدود جاری گردیده و فتوحات به حق صورت گرفته و سرها به حق بلند می‌گردد و تارخ خلافت بر این امر سخن می‌گوید: امپراتوری روم و نشان سلطنت آن کجاست؟ مدائن و پادشاهان شان کجاست؟ اگر دولت اسلامی، ارتش اسلام و عدالت اسلام نمی‌بود، چه کسی تکبیرگویان اسلام را به اطراف و اکناف جهان رسانده و اسلام را از یک اقیانوس به اقیانوس دیگر حمل می‌نمود؟ چون اگر خلافت می‌دانست که در عقب اقیانوس‌ها در شرق یا غرب جهان سرزمینی وجود دارد، دست به رساندن دعوت زده و به سوی الله بخشاینده و مهربان، عزیز و حکیم فرامی‌خواند...»

﴿سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ﴾

دفتر مطبوعاتی مرکزی حزب التحریر

 

http://www.hizb-ut-tahrir.info/ar/index.php/resources/hizb-resources/53400.html

ادامه مطلب...

رأی دادن در دموکراسی حرام است

  • نشر شده در پاکستان

دموکراسی به نماینده‌گان منتخب اجازهٔ تقنین می‌دهد، در حالی‌که حق قانون‌گذاری تنها منحصر به الله سبحانه‌و‌تعالی است!

(ترجمه)

هر روزی‌که می‌گذرد، مسلمانان پاکستان بیشتر از دموکراسی دست می‌کشند. آن‌ها کم‌کم می‌فهمند که دموکراسی نظام حکومتی اسلام نیست، بلکه نظام اسلام خلافت است. سران فاسد حکومت می‌دانند که مسلمانان پاکستان سخت به اسلام پایبند اند، بناءً برای ممانعت مسلمانان از دست کشیدن و ترک دموکراسی، آن‌ها پیوسته می‌کوشند تا چهرهٔ بدی را از اسلام نمایش داده و با صدور فتوی ادعا کنند که رأی دادن به یک نامزد متقی و مخلص، وظیفهٔ اسلامی ماست. هرچند، در واقعیت، رأی دادن در دموکراسی حرام است، چون دموکراسی به نماینده‌گان منتخب اجازهٔ تقنین می‌دهد، در حالی‌که حق قانون‌گذاری تنها منحصر به الله سبحانه‌و‌تعالی است.

در دموکراسی، سیادت از آن مردم است؛ بنابر ‌این، مردم مطابق به تمایلات و هوای نفس‌شان قانون می‌سازند و حاکم نیز این قوانین بشری را تطبیق می‌کند. اسلام به صراحت بیان کرده‌است که شارع و قانون‌گذار تنها الله سبحانه‌و‌تعالی است و مردم باید تمایلات و هوای نفس‌شان را به احکام و اوامر او تسلیم کنند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿إنِ الْحُكْمُ إلَّا لِلَّهِ﴾

[یوسف: ۶۷]

ترجمه: همانا حکم و قانون‌گذاری تنها از آن الله(سبحانه‌و‌تعالی) است.

بعد از آمدن اسلام، برای هیچ مرد و زن جائز نیست که از قوانین اسلام دست کشد و بجای آن، مطابق خواهشات و هوای نفس‌اش قانون وضع کند. الله سبحانه وتعالی می‌فرماید:

﴿وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلاَ مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً مُبِينًا﴾

[احزاب: ۳۶]

ترجمه: و هیچ مرد و زن مؤمنی سزاوار نیست، هنگامی‌که الله(سبحانه‌و‌تعالی) و پیامبرش(صلی الله علیه وسلم) امری را فیصله کرده باشند، آنان را در این امر اختیاری باشد، و هرکس الله(سبحانه‌وتعالی) و پیامبرش(صلی الله علیه وسلم) را نافرمانی کند، به راستی که در گمراهی آشکاری گرفتار شده‌است.

اسلام به حاکم اجازه نمی‌دهد تا به غیر آن‌چه الله سبحانه‌و‌تعالی نازل کرده‌است، حکم کند. الله سبحانه‌و‌تعالی می‌فرماید:

﴿وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الظَّالِمُونَ﴾

[مائده: ۴۵]

ترجمه: و هرکس به احکامی‌که الله(سبحانه‌و‌تعالی) نازل کرده‌است، حکم نکند، ستمگر است.

با وجود دلایل واضح اسلامی، چگونه رأی دادن در دموکراسی می‌تواند یک وظیفهٔ اسلامی باشد؟ چگونه انتخاب پارلمانی، که از قوانین الله سبحانه‌و‌تعالی چشم‌پوشی کرده و خود تصمیم می‌گیرد که چی حلال و چی حرام است، یک وظیفهٔ اسلامی می‌باشد؟ دیگر آنکه، حتی اگر یک قانون نیز از اسلام تصویب شود، بخاطر آنست که اکثریت پارلمان آن را پذیرفته‌اند، نه آن‌که این خواست قرآن و سنت است. پس چگونه ممکن است قوانین الله سبحانه وتعالی به تصویب انسان‌ها نیاز داشته باشد؟!

رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگز قبل از تطبیق احکام به دنبال رضایت و تصویب آن از طرف اصحاب‌اش رضی الله عنهم نبود. حتی خلفای راشدین نیز قبل از تطبیق حکم الله سبحانه‌و‌تعالی به دنبال تصویب آن از طرف مردم یا اکثریت نماینده‌گان شان نبودند.

واقعیت رأی دادن در دموکراسی اینست که آن پروسه‌ای است به منظور انتخاب یک نماینده برای قانون‌گذاری، نه چیز دیگر. حقیقت اینست که نظام حکومتی پاکستان دموکراسی است، که یک نظام سیکولر و غیر‌اسلامی می‌باشد و هیچ فرد آگاهی این حقیقت را انکار کرده نمی‌تواند. بناءً هرگاه یک نظام در اساس و جزئیات‌اش غیر‌اسلامی باشد، پس ادعای این‌که رأی دادن در آن یک وظیفهٔ اسلامی‌است، استهزاء احکام الله سبحانه‌و‌تعالی و حیله‌ای بیش نیست. بنابر‌ این، هرتلاشی برای حفاظت از دموکراسی کفر، که حکم را به غیر آن‌چه الله سبحانه‌و‌تعالی نازل کرده‌است، اجازه می‌دهد، حرام و گناه است. دیگر این‌که: یک قاعده است که "الوسيلة إلى الحرام حرام" یعنی: وسیلهٔ رسیدن به حرام، حرام است. به این ترتیب، رأی دادن در دموکراسی نیز حرام است. بناءً فتوای حکومت مبنی بر این‌که رأی دادن در دموکراسی حلال است، هیچ ارزشی ندارد، اگرچه دموکراسی خود نیز حرام است.

این وظیفهٔ مسلمانان مخلص و آگاه است تا از نظام استعماری دموکراسی کفر، برجا مانده از اشغال انگلیس، پرده بردارند. آن‌ها باید مسئولیت‌شان را مبنی بر لذت بردن از خوبی‌ها و ممانعت از بدی‌ها به انجام برسانند. آن‌ها باید با تذکر و یادآوری حدیث رسول الله صلی الله علیه وسلم که اقامهٔ مجدد خلافت برمهنج نبوت را مژده داده‌است، راه راست را به مردم نشان دهند. بیاییم همگی امت را برای بازگشت خلافت به طریقهٔ رسول الله صلی الله علیه وسلم آماده کنیم، آن هم در زمانی‌که مسلمانان سخت به دنبال اسلام و نظام حکومتی آن می‌باشند. امام احمد روایت می‌کند که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:

﴿...ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةً عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ﴾

(رواه احمد)

ترجمه:‌ ...سپس پادشاهی جبر و ستم خواهد آمد و تا وقتی الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواست، دوام می‌یابد؛ بعد از آن هنگامی‌که الله(سبحانه‌و‌تعالی) خواست، آن را برطرف می‌کند و بار ديگر خلافت بر روش و منهج نبوت قائم خواهد شد.

دفتر مطبوعاتی حزب‌التحریر-ولایه پاکستان

ادامه مطلب...

در مورد نفاق سیاسی

از حضرت ابوهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود:

«مَثَلُ الْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ الزَّرْعِ لَا تَزَالُ الرِّيحُ تُمِيلُهُ وَلَا يَزَالُ الْمُؤْمِنُ يُصِيبُهُ الْبَلَاءُ، وَمَثَلُ الْمُنَافِقِ كَمَثَلِ شَجَرَةِ الْأَرْزِ‏ ‏لَا تَهْتَزُّ حَتَّى تُسْتَحْصَدَ»

(رَوَاهُ مُسْلِمٌ)

ترجمه: مثال مؤمن مانند ساقه‌هاى زراعت است، بادها او را مى‌خواباند، اما بعداً به‌پا مى‌خيزد و پيوسته حوادث سخت و بلاها را تحمل كرده و از سر مى‌گذراند. اما مثال منافق مانند درخت صنوبر است، نرمشى از خود نشان نمى‌دهد و مى‌ايستد تا از ريشه كنده شود.

توضیح حدیث:

علماء در شرح این حدیث گفته اند: بلاها و مصیبت‌ها در نفس، اهل و عیال و مال مؤمن همیشه اصابت می‌کند، تا این‌که صبر و استقامت نشان دهد و به سبب آن گناهانش آمرزیده شده و درجاتش در بهشت بلند شود. بلاء و مصیبت بالای منافق کمتر واقع می‌شود تا عذابش در آخرت تخفیف نشود و از کافر هیچ چیزی را از گناهش کم نمی‌کند.

در زمانۀ ما نفاق سیاسی با رنگ‌های مختلف رائج شده، مردم با طلب دنیا از آخرت پرهیز می‌کنند، تغییرات چشم‌گیری در میان مردم پیدا شده، شرم و حیاء رخت بسته و بی‌حیایی جای‌گزین آن شده و مردم شب و روز با انواع و اشکال مختلف به بی‌حیایی دعوت می‌شوند. اگر بگوئی برادر به عقیده و افکارت پابند باش، مسخره‌ات می‌کنند، گویا تغیر یا دورنگی نزد آنان سنت و ثبات و پایداری به حق نزدشان بدعت محسوب می‌شوند.

امام احمد در کتاب زهد از شقیق بن سلمه روایت نموده که گفت: به عقبه بن عمرو انصاری گفتیم: ما را توصیه کن! فرمود: از الله سبحانه وتعالی بترسید، از آتش جهنم بترسید، از دورنگی در دین بترسید، آن‌چه را که امروز معروف می‌شناسید، فردا آن را منکر نخوانید و از آن‌چه امروز منکر می‌دانید، فردا آن را معروف ندانید؛ زیرا معروف همان معروف است که تغییر نمی‌کند و منکر همان منکر است که تغییر نمی‌کند. هرگاه معیار و ماهیت معروف و منکر نزد ما تغییر نماید، این آیت بالای ما تطبیق می‌شود:

﴿الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ﴾

[توبة : 67]

ترجمه: مردان و زنان منافق از جنس يک‌ديگر اند؛ به کارهای زشت فرمان می‌دهند، از کارهای نيک باز می‌دارند و دستان‌شان را(از انفاق و بخشش) بسته نگه می‌دارند؛ الله(سبحانه وتعالی) را از ياد برده‌اند و در مقابل، الله(سبحانه وتعالی) نیز آنان را از ياد برد، همانا منافقان، فاسق و گمراه‌اند.

از بارزترین علایم و نتیجۀ نفاق عدم ثبات بر راه حق است‌. شخصی را می‌بینی که امروز همراه تو است و فردا در صف دشمنت(کفار) قرار می‌گیرد، امروز دشمنم، فردا دوستم، امروز با تو مخالف است و فردا موافق؛ امروز حلال می‌داند و فردا حرام... حضرت حذیفه ابن الیمان گفته است: اگر کسی می‌خواهد که بداند آیا مورد اصابت فتنه قرار گرفته یا خیر؟ باید متوجه شود که اگر چیزی حلال را حرام می‌دانست، حتماً او را فتنه اصابت کرده است؛ اگر حرام را حلال می‌دانست نیز مورد اصابت فتنه قرار گرفته است. در اخیر از الله سبحانه وتعالی سلامت و ثبات به حق را می‌خواهیم.

ادامه مطلب...

دوام اشغال توسط امریکا نه، بلکه اخراج‌اش صلح راخواهدآورد! Featured

  • نشر شده در پاکستان

رهبری سیاسی و نظامی پاکستان در تلاش برای جلوگیری شکست امریکا به‌دست مجاهدین افغان است

(ترجمه)

"آلیس ویلز" معاون وزارت امور خارجۀ امریکا در امور آسیای مرکزی و جنوبی بعد از ملاقات با "جنرال قمر باجوا" فرمانده اردو در مرکز قواماندانی عمومی، وی بیان کرد که: «هردو طرف به تعهدات خود در قبال هدف مشترک صلح و ثبات در منطقه تأکید دوباره کرده و دربارۀ موضاعاتی درین مورد بحث کردند. هم‌چنین هردو بالای همکاری دوام‌دار در سطوح مختلف توافق کردند.» حزب‌التحریر-ولایۀ پاکستان ملاقات آلیس ویلز و تعهداتی‌ را که مقامات پاکستانی به‌وی داده اندف رد می‌کند، زیرا این تعهدات علیه منافع مسلمانان پاکستان و افغانستان است.

معاون وزارت امور خارجۀ امریکا بعد از دیدار از کابل، از اسلام آباد دیدن کرد. ویلز در جریان ملاقات‌اش در کابل گفت که مخالفت طالبان با پیوستن به پروسۀ سیاسی "غیرقابل قبول" بوده است. او هم‌چنان طالبان را به "کسانی‌که در افغانستان سکونت نداشته" و مانعی برسر راه گفت‌وگوهای صلح هستند، متهم کرد. این بیانیه واضحاً نشانگر اینست که امریکا عمیقاً از ردگفت‌وگوهای صلح توسط طالبان قبل از بیرون شدن کامل نیروهای امریکایی نگران است. علاوه بر آن، علی‌الرغم فشارهای زیاد سیاسی و نظامی وارد شده توسط امریکا، آن‌ها حملات‌شان را بالای صلیبیون نیز ازدیاد بخشیده اند.

امریکا عملاً خسته شده و رهبری سیاسی و نظامی پاکستان باید برادران مسلمان افغان‌شان را کمک کند تا امریکا به‌طور کامل از افغانستان بیرون شود، همان‌گونه که روسیه یا همان اتحادیۀ جماهیر شوروی سابق قبلاً خارج شده بود. اگرچه به‎‎جای آن، رهبری سیاسی و نظامی پاکستان از هیچ‌گونه تلاشی برای جلوگیری از شکست امریکا دریغ نمی‌کند.

همین ماه گذشته بودکه رهبری نظامی تعهدات‌اش را برای موفقیت امریکا دوباره تأیید نمود. آیا موفقیت امریکا در تضاد با منافع پاکستان نیست؟ پس چگونه است که حتی رهبری سیاسی و نظامی‌اش بیان کره اند که هند از خاک افغانستان علیه پاکستان استفاده می‌کند؟ آیا این واضح نیست که امریکا به نگرانی‌های امنیتی پاکستان توجهی نکرده و به‌دنبال خراب کردن امنیت این کشور است؟

امریکا فعلاً هم‌چون یک حیوان وحشی پیر، که قابلیت شکار برای تغذیۀ خود را ازدست داده است، بالای دیگران برای دوام بقایش متکی است. بدون کمک رهبری سیاسی و نظامی پاکستان، امریکا نمی‌توانست به افغانستان حمله نماید، نه هم اشغال‌اش نماید و نه هم در چنین جنگ طولانی‌ای بجنگد. علاوه بر آن، امروز وقتی‌که امریکا به یک راه‌حل سیاسی برای دوام اشغال‌اش نیاز دارد، دوباره به طرف رهبری سیاسی و نظامی پاکستان می‌‎بیند. درواقع، این پاکستان است که به‌آسانی می‌تواند تصامیم فعال منطقوی را بگیرد، نه امریکا. امروزه اگر پاکستان رهبری مخلصی می‌داشت، خروج امریکا یک امر مشکل نمی‌بود. حزب التحریر-ولایۀ پاکستان از مسلمانان مخلص در قوای مسلح پاکستان می‌خواهد تا رهبری خائن را دستگیر کرده و به‌حزب التحریر برای تاأسیس دوبارۀ خلافت برمنهج نبوت در پاکستان نصرت بدهد. آن وقت است که خلافت راشده به نیروهای مسلح ومجاهدین مخلص هدایت می‌دهد تا نیروهای امریکایی را مجبور به فرار از منطقۀ ما در حالی می‌نماید که دم‌شان در میان پاهایشان باشد، و این امر بدون شک با کمک الله سبحانه‌وتعالی مشکل نیست.

﴿إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَٱلَّذِينَ آمَنُواْ فِى ٱلْحَيَاةِ ٱلدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ ٱلأَشْهَادُ﴾

[غافر: ٥۱]

ترجمه: درحقیقت ما پیامبران خویش وکسانی‌را که ایمان آورده اند، یاری می‌کنیم؛ در زندگی دنیا و روزی‌که شاهدان به شهادت برمی‌خیزند.

دفتر مطبوعات حزب‌التحریر-ولایۀ پاکستان

ادامه مطلب...

دموکراسی منبع فساد بوده و محکومیت نواز پیروزی میان تهی است

خلافت برمنهج نبوت را تأسیس نمایید تا فساد را بصورت قعطی ریشه‌کن نماید!

(ترجمه)

حکم پروندۀ فساد نواز شریف، نخست وزیر اسبق پاکستان که به تاریخ ۶ ماه جولای سال ۲۰۱۸م اعلان شد، جز پیروزی پوچ چیزی دیگری نیست. زمان می‌گذرد و حکام فاسد توسط کودتاها، انتخابات و یا هم الغای مجلسین، تنها جاهای‌شان را رد و بدل می‌کنند؛ ولی هنوز هم فساد بصورت گسترده پاکستان را با چالش مواجه ساخته است. چهره‌ها تغییر می‌یابند، اما فساد سرجایش باقی است؛ چراکه دموکراسی هنوز پابرجاست. به راستی هم دموکراسی منبع فساد است، بدلیل این‌که از اساس؛ قانون‌گذاری، تعیین خوب و بد و حلال و حرام را بدست کسانی‌که انتخاب می‌شوند، قرار داده است. به همین خاطر، هنوز پرونده درحال بررسی بود که سیاسیون مفسد پاکستان گردهمایی‌ها را بخاطر طرح جدید به وجود آوردند تا خود را به قدرت برسانند و فصل دیگری از چور و چپاول بدون کدام معطلی آغاز شود.

دموکراسی  از دیر زمانی بدین‌سو زمینه‌ساز فساد در پاکستان بوده و اگر به حال خود گذاشته شود، وضعیت کنونی بیش از این  ادامه خواهد یافت. طبق خبرهایی‌که یادداشت‌های پانامه به نشر رساند، دموکراسی فساد را نه‌تنها در پاکستان؛ بلکه در تمام جهان از روسیه الی امریکای جنوبی، گسترش داده است. در طی چندین دهه، دموکراسی این فرصت را به حکام فاسد به وجود آورده تا آن‌ها بتوانند منافع نامشروعی را که از شرکت‌های سواحلی بدست آورده اند، بدون تحقیق و بررسی، محاکمه و دادگاه،  پنهان نمایند. بخاطر دموکراسی است که امروزه منابع کشور‌های غنامند تاراج شده، تعداد فقرا بیشتر، سرمایه‌داران کمتر شده اند و حکام فاسد بدون کدام ممانعت به حاکمیت خود ادامه می‌دهند. بدون شک، تلاش بخاطر خاتمه دادن فساد در دموکراسی به اندازه‌ای پوچ و بی‌معناست که گویا صحت‌مندی از خود مرض تقاضا گردد.

هیچ چیزی جز آنچه که الله سبحانه‌وتعالی نازل کرده نمی‌تواند فساد را بصورت قعطی ریشه‌کن نماید. این قانون(آنچه که الله سبحانه ‍‌وتعالی نازل فرموده) درست حکامی را بار خواهد آورد که از جانب ما شایستۀ تمجید خواهند بود. حکامی هم‌چو خلیفۀ راشد، حضرت ابوبکر رضی الله عنه که بخاطر سبک کردن فقرش دست به تجارت زد و اما معاونان تفویض‌اش مانع وی شدند. حکامی هم‌چو خلیفۀ راشد، حضرت عمر بن الخطاب رضی الله عنه که بخاطر یک پارچۀ کوچک تکه به شکسته‌نفسی پذیرای مأخذه شد. حکامی هم‌چو خلیفۀ راشد، حضرت عثمان غنی رضی الله عنه که قبل از حاکم بودنش کاروان تجارتی‌اش در وقت عبور از شهر، زمین را به لرزه می‌آورد، ولی بعد از حاکم شدن‌اش زنده‌گی عادی را اختیار کرد. حکامی هم‌چو خلیفۀ راشد، حضرت علی رضی الله عنه که بدون تعطیل پروندۀ قضایی‌اش علیه مرد یهودی را در مورد سپر دزدی شده، بدلیل نداشتن شهود، تصدیق کرد.

بگذارید تا ما بار دیگر توسط دموکراسی گزیده نشویم. بگذارید تا یکجا با شباب حزب التحریر بخاطر خاتمه بخشیدن ظلم و فساد توسط تأسیس دولت اسلامی برمنهج نبوت صلی الله علیه وسلم تلاش نماییم. بگذارید تا همین حالا که  جهان از غرب الی امریکا واز شرق الی چین از دموکراسی خسته شده اند و تنها نخبگان حکام فاسد تغذیه و تقویت‌اش می‌نمایند، تلاش به خرچ دهیم. بگذارید تا ما همین حالا که جهان اسلام از غرب الی مراکش و از شرق الی اندونیزیا بخاطر هدف اساسی خود(اسلام) بیدار شده اند، تلاش به خرچ دهیم. بگذارید تا ما بخاطر خاتمه دادن فساد و ظلم دموکراسی در روی زمین مبارزه نماییم و با علاقۀ شدید در جستجوی بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم باشیم. وی صلی الله علیه وسلم فرموده است:

«...ثُمَّ تَكُونُ مُلْكًا جَبْرِيَّةً فَتَكُونُ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ تَكُونَ ثُمَّ يَرْفَعُهَا إِذَا شَاءَ أَنْ يَرْفَعَهَا ثُمَّ تَكُونُ خِلَافَةٌ عَلَى مِنْهَاجِ النُّبُوَّةِ ثُمَّ سَكَتَ»

(رواه احمد)

ترجمه: ...سپس حاکمیت جبریه خواهد آمد و تا وقتی الله(سبحانه وتعالی) خواسته باشد، می‌باشد و هر وقتی الله سبحانه وتعالی بخواهد، آن را دور نماید، دور خواهد کرد، سپس خلافت برمنهج نبوت خواهد آمد. سپس سکوت اختیار نمودند.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایۀ پاکستان

ادامه مطلب...

این نظام اسلام است که اطفال ما را حفاظت می‌کند؛ نه حکم اعدام!

  • نشر شده در ترکیه

(ترجمه)

بعد از ناپدیدشدن "آیلول یاگلی کارا" دختر هشت ساله،‌ که بعد از هشت روز جسد مرده‌اش پیدا شد، جسد "لیلا ادامیر" دخترک سه‌و‌نیم ساله که در روز اول عید فطر گم شده بود، ۱۸روز بعد پیدا شد. بعد از این وقایع، موضوع جزای مرگ منحیث یک بازدارنده به افکار عمومی بازگشت. براساس مطالعاتی‌که تحت اداره‌ی انستیتیوت آماری ترکیه انجام شده، چالش فقط به قضیه‌ی لیلا و آیلول‌ خلاصه نمی‌شود که باعث تحریک افکار عمومی شد. حال‌آن‌که شمار اطفال گم‌شده در گزارش رسمی به ۱۰۴،۳٥۱ بین سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶م رسیده است. براساس آمار انستیتیوت آماری ترکیه، شمار اطفالی‌که از خانه‌های شان به خیابان‌ها فرارکرده اند، از ۲۶۱۶۸ طفل خورد بیشتر است. براساس اطلاعات وزارت عدلیه در سال ۲۰۱۸م، شمار قضایای بهره‌کشی جنسی به ۱۶۱۳۵ قضیه در سال ۲۰۱۰م، ۱۶۹۵۷ قضیه در سال ۲۰۱٥م، ۱۵۰۵۱ قضیه در سال ۲۰۱۶م و ۱۶هزار قضیه در سال ۲۰۱٧م رسیده است.

این‌که اکثریت مردم نسبت به این آمارها بی‌توجه هستند، مقامات رسمی نمی‌توانند بی‌توجه باشند. آن مقامات فقط به دنبال ازسرگیری مجازات مرگ هستند، که در افکار عمومی جای بگیرد تا در حاشیه‌ی این وقایع نحس، رأی بیشتری در انتخابات جمع کنند و از احساسات مردم فایده به دست بیاورند. این مقامات خوب می‌دانند که مجازات مرگ به تنهایی راه‌حل این مشکل نخواهد بود. آن‌ها هم‌چنان به خاطر تعهدات‌شان به قوانین اتحادیه‌ی اروپا، در خصوص از سرگیری مجازات مرگ عاجز هستند.

این نظام، که بر ارزش‌های نظام سرمایه‌داری غربی تأسیس شده است و سیکولریزم را در تشکیلات جامعه منحیث یک ضرورت و اساسات لازم‌الاجراء در نظر دارد، نمی‌تواند یک راه‌حل برای مشکلات باشد؛ حتی اگر مجازات مرگ هم تطبیق گردد. اگر مجازات مرگ یک راه‌حل برای این مشکلات می‌بود، امریکا که مجازات مرگ را اجراء می‌کند، در رتبه‌ی اول قضایای آزار و بهره‌کشی جنسی قرار نمی‌گرفت. مشکل بزرگ‌تر از آنست که با ازسرگیری مجازات مرگ حل شود. مشکل خود این نظام سیکولر سرمایه‌داری است.

این نظام اسلام است که اطفال ما را حفظ می‌کند، نه بازگشت و ازسرگیری مجازات مرگ. نظام اسلام نمی‌تواند توسط نیروی قانون قسمی‌که در کمونیزم  بود و نه هم با بازکردن دروازه بر آزادی‌ها مانند سرمایه‌داری، تطبیق گردد. دیگر نظامی وجود ندارد، مگر اسلام که برای تأمین خوشحالی، آرامش و بهزیستی طراحی شده است. جایی‌که نظام اسلام تطبیق گردد، ثبات و استواری، با تقوی به الله سبحانه وتعالی، که در زندگی فردی مسلمانان بیان شده است، لازمی پنداشته می‌شود و احساسات به امر به معروف و نهی از منکر  در نتیجۀ همکاری با کسانی‌که صلاحیت داشته و قانون اسلام را تطبیق می‌کنند، بر جامعه حاکم خواهد شد. از این‌رو، اسلام با نظامی خواهد آمد که با فطرت انسان سازگاری دارد، عقل را قناعت داده و برای انسان اطمینان قلبی می‌دهد. نظام سیکولر سرمایه‌داری، که در ترکیه تطبیق می‌گردد، مغایر فطرت انسان بوده که فکر و اولادش را فاسد کرده و قلب‌ها را با ترس و اضطراب پر می‌کند.

بنابر این، تطبیق نظام اسلام و تأسیس خلافت اسلامی برمنهج نبوت، که آورنده‌ی خوشحالی بوده و زندگی، مقام و ثروت جامعه را یک بار دیگر حفظ خواهد کرد و حفاظت از اطفال دوست‌داشتنی ما یک وجیبه بالای مسلمانان است و یک ضرورتی برای حفاظت جامعه‌ی‌شان.

دفتر مطبوعاتی حزب التحریر-ولایه ترکیه

ادامه مطلب...

یک رژیم سقوط کرده که حتی به قانون اساسی خودش هم احترام ندارد؛ بخاطر تأمین منافع غرب کافر تصامیم مردمش را نادیده می‌گیرد

  • نشر شده در سودان

(ترجمه)

به‌تاریخ ۱۴شوال ۱۴۳۹هـ.ق، مطابق به ۲۸جون ۲۰۱۸م، حزب‌التحریر-ولایه سودان نامه‌ای را به آمر پولیس ایالت "خرطوم" به‌خاطر درخواست سیمیناری تحت عنوان "یک دید عمیق شرعی" در مرکز کنفرانس‌های بین‌المللی شهید الزبیر محمد صالح در تاریخ اول ذی‌القعده ۱۴۳۹هـ.ق مطابق به ۱۴جولای ۲۰۱۸م ساعت ۱۱ صبح تقدیم کرد. دیروز که نمایندۀ ما به‌ پولیس تماس گرفت تا جوابی را دریافت نماید، پولیس در پاسخ به این امر افزود ‌که امنیت ملی و سرویس استخباراتی تقاضا برای برگذاری سیمینار را رد کرده و مثل همیشه از دادن بیانیۀ رسمی از این تصمیم خویش ابا ورزیده‌اند. در روشنایی این عدم پذیرش، ما در حزب‌التحریر-ولایۀ سودان می‌خواهیم تا حقایقی چند را برای افکار عمومی به‌طور واضح بیان کنیم:

نخست: این‌که مقامات از برگذاری یک سیمینار در یک سالون سربسته جلوگیری می‌نمایند، تأیید کنندۀ ترس رژیم از گفتن کلام حق مبتنی بر رهنمودهای اسلام است، به‌خاطری‌که موضوع به شریعت و ارتباط آن به زنان و تخطی کامل قانون (CEDAW) در اساس و جزئیاتش با شریعت اسلامی قرار دارد.

دوم: این ممانعت البته که با قوانین الله سبحانه ‌و تعالی، که همانا آشکارسازی حق و از بین بردن باطل در هرجایی‌که هست، مطابقت ندارد. الله سبحانه ‌وتعالی می‌فرماید:

﴿وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا

[اسراء: ۸۶]

ترجمه: و بگو حق آمد و باطل نابود شد، هر آینه باطل همواره نابود شدنی است.

﴿إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ

[بقره: ۱٥۹]

ترجمه: کسانی‌که آیات روشن و رهنمودهایی‌ را که نازل کرده‌ایم، کتمان می‌کنند بعد از آن‌که آن را برای مردم در کتاب روشن ساخته‌ایم الله(سبحانه‌ و تعالی) آنان را لعنت می‌کند و لعنت کننده‌گان نیز آنان را لعنت‌ می‌کنند.

سوم: این رژیم سقوط کرده‌ای تابع غرب کافر استعمارگر، چپ و راست قانون اساسی دست ساختۀ خودش را هم که به فعالیت سیاسی آزاد اجازه می‌دهد، نقض می‌کند. این رژیم حتی تصمیم جمعی را که توسط رئیس جمهور توشیح شده، احترام نمی‌کند؛ مخصوصاً در قضیۀ ما. به عنوان مثال: برگذاری یک سیمینار، فرمان ریاست جمهوری شماره: ۱٥۸ پاراگراف(۳) -۲- بیان می‌کند که: «احزاب سیاسی باید حق برگذاری و تشکیل سیمینارها و اجتماعات عمومی را در ساحات و اماکن عمومی داشته باشند.» و هم‌چنان در پاراگراف (۳)-۳- بیان می‌کند که: «برخلاف بخش قبلی(-۲-)، باید حداقل ۴۸ ساعت قبل از برگذاری برای مقاصد امنیتی، حفاظت و قوانین ترافیکی باید اجازه مقامات گرفته‌شود.»

تصمیم مردم، اجازۀ ممانعت را به مقامات امنیتی نداده؛ بلکه برای آگاهی دادن آن‌ها برای تامین امنیت، محافظت و قوانین ترافیکی بوده است. ما به مقامات امنیتی این گزارش را دادیم؛ ولی آن‌ها تصامیم مردم را بی‌احترامی کرده و از برگذاری سیمینار به نفع کافر غربی استعمارگر جلوگیری‌کردند.

چهارم: ممانعت مردم، به‌خصوص حزب‌التحریر، از گفتن حق در قالب فعالیت صلح‌آمیز سیاسی فکری آخرین میخ برتابوت رژیمی است که مردم سودان را به بهانۀ اسلام برای بیشتر از دو دهه ممانعت کرده‌است، در حالی‌که اسلام از این کارهایی‌که می‌کنند، مبراء است.

در نتیجه، ما به امت اطمینان می‌دهیم که به کسب رضایت الله سبحانه‌ وتعالی، با آشکار کردن حق و از بین بردن باطل، در هر وقتی‌که بتوانیم ادامه می‌دهیم. ممانعت برگذاری یک سیمینار در یک سالون سربسته پایان کار نیست، هزاران راه و اسلوب دیگر برای رساندن حق به مردم، امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد. بدون شک الله سبحانه ‌وتعالی دین خود و بنده‌گان مؤمن خود را حتی بعد از مدتی حمایت می‌کند. چنانچه الله سبحانه ‌وتعالی می‌فرماید:

﴿إنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهَادُ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ

[غافر: ٥۱-٥۲]

ترجمه: درحقیقت ما پیامبران خویش و کسانی ‌را که ایمان آورده‌اند، یاری می‌کنیم؛ در زندگی دنیا روزی‌که شاهدان به‌شهادت برخیزند. همان روزی‌که ستم‌گران را عذر آوردن‌شان سود نمی‌دهد و برای ایشان لعنت است و برای‌شان بدفرجامی آن سرای است.

ابراهیم عثمان(ابوخلیل)

سخنگوی رسمی حزب‌التحریر-ولایه سودان

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

سخنان استاد محمود النعسان (ابو حسن) تحت عنوان "وعدۀ الله متعال و بشارت رسول الله صلی الله علیه وسلم" در مسجد قاح الکبیر واقع در حومۀ ادلب.
جمعه، 22 شوال 1439هـ.ق / 06 جولای 2018

ادامه مطلب...
  • نشر شده در ویدیوها

تقدیم: مفکر سیاسی احمد الخطوانی (ابو حمزه)

چهارشنبه، 20 شوال 1439هـ.ق / 04 جولای 2018م

ادامه مطلب...
Subscribe to this RSS feed

سرزمین های اسلامی

سرزمین های اسلامی

کشورهای غربی

سائر لینک ها

بخش های از صفحه